تضادهای درون رژیم پوشالی
افغستان امروزی یک کشور مستعمره نیمه فئودالی است. بعد از حادثه 11 سپتمبر امپریالیستهای امریکائی توانستند ائتلاف بین المللی امپریالیستی و ارتجاعی وسیعی را برای حمله به افغانستان و حضور نظامی در کشورهای آسیای میانه بوجود آورند. پس از اشغال افغانستان امپریالیستهای متجاوزگر رژیم دست نشانده حامد کرزی را به کرسی اقتدار نشاندند بطور وسیع و همه جانبه این رژیم را تحت حمایت خویش قرار دادند.
در زمان تجاوز به افغانستان امپریالیستها از یک هم آهنگی و تبانی برخوردار بودند. در این زمان تبانی جهت عمده تضاد بین امپریالیستها را تشکیل میداد که هنوز هم همان روند ادامه دارد. در این زمان حتی دولت های چین و روسیه منفعت شان را در آن دیدند که از حمله امپریالیستها بالای افغانستان حمایت کنند. زیرا پان اسلامیزم طالبان بالای کشورهای آسیای میانه، چچن و سیکیانگ اثرات خود را گذاشته بود. این دولت ها از ین لحاظ احساس خطر مینمودند. هم آهنگی و حمایت شان از تجاوز امپریالیستها به افغاستان زمینه ساز آن شد که دست دولت چین و بخصوص روسیه برای سرکوبی نیروهای بنیادگرای مذهبی باز گذاشته شد. دولت های روسیه و چین با گرفتن این امتیاز از حملات تجاوزگرانه امپریالیستها در افغانستان حمایت نمودند. حملات تجاوز کارانه امپریالیست ها به افغانستان در شرایطی رونما گردید که بحرانهای عمیقی دامن گیر امپریالیزم روسیه گردیده بود و امپریالیزم روسیه به عنوان میراثخوار سوسیال امپریالیزم شوروی، در شرایط فرو ریختن امپراطوری سابقش، توانائی مقابله با رقیبش را از دست داده بود و فقط با امتیاز گیری سرکوبی بنیاد گرایان چچنی با امپریالیستهای غربی در اشغال افغانستان متحد گردید و تضادهای شان تاحدودی فروکش نمود و نقش عمده تبانی میان شان متبارز گشت. با گذشت زمان روز بروز شکاف و تضادها در درون رژیم پوشالی حاد شده رفت، این تضادها بیانگر تشدید تضاد میان امپریالیستها و بخصوص امپریالیزم امریکا و امپریالیزم روسیه است.
امپریالیزم روسیه در ظرف چند سالی که از عمر رژیم پوشالی گذشت توانست که ستون پنجمش (جمعیت اسلامی، شورای نظار و رویزیونیست های خلق، پرچم و ملیشه های شمال) را در زیر شعار جبهه متحد رویهمرفته یکپاره سازد. جبهه متحد اپوزیسیون ضد جناح کرزی در درون این رژیم میباشد. اکثریت قوه مقننه (پارلمان) در دست جبهه ملی است که هر آن و لحظه رژیم کرزی را زیر فشار قرار میدهد و ازین طریق امتیاز کسب میکند. جناح کرزی نیز همیشه نیروها ی وابسته به روس را د ردستگاه رژیم پوشالی زیر عناوین مختلف بخصوص تحت عنوان جنایتکاران جنگی زیر فشار قرار می دهد، اما فعلا جبهه متحد نیرومند تر از سالهای قبل است. چنانچه با استیضاح دو وزیر (وزیر امور سرحدات و وزیر خارجه) رژیم پوشالی و سلب اعتماد از ایشان حامد کرزی را زیر فشار قرار دادند. اما آقای اسپنتا در کابینه نماینده دولت آلمان است و آلمان هیچگاه حاضر به کنار رفتن اسپنتا نیست. به همین جهت علیرغم سلب اعتماد ولسی جرگه رژیم از او همچنان در پست خود باقی مانده است.
البته کرزی گاهگاهی مجبور است به اپوزیسیون درون رژیم امتیازیاتی بدهد. چنانچه مبلغ پنجاه هزار افغانی فی ماه به حقوق نماینده های پارلمان افزود.
کشمکش در درون رژیم پوشالی پرده از چهره کریه رژیم پوشالی برمیدارد و در پهلوی عوامل دیگر باعث می گردد که روز به روز توده ها از رژیم سلب اعتماد نمود و دقیقا به این نکته پی برند که کرزی, کابینه و پارلمان و حتی قوه قضائیه افغانستان نمایندگان مردم نبوده بلکه
نمایندگان کشورهای خارجی و بخصوص امپریالیستهای متجاوز میباشند.
چنانچه زمانیکه علی احمد جلالی از وزارت داخله استعفا میدهد مستقیما به امریکا میرود و آنجا به عنوان استاد به یکی از پوهنتون های امریکا مصروف درس دادن میشود. هرگاه آقای جلالی واقعا از این وطن میبود میتوانست دریکی از پوهنځی های کابل بصفت استاد مصروف درس شود.
مثال دیگر آقای اسپنتا است. زمانیکه در موقع استیضاح از پارلمان عدم رآی اعتماد حاصل مینماید، به سفارت آلمان مراجعه میکند و با فشار دولت آلمان روی رژیم پوشالی، کرزی از او بدفاع برمیخیزد و تا هنوز به عنوان وزیر خارجه ایفاء وظیفه میکند. زمانیکه در مصاحبه تلویزیونی در مورد اصلاحات اداری اسپنتا با صراحت گفت که:"من وزیر خارجه بودم، هستم و خواهم بود و هیچ اصلاحاتی صورت نمیگیرد" از پشتیبانی کامل دولت آلمان برخوردار بود و کاملا مطمئن بود که آلمان بخاطر منافعش از او دفاع مینماید.
اینها اجیران مزد بگیر کشور های امپریالیستی اند که بخاطر منافع آنها بر مسند قدرت تکیه زده اند، حسب منافع شان استعفا میکنند و حسب منافع شان دوباره بقدرت برمیگردند.
زمانيكه ميان جلالي و كرزي كه هردو اجنت سيا هستند بر سر لیستي كه جلالي در مورد شمولیت مامورين بلند پايه دولتي در قاچاق مواد مخدر تهیه کرده بود کشمکش در گرفت، امپرياليزم امريكا منافعش را درآن ديد که علي احمد جلالي استعفا دهد. اما امروز که منافع امپرياليزم امريكا طور دیگری تقاضا می نماید، او را دوباره به افغانستان فرستاد و در مسند قدرت نشاند.
طبق گزارشات، رژيم پوشالي براي تامين "امنيت" بهتر و احياي "دموكراسي"در افغانستان سه كميسون را بوجود آورده است : 1. كميسون امنيت ملي 2. كميسون مالي 3. كميسون روابط بين المللي. در راس كميسون امنيت ملي آقاي علي احمد جلالي قرار دارد. اين كميسون، سه پست حساس كشور را زير نظر داشته و رهبري ميكند: 1. وزارت دفاع 2. وزارت داخله 3. امنيت ملي ...
كميسون مالي تحت رهبري اشرف غني ميباشد و كميسون روابط بين المللي زير رهبري داكتر عبدالله است.
از اين سه كميسون، دو كميسون آن تحت رهبری دو مهره برجسته سيا است، يعني كميسون امنيت و كميسون مالي. داكتر عبدالله كه در راس كميسون روابط بين المللي قرار دارد مهره امپرياليزم روسيه است. اين بيانگر آنست كه امپرياليزم امريكا هيچگاه نميتواند از منافع امپرياليزم روسيه در افغانستان کاملا چشم به پوشد و ستون پنجمش را در نظر نگيرد.
امپرياليزم امريكا از یکطرف تا حدی منافع امپرياليزم روسيه را در نظر دارد، اما از سوي ديگري ميخواهد تا حيطه قدرت ستون پنجم روسیه يعني جبهه متحد را محدود سازد. انفجار بمب و رگبار مسلسل ها در بغلان و كشتن شش تن از اعضاي پارلمان اين تضاد و كشمكش بين جبهه متحد و باند كرزي را بخوبي بنمايش گذاشت. گرچه دراين عمليات انفجاري تعداد زيادي از شاگردان مكاتب و پنج تن از معلمين جانشان را از دست دادند اما مرگ افراد عادي براي امپرياليستها و رژيم پوشالي اهميتي نارد. چناچه در ظرف سه روزی كه از طرف ولسی جرگه رژيم پوشالي "اعزای ملي " اعلان گرديد، تلويزيونها و راديوها فقط تبليغ و اشك تمساح ريختن براي شش نفر اعضاي پارلمان را به نمایش گذاشتندد.
حادثه بغلان زنگ خطري براي امپرياليزم روس و مزدورانش (جبهه متحد) است. اين حادثه بيانگر تشديد تضادهاي دروني رژيم پوشالي ميباشد. چنانچه درمدت سه روزيكه تمامي تلوزيزيون ها با افراد جبهه متحد و ديگر افراد و ژورناليست ها مصاحبه داشتند اكثريت اشان به دلايلي كه داشتند نيروهاي دولتي را مسبب اين حادثه ميپنداشتند.
در ميزگردي كه تلويزيون طلوع روز چهارشنبه 16 عقرب 1386 يعني همان روز حادثه با دو نفر يكي آذرخش "حافظي" رئيس عمومي اتاقهاي تجارت بين المللي و ديگري صديق الله "توحيدي" مسئول ديدبان رسانه هاي موسسه ئي داشت، صديق الله توحيدي در جواب اين سوال خبرنگار طلوع كه آيا طالبان در اين قضيه دست دارند؟ اگر دست دارند چرا منكر اين عمل اند او گفت: " اول اينكه ممكن طالبان دراين قضيه دستي نداشته باشند. ثانيا اينكه خواستند تا با اين حركت شكاف ميان دولت و جبهه متحد را عميق تر سازند. اما در اين باره بايد گفت كه بدو دليل طالبان دراين قضيه دست ندارند: اول اينكه دونفر از هيات همراه كاظمي از بين راه مسيرشان را تغییر میدهند و همراهشان به منطقه نميروند و دوم اينكه هيچ يك از افراد بلند پايه دولتي ولايت بغلان از هيات پذيرایي نكردند و هيچ نيرویي براي گرفتن امنيت شان نيامده بودند. "فقط نيروهاي امنيتي ايشان گارد محافظ خودشان بود". نام اين دونفريكه از بين راه مسير خود را تغيير ميدهند هيچيگاه افشاء نشد كه كيانند. اكثريت مردم ميگويند كه يكي از اين دونفر برادر كرزي است . نام برادر كرزي از طريق كميسیون " مستقل حقوق بشر" به بيرون درز كرده است.
اكثريت افراديكه با تلويزيونها مصاحبه داشتند معتقد به دخالت دولت در اين حادثه بودند. دولت حادثه را عمل تروريستي قلمداد نمود و والي بغلان حادثه را انفجار بمب وانمود ساخت. تمامي افراديكه از طريق تلويزيون اظهار نظر مينمودند، انفجار بمب را تایيد نمودند و حتي بسياري اعتقاد داشتند و با يقين ميگقتند كه بعد از انفجار شليك مرمي صورت گرفته است. چنانچه نعيم فراهي رئيس اجرائيه جبهه متحد گفت: پنج مرمي به جان كاظمي اصابت نموده و تمام گاردهاي محافظ شان با فير مرمي كشته شده اند. اكثر شاگردان مكتب نيز به اثر اصابت گلوله جان خود را از دست داده اند. زمانيكه در رابطه با این حادثه کرزی او در مقابل خبرنگاران ايستاد يكي از خبرنگاران از او پرسان نمود:" عدم حضور والي، قوماندان امنيه، رئيس امنيت ملي و ساير روسا اين مطلب را نميرساند كه ايشان به اين قضيه دست داشته اند؟ كرزي به اين سوال جوابي ارائه نكرد و جوابش را موكول به بعد نمود.
آقاي كرزي تعداد كشته ها را 40 تن اعلام نمود. شفاخانه بغلان كشته شدگان را 80 تن و رادیوی ايران 100نفر اعلام نمود. يقينا بيشتر از صد نفر در اين حاثه جان باخته اند و بيش از صد نفر زخمي گرديده اند. بنا به گفته مامون خبرنگار تلوزيون طلوع در همان روز حادثه فقط 145 نفر در بغلان به خاك سپرده شده اند.
طوريكه مشخص است حادثه بغلان يك عمل سازمان يافته بوده تا هيچكدام از اعضای هيئت جان به سلامت نبرد و به همان خاطر هم بود كه بعد از انفجار بمب هيئت را به گلوله بستند و علاوه برکشتن اعضای هيئت عده اي زيادي از شاگردان مكاتب بشمول پنچ معلم را نیز به قتل رساندند. اين حادثه بيانگر تشديد تضاد ميان جبهه متحد و باند كرزي بر سر منافع اربابان شان و خود شان است و در واقع انعکاس تضاد میان امپريالييزم امريكا و امپرياليزم روس ميباشد. جبهه متحد كاملا درصدد است تا جناح کرزی را زير فشار قرار داده و برايش امتيازاتي كسب نمايد.
شارديدگي درون رژيم پوشالي به حدي است كه هر جناح درحيطه قدرش هر عملي را كه بخواهد انجام ميدهد و در بسا موارد جناح مقابل را از طريق امتياز دهي اقناع مينمايد و در بسا موارد يكه کار از اقناع بگذرد، توسط جناح مقابل گندش بيرون ميشود.
بعد از حادثه بغلان از طريق جبهه متحد مسئله اختلاس وزارت معادن فاش گرديد و آقاي عاصم عضوپارلمان در يك گفتگو با تلويزيون طلوع جمعه شب 18/08/1386 ساعت 7:30موضوع را چنين بيان نمود: "آقاي كاظمي در راس هياتي نه تنها به خاطر افتتاج فابريكه قند رفته بود بلكه براي بررسي فابريكه سمنت كه بدون داوطلبي از طريق وزارت مربوطه به يك كمپني داده شده رفته بود ". عاصم حرفها يش را چنيين ادامه داد ": فابريكه سمنت اصلا به داوطلبي گذاشته شده است فقط يك پروپوزل موجود است و بس. از طرف ديگر از كمپني متذكره هيچ ضمانت گرفته نشده است در حاليكه هر قرار داديكه از طرف دولت با كدام كمپني بسته ميشود ابتدا مقدار معين پولي به عنوان ضمانت گرفته ميشود. اين كار با كمپني ايكه فابريكه سمنت را اجاره كرده صورت نگرفته و هم چينين كمپني متذكره را تا مدت دوونيم سال از ماليه معاف نموده است. در حاليكه فابريكه همين حالا روزانه دوصد تن سمنت توليد دارد، نه تنها اينکه عمل وزارت خلاف قانون است بلكه اجاره ذغال سنگ كمپني مذكور غير عادلانه است. دولت ذغال سنگ را بخاطر استخراج سمنت به كمپني مذكور في تن 400 افغاني فروخته؛ اما كمپني ذغال سنگ را در بازار از قرار في تن 1700 افغاني بفروش ميرساند. گل رس و چونه نيز به همين قسم با قیمت ارزانی بدسترس كمپني گذاشته شده است و به 4 برابر قيمت به بازار بفروش ميرسد.
اين مسائل و بحث هاي پيرامون كشته شدن كاظمي بخاطر امتياز گرفتن از كرزي است. فشار "جبهه متحد" زمانيكه بر كرزي سنگيني نمود، كرزي يكبار دیگر موضوع جنايتكاران جنگي و بيرون شدن گورهاي دستجمعي در كابل را علم نمود و از طريق تلويزيون ها و نهادهاي به اصطلاح حقوق بشری و جامعه مدنی به نمايش گذاشت. اين حركت كرزي مسئله كشته شدن كاظمي و جعل كاري وزارت معادن و صنايع را تحت شعاع قرار داد و جبهه متحد را وادار به سكوت نمود.
حال بايد از آقاي عاضم سوال كرد كه آيا در دستگاه اداري رژيم پوشالي فرد سالمي پيدا ميشود كه دزد، مختلص و خائن نباشد ؟ آقای پشتون وزیر شهر سازی شما از طریق تلویزیون اعلان میکند که همه روزه مقدار 1500 جریب زمین از طرف زورمندان غصب میشود، در حالیکه خودش متهم است که 720 جریب زمین در اطراف میدان هوائی کابل را بین چند وزیر تقسیم نموده و سند جعلی درست نموده است. این زورمندان کسانی نیستند جز وزیران و وکیلان و یا تفنگ سالارانیکه برادران شان رئیس جمهور یا وزیر و وکیل اند. مگر این پارلمان نام نهاد شما نیست که مرتب خواهان پاسپورت سیاسی برای خانواده های شان میشود و دعوی ازدیاد حقوق وکلا را مینماینداما زمانیکه مبلغ 50 هزار افغانی به معاشات تان زیاد شد لب به سخن نگشودند و از برکناری اسپنتا از وزارت خارجه هم منصرف شدند. از کجای این رژیم پوشالی تان صحبت کنیم؟ از دزدی و غارتش، از وطن فروشی و چاکرمنشی اش، از اختطاف و غصب زمین ها و یا از تجاوز به زنان و پایمال کردن حقوق شان. مگر " دولت مردان " این رژیم پوشالی نیست که به زنان اسیر پلچرخی تجاوز نموده و باردارشان ساخته اند؟ مگر این" دولت مردان " وطن فروش شما نیست که مردمان بیگناه و بی دفاع این کشور را به گلوله می بندند و صدای آزادیخواهی شان را در گلو خفه میکنند؟ مگر این رژیم پوشالی شما نیست که روزانه چندین قریه را بمباران مینماید و ده ها خانه را ویران و ده ها نفر را کشته و هزاران نفر را بی خانمان میکند و آواره میسازد؟ مگر وزارت دفاع شما نبود که در قضیه حقوقی خانم کوکی و کریم دخالت نموده، وکیل حقوقی کریم را با سی نفر از اردوی ملی (بقول خود وکیل) که همه افراد وزارت دفاع بودند با خود بردند و مدتی او را در نزدیک خانه وزیر دفاع زندانی نمودند، درحالیکه چنین قضایای هیچ ربطی به وزارت دفاع ندارد. زمانیکه تلویزیون طلوع میزگردی با خانم کوکی و وکیلش و هم چنین وکیل کریم داشت این موضوعات بمیان آمد و خبر نگار طلوع گفت: وقتیکه خواستم با فهیم حکیم معاون کمیسون "مستقل حقوق بشر" دراین مورد مصاحبه کنیم او از مصاحبه سرباز زد و تمام کارمندان کمیسون "مستقل حقوق بشر" را از اظهار نظر در این باره مانع شده است و هیچکس جرات اظهار نظر مستقل را ندارد. عجب کمسیون "مستقل حقوق بشری"؟ تازمانیکه اجازه رژیم نباشد لب به سخن نمی گشاید و "استقلالش" در همین نهفته است.
طبل رسوائی رژیم پوشالی تان از دیر زمان است که به صدا در آمده آقای عاصم ! دیگر مردم قریب نیرنگ بازی تان را نمیخورند و به خوبی درک نموده اند که همۀ تان از یک قماش هستید، همه ای تان ! کاملا مطمئن هستید که در زیر چتر رژیم پوشالی کرزی هر جنایتی را مرتکب شوید، هیچگونه پیگیری را به دنبال ندارد. این مساله را توده ها هم به خوبی درک نموده اند که تمامی دوسیه های جنایتکاران بسته مانده و حفظ گردیده است. دوسیه های تان فقط در دادگاه مردم آزادۀ این میهن باز خواهد شد و به محاکمه تان حکم صادر خواهد گردید. آن روز دیر نخواهد بود و فرا خواهد رسید. روزیکه زنان و مردان آزاده این کشور بیرق آزادگی را در سراسر این کشور بلند نمایند و دوشادوش همدیگر علیه بیگانگان و بیگانه پرستان برزمند، آنوقت طبل مرگ تان بصدا خواهد آمد و جنایتکاران به محاکمه کشیده خواهند شد.
برای اینکه هرچه سریعتر به چنین روزی برسیم باید برای آگاهی دادن به توده ها و به ویژه به جوانان بکوشیم، زیرا که نیروی رزمندگی قدرتمندی در جوانان نهفته است. در شرایط امروز نیاز شدیدی برای برپایی جنبش وسیع ملی مردمی و انقلابی جوانان وجود دارد. باید تمامی جویبارهای نارضایتی و خشم جوانان به حرکت درآیند و سمت و سوی واحدی بیابند. حرکت مبارزاتی جوانان می تواند – و باید - در پیوند با جنبش مقاومت ملی مردمی و انقلابی خلقهای ستمدیده افغانستان و به مثابه بخش مهمی از این جنبش دژهای اشغالگران را یکی بعد از دیگری درهم شکند و کشور را از چنگال امپریالیستها و مزدوران شان نجات دهد.
به امید روز پیروزی ! |