گزارشی
از
بمباران هوائی قریه نوآباد – عزیزآباد
ولسوالی شیندند ولایت هرات

قریه نوآباد در قسمت جنوب غرب بازار عزیزآباد ولسوالی شیندند موقعیت داشته و اکثریت مردم این محل به دهقانی مصروف میباشند. تعداد زیادی از مردمان این قریه درمیدان هوائی شیندند به عنوان عسکر امنیتی و یا کارگر روز مزد  مصروف کار بوده و یکتعداد از جوانان آنها هم جهت کاریابی به بیرون از مرزهای افغانستان خصوصا به ایران مهاجر شده اند.
ایسکورت امنیتی میدان هوائی شیندند را یک کمپنی خصوصی امنیتی امریکایی بنام Armor Group   برعهده
 دارد. این کمپنی امنیتی تعدادی از مردمان محلی را به صفت عساکرامنیتی تحت قومنده خویش درآورده است.  این کمپنی خصوصی همچنان یکتعداد اجیر نیپالی را نیز استخدام کرده است که نیروهای اجیرشده محلی افغانستانی تحت تعلیم و نظارت نیپالی ها قراردارند.
در میدان هوائی شیندند، در ابتدا شخصی بنام نادرخان از قوم علیزی سر پرست تیم امنیتی افغانستانی بود که تمامی نیروی ایسکورت میدان از طریق وی معرفی و مسلح میشد و سلاح های شان در نزد دفتر " آرمر گروپ " ثبت کتاب میگردید, با شروع فعالیت های بازسازی شرکتهای مختلف ساختمانی در درون میدان، شخص دیگری بنام تیمورخان فرزند لعل محمد ولدیت شاه نواز از قوم نورزی ساکن قریه نوآباد ( یکی از روستاهای نزدیک عزیزآباد ) در تبانی با نیروهای امریکایی کوشش میکند تا خود را رقیب نادر خان معرفی نموده و ازین طریق خود برمنطقه تسلط پیدا نماید.
به هر حال، وی بعد از زد و بندهایی که از یک طرف با امریکایی ها و از طرف دیگر با نادرخان قومندان بر حال میدان داشت توانست یکتعداد از اقارب خویش را به میدان جا داده و زمینه کاریابی را برایشان مهیا نماید.
چون اختلافات قومی دایما در افغانستان تبارز می نماید، نیروهای اشغالگر دایما می توانند از چال سیاسی بهم اندازی های قومی نفع خود استفاده به عمل آورند. درینجا بطور مشخص امریکایی ها کوشش به عمل میاورند تا ضدیت میان نادر خان و تیمور خان بیشتر و بیشتر اوج بگیرد و از این طریق ضدیت میان علیزی ها و نورزی ها نیز تشدید گردد. عساکر امنیتی نظام قراول افراد نادر و عساکر داخل میدان افراد تیموربودند. افراد مربوط به تیمور دایما هنگام دخول به میدان و نیز هنگام خروج از میدان، از طرف نیروهای نادر اذیت و آزار میشدند و این مشکل بطور سیستماتیک ومسلسل دور میخورد و پیچیده ترمیشد.
نزاع میان این دو نفر که هر کدام شان کلان قوم خود به حساب می آمدند باعث شد تا جبهه گیری میان هردونفر به شدت وحدت خود نزدیک ترگردد و رنگ قومی بخود بگیرد.
به تاریخ اول سنبله 1386، در اثر همین نزاع شخصی و قومی و حمله تیمور بالای منزل نادر و درگیری مسلحانه میان هردو طرف، " تیمور" کشته میشود و همچنان تعدادی از افراد هردو طرف در این درگیری کشته و زخمی می شوند.
این وضعیت، موضوع را پیچیده ترساخت و نادر را وادار کرد تا عقب نشینی نموده و از صحنه کاملا کنار رود. چهل روز بعد از کشته شدن تیمور، اقارب تیمور بدورهم جمع شده و محمد رضا برادر تیمور را که ساکن شهر هرات میباشد جانشین وی تعیین می نمایند و او را بحیث کلان قوم شان می پذیرند. محمد رضا در اولین روز کاری خود جلسه خصوصی ای با کارمندان امریکایی " آرمر گروپ " برگزار می کند میگیرد و از  نیروهای ویژه میخواهد تا با وی همکاری نمایند. وی ادعا میکند که چون برادرم تیمور در راه مبارزه حق طلبانه خویش جام شهادت نوشیده است، باید مسئولیت امنیت میدان کاملا به من تعلق بگیرد. او تقاضا می نماید که باید تمامی افراد نادر خلع سلاح شده و از میدان اخراج شوند و در عوض تمامی افرادی را که برادرم دور خود جمع کرده بود  به میدان داخل شوند و کارت سلاح شان در کتاب " آرمرگروپ " ثبت شود. گفته او را نیروهای امریکایی قبول میکنند و تمامی در خواست رضا خان را مو به موبه مرحله اجراء قرارمیدهند.
در جریان یکسال بعد از کشته شدن تیمور، نادرآرام ننشست و به تهدیدات امنیتی و اخلال در امورات ساختمانی شرکتها در درون و یا بیرون از میدان دست زد  و عملیات های مختلفی چون اختطاف، ترور، کمین و غیره اعمالی را که از دست وی آمد انجام داد. وی در جریان یکسال، یعنی از اول سنبله 86 الی اول سنبله 87 توانست خود را به عنوان یک اجنت خوب نزد امریکایی های مقیم میدان به اثبات برساند. جمعبندی از گزارشات حمله هوائی نیروهای امریکایی بالای خانه رضا خان واضحا نشان می دهد که درین واقعه پای نادر خان در میان بوده و امریکایی ها بخاطر روابط حسنه ای که با نادر خان داشته اند و بنا به پذیرش راپور های وی دست به این حمله زده اند.
به هر حال با مطالعه وضعیت تیمورخان و نادرخان قومندانان محلی میدان هوائی شیندند در یک سال گذشته، واضحا میتوان گفت که پالیسی نیروهای اشغالگرامریکایی عموما مورد استفاده قرار دادن افراد و اشخاص مختلف در جهت تامین اهداف شان می باشد و همینکه این اهداف بر آورده شدند در پی تبدیل کردن نوکر می بر آیند و خادمین سابقه را دور می اندازند.
بمباران اخیر شیندند در جریان اجرای همین پالیسی و بطور مشخص در جریان استفاده از اشخاص مختلف و نفوذ قومی آنها و نزاع های فی مابین آنها و در عین حال تبدیلی اشخاص مورد استفاده، به وقوع پیوست.
روز پنجشنبه 31 اسد 1387 ساعت یک بعد از ظهر محمد رضا  جانشین " تیمورخان " مقتول، تیاری برای یک ختم قرآن بخاطر برگزاری مراسم سالگرد وفات برادرش را در قریه نوآباد - قریه آبائی و اجدادی اش – برای روز جمعه اول سنبله 1387 شروع می نماید. وی در کنار اینکه تمامی قوم و قبیله، دوستان وخویشاوندان خود را از شهر و روستاهای اطراف خبر میکند، کارمندان شرکت های ساختمانی میدان، شرکت امنیتی خصوصی " آرمر گروپ "، دفترECCI  " ای سی سی آی "  که یک کمپنی خصوصی امریکایی است و تمویل کننده اصلی شرکت ها وکمپنی ها در میدان است، به همراه تمامی عساکر محلی را نیز دعوت میکند که در مراسم تجلیل از سالگرد تیمورخان برادرش شرکت نمایند.
وی اقوام و اقارب خویش از مناطق فراه و نیمروز را دو روز قبل خبرکرده بود و آنها نیز به روز پنجشنبه همراه با خانواده های شان به منطقه آمده بودند.
شب جمعه آشپزها همراه خدمه خیرات ( نذر ) به آماده ساختن غذا برای فردا میپردازند. ساعات 2 نصف شب طیارات جنگی امپریالیستهای امریکایی سرمیرسند و در اولین حمله خویش منزل محمد رضا و برادرانش را مورد بمباران هوائی قرار میدهند. این بمباران تا ساعت 7 صبح روز جمعه، یعنی برای پنج ساعت متوالی، ادامه داشته است. بمباران باعث ویرانی  کامل 12 در بند حویلی مسکونی مردمان بیگناه و بی دفاع منطقه شده و به 64 منزل مسکونی دیگر نیز آسیب می رساند.  به این ترتیب مجموع حویلی های ویران شده در این بمباران به 76 دربند حویلی میرسد.
ادعای اشغالگران یعنی " حمله به پایگاه شورشیان طالب در منطقه "مبتنی بر کتمان است. اکثریت ساکنین قریه نوآباد را اقارب و اقوام محمد رضا وتیمورخان تشکیل می دهند. اینها از لحاظ قومی نورزی بوده و ناقلینی هستند که در اصل در ولایت فراه سکنا گزین بوده اند. ریش سفیدان محل می گویند که اینها از مدت سی و پنج سال به اینطرف در منطقه رخنه نموده و مسکن گزین شده اند و دولت های وقت هم برای شان اجازه سکونت در منطقه داده است. چون برادر تیمور که فعلا جانشین تیمور و رئیس قومی نورزی های این منطقه است، این مردم  در تضاد با طالبان قرار دارند و بالمقابل طالبان نیز این مردم را به دیده بد یعنی به صفت نوکران امریکایی ها می بینند. برعکس، مردمان عزیزآباد شیندند بومی خود منطقه بوده  و از قوم علیزی هستند که پشتونهای حاکم در منطقه محسوب میشوند. این گروپ در ارتباط  تنگاتنگ با عبدالمنان نیازی و امان الله خان مشهور به " امان الله گی " و پسرش ننگیالی در منطقه زیر کوه شیندند قرارداشته و دارند. به همین خاطر هم هست که دایما در حال جنگ و بدبینی نسبت به محمد رضا و برادرش تیمور قرارداشته اند.
از طرفی بعد از بمباران هوائی نوآباد، نیروهای امریکایی همان روز یعنی روز جمعه اول سنبله 87 اولین کاری را که انجام میدهند این است که تمامی عساکر محلی را خلع سلاح نموده و آنها را از میدان اخراج می نمایند. بلا فاصله کارگران و کارمندان محلی دفاتر را که با شرکتهای ساختمانی مصروف فعالیت اند نیز از میدان رخصت می کنند و امنیت میدان را مستقیما به دست اجیران نیپالی خویش قرارمیدهند. به تعقیب آن تمامی فعالیتهای ساختمانی شرکتها را در میدان متوقف نموده و به مدت 48 ساعت حکومت نظامی اعلام مینمایند. بدین مفهوم که دخول و خروج تمامی افراد ممنوع اعلام میشود. این مدت زمان 48 ساعته دوباره تمدید میشود. صبح روز شنبه و به تعقیب آن در روز یکشنبه تظاهرات خشونت باری در منطقه عزیزآباد شیندند اتفاق میافتد. امریکایی ها مدت حکومت نظامی را تمدید می کنند و تا روز سه شنبه کلیه امور ساختمانی شرکتها به تعطیلی مطلق کشانیده می شوند.
در تظاهرات روز شنبه و یکشنبه، علیزائی های عزیزآباد همراه با نورزائی ها شرکت میکنند. پولیس و اردوی رژیم پوشالی در صدد سرکوب تظاهرات می برآیند و در نتیجه 4 نفر کشته می شوند و 13 نفر هم زخمی می گردند.
بمباران هوائی و خلع سلاح نیروهای رضا خان وتیمورخان و کشیدن شان ازمیدان از یکطرف و نزاع شخصی و قومی حاد میان نادرخان و تیمورخان، تمامی شکوک و شبهات را متوجه روابط تنگاتنگ نادر خان با امریکایی ها میسازد.
بعد از بمباران محل خیرات ( نذر) تمام منازل مسکونی منطقه تخلیه میگردند و اکثریت بازماندگان این حادثه دست به کوچ اجباری میزنند. تعدادی هم برای کشیدن قربانیان حادثه به محل باقی می مانند و به دلیل حجم بسیار زیاد خاک برداری ناچار می شوند ازشرکتهای ساختمانی داخل میدان هوائی استدعای کمک ومساعدت نمایند!  یکی از شرکتهای مقیم میدان یک عراده شاوول را همراه چند عراده دمترک به خدمت مردم قرار می دهد تا بتوانند پروسه کشیدن قربانیان حادثه را از زیر آوار ساده تر به انجام رسانند. طبق گفته های شاهدان عینی، جنازه ها یکی پی دیگری از زیر آوار بیرون کشیده شده و در یک ردیف منظم کنارهم چیده میشوند. یکی از شاهدان عینی که نخواست نامش فاش شود، می گوید که الی ساعت 10 صبح روز جمعه اول سنبله، 120 جنازه از زیر آوارکشیده میشود و این پروسه خاک برداری الی ساعاتی پس از شام روز جمعه نیز ادامه می یابد.  طبق آمار دقیقی که بعد از کفن و دفن قربانیان حادثه، توسط  یک منبع محلی گرفته شده مجموعا به تعداد 168 نفر کشته شده اند. ازین جمله 28 پسر خورد سال، 36 دختر خورد سال، 21 زن خانه دار، 2 عروس جوان، 37 مرد جوان، 38 پیرمرد، 4 افسر نظامی و 2 نفر فرماندهان محلی شامل این کشته شدگان میباشند. خود محمد رضا برادر تیمور نیز شامل در همین قربانیان بوده است. بدین ترتیب به خوبی روشن است که در منطقه اصلا طالبی موجود نبوده است و تمامی قربانیان، افراد شرکت کننده در مراسم خیرات و یا افراد محلی ساکن در دور و بر محل این مراسم بوده اند. چون بمباران در اثنای شب صورت میگیرد، بیشتر قربانیان در حین خواب غافلگیر شده  و از بین رفته اند. خانه محمد رضا و برادرانش مجموعا چهارحویلی را در برمیگیرد، در حالیکه تعداد منازل مسکونی مخروبه، بعد از حمله هوائی، 76 در بند ثبت میگردد!!
مردم خشمگین ازین بمباران هوائی جنایتکارانه نیروهای امپریالیستی، روز شنبه 2 سنبله 1387 دست به تظاهرات خشونت باری در منطقه عزیزآباد شیندند می زنند که مردم علیزائی عزیزآباد نیز آنها را همراهی می نمایند. در این تظاهرات مردم پلاکارتهایی در دست داشتند که روی آنها به دستخط خود به رنگ سرخ نوشته بودند : " مرگ بر امریکا !"  تظاهر کنندگان به جاده ریخته و شاهراه هرات - قندهار را برای نصف روز مسدود نمودند، دو موتر پولیس رژیم را به آتش کشیدند، بالای افراد پولیس و اردوی رژیم با سنگ، چوب، داس، بیل و کلند حمله ور شدند و با سر دادن شعار مرگ برامریکا، از تمامی مردم تقاضا کردند که به تظاهرات شان بپیوندند. تظاهر کنندگان اعلام کردند که مردمان افغانستان دیگر فریب نیرنگهای نیروهای اشغالگر امریکایی را نخواهند خورد. این تظاهرات الی ساعت یک بعد از ظهرهمان روز دوام نمود.
بعد از تظاهرات گل احمد برادر تیمور همراه با چند تن از موی سفیدان محل به دفتر کار والی هرات آمد تا از نزدیک با والی هرات گفتگو نماید. ازطرف دیگر در عصر همان روز کمیسیون پانزده نفره به ریاست نعمت الله شهرانی وزیر حج واوقاف دولت دست نشانده به میدان هوایی شیندند آمد تا از نزدیک با مردم غم شریکی نموده و دلهایشان را تسکین دهد، تا باشد که در مقابل خوش خدمتی به دولت دست نشانده و اربابان امپریالیستی اش چند صبائی برمسند قدرت و چوکی باقی مانده و به وطن فروشی شان ادامه دهند.
نعمت الله شهرانی در مصاحبه اش با رسانه های خبری چنین گفت: « دولت قضیه را تعقیب می نماید تا عاملین آنرا شناسائی کرده و به پنجه قانون میسپارد. »
تلویزیون آریانا روز یکشنبه 3 سنبله 1387 در گزارش ساعت 8 شام خود خبر از برطرفی دو نفراز قومندانان ارشد دولتی را بنا به حکم کرزی داد. در اعلامیه ای که از سوی دفتر " ریاست جمهوری افغانستان" منتشرشده آمده است که جلندرشاه فرمانده قول اردوی 207 ظفر و عبدالجبار قومندان کندک کماندو به دلیل غفلت در وظیفه  و کتمان حقایق در حادثه شیندند از وظایف شان بر کنار شده اند.
این برطرفی در حالی صورت گرفت که وزارت دفاع افغانستان قبلا گفته بود که اردوی رژیم پوشالی در اجرای این بمباران هیچ نقشی نداشته و عملیات هوائی نیروهای ائتلاف در این منطقه بدون هیچگونه هماهنگی با آن  صورت گرفته است.
تلویزیون دولتی هرات در اخبار ساعت 8 شب یکشنبه 3 سنبله، اعلامیه وزارت دفاع رژِیم را بخوانش گرفت که درآن چنین نوشته شده بود: « شهادت بیش از 86 نفر این وزارت را متاثرساخته است. برای مجروحین شفای عاجل و برای شهدا بهشت برین را خواهانیم . »
جنرال ظاهرعظیمی سخنگوی وزارت دفاع رژِیم، به بی بی سی گفت: « عملیات زمینی در روستای عزیزآباد هماهنگ شده بود و به رهبری وزارت دفاع صورت گرفت. اما در چارچوب این برنامه، استفاده از نیروی هوائی گنجانده نشده بود. » وی افزود: « زمانیکه ساحه را مطالعه کنید، متوجه میشوید که ضرورت استفاده از عملیات هوایی درآنجا موجود نبوده است. » ( بی بی سی يکشنبه 24 آگست 2008 – 3  سنبله  1387 )
یوم دوشنبه مورخ 4 سنبله 1387 مردمان شیندند در مسجد جامع بزرگ شهر هرات مراسم فاتحه خوانی را براه انداختند و از تمامی مردم دعوت به عمل آوردند که بخاطر تسلیت گویی به بازماندگان کشتار جمعی شیندند دراین مراسم شرکت نمایند. جنبش انقلابی جوانان افغانستان علاوه بر شرکت در مراسم، به پخش گسترده اعلامیه تقبیح بمباران هوائی ددمنشانه نیروهای امپریالیستی پرداخت که با استقبال گرم مردم روبروگردید. درهمین روز شورای علمای هرات قطعنامه ای را مبنی بر تظاهرات گسترده مردمی به روز سه شنبه روی دست گرفت و با پخش اعلامیه ای از تمامی مردم تقاضا نمود که در تجمع اعتراضی علیه بمباران هوائی نوآباد – عزیز آباد شیندند به جمع شان بپیوندند.  اما روز سه شنبه 5 سنبله 87 ریاست امنیت ملی هرات، اجازه تظاهرات را برای شورای علما نداد و تمامی چهار راه های شهر و دروازه های ورودی شهر را نیروهای مجهز و مسلح پولیس و اردوی رژیم پوشالی مسدود نمودند.
جنبش انقلابی جوانان افغانستان در همان روز فاتحه فیصله به عمل آورد که در تظاهرات بخاطر سمت و سو دادن بهتر تظاهرات شرکت نماید و همچنین برای سخنرانی در تظاهرات آمادگی گرفته بود که متاسفانه تظاهرات به وقوع نپیوست.
تلفات افراد غیر نظامی در افغانستان از موضوعات جنجال بر انگیزی است که گاه و بیگاه در کشور خبر ساز میشود.
دو روز بعد از بمباران هوائی قریه نوآباد عزیزآباد شیندند و به تعقیب کمیسیون 15 نفره به ریاست نعمت الله شهرانی، شورای وزیران دولت دست نشانده نیز اعلامیه ای صادرکرد و بمباران هوائی نیروهای امریکایی را خود سرانه خواند وآنرا به شدت محکوم نمود. شورای وزیران رژیم، خواهان تجدید نظر در عملکرد و اختیارات نیروهای بین اللملی " ضد تروریزم " در افغانستان شد.  در اعلامیه شورای وزیران رژیم آمده است که صلاحیت های نیروهای بین المللی در افغانستان بر پایه « توافقات متقابل، قوانین بین المللی و قوانین افغانستان » باید تنظیم شود.
روز چهار شنبه 6 سنبله، سخنگوی کرزی به تعقیب موضعگیری شورای وزیران اعلام نمود که : « بیرون شدن نیروهای خارجی در برنامه دولت نیست، لذا دولت میخواهد که نیروهای خارجی در افغانستان قانونمند شوند. حضور نیروهای خارجی به موافقه دولت افغانستان است و درین هیچ جای شک نیست. ما نمیخواهیم که آنها از کشور بیرون شوند، بلکه میخواهیم که حضور نیروها قانونمند شوند. »
هر زمانیکه نیروهای اشغالگر مرتکب جنایتی شده اند، از طرف رژیم پوشالی فورا کمیسیونی تشکیل گردیده و برای اغفال مردم جنایت را محکوم نموده است. بر علاوه شورای وزیران و پارلمان رژیم نیزعکس العمل نشان میدهند. این اعمال و حرکت های رژیم پوشالی بخاطر فروکش نمودن خشم توده ها رویدست گرفته می شود و همه به اشاره اشغالگران صورت میگیرد.
نیروهای اشغالگر در افغانستان هر قدر مرتکب جنایت شوند، رژیم پوشالی اعلام میدارد که: « بیرون شدن نیروهای خارجی در برنامه دولت نیست و دولت میخواهد حضور این نیروها در افغانستان قانونی شود. » این بدان معنی است که رژیم پوشالی علاوه بر اینکه نمیخواهد نیروهای  اشغالگر از افغانستان بیرون شوند، میخواهد که از طریق پارلمان قلابی اش برای چند سال دیگر حضورشان را در افغانستان تمدید نموده و دست شانرا به کشتن مردمان بیگناه بازنگه دارد. هدف از " قانونمند " شدن نیروهای خارجی این نیست که آنها در چوکات قانون اساسی کذائی رژیم حرکت کنند، بلکه منظور این است که سالهای دیگر درافغانستان ماندگارشوند.
تا زمانیکه نیروهای اشغالگر بزورمردم از افغانستان بیرون کشیده نشوند، آنها هیچگاه حاضر به بیرون شدن از این کشور نیستند. چنانچه هم اکنون امپریالیست ها تصمیم دارند نیروهای خود را در داخل خاک افغانستان افزایش دهند. بیرون شدن نیروهای اشغالگر از افغانستان امکان ندارد مگر اینکه خیزش های ملی مردمی و انقلابی صحنه را برای شان تنگ نموده وآنها را وادار به خروج از افغانستان نمایند.
روز جمعه 8 سنبله 1387، نهادهای مدنی و فرهنگی افغانستان در کابل خواستار توقف تلفات غیر نظامیان و پایان دادن به عملیات خود سرانه نیروهای امریکایی شدند. شرکت کنندگان درین گردهمائی به رسانه ها گفتند که اگر از ادامه کشتار غیر نظامیان از سوی نیروهای خارجی در افغانستان جلوگیری نشود، تظاهرات سراسری را در این کشور راه اندازی خواهند کرد. اشتراک کنندگان در این مراسم همچنین خواستند که نیروهای خارجی بر اساس قوانین بین المللی، به خانواده های قربانیان این حملات غرامت بپردازند. این موضعگیری نیز مبتنی بر  ضرورت خروج قوای اشغالگر از افغانستان نبود و فقط خواستار این بود که بمباران ها و کل حضور قوای اشغالگر در هماهنگ با قوای رژیم پوشالی قرار بگیرد.
بی بی سی در گزارش خبری خود در روز چهارشنبه 13 سنبله 87، از زبان محمد اقبال صافی یک تن از اعضای پارلمان افغانستان یاد آورشده که همه قربانیان عملیات، غیرنظامیان بوده اند. محمد اقبال صافی علاوه بر اینکه یکی از اعضای پارلمان رژیم پوشالی است، عضو "هیات حقیقت یاب" در مورد حادثه نوآباد - عزیزآباد نیز هست. وی به خبرنگارآسوشیتد پرس گفت: « همه مردانی که در این عملیات کشته شدند، کارمندان یک شرکت خصوصی امنیتی در پایگاه نیروهای ائتلاف بودند. پس چگونه ممکن است این افراد طالبان باشند. » ولی حقیقت چنین نیست.  4 نفر نظامی و 2 نفر فرمانده محلی کارمندان شرکت خصوصی آرمرگروپ جزء کشته شدگان بوده اند و بقیه همه افراد ملکی بوده اند.
روز پنجشنبه 14 سنبله 1387،  حامد کرزی این شاه شجاع سوم با یکتعداد از اراکین بلند پایه دولتی واعضای کابینه اش بخاطری که بتواند از خیزش های بعدی مردمی جلوگیری نماید، وارد میدان هوائی شیندند شد و به شکل نمایشی بخاطر اغوای مردم با مردمان شیندند ابراز همدردی نمود. وی در مسجد جامع گارنیزیون میدان هوائی شیندند سخنرانی نمود و در بیاناتش گفت: « من در باره علت این حادثه تحقیق می کنم و به آنان (مسئولان این حادثه) جزا داده خواهد شد. » وی در ادامه بیاناتش یادآوری نمود که برای بازماندگان حمله هوائی نوآباد - عزیزآباد شیندند، شهرکی را بنام " شهرک شهیدان عزیزآباد" احداث خواهد کرد و برای آنان زمین زراعتی نیز خواهد داد و تمام شان را به حج خواهد فرستاد. وی همچنان از زبان جورج بوش رئیس جمهوری امریکا نیز یادآوری کرد که: « رئیس صاحب جمهوری امریکا نیز در تماس تلفنی که دیروز با من داشتند از حادثه دلخراش عزیزآباد شیندند ابراز تاسف کرده و امروز من در اینجا به شما پیام رئیس جمهوری امریکا را آورده ام که ایشان نیز با شما ابراز همدردی کرده اند. » !!
بله! اگرهزاران نفر هموطن ما کشته شوند، آقای بوش وغلامش کرزی از مردم صرف معذرت میخواهند و بالا ترین کارشان این است که مبلغ معینی " مرده پولی " به اقارب قربانیان بپردازند, اما اگر یک امریکایی کشته شود، کل منطقه را به خاک وخون میکشند. اینست همدردی بوش و رژیم پوشالی با مردم غمدیده افغانستان!
از زمان وقوع حادثه 12 ثور 1386 تا حادثه اول سنبله 1387، این دومین باراست که حامد کرزی بخاطر ابراز همدردی به ولسوالی شیندند می آید. وی در سفرسال گذشته خود به ولسوالی شیندند نیز به مردم وعده داد که جلو بمبارانهای خود سرانه قوای خارجی را خواهد گرفت! اینک مدت یکسال و چهار ماه از آن وعده میگذرد، ولی تا کنون هیچ اثری از اجرای آن به مشاهده نرسیده است. دلیل این امر روشن است. هیچ نوکری نمیتواند جلوی بادارش را بگیرد.
جالبترین حتدثه ای که در داخل مسجد جامع گارنیزیون میدان هوائی به چشم خورد، مسئله سرقت درهنگام حضورکرزی بود. شخصی که نخواست نامش فاش شود با عجله خود را به داخل مسجد جامع گارنیزیون میدان هوائی شیندند رساند و با نفسی سوخته و با صدای بلند فریاد زد : « کرزی صاحب خانه ام آتش گرفت! » کرزی بعد ازینکه به عساکر امنیتی دروازه ورودی اشاره کرد، مرد را اجازه دادند که به داخل مسجد وارد شود و خود را به کرزی برساند, کرزی نیز جهت ادای احترام به مقابلش بلند شد و او را محکم به بغل کشید!! مرد با چشمان اشک آلود و با صدای بلند گفت: « کرزی صاحب از صبح وقت تا حال به راه بودم تا حالا به اینجا رسیدم. هنگام ورود به میدان هوائی به قسمت دروازه جنوبی میدان که به طرف بازار قنادی میرسد عساکر امنیتی دروازه و گارد ویژه ریاست جمهوری بعد از تلاشی مبلغ 11000 افغانی مرا از جیب برداشتند و به من گفتند که تو به دیدن کرزی میروی، پیسه میخواهی چکار؟ حالا من چه کنم؟ دارو ندارم همان پول بود؟!!! »  
کرزی بعد از یک مکث به سوی والی هرات نگاه کرد و به سید حسین انوری والی هرات اشاره کرد که والی
صاحب پیسه این مرد را بده. والی هرات از جیبش مبلغ یازده هزار افغانی بیرون کشید و به مرد تازه وارد داد! مرد باز صدایش را بلند کرد: « والی صاحب یازده هزار را چکارکنم؟ ازین  طرف که باز بروم همان عساکراین مبلغ را خواهند گرفت!! » ولی والی هرات و کرزی در مقابل مرد سکوت کردند و لام تا کام نگشادند و او را به نقطه دوری از مسجد راهنمایی کرده و از نزد خود مرخص نمودند. این است ماهیت دولت دست نشانده ای که در زیر ریش " رئیس جمهور "، در داخل گارنیزیون میدان هوائی شیندند چنین فسادی صورت میگیرد، ولی نه تنها " رئیس جمهور " بلکه اعضای بلند پایه کابینه و والی هرات و یا قومندان امنیه نیز هیچ عکس العملی از خود تبارز نمی دهند و هیچگاه اقدام به دستگیری عاملین قضیه نمی نمایند. کرزی بعد از اختتام سفرش به سمت کابل حرکت میکند و مامورین بلند پایه دولتی را وظیفه میدهد که طبق لستی که گل احمد فرزند لعل محمد برادر محمد رضا و قومندان تیمور مقتول داده بود عاملین قضیه را دستگیر نمایند. این لیست مانند هرلیست دیگر در جعبه میز باقی می ماند.
روز جمعه 15 سنبله 1387، اولین اقدامی که نیروهای امریکایی کردند این بود که با " نادر" ( کسی که به امریکایی ها راپورمیدهد و راپور وی علت بمباران هوائی شیندند میشود) همکاری کرده و او را همراه تمامی اهل و اعیالش توسط هلیکوپتر به کابل انتقال می دهند. روز بعد " نادر " همراه کلیه اعضای فامیلش به هند میرسند. البته یک احتمال قوی دیگر نیز وجود دارد و آن اینکه عاملین بمباران شیندند ( نادر و جبار ) که هر دو از ساکنین قریه کالسک ولسوالی شیندند هستند، نزد ارگان های دولتی محفوظ باشند، ولی ظاهرا شایعه رفتن نادر به هند پخش گردیده باشد. به هر حال طبق هماهنگی ایکه میان نیروهای امریکایی و" نادر" و " جبار" عاملین قضیه صورت گرفته، پسرکلان نادر در خانه اش مانده و خود و متباقی اعضای فامیلش به همدستی نیروهای ویژه  از محل فرار کرده اند! گفته می شود که نادر از  نیروهای امریکایی پرسیده بوده که پسرکلانم را چه کنم؟ آنها به او گفته اند که پسر کلانت را هیچ کاری نخواهد شد، چون طبق قانون اساسی افغانستان، جرم یک عمل شخصی است و پسرت بخاطر جرم تو محاکمه نه میشود و چنانچه دستگیرهم شود آزاد خواهد شد. به این ترتیب پسر کلان نادر به خانه می ماند تا رد یابی نادر باز هم پیچیده تر شود. 
صبح روز یکشنبه 17 سنبله 1387، از سپیده دم صبح تا خفتن، محله نادر خیل درقر یه کالسک در محاصره نیروهای پولیس و اردوی رژیم درمی آید. طوریکه گفته شده پسر کلان نادر توسط افراد اردوی پوشالی گرفتار میشود و خانه تلاشی الی بعد از ظهر روز دوشنبه 18 سنبله، در محله نادرخیل ادامه داشته است. مردم آزاری، بهانه گیری و پرس و جو در مورد فرار نادر و موقعیت نادر از مردمی که اصلا از این مسائل بی اطلاع بودند و خلاصه بهانه تراشی های ممتد ادامه یافت، ولی هیچ اثری از موجودیت نادر به دست نیامد!!
طبق گزارشات مکرر رسانه های خبری افغانستان یک هفته بعد ازبمباران هوائی شیندند دولت دست نشانده کمکهایی را تحت نام " کمک انسان دوستانه به بازماندگان حادثه شیندند " به محل میرساند. اما این کمکها از چه قراراست؟
طبق اخبار رسیده، رژیم دست نشانده از بابت " مرده پولی " یعنی خرید جنازه های مقتولین حادثه، مبلغ سیصد هزار افغانی برای بازماندگان هر فرد کشته شده تادیه میکند. اما تمام پول را گل احمد برادر محمد رضا و قومندان تیمور به جیب میزند!
رژیم پوشالی در گزارشات خبری خود گفته است که حدود 91 تن از افراد ملکی در این بمباران جان خود را از دست داده اند، اما هنگام تادیه پول نقد به گل احمد برای 140 جنازه پول داده اند!! همچنان دو تریلی گندم نیز به محل حادثه از طرف سازمان های " خیریه" رسیده بود که از جمله یک تریلی به مردمان بی بضاعت توزیع گردید، ولی تریلی دوم را برادر قومندان تیمور شخصا تصرف می شود.
در مورد جاسوسی نادر برای نیروهای امریکایی باید گفته شود که بر اساس اسناد و شواهدی که فوقا یاد  آورشدیم این کار توسط نادر انجام گرفته است! ولی نظربه مسئولیت دستگاه های امنیتی و استخباراتی دولت دست نشانده، اطلاعات هرجاسوسی ولو صد در صد صحیح هم باشد، در نهایت بیشتر از 30 فیصد تاثیر نخواهد داشت. 70 در صد دیگرش را تحقیقات انجام شده توسط ارگانهای دولتی در بر میگیرد. تعیین محل دقیق برای بمباران باید توسط یک فرد مسلکی نظامی که با کوردینات های نظامی آشنایی کامل داشته باشد صورت بگیرد نه توسط یک فرد عادی. هنگام بمباران، طیاره فقط طبق کوردیناتی که برایش داده میشود انداخت میکند نه بدون کوردینات. وقتیکه طیاره به موقعیت تعیین شده میرسد، از روی کوردینات ثبت شده، علامت سرخ روی صفحه راهنمای طیاره شروع به چشمک زدن میکند. اولین چشمک زدن ها در واقع به پیلوت هدایت میدهد که به محل تعیین شده رسیده است و باید  دست بکارشود و بمباران را شروع نماید. به این ترتیب باید ارتباط تنگاتنگ و هماهنگی میان نیروهای هوائی امریکایی و قومندان قول اردوی ظفر هرات ( جلندرشاه ) و همچنان قومندان
کماندو و والی هرات پیشاپیش بر قرار شده باشد، درغیر آن ممکن نیست چنین حادثه ای رخ دهد.
عاملین این جنایت هولناک مانند آفتاب روشن هستند., عاملین این جنایت عبارت اند از: نیروهای اشغالگر، قومندان قول اردوی هرات، قومندان کندک کماندوی هرات، والی هرات، آمر امنیت ملی هرات، قومندان امنیه هرات و نادر. رژیم پوشالی با بیان اینکه " قضیه تحت تعقیب است و ما بعد از شناسایی عاملین قضیه، آنها را به محاکمه میکشانیم. " فقط  یک هدف را دنبال میکنند و آن اینکه روی خشم مردم آب ریخته و آنرا سرد سازد, زیرا واضح و مبرهن است که رژیم پوشالی نه این قدرت را دارد ونه هم این جرات  را که حتی نادر را، که یک فرد محلی و درارتباط تنگاتنگ با امریکایی هاست، به محاکمه بکشاند، چه رسد به باداران امریکایی اش یا اراکین بلند پایه دولتی همچون والی هرات! برای محاکمه عاملین این جنایت، باید خود مردم منسجم شده و دست اندر کار مبارزه و مقاومت ملی مردمی و انقلابی علیه امپریالیست های اشغالگر و رژیم دست نشانده شوند و بر پایی خیزش های عمومی برعلیه اشغالگران امپریالیست و خائینین ملی دست نشانده شان را روی دست گیرند. امپریالیست های اشغالگر در هرجا ئیکه رخنه کنند، تمامی حرکات های جنایتکارانه خویش و نوکران شان را روپوش قانونی میدهند و برای تسلیت بازماندگانشان قربانیان جنیت های شان، وعده و وعیده هایی می دهند. از آنجمله وعده های کرزی این شاه شجاع سوم بعد از بمباران هوائی 12 ثور پارسال به مردم بود که کماکان نه تنها در شیندند بلکه در دیگر مناطق کشور نیز اجرا نا شده باقی مانده و قتل عام اهالی ملکی در نقاط مختلف کشور توسط قوت های اشغالگر کماکان ادامه دارد.
پس باید نیروهای انقلابی وآگاه کشور با تعهد خارائین به منافع علیای کشور و مردمان کشور دست در دست هم داده و اتحاد صفوف مبارزاتی شان را هر چه بیشتر تحکیم و گسترش دهند، از تسلیم طلبی و فرار طلبی از زیر بیرق انقلاب خود داری نمایند و کوشش به عمل آورند تا هر چه زود تر درفش مقاومت ملی مردمی و انقلابی را در صحنه کارزار افغانستان آشکارا بر افرازند و ضربات مهلکی بر پیکر جنایتکار و جنایتبار اشغالگران و نوکران شان وارد سازند.