طشت رسوائي جنايتكاران " ناموس دار " به صدا درآمد


پشت پرده جنايت

درهمین شماره از پیکار جوانان ، در مقاله ای تحت عنوان "  جنایت زیر لوای ناموس داری" ، زندگی زنی  که مورد معامله گری قرار گرفته ، بطور واضح  وروشن بیان  گردیده است . در آن مقاله  ذکر گردیده است  که اعمال ستم بر زن بخش لا یتجزائی از کل نظام ستمگرانه حاکم بر جامعه است و در هر مسئله کوچک  ویا بزرگ این زن است  که قربانی شده و خونش میریزد  و یا زیر نام های  بدکاره و فاسد روانه زندان میگردد و متجا وزین به حقوق زنان توسط دستگاه  عدلی وقضائی این سیستم  تبرئه میگردند . این موضوع توسط خود دستگاه حاکمه چند روز بعد به خوبی مصداق پیدا میکند و طشت رسوائی  شان از بام می افتد و نقاب خائنانه ستمگرانه رژیم علیه زنان دریده می شود.
درمقاله یادشده، جریان بحث ها و گفت وشنودها بازن ، شوهر وپلیس  بصورت دقیق  و مفصل که از طریق تلویزیون  طلوع پخش گردید ارائه گردیده است . در جریان این بحث ها پولیس دقیقا اظهار میدارد که به زن  ظلم شده و درمعرض معامله گری قرار گرفته و شوهر زن نیز معترف است که از وجود زنش استفاده جوئی نموده و وی را جبرا وادار به فحشا نموده تا پولی بدست آورد. اما بعد از 16 روز ورق بر میگردد و فقط زن مجرم شناخته میشود. هم پولیس و هم شوهر زن حرف های گذشته  خویش را پس میگیرند و جرم فحشاء متوجه زن میگردد. حال بر میگردیم به اصل ماجرا که در تاریخ  26 / 4/ 1386 روز سه شنبه  ساعت  9 شب  از طریق تلویزیون  آریانا پخش گردید.
گزارش گر آریانا گفت : " نگینه  قبلا یک شوهر  دیگر داشت ، در آن خانه به انواع شکنجه  و تجاوزات  روبرو بوده و بالاخره نگینه توسط  یک زن بنام فوزیه از آنجا نجات پیدا میکند. بعدا فوزیه او را به یکی از اقوامش بنام سید کریم میدهد و مبلغ یکصد وپنجاه هزارافغانی از سید کریم میگیرد. اما نگینه ازخانه سید کریم  فرار میکند و به حوزه هفتم امنیتی  کابل میآید  و از دست سید کریم عارض میشود . "
نگینه اظهاراتی با طلوع نموده بود یکایک را بازگو نموده وگفت که : " کریم هم مردم را به خانه  میآورد وبا زور بامن همخوابه مینمود. هر زمانیکه به حرفش نمیکردم مرا لت وکوب مینمود وحتی می سوختاند واین ها همه نشانه های سوختاندنش است. از دستش کاملا به تکلیف شده وبه لحاظ شکنجه های جسمی و کارهای غیر مشروع  که با من میکرد به پولیس عارض شدم " .
امام شوهر نگینه ومادرش تمامی گفته های نگینه را رد نموده وگفتند: " این  زن سالم نبوده و بعد از عروسی هم کارهای ناشایست مینمود و با همسایه ها روابط نا مشروع داشت. هر چند که نصیحت کردیم اصلاح نشد، لذا بخاطر اصلاحش  مجبور به شکنجه  شدم ".  مادر سید کریم ادعا داشت که ما یکصد و پنجاه هزار افغانی رویش دادیم باید پس بدهد . درحالیکه  در جریان گفتگو با طلوع مادر و پسر هر دو گفتند که مبلغ شصت هزا ر افغانی روی نگینه داده اند. سید کریم از طریق تلویزیون طلوع کاملا اعتراف نمود که علاوه بر شکنجه و سوختاند ن  دستهای زن، همه روزه  پنج الی شش  نفر را به خانه  میآورده و بازنش همخوابه مینمود . دراینجا کاملا  منکر آنست و هیچگاه  روی مباحث طلوع  تماس گرفته نشد  وحتی از وی سوال نشد که اگر زن ناسالم  بود ویا اینکه  با همسایه ها روابط غیر مشروع داشت و تو هم خبر داشتی چرا از دستش عارض نشدی ویا اینکه اورا طلاق ندادی، تا معلوم میشد که چه جواب میدهد و یا اینکه این سوال مطرح نگردید که اگر او بدکاره بود چرا از دست تو عارض گردیده است . درحالیکه همسایه هایش غیر مستقیم معترف به بد کاره بودن  سید کریم  بودند. زمانیکه سوال متوجه همسایه ها یش گردید یکی گفت : "  سید کریم  کرکتر خوب نداشت، بی جا نشست و برخاست داشت و آدم خوبی نبود ". دیگری گفت: " سید کریم خود را با غیرت میدانست  ، اما حالا  که این طور بیرون شده ،  همینطور بوده . "
نیتجه گیری  پولیس چنین است : " سید کریم شوهر دوم نگینه است  در جریان زنا شوئی مشکلات بروز میکند . نگینه  به پولیس عارض میشود که سید کریم به سرم کارهای نامشروع میکند، به خانه نفر میاورد با من همخوابه میکند وقتیکه به حرفش نمیکنم مرا شکنجه  میکند. ما سید کریم را دستگیر کردیم. ما معتقدیم که گپ ها اینقدر که انلارج شده نیست ".  در اینجا مشخصا پولیس به نفع سید کریم موضع گیری دارد وزن را مجرم میشمارد. در حالیکه زن گریه میکرد و داد میزد که با من ظلم  شده، جریان اینطور که سید کریم میگوید نیست، اما حرفش شنیده نمی شد. حال یکبار دیگر نتیجه گیری پولیس را که از طریق تلویزیون طلوع بروز یکشنبه 10سرطان 1386 ساعت یازده ونیم صبح پخش گردید در اینجا ذکر میکنم: آمر جنائی  پولیس چنین اظهار میدارد: " به زنی برخوردیم که این در و آن در میزد ، حالش مضطرب بود، وقتیکه از او پرسیدیم که چه میکند، جریان زندگی غم انگیزش را تعریف نمود . این زن قبلا یک شوهر داشته که با او بر خورد انسانی صورت نگرفته، شوهرش او را درمعرض معامله گری قرار داده واو را وادار به تن فروشی میکرده است. زن خود را از  آن شوهر نجات داده، طوریکه دیده میشود، مانند حیوان معامله شده و دوباره در معرض تن فروشی  قرار داده شده است."  یک چیز کاملا مشخص است و آن اینکه سیستم و قوانین حاکم زن ستیز  کاملا حامی مردان است و زن باید درهر کار کوچک قربانی شود. دراینجا بطور واضع مشخص است که مجرم مرد است نه زن، اما  مرد از جریان حتما برائت حاصل میکند و زن بعنوان مجرم روانه زندان می شود.
ما همواره شاهد بوده ایم، مردانی که زنان  شان رابه قتل می رسانند ، فورا  ادعای ناموس داری کرده و مهر بدکاره را به زن می زنند.  چنین قتل هائیکه به ادعای حفظ ناموس و شرافت خانواده اتفاق افتاده از طرف  رژیم جمهوری اسلامی  افغانستان همیشه مورد حمایت  قرار گرفته ومجرم یا با تخفیف مجازات روبرو شده و یا کاملا تبرئه  گردیده است . این قانون تبعیض آمیز در بسیاری از کشورها وجود دارد. در بعضی از کشورهائیکه قتل های ناموسی صورت میگیرد، قاتلین با تخفیف مجازات روبرو میشوند، مانند سوریه و ترکیه و در بعضی از کشورها حتی قاتلین ازمجازات معاف میگردند، مانند مراکش، هائیتی، ایران وافغانستان .
ما در افغانستان در طول  مدتی که از زمان  تجاوز امپریالیستها  به رهبری امپریالیزم امریکا می گذرد، به وضوح مشاهده نموده ایم که وقتی قتل عمدی  صورت گرفته و مردی ، زن ،  دختر ، مادر ویا  خواهرش را بقتل رسانده، همواره ادعای حفظ شرافت خانوادگی نموده، مشمول قانون جزای قتل عمدی نگردیده و آزاد شده و یا با مجازات کم روبرو گردیده است . درطول شش سالی که از عمر رژیم  دست نشانده گذشته  بوضوح آشکار گردیده، قتل زناني كه به دست مردان خانواده به مرحله اجرا درآمده ، قاتل بدون مجازات رها شده است. اين عمل موجب آن گردیده که دختران  و زنان بی گناه  بدست مردان ستمگر بدون ترس وواهمه ای به قتل رسند. زمانیکه حکم قتل از طرف خانواده ویا جرگه قومی صادر گردیده ، رژیم پوشالی هرگونه حمایتی را از قاتلین بعمل آورده است. در موارد زیادی پولیس از قتل ها ی ناموسی اصلا با خبر نشده که این گونه قتل ها بیشتر در قریه جات اتفاق میافتد. علت قتل ها مخفی مانده و در بسا مواردی که پولیس از چنین قتل های با خبر میشود  با گرفتن رشوه به آن سر پوش میگذارد و اصلا موضوع  را رسمی نمیکند. مانند قتل زنیکه در غور درواز ( ناحیه پنجم امنیتی ولایت هرات ) بدست شوهرش شب هنگام انجام میشود و صبح میخواهد او را دفن کند که همسایه ها به پولیس اطلاع میدهند و پولیس فورا میرسد. اما چون قاتل از نزدیکان قاری احمد ( قاری یکدست حزب اللهی   ) ميباشد با پا درمیانی قاری یکدست ودادن رشوه به پولیس، موضع قتل پرده پوشی  شده  و پولیس بر میگردد. مثال دیگر قتل نادیه انجمن توسط شوهرش است که بعد از چند ماه شوهرش با دادن  رشوه کلان برائت حاصل  نموده وآزاد میگردد. هم چنین قتل راضیه جوان به جرم دوست داشتن یک پسر و تن ندادن  به ازدواج اجباری. حکم قتل توسط شورای قومی زیر کوه شیندند صادر و به اجرا درمیآید. هیچگاه قاتلين مورد تعقیب قرار نگرفت . هکچنان میتوان از قتل زلیخا دختر جوان از ولایت هرات نام برد که بدست پدرش به جرم خواستن  یک پسر سر بریده  میشود، گر چه ظاهرا  دولت او را دستگیر نمود، اما اصلا مجازات نشد.
این گونه قتل ها وتجاوزات جنسی در افغانستان کم نیست که یا مخفی مانده و اگر هم آشکار شده مجرمین یا برائت حاصل نموده و یا اینکه  با تخفیف مجازات روبروگردیده است .
رژیم ارتجاعی و فاسد کرزی از پائین تا بالا حامی جنایتکاران ومتجاوزین به حقوق زنان است. زمانیکه یک زن در ولایت تخار درولسوالی دشت قلعه مورد تجاوز جنسی یک صاحب منصب پولیس قرار میگیرد، زنان ومردان دست به تظاهرات میزنند و خواهان محاکمه صاحب منصب میشوند . اما قوماندان امنیه ولایت تخار از صاحب منصب مذکور بدفاع بر میخیزد واظهار میدارد که :  " صاحب منصب  پولیس فقط  به یک فاحشه خانه این ولسوالی رفته ، به هیچکس  تجاوز نکرده است ."  حتی کسی از صاحب منصب جنایتکار برای یک مرتبه هم پرسان نکرد که چرا دست به این عمل زده و یا چرا به فاحشه خانه رفته ؟ کسی که به فاحشه خانه ها سر بزند آیا انسان سالمی است  ؟ چنین شخصی  میتواند متجاوز به حقوق زنان و به کرامت انسانی شان نباشد ؟  نه تنها صاحب منصب پولیس، بلکه قوماندانان امنیه ولایات از جمله متجاوزین جنسی اند. چنانچه  جنرال هاشم عظیمی قوماندان امنیه ولایت بغلان به تاریخ  10 جدی 1358 از طرف شب وارد خانه کسی میشود و دخترش  را با زور با خود می برد و از بغلان فرار نموده به کابل میآید و دختر را جبرا به خو د نکاح میکند. فردای آن روز مردم بغلان علیه قوماندان امنیه تظاهرات نموده وخواهان  محاکمه وی میشوند. رژیم  دست نشانده به خاطر اغفال و فروکش نمودن تظاهرات وی را دستگیر نموده و از طریق  تلویزیون نیز دستگیری اش را اعلان نمودند، اما یک هفته بعد وی را برائت داده و آزاد نمود.
 با وضاحت میتوان گفت که رژیم دست نشانده و محاکمه " عدلی " و قضائی اش درمورد قتل هائیکه قاتل ادعای ناموس داری را میکند با تما م قوا از قاتلين و کسانیکه مرتکب تجاوز جنسی شده اند حمایت نموده و برای قاتلین یا تخفیف مجازات را خواسته و یا اینکه برائتش  داده و او را آزاد ساخته است. معامله گري زنان و تجاوزجنسي در رژيم جمهوري اسلامي مجازاتي را دربرندارد واگر مجازاتي را هم در بر داشته باشد آن زن است كه مشمول اين مجازات ميشود.
زمانیکه ذکیه ذکی درخانه اش کشته میشود، تحقیقاتی  که از طرف رژیم  به عمل میآید اینست که کسانیکه او راکشته  اند یا دزد بوده ویا طالب. اما گزارشي که بتاریخ  23 / 4 / 1386  ساعت 9 شب از طریق تلویزیون طلوع در برنامه  دهلیزها پخش گردید ، شوهر ذکیه  و رئیس انجمن خبرنگاران  آزاد ، مسبب اصلی قتل  را کسانیکه در رژیم کار میکنند و از مقامات بالای دولتی بر خوردارند، میدانستند. در گزارش مذکور چنین بیان گردید: رئیس انجمن خبرنگاران آزاد گفت : "  انگیزه  معلوم است ، این قتل عادی نبوده که یکشنبه صورت گرفته بلکه به اساس یک پلان منظم صورت گرفته است .  "  او صحبت اش را چنین ادامه داد : "  این قتل ها مربوط به افراد  مسلحی است  که با باند های قاچاق روابط دارند ، زور وپیسه هم دارند واز طالب خطرناک ترند. چنانچه طالبان به صراحت گفته اند که ما ذکیه را نکشتیم و همچنین شکیبا احمدی  را نکشتیم . این عمل فقط مربوط به باندهای مسلحی است که در دستگاه دولتی قدرت دارند و قتل ها به اساس برنامه ریزی منظم ایشان صورت میگیرد . از زمان قتل ذکیه ذکی و شکیبا احمدی مدتها گذشته و پولیس تا به حال هیچگاه بنا به وعده ای که داده بود و گفته بود که ما قاتلین را دستگیر میکنیم عمل نکرده است . قوماندان امنیه  در اظهاراتش گفت : "  ما نمیتوانیم  که هر کس را بگیریم، به کسانیکه مظنون بودیم دستگیر نمودیم که تا فعلا در بازداشت  میباشند. " شوهر ذکیه در ارتباط  به اظهارات قوماندان امنیه گفت : "  پولیس 7 نفر از همسایه ها را دستگیر نمود که  4 نفر آنها آزاد شدند و 3 نفر تا حال نزد پولیس است  . اگر آنها جرمی میداشتند تا حال معلوم میشد و پولیس به ما اطلاع میداد . درحالیکه ازین سه نفر  ،  دونفر دریور است که هرگاه من مصروف کار بودم هرجائی که ذکیه میرفت  آنها او را میبردند و کاملا مورد اعتماد ذکیه بودند و یکنفر دیگر  پولیس است . من فکر میکنم  که افراد دستگیر شده کدام جرمی ندارند."  شوهر ذکیه در اخیر گفت  :" پیشتر گفتم که ذکیه را نه دزد کشته ونه هم طالب . دولت بخوبی میداند که قاتل ذکیه کیست . دولت هیچکاری را نمیخواهد انجام دهد.  دولت بخاطر ذکیه نمیخواهد که نصف بدن خود را از دست بدهد. "  رئیس خبرنگاران آزاد در اخیر حرفهایش  را چنین جمعبندی نمود : "  دولت بخوبی میداند که قاتل کیست . قاتل کسانی است که هم به ارگانهای بالائی  دولت ارتباط دارد وهم در قضا نفوذ دارد. دولت حاضر نیست که قاتلین را به محاکمه بکشاند."  خبرنگار طلوع  در اخیر گفت که ما خواستیم تا با متهمین هم مصاحبه کنیم اما اجازه مصاحبه به ما داده نشد . " 
طبق گزارشات فوق به جرئت میتوان حکم کرد که در چنین قتلهایی دست رژیم دست نشانده نیز درکار است.  قتل شکیبا احمدی وذکیه ذکی از طرف نیروهای  دولتی برنامه ریزی شده و به مرحله اجرا درآمده است .
به وضاحت میتوان حکم کرد که رژیم دست نشانده و محاکم عدلی و قضائی اش در مورد قتل هائیکه قاتل ادعای ناموس داری میکند و یا اینکه  قتلها از طرف باندهای دولتی به مرحله اجرا گذاشته میشود با تمام قوا از قاتل حمایت به عمل آورده یا در صدد دستگیری قاتل  بر نمیآید و اگر قاتل  دستگیر هم شود یا برائت حاصل مینماید و یا اینکه با تخفیف مجازات روبرو میشود.
این مناسبات توسط ارتجاعی ترین قوانین مدنی،  سنتی، رسم ورسوم مزخرف فئودالی و کل روبنای جامعه حفظ  میگردد، بی حقوقی مفرط زنان درهمه زمینه ها، خرید وفروش آنها تحت عنوان ازدواج ، عدم برخورداری از حق طلاق ،  لت وکوب  ، موردتحقیر و تجاوزمردان  قرار گرفتن و ... بیانگر عمق ستمی است که بر زنان تحمیل میشود.
برتری  مردان بر زنان بر پایه امتیازات واقعی استوار است. امتیازاتی که هم در  زیر بنای اقتصادی و هم در روبنای سیاسی جامعه بطور قدرتمندی خود را نشان میدهد. رژیم دست نشانده نقش اساسي در حفظ این امتیازات دارد. امتیازات  مرد سالارانه توسط ایدئولوژی ارتجاعی مسلط توجیه میشود .  این ایدئولوژی، در همه زمینه ها زنان را از مردان پست تر  میشمرد و خود وسیله  مهمی برای اسیر نگهداشتن  زنان بحساب میآید. بدون مبارزه علیه این ایدئولوژی ارتجاعی و گسست از تمامی ارزشها  ورفتار های منبعث  شده ازآن نه تنها زنان بلکه مردان نیز نمیتوانند رها شوند.
زنان رزمنده وآگاه ! شرایطی  فرارسیده که میتوان بلند پروازیهای انقلابی را متحقق ساخت و آن چیزهاییکه تا حال غیر ممکن بود به ممکن بدل نمود . به دسته هشت مارچ زنان افغانستان بپیوندید و گام ها را عمیق تر و وسیع تر بردارید. برای بیرون رفت از بحران و معضل کنونی ، باید آگاهانه و قاطعانه برای برپائی مقاومت ملی ، مردمی وانقلابی برای بیرون راندن نیروهای اشغالگر و سرنگونی رژیم دست نشانده بسیج  شد و دراین مقاومت سهم فعال گرفت و تحت  رهبری پیش آهنگ انقلابی در پیشاپیش این مقاومت حرکت نمود. در جریان مبارزه باید پیوسته برین امر تاکید به عمل آورد که بدون شرکت نصف نفوس جامعه یعنی زنان هیچکس به آزادی نخواهد رسید.

زنجیر هارا بگسلیم و خشم زنان را به منزله نیروی قدرتمندی درامر انقلاب رها کنیم !