شعری از: شهید داوود " سرمد"
گزینش شعراز: مشعل
خیزید تا که محشرسرخی بپا کنیم
خیزید تا که محشرسرخی بپا کنیم عهدی سپرده ایم به مردم, به جا کنیم
با دست خشم خلق وشمشیرانقلاب سرهای دشمنان زتن شان جدا کنیم
جاری شود چو سیل خروشندۀ زخون درموج آن , چو ماهی مستی شنا کنیم
درافتخارمرگ پراز ننگ دشمنان بروی نعش مرتجعین رقص ها کنیم
پشت هرآنکه پشت به مردم نموده است با طعم تازیانه ای خود آشنا کنیم
خطی کشیم بین ترقی و ارتجاع با مرزسرخ سنگرخود را جدا کنیم
بندیم دست غارت بیداد سخت سخت یعنی گره زکار ستمدیده واکنیم
روشن کنیم دیده زخورشید معرفت دامان جهل و وحشت و ظلمت رها کنیم
همچون طبیب حاذق دمی شویم ما زخم درون سینه مردم دوا کنیم
ما را به اشک وخون جگرپروریده اند دَین کبیرخلق زگردن اداء کنیم
خلقی به صد امید به ما بسته اند دل "سرمد" بیا که کام دل شان روا کنیم
|