" جرگه ملی مشورتی صلح"
ترفند تازه ای برای ترویج خشونت های بیشتر
شاعر: 16 جوزای 1389
جرگه نام نهادی تحت عنوان فریبنده " جرگه ملی مشورتی صلح " که هدف آن صرفا اغواگری توده ها و جوانان کشور است ، از طرف رژیم پوشالی و به ابتکار عمل امپریالیست های اشغالگر به سردمداری امپریالیزم امریکا به تاریخ 12 جوزای 1389 در کابل دایر گردید.
این جرگه که تا عصر روز جمعه مورخ 14 جوزای 1389 ادامه یافت، با اشتراک 1400 عضو و 200 مهمان در خیمه لویی جرگه تدویر گردید و با مصرفی بالغ بر 160 میلیون دالر و با صدور قطعنامه 16 ماده ای در سه فصل به کار خود پایان داد.
نمایش فرینده نشست " مشورتی صلح " در کابل ، یکی از جمله هزاران ترفندی است که نیروهای مهاجم و اشغالگر به سردمداری امپریالیزم امریکا روی دست گرفتند تا اینکه ظاهرا نشان دهند که آنها یعنی اشغالگران و رژیم مزدور و دست نشانده اش از جمله صلح خواه ترین دولتمداران زمان خویش اند!
این جرگه به اصطلاح مشورتی صلح درحالی روی دست گرفته شد که نیروهای تازه نفس اشغالگران با تمام قواء به این سرزمین سرازیر شده و میشوند و یکجا با سایر نیروهای اردو و پولیس رژیم منحوط کرزی آمادگی سفرشان را به سایر نقاط افغانستان برای تحمیل نظام غارتگرانه ، ستمگرانه و استثمارگرانه شان ، میگیرند.
این جرگه به اصطلاح مشورتی صلح در حالی روی دست گرفته شد که همزمان با برگذاری آن در کابل ، عملیات نظامی نیروهای اشغالگر امپریالیستی در ولسوالی ژیری قندهار و دیگر ولسوالی های اطراف آن در شرف انجام بود.
این جرگه به اصطلاح مشورتی صلح درحالی روی دست گرفته شد که همزمان با برگذاری آن ، ناتو اعلام نمود که مبلغ یکصد میلیون دالر دیگر را جهت اعمار پایگاه های نظامی اش در سمت شمال افغانستان به مصرف خواهد رسانید.
این جرگه به اصطلاح مشورتی صلح در حالی روی دست گرفته شد که حتی نتوانست بخش های مهم، دار و دسته های شامل در حکومت خویش را درین جرگه نام نهاد صلح جمع آوری نماید. در جرگه ای که دار ودسته های قانونی خویش را جمع آوری کرده نمیتواند چگونه میتوان توقع داشت که مخالفین مسلح دولتی و سایر نیروها را درین خیمه جمع نماید؟ و یا اینکه چگونه میتوان توقع داشت که به خواست مخالفین خود لبیک گوید؟ عدم شرکت اشخاصی مانند : عبدالله عبدالله رقیب انتخاباتی کرزی ، محمد جواد ضحاک رئیس شورای ولایتی بامیان ، محمد محقق رئیس حزب وحدت اسلامی ، عبدالرشید دوستم از متحدان کرزی، عطامحمد نور والی بلخ، پیرسید احمد گیلانی از متحدان کرزی، فوزیه کوفی نماینده به اصطلاح مردم در بدخشان و شماری از اعضای پارلمان ، همچنان عدم شرکت مولوی عبدالسلام ضعیف و وکیل احمد متوکل از یک طرف و برخی دیگر از شخصیت های بلند پایه دولتی که از شرکت درین جرگه اجتناب نمودند از طرف دیگر ، پروسه این نمایش مضحکه آمیز " صلح" را که از ماهیت پوچ برخوردار بود به خوبی انعکاس داد.
نمایش مضحکه آمیز جرگه " ملی مشورتی صلح " در حالی برگذار گردید که هیچ حرفی از خواست مخالفین مسلح دولتی و همچنان هیچ کلامی به ارتباط بیرون رفتن نیروهای اشغالگر امپریالیستی از کشور بمیان نیامد.
نمایش مضحکه آمیز جرگه " ملی مشورتی صلح " درحالی برگذار گردید که حتی به زنان پارلمان نشین که در زیر چتر حمایتی اشغالگران خزیده و جمعی از رژیم مزدور کرزی را تشکیل میدهند اجازه سخنرانی داده نشد. اعتراضاتی که بعد از پایان این جرگه دامن خورد عبارت از حضور زنان درین جرگه و عدم اجازه سخنرانی به آنان بود که این موضوع حضور نمادین زنان را درین جرگه و حاکمیت شئونیزم غلیظ مردسالاری را از سوی دیگر بخوبی نمایان ساخت.
بصورت کل تدویر چنین جرگه ای صرفا برای اغواگری نسل جوان و توده های ستمدیده کشور روی دست گرفته میشود تا به زعم خود بتواند بر رژیمی که سراپا غرق در فساد و غرق در بحران است مشروعیتی تازه بخشد ، ولی نه تنها نمیتواند به چنین نظامی مشروعیت بخشد بلکه آنرا بیشتر از گذشته بحران زده خواهد کرد.
از طرفی پوشش کاذبانه " صلح" ، پرده ساتری بر جنایات جنگی نیروهای اشغالگر امپریالیستی از یک سو و اقدامات جنگی رو به افزایش آنها از سوی دیگر است. نیروهای اشغالگر امپریالیستی هم اکنون در حدود بیش از یکصدو پنجاه هزار نفر را به این سرزمین سرازیر کرده اند. موجودیت این نیروهای اشغالگر که در چوکات نظامی به این سرزمین گسیل شده اند ، برای غارتگری ، چپاول و سرکوب استوار گردیده است ، یعنی دریک کلام ، اقدامات جنگی رو به افزایش ! این نیروها برای پیشبرد جنگ در افغانستان حضور دارند نه برای " صلح " ! این نیروها برای گسترش جنگ درین سرزمین حضور به هم رسانده اند و بر تعدادشان هر روز اضافه میشود. خلاصه این تعداد نیرو برای اقدامات نظامی در چوکات جنگ فورمولیته شده اند نه برای " صلح " !
از طرفی هم این پوشش کاذبانه " صلح " و به راه اندازی چنین جرگه های نمایشی وفریبکارانه برای گسترش پایه های ارتجاعی حاکمیت پوشالی نیز هست. دولت دست نشانده کرزی امیدوار است که ازطریق خرچ و مصرف بالای چنین جرگه ها بتواند نیروهای تسلیم طلب و مرتجع بیشتری را به زیر چتر حمایتی خویش بکشاند. حرکت تسلیم طلبانه گلبدین حکمتیار خود نمایانگر چنین فضایی است. حرکت تسلیم طلبانه ای که گلبدین مرتکب شد باعث گردید تا اختلافات داخلی میان نیروهای ارتجاعی را تزئید بخشد، بدین ملحوظ بود که طالبان بر گروه های قسما تسلیم شده از حزب اسلامی گلبدین حکمتیار حمله نمودند و درگیری های مسلحانه میان شان انجام داده اند. اما با آنهم دولت آنقدر متزلزل و فروپاشیده میباشد که قادر به تعمیق روابط خود با گلبدین هم نیست، تا بعنوان مثال بتواند آنرا علم کند و بگوید که از مجموع مخالفین اش حداقل یکی را هم به پای جرگه " صلح " کشانیده است. گلبدین اهل معامله است اما چون دولت بحران زده کرزی حتی یکی از خواست های نماینده حزب اسلامی گلبدین را هم نتوانست اجراء نماید ، باعث شد تا گلبدین حکمتیار از اشتراک در جرگه نام نهاد " صلح " اباء ورزد.
موضوع دیگری که میتوان درنظر گرفت این است که اگر در یک کشور دولت حاکم، قدرت سیاسی را به قبضه دارد و اگر حقیقتا در یک کشور ، پارلمان و قضا وجود داشته باشد ، قوای مقننه ، مجریه و قضائیه به درستی موجود باشد و اردوی مسلح و پولیس و نیرو با توپ و تانک و زندان ... دراختیار داشته باشد ، بخاطر سرکوب نیروی ضد دولتی ، " یاغیگری " ، " اخلال امنیت " ، " تروریزم" و غیره، چه ضرورتی به تدویر جرگه، مشوره و یا نمایشات مضحکه آمیزی ازین قبیل است؟ یقینا که هیچ ! این بصورت کل و دریک کلام وظیفه اولی و اساسی دولت است تا در برابر چنین ناهنجاری های ضد دولتی که پایه های حکومتش را به لرزه انداخته و برای آن دولت هم از لحاظ داخلی و هم از لحاظ خارجی نا امنی هایی را بوجود آورده بدون تردید ، اقدامات اساسی را روی دست گیرد ! نه اینکه به تدویر جرگه های نمایشی بپردازد و داد از "صلحخواهی" بزند. مگر تا بحال در تاریخ جوامع کشورهای دیگر جهت مقابله با نا امنی و " تروریزم" ، دولت ها جرگه های پرهزینه و غیرمعمول و اضافی را دایر کرده اند؟ باز هم اگر درشرایط نبود مکانیزم دولتی ، برگذاری چنین جرگه ها روی دست گرفته شده باشد غیر از نهادهای مدنی و مراجع مسئول ، کدام نهاد و مراجع دیگری درآن دخیل بوده اند؟ و یا اینکه تمویل مالی چنین جرگه ها را آیا دیگران پرداخته اند ؟ یقینا که خیر ! فقط تحت چنین حاکمیتی میتواند تدویر چنین جرگه ها آنهم فقط برای فریب اذهان عموم و برای مشروعیت بخشیدن به دولت دست نشانده روی دست گرفته شود و آنهم تحت چنین نظامی که با داشتن قوای مسلح ، ارتش و نظام باز هم قادر به جمع آوری پاشیدگی هایش نمیباشد یعنی دریک کلام پوشالی است ونمیتوان توقع بالاتری غیر از خیانت به وطن و مردمان وطن و چاکرپیشگی به دربار امپریالیزم ، از آن داشت.
به صراحت میتوان گفت که جرگه نام نهاد " ملی مشورتی صلح" چیزی جزء ضیاع وقت ، فریب کاری دغلکارانه برای اذهان عموم ،معامله گری و سوء استفاده های مالی ، مشروعیت بخشیدن به اشغال کشور و نظام سرو دم بریده حاکم ، و دامن زدن هرچه بیشتر به فقر و فاقه و ناامنی و محرومیت توده های ستمدیده افغانستانی نبوده و نیست!
" جنبش انقلابی جوانان افغانستان" تدویر چنین جرگه ها را نیرنگ خائنین ملی و ترفند نیروهای اشغالگر امپریالیستی میداند و برای افشاء نمودن ماهیت رژیم و همچنان دامن زدن به مقاومت ملی ، مردمی وانقلابی در مقابل آنان، ازهیچگونه سعی و تلاشی دریغ نخواهد کرد.
بگذار اشغالگران امپریالیست و خائینین ملی دست نشانده شان چنین جرگه های نام نهاد تدویر نمایند. بگذار که اشغالگران و خائینین ملی شان دایما از " صلح " صحبت کنند. بگذار آنچه میخواهند جنایت و خیانت کنند ، اما تاریخ این مرز بوم ثابت نموده است که مردمان این کشور نهایتا شکست اشغالگران و خائینین ملی شان را شاهد بوده اند. به امید چنین روزی!
|