جنبش انقلابی جوانان افغانستان
صدای رساي جوانان آگاه كشور

جنبش انقلابی جوانان افغانستان نهاد ملی دموکراتیکی است که برای برپایی مقاومت ملی مردمی وانقلابی درمبارزه علیه اشغالگران و دست نشاندگان شان قدم به عرصه سیاست گذاشته است.
ما
منسوبین جنبش انقلابی جوانان افغانستان بعدازطرح پلاتفورم مبارزتی خویش که در13 دلو1384 به تصویب رسید، درراستای نیل به اهداف سترگ انقلاب دموکراتیک نوین افغانستان با استواری وثبات اعلام نمودیم تا دربسیج جوانان درمسیربرپائی جنبش انقلابی وسیع جوانان درچوکات مقاومت ملی, مردمی وانقلابی خلقهای ستمدیده کشور, به کارو پیکارانقلابی پیگیرومداوم بپردازیم وبه این نتیجه رسیدیم که راه نجات کشورومردمان کشور منجمله جوانان راه برپائی و پیشبرد همین مقاومت است وبس! مقاومتی که بتواند درپیوند فشرده میان جنبش انقلابي كشور منجمله منسوبین جنبش وتوده های زحمتکش  و ستمدیده به پیش رود وبتواند با اتحاد و همبستگی تمامی توده ها اعم از زن ومرد ازتمام  اقشارستمدیده و طبقات مختلف جامعه برمحور مبارزات قهری برای اخراج قوتهای اشغالگرامپریالیستی از کشورو سرنگونی رژیم دست نشانده به حرکت درآید و با استواری وثبات کامل به پیش رود.
این حرکت اگرچه هم ازلحاظ کمی وهم ازلحاظ کیفی بطی به نظر میاید اما ازلحاظ خط ومشی سیاسی و وهمچنان ازلحاظ مسیرمبارزاتی اصولی ودرست به پیش هدایت میشود. بطی بودن وسریع بودن حرکت بستگی به اتحاد وهمبستگی مبارزاتی توده ها اعم از زن ومرد جامعه و پشتیبانی آنها ازجنبش انقلابي جوانان و كل جنبش انقلابي كشور است. بدین اساس است که جنبش انقلابی جوانان افغانستان ازتمام جوانان كشور میطلبد تا به جنبش بپيوندند و در راه بیرون رفت ازاسارت وبردگی مبارزه كنند.
جنبش انقلابی جوانان افغانستان صدای رساي جوانان آگاه افغانستان است و درد میلیونها جوان اين كشور را که روز به روز به قهقرا کشانیده میشوند, روز به روز آواره و بی اشتغال میگردند, روز به روز درمعرض تهدید به مرگ ویا اختطاف سوق داده میشوند , روز به روز فقر وتنگدستی دمارازروزگارشان  درمیاورد , روز به روز درزندانها درمعرض شكنجه ها و تجاوزات نیروهای اشغالگرخارجی قرارمیگیرند, روز به روز درمعرض بمباران هوایی خودسرانه نیروهای 37 کشور متجاوز به سرکردگی امریکا نیست ونابود میشوند , مزارع شان نابود و خانه هایشان ویران میگردد و خلاصه تحت بهانه های متفاومت هم ازطرف نیروهای دولت دست نشانده وهم ازطرف اربابان امپریالیستی شان مورد آزار و شکنجه قرارمیگیرند, بلند رفتن قیم مواد ارتزاقی توده های تحت ستم، منجمله جوان را پریشان وپریشان تر ساخته است , نرخ مواد ارتزاقی روز به روز بالا میرود، درحالیکه مزد کارنسبت به سالهای قبل و ماقبل آن بسیار ناچیزو ناچیزترمیگردد .
جنبش انقلابی جوانان افغانستان بعدازتصویب پلاتفورم مبارزاتی اش با صراحت لهجه بیان نمود که نظام حاکم کنونی یک نظام کاملا مستعمراتی- نیمه فئودالی است و یکی از حلقات وابسته به نظام جهانی امپریالیستی است. قوتهای 37 کشورامپریالیستی و ارتجاعي خارجي به خاطرتامین رفاه وآسایش مردمان ما به این سرزمین قدم نگذاشته اند بلکه بخاطر سرقت و غارت ثروت ها و بلعیدن گوشت و مکیدن خون میلیونها توده بی دفاع برای رسیدن به اهداف شوم امپریالیستی شان دراین سرزمین قدم رنجه فرموده اند. تمامی جنگهای غیرعادلانه ارتجاعی , تجاوزگری ها , قتل عام ها , غارتگری ها , پخش مواد مخدر, تجارت زنان و کودکان و غیره و غیره همه را میتوان " دستاوردها" و " ثمرات " نظام امپریالیستی حاکم برجهان دانست.
تا زمانیکه این غول پاگلین و این ببرکاغذین ازمیان نرود نمیتوان ادعای تامین استقلال و آزادی درکشور را نمود. تازمانیکه دولت دست نشانده و مزدوران بومی امپریالیستها سرنگون نشوند و تامین استقلال کشور به دست توده هاي زحمتکش صورت نگیرد و اهداف انقلاب دموکراتیک نوین درافغانستان تحقق نيابد، دولت را نمیتوان دولت مردمی دانست. تا زمانیکه این اژدهای گرسنه که خون میلیونها هموطن بی دفاع را بی مهابا به مکیدن گرفته و درجهت تامین منافع شوم امپریالیستی اش توده های زحمتکش، منجمله جوانان را به قربانگاه مي فرستد، از میان نرود نمي توان منابع سرشار این وطن را در جهت منافع توده هاي مردم مورد استفاده قرار داد. نمیتوان سيستم اقتصادي سالم و عادالانه اي را که بتواند معیشت زندگی میلیونها انسان زحمتکش را تامین نماید به وجود آورد, اقتصادی که پایه اصلی آن خصوصا درکشوری مانند افغانستان همانا حل معضله آب و زمین به نفع زحمکتشان است.
جنبش انقلابی جوانان افغانستان صدای میلیونها جوانی است که متعلق به طبقات و اقشار پائین جامعه اند!
جنبش انقلابی جوانان افغانستان صدای میلیونها جوانی است که درشرایط کنونی به شدت آسیب دیده و میبینند!
جنبش انقلابی جوانان افغانستان صدای میلیونها جوانی است که همچون گوشت دم توپ درجنگ تجاوزکارانه امپریالیستها و بخاطر تامین اهداف و مقاصد ضد ملی و ضد مردمی آنان قربانی شده ومیشوند.
جنبش انقلابی جوانان افغانستان صدای میلیونها جوانی است که دربی سرنوشتی و بی آیندگی فوق العاده شدیدی بسرمیبرند.
جنبش انقلابی جوانان افغانستان صدای میلیونها جوانی است که بیکاری وفقر, محرومیت از تعلیم و تحصیل, آوارگی و بی خانمانی زندگی پردرد و رنج شان را سپري مي نمايند.
رسانه های وابسته به غرب و همچنان رسانه ها و مطبوعات دولت دست نشانده که با بوق وکرنا ترانه آزادی را زمزمه میکنند، در مورد فجایع اسفباري كه بالاي توده های محروم این وطن تحميل مي گردد ساكت هستند و چيزي نمي گويند. چرا چنین است؟ زیرا دولت دست نشانده هرآنچه را که خارج از چوکات قانون اساسی خود ساخته اش باشد و در ضديت با منافع اربابان اشغالگرش باشد را نه میپذیرد و نه هم ازآن خوشش میاید! واگراحیانا کم وبیش هم انعکاس داده شود بازهم کار به جایی نه میرسد و نه هم براي حل معضلات اقدام قاطع و سریع میشود! بطور نمونه , نه تنها خواست هاي بر حق معلمین پردردی که چندین ماه پی درپی معاشات خویش را نمي توانند بگيرند، بر آورده نمي شود  بلکه هر روز با وعهد وعیدهای گوش کرکن و به شکلی از اشکال اعتصابات معلمين را سرکوب مینمایند. اين در حالي است كه معاش كنوني معلمين زحمتكش كشور تکافوی زندگی یک نفر را هم نمیکند چه رسد به تکافوی معیشت زندگی یک فامیل !!!
دامنه اعتصابات درزندانهایی مانند بگرام , قندهار, هرات وغیره ولایات کشور یکی پی دیگری گسترش میابد، اما هیچ کس به داد این محرومین بسته درزنجیررسیدگی نه میکند ونه هم ازدولت دست نشانده باید توقع رسیدگی را داشت!!!!
تظاهرات های ضد امریکایی کوچه وبازار را فرامیگیرد اما بصورت قهری هم ازطرف نیروهای امپریالیستی و هم ازطریق دولت دست نشانده سرکوب میشود بدون اینکه عوامل آن جستجو گردد. حادثه هشتم جوزای سال 1385 درکابل که فاجعه انسانی را به بار آورد و خشم مردم را به همراه داشت بصورت قهری سرکوب شد.  اما تاریخ گواه است! حقایق را تنها وتنها تاریخ به اثبات میرساند!
دولت دست نشانده بدون کوچکترین توجه روی زنده نمودن سرمايه هاي ملی و رفاه همگانی توده های  بینوا،  درجهت تامین منافع اربابان اشغالگر خویش حرکت مینماید. رژیمی که  دست نشانده , پوشالی و دست پرورده اشغالگران است بهتر از اين نمي تواند باشد.
آیا رژيم دست نشانده را که ازیک طرف روز جهانی زن را تجلیل میکند اما ازطرف دیگر مردسالاری را تقویه نموده ومجری ستم برزنان میشود را میتوان مدافع حقوق حقه زنان تلقی کرد؟ این تجلیل نه تنها نمایشی است بلکه فریبی برای اذهان توده های تحت ستم نیز هست. زنان پارلمان نشین خود مجری ستم برزنان اند , آیا درروز تجلیل ازروز جهانی زن کسی صدای "نازیه" دختری که توسط شوهرش جلادانه گوش و بینی اش درروز اول عید قربان سال 1386 توسط چاقو بریده شد را شنید؟ آیا زنی که خود را درداخل دادگاه شهر لغمان بخاطر اعاده حق طلاق آتش زد را كسي شنید؟ خشونتهای خانوادگی که روز به روز برای سلطه طلبی مردانه درخانواده ها تقویت میشود را کسی به بحث میگیرد؟ امری مسلم است که خیر! از طرف دیگر زنان ستمدیده که هیچگونه آگاهی از مبارزه با شوونیزم مردسالارانه حاکم را ندارند نه تنها درسطح جامعه بلکه دردرون خانواده ها و دررابطه با نزدیک ترین روابط مردانه خانوادگی شان, وظایف ومسئولیت های سخت مبارزاتی را فراموش میکنند! ناتوان شدن دراین عرصه مبارزاتی بطور حتم ناتوانی درعرصه مبارزاتی کل جامعه را درپی دارد و زنان مبارز معمولا با مبتلا شدن ویا مبتلا بودن به همین ناتوانی است که سپرازدست میاندازند و به جو مردسالارانه حاکم تسلیم میشوند. این درحالی است که نیم پیکر جامعه را زنان تشکیل میدهند. اگرحرکت مبارزاتی زنان درمسیرشگوفایی انقلاب دموکراتیک نوین فلج شود بدیهی است که حرکت کل جامعه به کندی بلامانعی مواجه خواهد شد.
ازدواجهای اجباری که زندگی یک انسان را به تباهی میکشاند، تحت حاكميت چنین دولتی نه تنها حل نمیشود بلکه حتی مورد بازنگری هم قرارنمیگیرد! تلقی شدن بیوه زنان به مثابه یک میراث خانوادگی , تبادله زنان ودختران جوان به مثابه خون بهاء ,جیره بندی اقتصادی زنان توسط مردان , ضعیف انگاشته شدن زنان نسبت به مردان , حق طلاق یکطرفه ومتعلق به مردان , موانع حقوقی و قانونی مشارکت زنان درجامعه وغیره وغیره هریک معضله اجتماعی اي است که دامنگیرزنان این جامعه هست وکماکان به قوت خود باقی است. این مشکلات دراین دولت که حامی  منافع اربابان اشغالگر خارجی و استثمارگران بومي است نه تنها حل نمیشود بلکه تقویت نيز میگردد. بدین اساس است که آزادی حقیقی زنان  تا محو کامل سلطه امپریالیزم برکشور و سرنگونی حاکمیت تئوکراتیک ارتجاعی و فروپاشی کامل دولت دست نشانده بدست نخواهد آمد , بدست آمدن این آزادی بستگی به تحرک مبارزاتي وسيع و عظیم اجتماعی زنان ومردان اين جامعه در چوكات عمومي مبارزات انقلابي دارد.
جنبش انقلابی جوانان افغانستان باورمند است که تنها راه نجات کشورو مردمان کشورهمانابرپایی و پیشبرد مقاومت ملی مردمی وانقلابی علیه اشغالگران امپریالیست ودست نشانده گان آن میباشد.
پس با تعهد خارائین به منافع علياي توده ها و کشور بیایید تا دست اتحاد و وحدت مبارزاتی به هم داده برای براندازی و فروپاشی این نظام مستعمراتی – نیمه فئودالی درجهت تامین منافع کل جامعه حرکت نماییم وبا استواری و ثبات برای بسیج فشرده و گسترده جوانان در راه برپایی و پیشبرد مقاومت ملی مردمی وانقلابی قد علم نماییم.

به پیش به سوی برپایی وپیشبرد مقاومت ملی مردمی وانقلابی علیه اشغالگران امپریالیست ودولت دست نشانده

 

جنبش انقلابی جوانان افغانستان

8 جوزای 1387