دوستان عزیز سلام برشما
مشکلی دارم که میخواستم با شما درمیان بگذارم ، جریان انتخابات است ، به هرجا که صحبت ازانتخابات بالا می آید نمیتوانم ساکت بنشینم زیرا به این اعتقاد رسیده ام که کشور ما اشغال شده و دولت آن دست نشانده هست هرکسی که روی کارآید نمیتواند منافع ملی کشوررا به غیراز منافع اربابان اشغالگررا تامین کند به این ارتباط باید به صراحت لهجه این انتخابات را تحریم کنیم.
به پای تحریم آن برویم ، و مردم را دعوت کنیم تا این تحریم انتخابات را هرچه وسیعتردامن زنند. اما یک مشکل :
مشکل من این است که هرجا بحث از تحریم انتخابات میشود به هرکسی که میگویم باید آنرا تحریم کنیم درجواب به من میگوید تحریم کنیم که چه شود؟ میگویم بخاطری که شریک وطن فروشی این خائینین نشویم ؟ میگوید خوب ، این تحریم بعد از آن چه کنیم ؟ به کی اعتماد کنیم؟ درین کشور ایا کسی دیگرهم پیدا خواهد شد که بتوان به او باورداشت؟ میگویم بله ، میگوید به کی ؟ میگویم به خود و اراده خود؟ میگوید برو بابا به خود اگرما میتوانستیم این کشور تاحال آباد شده بود ؟ ما هیچ چیزی نداریم که بتوان به آن تکیه کرد؟ میگویم مثلا چی ؟ میگوید اول رهبری خوب؟ میگویم داریم و هست؟ میگوید کجاست؟ نکنه تو هم دنباله رو کدام جریان سیاسی شدی؟ هرجریان سیاسی را که تاریخچه اش را ازنظربگذرانیم چیزی نداشته به غیرازینکه مردم را فریب داده و خود را به قدرت و مقام و چوکی رسانیده و آنگاهی که به قدرت رسیده کل مردم را پشت پا زده! میگویم این تعبیرتعبیرغلطی است که به خورد مردم داده اند باید این مفکوره رااز ذهن خود پاک کرد. میگوید غلط به چه خاطر؟ میگویم به این خاطر که ما خیلی کسانی داریم که بخاطر این وطن واین مردم رنجدیده شب وروز درتلاش است؟ میگوید خوب بسم الله ! نشانم بده ، کجاست و چه میکند؟ اینجاست که بند میمانم ودو راه پیش پایم گذاشته میشود:

_اولین راه این است که دایما پلاتفورم جنبش با من باشد و همینکه گفت کجاست به او بدهم وبگویم بسم الله تو هم بگیربخوان و آستین را بالا زن و بیا و کار خود را اگر راست میگی شروع کن!

_راه دوم این است که خاموش بمانم و بگویم هست ولی هیچی گفته نتوانم و اصلا راهی نداشته باشم که برایشان نشان دهم؟

اینجاست که به مشکل جدی برخورد نمودم نیازمند همکاری شما هستم.
پیروزباشید
14 سرطان 1388

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دوست عزیزسلام های متقابل ما را بپذیرید
نامه پربارشما را خواندیم، حقیقتا ازیک طرف درجه اعتقادتان نسبت به تحریم انتخابات سال جاری و از طرف دیگر احساس مسئولیت شما و احساس رسالت شما در قبال وطن و مردمان وطن حائز اهمیت و قابل قدر است ، ازآنجائیکه نامه شما توسط روابط شما به دست ما رسیده است و ازآنجائیکه خودتان عضویت جنبش انقلابی جوانان افغانستان را دارید باید روی چند موضوعی که خودتان در نامه تذکرداده اید مکث نماییم:

_علت بی باوری اکثریت جوانان نسبت به خود و اراده شان

_برداشت دیگران نسبت به دنباله روی از جریانات سیاسی

_پخش گسترده یا عدم گسترده پلاتفرم جنبش انقلابی جوانان یا سکوت محض؟ در مقابل دیگران !

بدین اساس اجازه دهید از جواب به موضوع اول شروع نماییم:
همانطوری که خود بهتر میدانید هر پدیده دارای علت و معلول مشخص خود است. درارتباط به اینکه حرف شما چرا درهمان محدوده ائی که خود قرار گرفته اید و نه فراتر از آن شنونده ندارد برمیگردد به بی باوری جوانان نسبت به خود و اراده خود. جوانان کشور ما درطی تاریخ 169 ساله ( از آغاز حمله انگلیس به افغانستان واشغال این سرزمین تا حال) از اوضاع سیاسی – فرهنگی – اجتماعی بطور اخص سیاسی عقب نگه داشته شده اند. این عقب ماندگی خواسته و ناخواسته تاثیرات منفی خود را بالای تمامی اقشار جامعه گذاشته است که قشروسیع جوانان نیز شامل آنست. درمیان جوانان گاهی دیده میشود که این بی باوری ها حتی به سرحد جنگ و منازعه نیز کشیده میشود و نه تنها به نتیجه ائی نیز منجر نمیگردد بلکه آنرا بیشتر خراب میسازد. اگر ما بخواهیم بر تمامی مشکلات جامعه مستعمره – نیمه فئودال افغانستان فایق آییم باید که سطح بینش خود و اطرافیان خود را ارتقاء دهیم زیرا بدون یک دیدگاه انقلابی و آگاهی سیاسی ما نه تنها قادرنیستیم بعنوان يك نیروی آگاه و مبارز دراين اوضاعي كه مقابل ماقرارگرفته است ، قد علم نماييم بلکه ازطرف دیگر نخواهیم توانست اعتماد به نفس جوانان را دوباره زنده کنیم. زنده نمودن اتکاء به نفس برای تمامی جوانان ازمهمترین موضوعاتی است که باید مورد توجه قرار داشته باشد. جوانان ما باید به خود و نیروی خود اعتقاد راسخ پیدا کنند ، باید تمامی جویبار های نارضایتی و خشم آنان به حرکت در آیند و به سمت و سوی واحدی رهنمون شود ، تا قوت عظیم مبارزاتی شان در پیوند با کل مقاومت ملی ، مردمی و انقلابی خلق های زحمتکش کشور و به مثابه بخشی از این سیلاب سهمگین ، به حرکت در آید و بر دژ های اشغالگران و دست نشاندگان شان ، یورش برد و ویران شان سازد" ، بدین اساس توصیه ما به شما این خواهد بود که اگر در صورت امکان با اشخاصی که فوقا بدان اشاره کرده اید روبروی میشوید کوشش کنید از زندگی شخصی شان آغاز نمایید، چرا که هرشخص نیازمند ضرورت های حداقل اولیه زندگی خویش است. باید به آنها تفاوت های کیفی میان رژیم دست نشانده و یک دولت مردمی که متکی به اراده مردم باشد را نمایان سازیم. باید چشمان بسته را دوباره باز نمود باید به همه جوانب به دقت نظرانداخت و نباید کورکورانه همه چیز را پذیرفت و نباید فریب و نیرنگ مرتجعین رنگارنگ را خورد.  اگر این کارها صورت نگیرد خواسته یا ناخواسته زندگی تمام انسانها به بازی گرفته خواهد شد همانطوری که فعلا به بازی گرفته شده است.

راجع به موضوع دوم: این که چرا دیگران چنین بردداشتی دارند که دنباله روی از یک جریان سیاسی را آغاز کرده اید؟ باید یادآورشویم که ما درشرایط فعلی افغانستان با مشکلات فراوانی روبرو هستیم که این مشکلات و بن بست ها ، هرج ومرج فکری را نه تنها درمیان مردم بلکه درمیان روشنفکران ما بوجود آورده است و اعتقادات رنگارنگی را در وجودشان مجسم نموده است. ما باید بتوانیم توانائی تبلیغ، ترویج و سازماندهی را درخود تقویت نماییم وبعنوان کسانیکه راهنمای عمل مبارزاتی درمیدان مبارزه هستند گام های استوار و آهنین برداریم ، صفوف تشکیلاتی مان را مستحکم سازیم طوریکه حرف و عمل مان باید با هم خوانائی داشته باشد نباید ادعای مان صرف در حرف باقی بماند. اگر حرف ما درعمل پیاده نشود نه تنها موفق نخواهیم بود بلکه مردم نیز حق دارند برایمان بگویند دنباله روی فلانه جریان سیاسی.
خلاصه کنیم مبارزه سياسي در يك جامعه طبقاتي امري ميكانيكي نيست و بطور عمده يك امرارادي و آگاهانه محسوب ميگردد. آن كسانيكه درمبارزه سياسي متزلزل ومردد باشند ويا اينكه منافع شخصي اش برمنافع اجتماعي ارجحيت داشته باشد،  ديريا زود در مقابل موج مشكلات و سختي ها و يادربرابر طولاني شدن مدت مبارزه خسته شده و صحنه را خالي ميكنند.
وفاداري به مبارزه سياسي نياز به خصلت هايي دارد كه كسب و حفظ آنها آسان نيست و نيازمند آگاهي ، كارفكري ، هوشياري و مراقبت است. خصلت هائي كه يك انسان مبارز بعنوان گنجينه گرانبها از آن مواظبت كرده و نميگذارد كه رفاه و لذت زندگي عادي ومنافع شخصي آنرا دستخوش قلب ماهیت كند.
بدين اساس پايداربودن درميدان مبارزه سياسي درافغانستان كه بهاي این اعتراض ما بسيار سنگين است نيازبه انگيزه هايي دارد كه بايد مورد توجه و تقويت هرچه بيشتر نيروي انقلابي كشور قرار بگيرد. مهمترين این انگيزه ها همدردي باديگران است و اينجاست كه تفاوت كيفي ميان يك انسان مبارز و يك انسان غيرمبارز بوجود مي آيد. زيرا يك انسان مبارز به واسطه درك خويش درد ديگران را احساس نموده و آنرا درد خود ميداند و رنج ديگران را رنج خويش ميابد. اما عادي شدن رنج ومحنت و بدبختي ديگران گام اصلي تبديل شدن به انساني غيرمبارزاست.

و راجع به جواب موضوع آخر، پلاتفرم جنبش انقلابی جوانان افغانستان بیان فشرده تمامی جوانان درد دیده و رنج کشیده افغانستان است که باید به دسترس تمامی اقشار جامعه قراربگیرد اینکه ترس و وهم ما را فراگیرد کارخوب نخواهد بود. زیرا " جنبش انقلابی جوانان " عمیقا باور دارد که جنبش انقلابی خلق های افغانستان ، منجمله جوانان ، بخش تفکیک ناپذیری از جنبش انقلابی خلق های جهان ، به شمول جنبش انقلابی جوانان در جهان است و برین پایه به اصل همبستگی بین المللی جنبش انقلابی جوانان در جهان ، به مثابه یک اصل مهم مبارزاتی می نگرد و برای تحکیم و تقویت هر چه بیشتر آن مبارزه می نماید . یکی از قوانین نافذ بر طبیعت این است که درپروسه تاريخي معين يك نيروي كوچك ميتواند سريعا نيروانباشت كند ، جهش واربزرگ شود ، به شرط آنكه استراتيژي ، آرمان ، و دورنمايش را رها نكند درغيرآن اگريك جنبش انقلابي آرمان و دورنمايش را به اسم تغييرشرايط رها كند ، اگراستراتيژي اش را كناربگذارد و بنام آنكه امروزبايستي با مردم همراهي كرد درحاليكه اوضاع چيزديگررا طلب كند ، آنوقت حتي اگرنيرويش بيشترشود ، هرچند جهش كمي نمايد و هرچند بزرگ گردد ديگرآن جنبش انقلابي اوليه نيست ونخواهد بود بلكه تبديل به چيز ديگري ميشود.
تنها با باورآگاهانه ، شجاعانه و عمل گرا به آرماني عميق و اصيل ازين دست است كه ميتوان درجهان امروز يك مبارز واقعي به شمار رفت.
پیروز باشید