گزارشی از دشت برچی کابل


زلاند
جمعه: 22 اسد 1389

قبل از ظهر روز جمعه 22 اسد در نواحي غرب كابل در دامنه كوه قروغ درگيري ميان مردم محل (هزاره ها)  و (كوچيها) صورت مي گيرد، که در واقعیت امر این درگیری بین مردمان کوچی و هزاره یعنی مردم زجردیده و آواره کوچیهای پشتون  و مردمان زجر دیده هزاره ( که همیشه نه تنها مورد ستم و بیداد شئونیزم طبقات حاکمه ملیت پشتون بلکه طبقات حاکم خودی نیز قرار داشتند.) نبود ؛ بلکه به گفته مردم خبره زمینه چینی این درگیری که منجر به ریختن خون مردمان  ستمکش هزاره و کوچیهای آواره میشود، توسط غارت گران و غاصبین ملکیت های عامه: حاجی غلام نبی مالک شهرک (سبز) ، برادر کوچک محمد کریم خلیلی ، معاون دوم حامد کرزی ، رئیس جمهور رژیم مزدور و باند مسلح بنام کوچیها با سرکردگی ملا تړه خیل و امثال او که در روز روشن شهریان  مظلوم و بیگناه  کابل را به گلوله بستند ، صورت گرفته بود.


حاجی غلام نبی بعلاوه افراد وابسته  به خودش عده مردم را نیز به بهانه اینکه قبرستان شان مورد تجاوز قرار دارد، با خود همراه میسازند و قبل از روشن شدن هوا برای عملی کردن و گسترش نقشه شهرک(شهرک سبز) به خط اندازی می پردازند. جانب مقابل بنام کوچیها ، مدعیان ملکیت بر زمین ( که ملکیت عامه میباشد) و تصرف آن با آمادگی قبلی نیز در محل منازعه موجود بودند .
 این موقعیت غاصبانه هر دوجانب  منجر به درگیری و کشته شدن افراد میشود. گرچه آمار دقيق كشته شده گان معلوم نيست ، اما به گفته شاهدان عیني تعداد كشته شدگان جانبين به شش نفر مي رسيد. با آمدن اردو و پوليس  و شليك بسوي مردم، مردم خشمگين و بر افروخته مي شو ند و بعد از اين عمل خائينانه و جنايتكارانه پوليس
، مردم دشت برچي به سرك ها مي برآيند و دست به تظاهرات خشمگینانه مي زنند. در مسير حركت شان از قسمت پول خشك به طرف ګوټه سنگي تمامي پوسترهاي انتخاباتي كانديدا های پارلمان رژیم مزدور را پاره  و  به آتش  میكشند.
 مردم در مسیر راه بر پوسته امنيتي وحوزه سيزدهم پولیس حمله می نمایند و با خشم  و انزجار کامل  آنرا ویران و به آتش می کشند. پوليس رژیم مزدور به صورت بیرحمانه و وحشيانه آتش گشودند و تعدادی از هموطنان ما را به خاك و خون كشیدند. سبعيت و ددمنشي پولیس و اردوی جنایتکار موجب خشم و نفرت  هرچه بیشتر مردم گردید و هر آنچه  متعلق به رژیم مزدور و باندهاي جنایتکار و خاینین  بود،  مورد حمله قراردادند و به آتش کشیدند .
در قسمت پول سوخته نيروهايي اردو و پوليس رژيم خواستند جلو خشم و پیشروی مردم  را  بگيرند. اما مردم همانند سيل توفنده هر مانع که در جلو پیشروی شان قرار گرفتند، با تمام قدرت آنرا از بین برده و پوسته امنيتي پوليس را به آتش كشيدند و به طرف ګوټه سنگي پیشروی نمودند. نبرد جدي و نابرابر ميان مردم كه با چوب ،  ميله هاي آهني و سنگ و اردو و پلیس دولت مزدور که با وسایط زره پوش،تانک و سلاح خودکار مسلح بودند در گرفت. مردم و بطور اخص نیروی جوان در چوك ګوټه سنگي با جرات و شهامت وصف ناپذير كه از هر سوء توسط  اردو و پوليس مورد هدف قرار گرفته بود بر پوسته امنيتي پوليس حمله نمودند و تصاوير و عكس هاي كانديداها را به آتش كشيدند و سوپر ماركيت ها را سنگ باران نمودند.


شايد رژیم مزدور و خاینین وابسته به آن ، این عمل مردم که با اشکال گوناگون مورد ستم و بیداد قرار دارند را بمثابه یک عمل  مخرب و زیان آور، مردود ومحکوم نماید، که باید چنین کند . اما به یقین و بدون شك اين عمل توده های محروم، يك عمل ياغيگري بي مانند طبقات محروم و بي چيز كه خشم و انزجار طبقاتي شان را به نمايش گذاشت، بود. این شورش و بغاوت مردم  بود، كه از دست ستم امپریالیستی،مليتي و طبقاتی به ستوه آمده اند. خشم سالها حقارت ملیتی،اسارت استعماری،ستم طبقاتی، بيكاري ، فقر و گرسنگي كه منجر به ياغيگري مي شود، در 22 اسد خود  را به نمايش گذاشت.
در مقابل اين بي باكي و قهرماني مردم  نترس و ياغي، نيروهاي اردو و پوليس مزدور به وحشت افتادند و به امر مزدوران بلند رتبه شان به طرف آنها شلیک نمودند. كشتار مردم بي گناه و جوانان در چوك ګوټه سنگي بعد از ظهر جمعه 22 اسد به طور يقين يكی از كشتارهای سبعانه و وحشيانه رژيم بود. چهره كريه و استبدادي رژيم مزدور يك بار ديگر به طور بسيار جدي آشكار گرديد. تمام ادعاي های دموكراتيك مآبانه امپریالیستهای تجاوزگر و رژيم مزور دود هوا شد و دست هاي آدم كش رژيم بطور بي پرده از آستین بیرون شد. كشتار مردم بيگناه و جوانان بدست عمال جنايتكار رژيم ماهيت رژيم را برملاء ساخت و نشان داد كه اين رژيم يك رژيم پوشالی مستبد است كه داراي خصلت غليظ شئونيستي ميباشد.
اما تظاهرات و بغاوت مردم وجوانان مليت هزاره برخلاف تصور عموم كه اين مردم آرام، مطيع و خوش باور میدانستند، نشان داد كه  اين مردم فوق العاده مردم سرشار دلير و شورشگر هستند و از همه  مهمتر اينكه با پايين كشيدن عكس محقق و دار و دسته اش و همچنان خليلي و عمال اش نشان دادند كه مليت هزاره ماهيت اين رهبران قلابي و كاذب را دريافته و جنايات اين جنايتكاران را خوب درك نموده است.
حادثه امروز و قهرماني اين مردم ستمدیده تمامی آرزوها و خواب و خيال هاي واهي این رهبران نا رهبر و دروغین را نقش بر آب ساخت.
گر چه كشتار مردم و جوانان در جریان این واقعه به دست عمال رژيم فوق العاده و حشتناك و درد آور بود، اما این قربا نی مردم هرگز به هدر نخواهد رفت بلکه سبب هرچه بیشتر بالا رفتن اعتماد ، همبستگي و وحدت ميان مردم و بي باوري به كساني كه مردم سالها به آنها به چشم رهبر و حامي خود مي ديدند خواهد شد. اين يك واقعيت است كه مردم  بيداري و رهائی را در صحنه مبارزه و ميدان عمل به دست مي آورند ، نه در هيچ جاي ديگر!


مرگ بر رژيم مزدور !
مرگ بر اشعالگران
كوتا باد دست جنايتكارانه رژيم از كشتار مردم بي گناه!
زنده باد خلق قهرمان ما