نقش امپریالیست های انگلیس در اشغال کنونی افغانستان
شهاب
افغانستان۹۲ سال قبل به تاریخ ۲۸ اسد، بعد از سه جنگ خونین با امپراطوری انگلستان، توانست استقلال سیاسی خود را از آن کشور اعلام کند. در آن سه جنگ که تقریباً هشتاد سال طول کشید، هزاران مردم بی گناه و مظلوم جان های شان را از دست دادند، هزاران دیگر معیوب شدند، خانه های شان ویران و خانواده های شان از هم پاشید. اما در نهایت این مردم شجیع و آزدیخواه، با ابزار جنگی بسیار ابتدایی و قبول قربانیهای بیدریغ در میدان جنگ، توانستند بزرگترین امپراطوری وقت را شکست دهند و بزرگترین و باشکوه ترین میراث را که گوشه از داستان زندگی مبازراتی مردم این کشور در برابر اشغالگران خارجی است، به نسل های آینده به ارث بگذارد.
اکنون با گذشت بیشتر از یک و نیم قرن، میراث خواران امپراطوری اشغالگر انگلیس تحت نام های فریبنده تر از قبل، به افغانستان باز گشته اند و این کشور را تحت تسلط خود در آورده اند. اشغالگران انگلیسی بعد از امپریالیست های اشغالگر امریکایی بزرگترین کشور از لحاظ نظامی میباشد که افغانستان را مورد تجاوز و اشغال قرار داده اند و طبق گفته بارک اوباما در سال 2008، "تمامی کار های کثیف" در این کشور توسط این دو قدرت امپریالیستی انجام میشود. در واقع انگلیس ها در اشغال کنونی افغانستان از نقش بسیار بزرگ و درجه دوم، بعد از امریکا، برخوردار میباشند.
در سال 2001 م با اعلام "جنگ ضد تروریزم" و آغاز "عملیات آزادی بی پایان" توسط امپریالیست های امریکایی و تجاوز مستقیم آنها بر افغانستان، بزرگترین حامی و همکار آنها در این جنگ امپریالیزم انگلیس به شمار میرود. در سال 2001 م عملیات را تحت نام "Operation Verritas " یا "عملیات حقیقت" آغاز کردند که نابودی حاکمیت طالبان هدف آنرا تشکیل میداد و الی اخیر همان سال ادامه یافت. در این هنگام 22500 نفر نظامی انگلیسی در عمان در حال تمرین های نظامی بودند و به همین دلیل توانستند به سرعت در افغانستان فعال شوند. در این عملیات "ضد" حقیقت و مبتنی بر اهداف امپریالیستی غارتگرانه، از نیرو های دریایی ( Royal Navy ) و نیرو های هوایی ( Royal Air Force ) استفاده به عمل آمد و تعداد اشغالگران انگلیسی در این عملیات به 1700 نفر میرسیدند. بیشترین اهداف این عملیات نیروهای نظامی طالبان به شمار میرفت. عملیات "ویریتاس" در اخیر سال 2001م پایان یافت و در آخرین اقدام، نیروهای آیساف یا به اصطلاح "نیرو های بین المللی تامین امنیت" را در کابل تاسیس کردند که رهبری آن تا مدتی به عهده نیروهای انگلیسی قرار داشت.
بعد از سال 2001م تا کنون تمامی فعالیت های نظامی رسمی انگلیس ها در افغانستان تحت نام "Operation Herrick " صورت گرفته است و تعداد نظامیان انگلیسی در این عملیات اکنون به 9500 تن میرسد. بیشترین فعالیت ها و حضور نظامی نیرو های انگلیسی در طول این مدت عمدتاً در ولایات نا آرام جنوبی بوده است. در هلمند سه پایگاه بزرگ نیروهای انگلیسی به نام های Price در گرشک، پایگاه لشکرگاه و پایگاه Bastion در نزدیکی لشکرگاه و گرشک، و در قندهار پایگاه اصلی نظامی انگلیس ها در میدان هوایی قندهار واقع است. مطابق آمار اعلام شده از سوی وزارت دفاع انگلستان، در "عملیات هرک" تا کنون 370 نظامی انگلیس کشته شده اند، بیشتر از 1500 نظامی زخمی شده و صد ها تن دیگر به امراض روانی مبتلا شده اند. در مقابل، فیصدی بزرگ تلفات مردم بی گناه ملکی که طی یک دههء اخیر از جانب نیروهای اشغالگر وارد گردیده است و نظر به آمار غیر رسمی تعداد آن به بیشتر از 20000 نفر میرسد، بعد از یانکی ها به اشغالگران انگلیس تعلق میگیرد.
افغانستان کنونی یکی از میلیتاریزه شده ترین کشور های جهان به شمار میرود که سکتور نظامی آن قسمت بزرگ از درآمد ملی و "کمک های" مالی سرازیر شده به کشور را به مصرف میرساند. در این میان انگلستان نیز در این نظامی سازی افغانستان، از طریق صدور سرمایه در اشکال مختلف، نقش مهم دارد. طبق آمار ارائه شده توسط "کتاب آمار جهانی سیا"، افغانستان 1.9 در صد در آمد ناخالص ملی خود را در سکتور نظامی به مصرف میرساند که این مقدار مصارف در تناسب با درآمد ناخالص ملی، بیشتر از هر یک کشور های جاپان، جرمنی، ایتالیا و کانادا بوده و تقریباً نزدیک به هند و حتی انگلستان میباشد! از جانب دیگر سرمایه گذاری و به اصطلاح "کمک های" انگلیس ها نیز به شدت در شکل نظامی صورت گرفته و میگیرد. انگلستان، بعد از امریکا بزرگترین صادر کننده "کمک" های نظامی به افغانستان به شمار میرود. فقط در این اواخر به مقدار 32.5 میلیون پوند که معادل تقریباً 60 میلیون دالر میشود، در شکل اسلحه توسط شرکت های انگلیسی به افغانستان صادر شده است.
علاوه بر فعالیت های رسمی و عریان نظامی که انگلیس ها در افغانستان به پیش میبرند، تعداد زیادی از فعالیت های نظامی شان توسط شرکت های نظامی و امنیتی خصوصی "PMSCs " انجام میشود. این شرکت ها در واقع از هیچ قانون پیروی نمیکنند، در مقابل دولت پاسخگو نیستند و فعالیت های شان در یک "سیاه چال اطلاعاتی" پیش برده میشود. تنها در فاصله سال های 2007-2009 دولت انگلیس بیشتر از 60 میلیون پوند معادل تقریباً 100 میلیون دالر را بالای PMSC ها در افغانستان مصرف کرده است.
این همه مصارف گزاف در حالی صورت میگیرد که مطابق گزارش سال 2009 "کتاب آمار جهانی سیا"، افغانستان یکی از فقیر ترین کشور های جهان به شمار میرود که بیشتر از 36 در صد مردم آن زیر خط فقر زندگی میکنند. جمعیت عظیمی از مردم کشور با کمبود مواد غذایی مواجه بوده و اکثریت این مردم فاقد سرپناه و خدمات اولیه صحی میباشند. از لحاظ مرگ و میر نوزادان، با میزان 166 مرگ و میر سالانه از میان 1000 تولد، افغانستان در مقام دوم قرار دارد! همچنان از لحاظ داشتن مقدار آب پاک برای باشندگان خود، افغانستان با رقم 13 فیصد (مطابق گزارش های WHO و UNICEF ) در مقام اخیر قرار دارد. همه این عوامل باعث میشوند که میزان عمر متوسط در این کشور به 44.6 سال (مطابق گزارش های WDI ، WHO و UNICEF ) پایین بیاید یعنی یکی از پایینترین سطح عمر متوسط در تمامی کشور های جهان. این است اثرات چند ساله "کمک های بشر دوستانه" یکی از بزرگترین کشور های امپریالیستی!
انگلیس ها در جنگ غارتگرانه و انتقام جویانه شان در برابر مردم مظلوم افغانستان نه تنها امپریالیست های امریکایی را همراهی کرده اند، بلکه سیاست های نهایت معامله گرانه شان را نیز پیش برده اند. انگلیس ها تجاوز نظامی شان را در افغانستان چنین توجیه میکنند: "چنانچه ما اجازه بدهیم که افغانستان به محل امن برای تروریست ها تبدیل شود، امنیت خود انگلستان در معرض خطر قرار خواهد گرفت". اما همین انگلیس ها از چندین سال بدین سو بیشتر از هر کشور امپریالیستی موجود در افغانستان علاقمند بوده اند تا طالبان را، که به " ترورست هایی " مانند اسامه بن لادن پناه داده بودند، در دولت دست نشانده شریک بسازند. این معامله گری ها بشکل عریان در جنگ موسی قلعه به مشاهده رسید که باعث ناراحتی شدید امپریالیست های امریکایی گردید. اکنون حتی علاقمندی امریکایی ها نیز برای این کار افزایش یافته است، و به همین دلیل است که تلاش های جدی آنها برای قانع ساختن طالبان برای پیوستن با دولت دست نشانده آغاز گردیده است.
اما طالبان برعکس، حملات شان را در مقابل نیرو های نظامی اشغالگر و رژیم دست نشانده به شدت افزایش داده اند؛ آنها همواره دعوت رژیم دست نشانده برای ترک جنگ و پیوستن به "پروسهء صلح" را رد کرده و گفته اند تا زمانی به مبارزه ادامه میدهند که نیروهای خارجی افغانستان را ترک کنند. به هر صورت، با وجود کوشش ها و تلاش های انگلیس ها که از چندین سال بدین سو برای شریک ساختن طالبان در حاکمیت دست نشانده ادامه یافته است، به نظر نمی رسد که بتوانند در این کار موفق شوند و با وادار ساختن طالبان به شرکت در دولت دست نشانده، خود بدون درد سر به غارتگری در افغانستان ادامه دهند.
مطابق سروی ای که در ماه جون 2010 توسط German Marshal Fund of the United States انجام شد 73 در صد مردم انگلستان مخالف حضور نیرو های نظامی شان در افغانستان بوده و خواهان برگشت این نیروها به کشور شان میباشند. از این میان، 33 در صد مردم خواهان برگشت فوری (در 2010) و 40 در صد مردم خواهان برگشت نیروهای نظامی انگلیس در سال 2011 بودند. این مسئله همواره بعنوان یکی از آلات فشار برای بیرون ساختن اشغالگران انگلیسی از افغانستان عمل کرده است، تا آنکه دولت انگلستان خروج نیروهای نظامی اش را از افغانستان اعلام کرد.
امپریالیست های انگلیسی در سال 2010 اعلان کردند که پروسهء خروج نیروهای نظامی شان از سال 2011 آغاز و در 2015 پایان خواهد یافت. دیود کامرون وزیر اعظم انگلستان در جولای 2010 به بی بی سی چنین گفت: "ما برای اینکه به مردم یک مقدار وضاحت داده باشیم، بیان کردیم که در سال 2015 سربازان جنگی یا تعداد زیاد سربازان انگلیسی در افغانستان حضور نخواهند داشت". او چنین ادامه داد: "البته ما با افغانستان رابطه خواهیم داشت و ممکن است بعضی آموزش ها را نیز پیش ببریم، اما این کار ها به شکل کنونی نخواهد بود". با توجه به مواضع رسمی زیرکانه دولت انگلیس در مورد خروج نظامی شان از افغانستان، گمان نمی رود که این خروج بطور کامل و غیر مشروط صورت گیرد، زیرا انگلیس ها هم اکنون شدیداً برای تامین سهم غارتگرانه شان در مسایل مربوط به اشغال افغانستان دخیل هستند. در جولای 2009 Bob Ainsworth ، وزیر دفاع انگلستان گفته بود "تمامی منطقه ای که افغانستان در آن قرار دارد، برای انگلستان دارای اهمیت استراتیژیک میباشد". در واقع بر طبق همین اهمیت استراتیژیک است که انگلیس ها هیچ گاهی حاضر نخواهند شد منافع شان را فراموش کرده و محترمانه افغانستان را بطور کامل ترک کنند. ممکن است شکل حضور شان در افغانستان تغییر کند و بعد از 2015 بجای نیرو های نظامی رسمی انگلیسی، فعالیت های این کشور توسط PMSC ها و یا هم در اشکال دیگری پیش برده شود، اما خروج بدون قید و شرط و کامل اشغالگران انگلیسی با منطق غارتگرانه امپریالیستی جور در نمی آید. به هر صورت، حتی اگر قبول کنیم که انگلیس ها تا اخیر سال 2015 بطور کامل افغانستان را ترک خواهند کرد، این به هیچ وجه نباید به توجیه تسلیم طلبی در قبال وضع موجود تبدیل گردد، نه تنها در مورد مسئله خروج اشغالگران انگلیسی بلکه در مورد خروج عساکر هر یک از کشور های اشغالگر.
مردم افغانستان یک بار دیگر با دستان خالی در مقابل تانک ها و توپ های دشمن دیرینه خود قرار گرفته و شجاعت شان به مبارزه طلب شده است. یک نبرد تاریخی دیگر در پیش است و همراه با آن دو راه که میتوان انتخاب کرد: یکی راه جانباختگان شجاع و مبارزین آزادی و دیگری هم راه بزدل شدن و تسلیم شدن.
کاملاً واضح است که مردم افغانستان هیچ گاهی نخواسته اند و نه هم میتوانند با اشغالگران چون امپریالیزم انگلستان که هزاران میل دورتر از افغانستان قرار دارند، قصد جنگ کنند. این خود اشغالگران هستند که بر حسب منافع غارتگرانه شان مردم افغانستان را مورد تجاوز قرار داده اند؛ پس مردم افغانستان کاملاً حق و نیز مسئولیت دارند تا در مقابل این تجاوز از خود دفاع کرده و متجاوزین را از خاک خود بیرون کنند که خواهند کرد. در این میان چیزی که دارای اهمیت تعیین کننده است، تامین رهبری انقلابی برای پیشبرد مبارزه بر ضد تمامی اشغالگران به شمول اشغالگران انگلیسی میباشد. زیرا، فقط با تامین رهبری انقلابی است که میتوان از منحرف شدن مبارزات مردم، به شکل که متاسفانه تا کنون صورت گرفته است، جلوگیری کرد و مبارزات مردم را در جهت درست سوق داد.
میتوانید با ما ازین طریق در تماس باشید:
jawanan@gmail.com
Www.afghanistanrmy.org |