تحلیلی پیرامون یک خبر
" برتانیه در افغانستان خواهد ماند! "

بریتانیا در افغانستان خواهد ماند، خبری است که در شماره  ( 69) رونامه اتفاق اسلام مورخ 31 جوزای 1386 بچاپ رسیده است  و کوپرلزسفیر جدید  برتانیه در افغانستان  که شاید یکی از نوادگان جنرال  سیل ویا مکناتن  است این مطالب را عنوان کرده است:
" به منظور کمک  به افغانستان برای  مبارزه با فقر  و تروریزیم به  چند دهه حضور برتانیه در افغانستان نیازاست – برای ایجاد یک دولت پایدار در افغانستان به وقت زیادی ضرورت است – مردم افغانستان خواستار حضور برتانیه درکشور شان هستند و میخواهند نیروهای برتانیایی آنان را از چنگ  طالبان نجات دهند . دولت برتانیه در  نظردارد تا (35) کارمند اضافی دیپلوماتیک را به افغانستان بفرستد که این اقدام به منظور جلوگیری از افزایش خشونت ها در افغانستان  و رسیدن  آن درسطح خشونت های عراق انجام شده است . "
البته موضع جنبش انقلابی جوانان افغانستان، از همان ابتدای اشغال وتجاوز نظامیان امریکایی - انگلیسی به کشور افغانستان معلوم ومشخص بوده وتمام این رجز خوانی های استعمار را از ابتدا تا کنون برای مردم آزاده و بیدار این  سرزمین بی پرده و بر ملا نموده است .
درین جا روی سخن به جانب آنانی است که تااکنون بر روی سیاست های فریب و نیرنگ  استعماری چشم و گوش شان را بسته و برین خیال اند که گویا مجموعه کشورهای امپریالیستی درین کشور جمع شده اند تا به وقع گزاری از ارزش های بشری مشکلات عدم امنیت و پرابلم های اقتصادی – سیاسی این کشور را دفع و رفع نمایند و محض رضای خدا با طالبان والقاعده به جنگند و افغانستان را آزاد وآباد کنند.
معلوم نیست که دایره این خا م باوری ها تا کجاست واین سر به زیر برف کردن های کبک گونه تا بکی ادامه خواهد یافت ؟
روشن است که استعمار گران امریکایی - انگلیسی گپ های شان را در راستای اهداف و پالیسی های امپریالیستی شان می زنند، زیرا که قبل بر این نیز در جریان پروژه های طالب سازی و قبل برآن در ایجاد کمپ های نظامی داخل خاک پاکستان و تاسیس مدارس انتحاری وتدارک فارم های تروریست پروری وتقسیم مقاومت ملی افغانها به گروه های هفت گانه و هشت گانه و ترکیب حکومت پادشاه وزیری تنظیم های 7 و 8 ، قبل از سقوط  وبعد از فروپاشی دولت  دست نشانده روسی نیز چنین ادعاها و اراجیفی را درباره تامین امنیت وصلح وثبات وفقر زدائی در افغانستان، از بلند گوهای تبلیغاتی بین المللی  شان بطور 24 ساعته به زبانهای مختلف ،  پخش و نشر میکردند که اسناد تاریخی این سر و صداها ، زنده و پوست کنده درمنابع معتبر ژورنالیستی جهان ، ازجمله درمقر سخن پراگنی استعمار پیر یعنی بی بی سی موجود و پا برجا است .
حتی سیاست مکارانه و ناجوانمردانه موریانه ئی باصطلاح فراموش شدن افغانستان توسط غرب و سناریوی 11 سپتمبر واعلام جهاد مقدس صلیبی توسط بوش نیز بخشی از همین پالیسی " آوردن صلح و ثبات در افغانستان ودیگر مناطق خاور میانه " باید تلقی گردد!
جهان فرومایه استعمارگر اینقدر بزدل وترسو است که همیشه  پالیسی های استعماری وامریالیستی خود را درآب و رنگ بشر دوستی و بشر خواهانه تخمیر نموده و حرکات استعماری خود را نیز همچون شکاری های ماهر در پشت چهره های معروف ومانوس ستر واخفا مینماید و از ارائه کرکتر واقعی خائنانه خود همیشه بیمناک است و باین ملحوظ، مغلطه کاری و فریب و نیرنگ آرم پرچم نامقدس آن را در همه  زمانها و مکانها تشکیل داده است .
علت عمده اتخاذ این سیاست چیست؟ می تواند این باشد که جهان امپریالیست فکر میکند همه ملت ها و تمام مردم یک کشور را میتواند با خدعه و فریب و تبلیغات پوچ و گمراه کننده خود فریفته و کودک وار آنها را به سرگرمی و گمراهی بکشاند ! اما چیزی که روشنتر ازآفتاب می نماید این نکته است که فرزندان خبیر و برومند این آب و خاک با تجاربی که از اوضاع سی ساله جاری و تاریخ پرافتخار طولانی دفع تجاوزات خارجی از این کشور کسب کرده اند و به قولی شنارادرجریان سیل آموخته اند ، دیگر کوچکترین حرکات دشمنان دیروز و امروز مملکت و مردم خود را چه در زبان دیپلوماتیک و کنایه واشاره و چه در تبلیغ آشکار، هوشیارانه مراقب بوده و دوست و دشمن خود را خوشبختانه خوب  میشناسند !
ملت ونسل آگاه این سرزمین  خوب میدانند که ازابتدی وهله دامگستری غرب ( آمریکا + انگلیس ) درمنطقه ، چه درزمان  حکومت  پادشاه وزیری تنظیم ها و نشست های قندهار و کویته وعلم کردن وزیر اسبق پلان ظاهر شاهی ( صمد حامد ) وشیخ الحدیث ها و چه قبل بران ، یا در دوران امارت اسلامی طالبان ، در همراهی و همگامی فشرده نظامیان پاکستانی، که درحقیقت امر خلع سلاح کردن ملت افغانستان قبل از تجاوز آشکار امریکا و انگلیس براین کشور است وحتی گرفتن قندهار وهلمند وخریداری مهره های سست عنصر جهادی وحمله به هرات و دور زدن افغانستان از زاویه هرات و گرفتن مزار و کابل و تاسیس امارت اسلامی همه وهمه نه بخاطر صلح و ثبات درین کشور و در منطقه بلکه درجهت شعله ور ساختن آتش کینه و نفاق در بین تمام ملیت های این مناطق بوده است.
حتی تخریب مجسمه های باستانی بودا و تهی کردن کشور از تمام منابع روی زمینی و زیر زمینی و زمینه سازی های پله به پله مزورانه و بزدلانه برای یک تهاجم وسیع به افغانستان و اشغال این کشور با تدارک  یک سپاه مهاجم استعماری بین المللی و پس از آن حمله به عراق و اشغال آن کشور به بهانه های مختلف ، نیز در راستای آوردن صلح وثبات وآباد کردن کشورافغانستان و عراق باید محاسبه گردد ؟ ؟ زهی بیشرمی و زهی بی حیائی
به هررنگی که خواهی جامه می پوش                     من از طرز خرامت می شناسم
فقط دلالانیکه وظیفه بسته بندی وترازو داری سیاست فریب و نیرنگ استعماری را دارند تا هنوز شاید متوجه این نکته نشده اند که کشورهای متفقین استعماری برای رسیدن  به اهداف  و پلان های شوم امپریالیستی  خود چه شیوه هایی را که به کار نمیگیرند؟  و چه برنامه هایی را که به خورد ملت های اغفال شده بینوا نمیدهند ؟ و الا اکثریت ملت و مردم افغانستان چه باسواد و چه بیسواد و چه مرد وچه زن ترفند های اشغالگران و دست نشاندگان شان را میشناسند و فریب آنها را نمی خورند .
اما در مورد این نکته که این عوام فریبی ها و نیرنگ ها تا چه وقت در کشور ما کار برد و زمینه تطبیق  خواهد داشت ؟ بحث جداگانه وعلیهده ای است که مستقیما  به عملکرد روشنفکران و آگاهان سیاسی این خطه در ارتباط است. بطور حتم به زودی روزی فرامیرسد که همین ملت فقیر و پا برهنه با دانش سیاسی ای که کسب کرده است با دشمنان متجاوز بخاک خود تصفیه حساب جدی خواهد کرد و سزای اعمال ننگین شان را مانند گذشته بر کف دست پست شان خواهد گذاشت .