"همایش بزرگ عدالت‌خواهی" یا چانه‌ زنی‌های حقیرانه

ځلاند 
19 ثور 1390
پنج‌شنبه پانزده ثور گردهمايی زیر نام " همایش بزرگ عدالت‌خواهی" در شهر کابل برگزار گردید. این گرد‌همايی که در میدان اورانوس واقع سرک هشتاد متره میدان هوایی کابل دایر گردید؛ نزدیک به ده هزار نفر در آن شرکت کرده بودند. این "همایش" قبل از ظهر روز پنج‌شنبه ساعت نه صبح آغاز و نزدیک به 12 ظهر با خواندن قطعنامه پایان یافت. سخنرانان محفل عبدالله عبدالله وزیر  خارجه اسبق دولت دست‌نشانده و رهبر کنونی ائتلاف "تغییر و امید"  امرالله صالح سابق رییس امینت ملی دولت مزدور کرزی و تعداد دیگر بودند. گزارش مفصل این "همایش" را در همین شماره می خوانید.
اهداف اصلی"همایش" طوریکه در صحبت‌ها و قطعنامه نیز آمده است: " ایستاده‌گی در برابر ترور و طالب"، "دفاع از ازرش‌ها، ارج‌گزاری به قربانی‌های مردم افغانستان"، " رساتر و بلندتر کردن صدای عدالت" و "نفرت از معامله‌گری به‌منظور طالبانی کردن افغانستان" عنوان شده است.
این "همایش" در حقیقت توسط امرالله صالح با حمایت نزدیک عبدالله عبدالله و جلب همکاری بعضی از احزاب، نهادهای و اشخاص دیگر برگزار گردید. امرالله صالح که سال‌ها در پست ریاست بدنام "امنیت ملی" نصب بود به عنوان یک چهره‌ی سرسپرده به رژیم مزدور و امپریالیست‌های اشغالگر امریکایی و متحدینش اجراء وظیفه می‌نمود. اینکه صالح به هر دلیل از حکومت کرزی طرد و به دور انداخته ‌شده است، نمی‌تواند از خیانت ملی او و مزدوری‌اش نسبت به اشغالگران بکاهد.  این کار او نشان دهنده نوکری و وفاداری به اشغالگران و چانه‌زنی با رژیم است. اگر چنین نیست؟ چرا زمانیکه امرالله صالح ریاست امنیت ملی را به عهده داشت این مسئله را مطرح ننمود. مصالحه یا معامله با طالب یک حرف تازه نیست و از آن گذشته این فقط دولت کرزی نیست که با طالبان معامله‌گری می‌کند، بلکه در واقع این امپریالیزم اشغالگر امریکاست  که در راس این معامله قرار دارد و آن را هدایت می کند.
امرالله صالح نه تنها به اشغالگران امریکایی و متحدینش مشکل ندارد و اشغال کشور را عامل اصلی از دست دادن استقلال ملی و هویت انسانی مردمان کشور ما نمی داند؛ بلکه برعکس تلاش او برای حفظ نظام و قانون اساسی و مزدوری هر چه بیشتر نزد حاکمان قصر سفید میباشد. از این روست که ما می گویم امرالله صالح جزئی از گروه وطن‌فروش و مزدور است که از فروش کشور به مقام، منصب و پول رسیده‌است. برخلاف ادعا او که خود را "حنجره‌ی عدالت‌خواهی" می داند؛ حنجره او حنجره یک وطن‌فروش حقیر و بیچاره و یک تفاله بی مصرف است.
این‌گونه عمل‌کردها (برگزاری همایش‌ها) گذشته از هر چیز دیگر این نکته را به خوبی آشکار می سازد که شکاف بین حلقات رژیم  هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود. امرالله صالح عهده دار سابق ریاست " امنیت ملی" رژیم مزدور و عبدالله وزیر خارجه اسبق که  در آن زمان هر دوی این آقایون از عناصر و مهره‌های کلیدی رژیم کرزی بودند؛ حالا حرف‌شان  به جایی کشیده است که عبدالله رژیم کرزی را غیر قانونی و مشروعیت آن را نیم‌بند می داند و امرالله صالح آن را تهدید به براندازی می کند.
این شکاف‌ها و تضادها در حلقات رژیم نشان دهنده وضعیت شکننده رژیم و سر در گمی نیروهای اشغالگر امریکایی و متحدینش را در کشور نشان می‌دهد. با وجود اینکه  دراین روزها امپریالیزم امریکا و متحدینش از خوشحالی مرگ اسامه سر از پا نمی‌شناسند، در افغانستان سخت دچار سردرگمی است.   
به یک معنی این شکاف و تضاد در داخل کشور انعکاس شکاف و تضاد در سطح بیرونی میان کشورهای امپریالیستی امریکا و انگلیس و متحدینش از یک طرف و روسیه و ایران از طرف دیگر است. این‌طور است که زمان رژیم و اشغالگران امریکایی و متحدینش مجبور به معامله با طالب می‌شوند باید فکر شکاف و رشد نارضایتی را در میان حلقات معین از رژیم نیز داشته باشند.
حالا سوال این است که چرا افراد و اشخاص نظیر امرالله صالح از مشی مصالحه با طالب هراس دارند؟ چرا شعار مبارزه علیه ترور و طالب را سرلوحه خودشان قرار می‌دهند؟ قضیه کاملاً واضح و آشکار است. امرالله صالح خود قربانی پروسه مصالحه با طالب شد. به همین دلیل هر قدر معامله و مصالحه با طالب محتمل و ممکن گردد جایی برای افراد نظیر امرالله صالح تنگ‌تر می شود. به همین دلیل است که صالح، برادر خطاب کردن طالب، از طرف کرزی را خیانت می‌داند و مصالحه دولت و اشغالگران با طالب را معامله به حساب می‌آورد.
این طور است که افراد و اشخاص مزدور و وطن‌فروش از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند. در شرایطی که کرزی به طرف سازش با طالبان به پیش می‌رود؛ امرالله صالح و عبدالله و سایرین از احساس ناسیونالیستی ملیت‌های غیر پشتون بهره‌برداری سیاسی و ابزاری می‌کنند و احساسات ملیتی آن‌ها را دامن می زنند. چون‌ که این راه برای کشاندن  مردم به دنبال‌شان ساده و ممکن است ؛ ولو در حد یک گردهمایی!
"دفاع از ارزش‌ها"، "ارج‌گزاری به قربانی‌های مردم افغانستان" موضوع دیگریست که در این "همایش" مطرح شد. بدون شک طرح اینگونه شعارها نیز برای اغوا و فریب مردم است. زهی بی‌شرمی! دفاع از کدام ارزش‌ها ؟! چه ارزش گران‌بهاتر از استقلال ملی و هویت ملی،‌کشور و  مردم می‌تواند وجود داشته باشد. چه چیزی می‌تواند ارزش‌مندتر از آزادی برای مردم یک کشور باشد؟! چه چیزی! صالح و هم‌قماشان او از فروش آزادی و استقلال کشور به مقام و منصب رسیده بودند حالا که آن موقعیت را از دست داده‌اند، "دفاع از ارزش‌ها"را علم می‌کنند. "ارج‌گزاری به قربانی‌های مردم افغانستان" یعنی چه؟ اگر قربانی‌های خلق افغانستان مورد بحث است که بهای این قربانی فقط و فقط آزادی مملکت و کسب استقلال واقعی آن از اشغالگران می‌توانست باشد نه چیز دیگر. اما افراد خود فروخته همچون امرالله صالح و داکتر عبدالله " آن‌قدر بی‌چشم و رو هستند که داشتن موقف خودشان مساوی با " ارج‌گزاری از قربانی‌های مردم افغانستان" می‌دانند. خودشان را "نماینده مردم"، "حنجره عدالت‌خواهی" و "صدای عدالت" نام می‌مانند.
امرالله متفرعنانه عربده مي‌كشد:" حوزه ضد ترور( برگزار كنندگان همايش ) حوزه ملي است. ما فرا قومي مي‌انديشيم. هيچ اجنداي كوچكي كه منافع برزگ افغانستان را زيانمند بسازد نزد ما نيست. حوزه ميليوني ضد ترور حوزه قومي نيست. حوزه فرهنگي و سياسي است. حوزه مردمي است."
فضاي "همايش" به درستي اين ادعا را به اثبات رساند كه چگونه اين جمع فرامليتی مي‌انديشند. عبدالله در جريان سخنراني خود يكی از انتقاداتش بر كرزي اين بود كه چرا در صحبت‌هايش در مرگ اسامه از قهرمان ملي كشور ياد نكرده است. او اسامه را قاتل قهرمان ملي( احمدشاه مسعود) خواند و از كسی ديگر  نام نبرد. اين حرفهاي عبدالله باعث ناراحتي و دلخوری عناصر و اشخاص متعلق به مليتهای هزاره شد كه در اين همايش همكاري و اشتراك داشتند. به همين دليل اسد بودا زمانی كه پشت بلندگو قرار گرفت از "مزاري " به عنوان كسي نام برد كه به دست اسامه و باندش كشته و شهید شده است. در همين زمان كه اسد بودا از مزاري صحبت مي كرد، صدایي از وسط محفل كه بلندگوی دستي، در دست داشت حرف اش را قطع مي كند و شعار مي‌دهد:" زنده باد مصطفي كاظمي شهید."
آخرين سخنران، شيرزاد صافي( لغماني) برادر زاده‌  داكتر عبدالله( سابق معاون امنيت ملي) زمانیكه نوبت سخنراني‌اش مي ‌رسد فقط از داكتر عبدالله ياد مي‌كند و تقربيا كل صحبت‌اش در مورد عبدالله است و نام كسي ديگر را به زبان نمي‌آورد. اين است فضاي فراقومي و حوزه فرهنگي كه صالح و هم قماشان او ايجاد كرده است كه براي دو ساعت در  حضور مردم نمي تواند گرايش شديدا مليت‌گرايي و روحيه‌ي  تنگ نظرانه قومي شان را تبارز ندهند. افراد و اشخاصی كه از نفاق مليتي و قومي نفع برده‌اند و هميشه اين اختلافات را دامن زده‌اند امروز به شكل بیشرمانه از ايجاد حوزه فراقومي ياد مي كنند.
خلاصه اینکه این همایش چیز ی نبود جزء تلاش مذبوحانه عناصر و اشخاص شیاد و استفاده‌جو و وطن‌فروش از قبّل مردم. این افراد می‌خواهند در میدان رقابت‌های ارتجاعی شان از مردم استفاده کنند و مردم را به دنبال‌شان بکشانند. امرالله صالح و داکتر عبدالله هیچ فرق ماهوی با کرزی و سایر مزدوران ندارند. اين عوام‌فريبي‌ها و دسيسه‌ها ديگر نبايد بتواند مردم ما را بفریباند. اين نوكران امپرياليزم و بيگانه‌گان براي خلق و مردم ما امتحان پس داده‌اند. "آزموده را آزمودن خطاست". مدت ده سال است كه عمر رژيم مزدور كرزي مي‌گذرد در اين مدت تقريبا تمام توهمات و خوش بیني‌ها كه در ميان مردم ما وجود داشت در حال از بين رفتن است. در اين مدت برخلاف آن چه باید مي شد مردم ما هر روز بيشتر از روز قبل به فقر ، بيكاري ، ،فلاكت و بدختي شان تحت قواي اشغالگر امريكایي و متحدين شان افزده مي شود.
نبايد اجازه داد معامله‌گران باز هم به سرنوشت مردم ما معامله كنند. آنهايیكه از ابتدا در پروسه خيانت ملي شریك بوده‌اند و وطن فروشي شان آشكار است بايد افشاء و رسوای شان ساخت. "جنبش انقلابي جوانان افغانستان" راه نجات و خلاصي كشور از فلاكت و بدبختي در بيانه‌اش اينگونه فرموله كرده است:
"جنبش انقلابی جوانان افغانستان" قویا باورمند است که راه نجات کشور و مردمان کشور، منجمله جوانان، راه اخراج قهری قوت‌های اشغالگر امپریالیستی از کشور و سرنگونی جبری دست نشاندگان شان، از طریق برپائی و پیشبرد مقاومت ملی، مردمی و انقلابی همه جانبه است. غیر از این، هیچ راه اساسی دیگری برای خروج کشور و مردمان کشور، منجمله جوانان، از بدبختی و فلاکت هول‌انگیز کنونی وجود ندارد...."  


به پیش در راه برپایی و پیشبرد مقاومت ملی مردمی و انقلابی علیه
اشغالگران امپریالیست و خائنین ملی!