گزارشی از
اعتصاب همصدا، یکپارچه و متحد دریوران در
مسیرشاهراه هرات – قندهار

براساس تازه ترین گزارشهای رسیده، شاهراه هرات – قندهار که از تاریخ اول سرطان به روی وسایط نقلیه مسدود گردیده بود، بالاخره به تاریخ دوازدهم سرطان بازشد.
دوازده روز اعتصاب جمعی دریوران باعث شد تا دولت دست نشانده بالاخره از خودش عکس العمل نشان دهد و مجبورشد سه وزیر کابینه را همراه احمد ضیاء مسعود معاون اول کرزی بخاطرحل معضله اعتصاب کننده گان به هرات اعزام نماید.
البته آمدن سه وزیر کابینه به همراه معاون اول کرزی چیز دیگری در قبال نداشت جز اینکه تاکید بر حرفهای قومندان قول اردوی ظفر به عمل آید.  وعده هایی را که قبلا قومندان قول اردوی ظفرهرات به دریوران در حصه تامین امنیت شاهراه داده بود از طرف معاون کرزی و وزراء تایید شد و آنها وعده دادند که در مسیرشاهراه هرات - قندهار دریوران دیگر به چنین معضلاتی برخورد نخواهند کرد.
ببینیم که اعتصاب در اصل از کجا شروع میشود؟ براساس گفته های یکی از نمایندگان اعتصاب بنام " معلم بنیامین" دریوران از شش ماه به این سو یعنی از اوایل زمستان 1386 الی ختم برج جوزای 1387 چند مرتبه به مقامات امنیتی گزارش اختطاف، دزدی وغارت اموال، باجگیری های ممتد پوسته های امنیتی در مسیر شاهراه و عدم واکنش دولت در حصه تامین امنیت در این مسیر را یادآوری کرده اند، ولی نه تنها دولت هیچگونه اقدامی به این ارتباط نداشته است، بلکه به کلی نسبت به آن بی تفاوت عمل نموده است.
وی ادعا داشت که سیزده تن از دریوران در مسیرشاهراه هرات - قندهار اختطاف شده اند و بیشترین این آدم ربایی ها در دو نقطه تمرکز داشته، یکی در منطقه " گله میخ " ولایت فراه و دیگری در منطقه " شیندند"  ولایت هرات، که 8 تن درمقابل پول رها شده اند ولی متباقی کماکان بلاتکلیف هستند.
وی میگفت که: " ما به اعتصاب مصالمت آمیز دست زده ایم و این عملکرد ما وجه دیگری غیر از خواستهای بر حق دریوران را در پی ندارد." وی ادامه داد: " ما فقط میخواهیم صدای مان را به گوش دولتمردان افغانستان برسانیم که حداقل به فکر ملت ستمدیده و درد کشیده خود هم باشند". وی میگفت " ما وقتی دیدیم که دولتمردان افغانستان نه تنها عکس العملی درقبال خواسته های ما نشان ندادند بلکه آنرا کاملا آنرا نادیده گرفتند و اصلا  بی تفاوت عمل کردند ما هم مجبورشدیم تا کلیه دریوران را در یک محل مناسب تجمع داده و کلیه موترهای باری دیگر را که از مسیر در رفت وآمد هستند به خود ملحق نماییم تا بتوانیم حداقل خواستی که داریم به آن رسیدگی شود."
وعده وعیدهایی که برای اعتصاب کنند گان داده شد صرف بخاطر شکستن این اعتصاب است زیرا دولت نه می خواهد که امنیت را در سراسر مسیر شاهراه هرات -  قندهار تامین کند و نه هم قادر به انجام آن است !
نمونه های بارز این عدم خواست و ناتوانی را میتوان در شش و نیم سال گذشته به خوبی مشاهدذه کرد. یکی از این نمونه های بارز در همین هشتم ثور امسال اتفاق افتاد. در بیخ گوش کرزی در ساحه بر گزاری به اصطلاح جشن برگزاری مراسم هشت ثور، فقط با فیرچند مرمی سلاح سبک، قوای امنیتی دولت دست نشانده پا به فرارگذاشت. از طرفی اوضاع امنیتی سمت جنوب، جنوب غرب و جنوب شرق کشور روزانه بیشتز از  پیش وخیم تر می شود.
رادیوی بی بی سی در ارتباط با همین اعتصاب مصاحبه ای با جنرال اکرام الدین یاورقومندان زون پولیس درهرات داشت , قومندان زون در این مصاحبه گفت که :

" بالاخره بعد از آمدن حکم رئیس جمهور  ما  اجراآتی را که طور شاید و باید آنی لازم بود انجام دادیم.  ما سه پوسته غیر مسئول را لغو کردیم.  به تعداد 35 تن را از صف پولیس کشیدیم که یک تعداد شان عمل هیروئن داشتند.  همچنان به تمامی پوسته ها گوش زد نمودیم، درصورتیکه خواسته های دولت را جوابگونباشند،  قانون و مقررات نظام را درنظرنداشته باشند و مشکلات مردم را بیشترکنند؛ ما آنان را از صفوف پولیس بیرون میکنیم. درحکم صادر شده از طرف رئیس جمهوری تاکید شده بود که این عاملین باید بازداشت و از صفوف پولیس اخراج شوند که ما هم طبق هدایت عمل نمودیم و 35 را از  صف پولیس اخراج کردیم تا باشد امنیت بهتری در مسیر شاهراه تامین شود."

حاجی عبدالرحیم، یکی از نمایندگان اعتصاب کنندگان، نیز با تایید حرفهای جنرال اکرام الدین یاورگفت که :

" فعلا فقط اعتصاب موترهای  باربری ادامه دارد. اعتصاب موترهای مسافربری پریروز حل شده، یعنی پریروز ساعت سه حل شده و دولت گفته که سی و پنج تن را خلع سلاح کرده و تعداد دیگری را نیز  خلع سلاح خواهد کرد.  با لاخره بعداز آمدن حکم رئیس جمهور به تعداد سه پوسته پولیس را لغو کردند.  انسانهای غیرمعقول بودند.  مردمان دزد ثابت شدند و هیروئینی بودند.  برای مان وعده داده شده که اگر مشکلات اهالی رابیشتر کنند بازداشت خواهند شد."

درست است که دولت وعده وعیده هایی را برای دریوران داده است و کار هایی نیز انجام داده است. اما این وعده ها و کار ها نه دردی را دوا می کند و نه هم معضله را حل خواهد کرد، زیرا دستگیری این 35 نفر  و  تبدیل و یا خلع سلاح و اخراج شان باعث رونق مسائل امنیتی نمیگردد چرا؟ چون کسان دیگری که به عوض این افراد تعیین شوند عین کار های آن ها انجام خواهند داد. مسئله امنیت شاهراه صرف با خلع سلاح این 35 نفر حل و فصل نمی گردد. نا امنی به تمامی جاها ریشه دوانده است و تمامی کسانیکه در اردو و پولیس پوشالی شامل هستند یا معتاد اند و یا اینکه غرق در فساد !
مهم تر از اینها، مسئله عمده در موضوع امنیت برای یک کشور و مردمان آن، امنیت ملی شان است. امنیت ملی یعنی تامین استقلال و تمامیت ارضی کشور و تامین آزادی ملی و تامین حاکمیت ملی مردمان کشور.  وقتی امنیت ملی یک کشور و مردمان آن کشورپامال میگردد واشغالگران امپریالیست کشورشان را تصرف میکنند، مردمان آنرا به اسارت میکشند و حق حاکمیت این مردمان را بر سرنوشت خود شان و سرنوشت کشور شان از بین می برند، چنین کشور و چنین مردمانی امنیت ملی شان را از دست میدهند. درچنین صورتی حتی اگر به اصطلاح امنیت هم برقرارگردد باز هم امنیت در اسارت و بردگی ملی است ! امنیت در انقیاد و غلامی است ! و امنیت در فقدان استقلال و آزادی ملی است ! واضح است که چنین امنیتی، امنیت نیست، بلکه ناامنی نفرت انگیز و غیر قابل پذیرشی است که برای طرد آن، مردمان آزاده و سرفراز از جان و مال و خانواده و هر چیز دیگر شان میگذرند، تا شرافت ملی و عزت انسانی شان را و به بیان دیگراستقلال وآزادی شان را پاسداری نمایند.
این چنین " امنیت" یعنی اینچنین نا امنی نفرت انگیز و غیر قابل پذیرشی امروز در افغانستان وجود دارد. اعتصابات صنفی نمیتواند جلوی این نا امنی را بگیرد و نخواهد توانست خط و مشی سیاسی اشغالگران و دولت دست نشانده را تغییردهد. کسی که از روحیه استقلال خواهی وآزادی طلبی برخوردار باشد، منکر این حقیقت انکار ناپذیر نمیتواند شود.
ما از اعتصاب دریوران ولایات کشور قاطعانه پشتیبانی نمودیم. اما نکته ای را که باید یادآورشویم این است که این اعتصابات را باید در مسیر برپائی و پیشبرد مقاومت ملی مردمی وانقلابی علیه اشغالگران امپریالیست و دولت دست نشانده حاکم سمت وسوی واحدی بیابند. باید با مشتهای گره کرده خود یکصدا فریاد بر آرنیم که:     " ما مردمانی هستیم که در کشور خودمان و درخانه و کاشانه خودمان، از طرف یانکی های امپریالیست و اشغالگری که از آنسوی دنیا آمده اند، زندانی می شویم، اسیر می شویم، توهین و تحقیر می شویم، مورد شکنجه قرار می گیریم، زنان و مردان ما و حتی مردان مسن و سالخورده ما درزندان های کثیف اشغالگران امریکایی در کشور مورد اهانت و تجاوز جنسی قرار می گیرند. بنابرین قبل از همه و مهم تر از همه دنبال یک راه باید بگردیم و آن تامین استقلال وآزادی کشور از طریق پیشبرد مقاومت ملی مردمی وانقلابی علیه اشغالگران امپریالیست و دولت دست نشانده حاکم فعلی است.