انتقال قدرت از بوش به بارك اوباما، آغازي براي تهاجم ديگر به افغانستان
بارك اوباما رئيس جمهوري كه به تاريخ 20 جنوري 2009 قدرت را از بوش و شركا در ايالات متحده امريكا تحویل گرفت، وعده سپرده كه يكي از اهداف و پلانهايش، انتقال 30000 نفر ديگر از نیروهای نظامی امریکا به افغانستان بخاطر تقويت هر چه بيشتر رژِیم دست نشانده در افغانستان و پیشبرد هرچه وسيعتر وجدي تر " جنگ علیه تروریزم " است.
بدين اساس با به قدرت رسيدن بارك اوباما اين رئيس جمهور تازه ايالات متحده امريكا، جهان شاهد فلاكت ، بدبختي و ويرانگري هايي بيشتري نسبت به گذشته خواهد بود. چرا؟ چون اوباما به دلیل مخالفت با آغاز جنگ علیه عراق معروف شد. اما در جریان کارزار انتخاباتی اش از این موضع عقب نشینی کرد و گفت، "باید ببینم جنرال ها چه می گویند" و چه زمانی عراق "با ثبات" شده و سربازانش "به اندازه کافی ورزیده" شده اند! درثاني اغلب كسانيكه بعد ازپيروزي اوباما درجاده ها به رقص وپايكوبي پرداختند و پيروزي انتخاباتی اوباما را جشن گرفتند مخالف جنگهايي بودند كه بوش و شركا براه انداخته بودند و یا تهديد به آغاز آنها كرده بود. اما بعد از پيروزي اوباما چه شد ؟ اوباما گفت كه برتعداد سربازان امريكائي اش در افغانستان خواهد افزود! و حتي اشاره اي نيز برحمله به خاك پاكستان كرد و دركنار آن كشور ايران را تهديد نمود! همچنان اوباما گفت که از اسرائيل و حملات آن - كه مردم فلسطين را به اسارت كشيده است - دفاع خواهد كرد. حملات مرگبار اسرائيل برروي نوارغزه از 27 دسامبر 2008 با پشتيباني ايالات متحده امريكا آغاز گرديد، به سرحدي كه درحدود هفت هزار كشته وزخمي برجاي گذاشت. اين فاجعه جنايت كارانه و اشغالگرانه و خائينانه درحالي بوقوع پیوست كه اكثريت كشورهاي جهان عمل جنايتكارانه صهیونیست ها را تقبيح نموده و كشورهاي اروپائي و همچنان روسيه به شمول سازمان ملل متحد درخواست آتش بست نمودند. اما اسرائيل از اين درخواست ها را رد نمود، نيروهاي زميني خود را درخاك غزه سرازيرساخت و تا زمانی که خود خواست به حملاتش ادامه داد..
مردمي كه بخاطر انتخاب اوباما شادمان اند اكثريت كساني هستند كه از فاشيزم دوران بوش و شركاء خسته اند، اكثريت كساني اند كه ازجاسوسي دولت عليه مردم خسته اند ، كساني اند كه ازپامال نمودن حقوق اوليه مردم توسط دولت به تنگ آمده اند و كساني اند كه از شكنجه هاي بي امان دولت و فشارهاي بي حد وحصر دولت بالاي مردم بيزاراند. اما اوباما چه كرد؟ غير از تجديد " قانون ميهن پرستي" . اين قانون توسط "پاتريوت اكت" توشيح شد و حقوق قانوني مردم را محدود كرد! اوباما برعلاوه تجديد اين قانون، راي به مصونيت كمپني هاي تلفون، كه بطور غير قانوني و به درخواست كاخ سفيد عليه مردم جاسوسي ميكنند، داد. افتضاحي غير قابل بخشش و افتضاحي غير قابل قبول!
مردماني كه خواست پايان دادن به نژاد پرستي ، ستم برسياه پوستان و ملل تحت ستم ديگر مانند افغانستان وعراق را درسرداشتند درجريان كارزار انتخاباتي اوباما مشاهده كردند كه وي برخلاف اين خواست به ميدان آمده است. اوباما نه تنها حرفي ازپايان دادن به تبعيض و ستم برسياهان بميان نياورد بلكه حتي كلمه اي هم در باره پايان بخشيدن تبعيض در محل بودوباش ، صحت ، نظام حقوقي و غيره نگفت. اوباما حتي به كشيش سابقه اش " جرميا رايت" احترام ننمود و او را به باد انتقاد گرفت و گفت :" رايت نژاد پرستي را بخشي از وجود امريكا ميداند" و اضافه نمود كه چنين تفكري تفرقه افكنانه است و توجه مردم را از مشكلاتي مانند جنگ علیه تروريزم ، اقتصاد خراب و بحران مزمن امراض جهاني و تغييرات خطرناک آب و هوا منحرف ميكند!
به اين ترتيب اوباما با طرح چنين جملاتي برروي جايگاه تعيين كننده تبعيض نژادي در كل مشكلات اجتماعي امريكا پرده افكند. او اين واقعيت را نفي كرد كه سياه پوستان درايالات متحده امريكا به عنوان مردمان تحت ستم اند وساختار اجتماعي امريكا اين ستم وستمگري را تغذيه ميكند.
اوباما درسخنراني پيروزي اش گفت : « اگرهنوز كسي شك دارد كه درامريكا همه چيزممكن است؛ اگرهنوز شك دارد كه روياي بنيان گذاران ما زنده است ؛ اگرهنوز به قدرت دموكراسي ما شك دارند؛ امشب جوابش را گرفت. » ( به نقل از نشريه هفتگي انقلاب – چاپ امريكا – 6 نوامبر2008 )
بله! درامريكا خيلي چيزها ممكن است و شك نيست كه نسل كشي بوميان رنگين پوست توسط مهاجرين اروپائي، دزديدن 10 ميليون نفراز آفريقا، برده كردن فرزندانشان به مدت 250 سال ، استثمارانسانها به مثابه سرچشمه ثروت اين كشور، اسيركردن نواسه هاي آن برده ها دراشكال جديد ستم و مافوق استثمار درامريكا ممكن است. لاف زدن در مورد اينكه روياي بنيان گذاران امريكا براين اصل استوار است كه " همه انسانها برابرآفريده شده اند" ، هجوم و لشكركشي به سرزمينهاي ديگر، غارت و چپاول اموال كشورهاي تحت سلطه، كشتار بيگناه انسانها درسراسر كره خاكي، اعمال خود سرانه نيروهاي يانكي درافغانستان وعراق و راه اندازي كودتا هاي نظامي در150 سال گذشته براي امريكا ممكن است. مطيع كردن كليت اقتصاد ملل گوناگون به مطالبات و اوامر سرمايه امريكا، تحميل مافوق استثمار به مهاجريني كه از فرط استيصال وارد امريكا شده اند ، سرزنش مهاجرين افغانستاني و ايراني بعنوان مسئولين روزگار سخت مردم در امريكا، ممكن است. به نام امنیت شكنجه كردن و به دنيا اطمينان دادن كه شكنجه نميكنند نيز درامريكا ممكن است؛ اما آنچه را كه درامريكا هرگز ممكن نبوده است همانا نابود كردن ساختارهاي برتري سفيدان و ستم برملل گوناگون ، دست كشيدن از گسيل نیرو به افغانستان ، جلوگیری از اعزام جاسوسان سيا و كماندوها به اقصي نقاط جهان ، پرهيز ازكشتن غير نظاميان افغانستانی در گوشه وكنار افغانستان ، محو انقياد زنان درهمه عرصه هاي زندگي ، دست كشيدن از چور وچپاول كره خاكي ؛ درامريكا ممكن نبوده است.
اين موضوعات درحالي بوقوع ميپيوندند كه رسانه هاي خبري جهان نيز به تبليغ انتخابات رياست جمهوري ايالات متحده امريكا پرداختند و راجع به اوباما و تصميماتي كه وي اتخاذ كرده است سخناني به ميان آوردند، ازآنجمله بي بي سي درگزارش خبري خود كه به تاريخ 11 دسامبر2008 مطابق 21 قوس 1387 ارائه نمود چنين گفت: « روز چهارشنبه ، 11 دسامبر(21 آذر) ، رابرت گيتس، وزير دفاع امريكا كه از افغانستان ديدن ميكند ، گفت كه ايالات متحده درنظر دارد واحدهايي متشكل از دست كم هفت هزارنفر ديگراز نظاميان اين كشور را به افغانستان اعزام كند و تلاش بيشتري براي مقابله با شورشيان مخالف دولت افغانستان صورت دهد. آقاي گيتس، كه از پايگاه نيرويهاي ناتو درقندهار، درجنوب افغانستان ، ديدن ميكرد گفت كه ميكوشد تقاضاي ژنرال ديويد مك كرمان ، فرمانده نيروهاي ياري به امنيت افغانستان – آيساف – را برآورده سازد. » ( بي بي سي 11 دسامبر2008 )
بي بي سي درگزارش خبري ديگري كه چند روز بعد اعلام نمود چنين گفت : « یک مقام ارشد نظامی در امریکا اعلام کرده است که عملیات مقدماتی برای استقرار بیست هزار نیروی جدید آمریکا در افغانستان آغاز شده است. جنرال مایکل توکر فرمانده عملیاتی ارتش آمریکا در افغانستان که در یک کنفرانس با خبرنگاران در پنتاگون صحبت می کرد گفت انتظار می رود در ماه جنوری سال جدید میلادی اعزام این بیست هزار نفر به افغانستان شروع شود. بارک اوباما رئیس جمهور منتخب آمریکا، اعلام کرده است که بازگرداندن امنیت برای افغان ها و پایان دادن جنگ در منطقه در صدر برنامه هایش قرار دارد. » ( بي بي سي 13 دسامبر2008 )
رقابتهاي انتخاباتي سناتورجان مك كين نامزد حزب جمهوريخواه و بارك اوباما نامزد حزب دموكرات درايالات متحده امريكا يكتعداد از محصلين كابل را نيز به هيجان آورد. رسانه هاي خبري داخلي افغانستان نيز تاثيرات اين انتخابات را بالا افغانستان و مردم آن تهيه و به نشررساندند ، ازآنجمله زينب محمدي خبرنگار آژانس خبري پژواك دراين خصوص گزارشات متعددي را تهيه كرده و ميگويد : « به غيراز گروه هاي سياسي ، تعداد بسياركم مردم ازين انتخابات آگهي دارند. » همچنان " دانش كروخيل" مسئول اين رسانه ميگويد: « يكي از دلايل علاقه افغانها به اوباما اين است كه او ( اوباما) به افغانستان بيشتر توجه دارد و مردم بيشتر وي را به ديد يك فرد شرقي يا آسيايي ميبينند تا يك امريكايي. » ( پژواك – سوم اكتوبر2008 )
دركنار رسانه هاي خبري ، مطبوعات افغانستان نيز به اهميت تاثير انتخابات امريكا درافغانستان پرداخته اند. ازآنجمله عبدالقهار سروری، مدیر مسوول هفته نامه پیام ملت می گوید: « چون افغانستان از نگاه سیاسی، اقتصادی و تصمیم گیری های استراتژیک وابسته به امریکاست، لذا انتخابات امریکا می تواند تاثیرات بسیار جدی بالای افغانستان داشته باشد. قسمی که ما شتاب زدگی آقای کرزی را در تغییر و تبدیلی وزارتها میبینیم، معلوم می شود که با روی کار آمدن اوباما چانس آقای کرزی کمتر خواهد شد. »
سروری ادامه می دهد که: « تیم فعلی که هرم قدرت را با آقای بوش و اطرافیان اش تشکیل داده بود، در گذشته یک سلسله شعار هایی داد و کارهایی کرد که حالا به ترمیم آن میپردازد. چنانچه كرزي گفته است که به حقوق بشر اعتنایی نمی کند و یا وزیرانی که روی کار شده اند گفتهاند که مجاهدین را به کار خواهند گماشت. »
سروری ابراز می دارد: « شایعاتی وجود دارد که اوباما یک گروه مشاورین دارد که علی احمد جلالی، وزیر پیشین داخله با آنها خیلی نزدیک است و یک حلقه ی دیگر از جمهوری خواهان سرگرم بررسی جانشینی اشرف غنی احمد زی به جای کرزی است و هردو گروه مصروف گفتگو با گروههای مختلف قومی در افغانستان هستند. »
دركناراين تبليغات رسانه یي و مطبوعاتی بايد گفت كه در انتخابات رياست جمهوري سال آينده افغانستان هر كسي و از هر طريقي كه برمسند چوكي تكيه زند برای امپریالیست ها مهم نيست؛ مهم آنست كه به استراتيژي امپرياليستها در مورد افغانستان پایند باشد.
جنبش انقلابي جوانان افغانستان از همان آغاز انتخابات رياست جمهوري ايالات متحده امريكا بار بار يادآورشده
است كه جنگ در افغانستان از جمله مهم ترین مسائل مطروحه در کمپاین تبلیغاتی انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا به شماررفته وميرود. مسئله این نیست که پیشنهاد ایجاد تغییر اساسی در سیاست تجاوزکارانه و اشغالگرانه امریکا، که تا الحال بوش وشركاء پیشبرده است، توسط کاندیداتوران و حزب رقیب به میان آمده است. این سیاست درجريان پروسه انتخابات نيزمورد تائید هر دو رقیب اصلی انتخاباتی (اوباما وجان مك كين) قرار گرفت. اما در مورد اینکه جنگ در افغانستان همزمان با پیشبرد جنگ در عراق باید ادامه یابد، یا اینکه برای جنگ عراق راه خروجی ای سراغ گردیده و بطور متمرکزی به جنگ افغانستان توجه گردد، میان دو طرف اختلاف وجود داشت. کاندیدای مربوط به " حزب جمهوریخواه " بر ادامه سیاست کنونی یعنی پیشبرد جنگ در افغانستان و عراق پافشاری ميكرد و خواهان تشدید بیشتر جنگ و افزایش قواء در افغانستان نیز بود. اما کاندیدای مربوط به " حزب دموکرات " خواهان تعیین تقسیم اوقات برای خروج قوای امریکایی از عراق و تشدید جنگ و افزایش قواء در افغانستان و در عین حال ایجاد فشار بیشتر بر پاکستان و احیانا پیشبرد عملیات های نظامی قوای امریکایی در قلمرو آن کشور بوده است. در مذاکرات میان امپریالیست های امریکایی و رژیم دست نشانده در عراق بر سر امضای یک توافقنامه مشترک استراتژیک، از نوع همان موافقتنامه ای که میان بوش و کرزی قبلا به امضا رسیده است، به اصطلاح اختلاف نظرهائي بروز کرد و منتج به بي نتيجه شدن اين مذاكرات ميان هردو طرف گرديد. رژیم دست نشانده در عراق مخالف امضای چنین توافقنامه ای نبود، اما ميخواست که یک تقسیم اوقات برای خروج قوای امریکایی از عراق تعیین گردد. البته درینجا باید تذکر داد که به هيچ وجه خروج کامل قوای امریکایی از عراق مطرح نیست، بلکه خروج قوای جنگی امریکا و سپردن " تام " مسئولیت های امنیتی به قوای پوشالی عراقی مطرح بحث ميباشد و يكي از خواسته هاي اوباما را تشكيل داده است. اين درحالي است كه قوای امریکایی پایگاه یا پایگاه های دایمی در عراق خواهند داشت. رژیم بوش تعیین تقسیم اوقات برای خروج قوای امریکایی از عراق را نمی پذيرفت و تصمیم گیری مشخص درینمورد را به آینده موکول مینمود.از جانب دیگر رژیم دست نشانده در افغانستان مداوما خواهان زدن " پایگاه های تروریستی " در پاکستان به عنوان منابع اصلی " صدور تروریزم " به افغانستان بوده و هست و در راستای همین خواستش پیوسته و به هر مناسبتی تلاش می نماید که مناسبات میان پاکستان و افغانستان را به طرف تیرگی بیشتر پیش ببرد و قوای اشغالگر را متوجه پاکستان سازد. از لحاظ نظامی نیز از مدتی به اینطرف اوضاع در مناطق مرزی پاکستان و افغانستان بطور روز افزون متشنج تر می شود و حملات هوایی قوای امریکایی به مناطق آنطرف خط دیورند افزایش می یابد. از جانب دیگر باند بوش گر چه واضحا از کشاندن جنگ به قلمرو پاکستان حرف بميان نياورد، اما بوش شخصا اعلام کرد که چلنج بزرگ برای رئیس جمهور آینده امریکا، اوضاع پاکستان خواهد بود و نه اوضاع عراق. بر علاوه تا جائیکه انکشافات اخیر شرایط جنگی در افغانستان و نقاط مرزی افغانستان و پاکستان نشان می دهد، فرماندهان امریکایی مستقر در افغانستان نیز خواهان کشاندن جنگ به قلمرو پاکستان هستند. در واقع با وجودی که تا حال چنین سیاستی به عنوان سیاست جنگی رسمی امریکا اعلام نشده است، عملا فعالیت های نظامی قوای امریکایی در قلمرو پاکستان، به ویژه عملیات های هوایی، مکررا در حال افزایش است. به این ترتیب، تشدید و گسترش جنگ افغانستان اجندای اصلي بارک اوبامای " دموکرات " است. حزب " دموكرات " یکی از دو حزب اصلي سرمايه داران امپرياليست امريكاست كه سياست حكومت امريكا را درقبال جنگ افغانستان ، تطبيق خواهد نمود و به پيش خواهد برد. تطبيق و پيشبرد اين اجندا به مفهوم قتل وكشتار بيشترو روز افزون اهالی ملکی، ویرانی های بیشتر و بیشتر و بی خانمانی و آوارگی های روز افزون تر توده های ساکن در دو طرف خط دیورند ميباشد. صلح و آرامشی در کار نيست ونخواهد بود و در آینده نزدیک نیز در چشمرس قرار نخواهد داشت. مقاومت درمقابل اين جانيان امپرياليست، ناگزیر، غيرقابل انصراف و غیر قابل سوال است. اما چگونه مقاومتی؟ مقاومتی که ما در پی آن هستیم و باید باشیم، مقاومت ملی مردمی و انقلابی درجهت طرد تجاوز واشغال و فروپاشي دولت دست نشانده حاكم كنوني است.
مردمان سلحشور و آزاديخواه افغانستان و سراسر جهان!
بياييد بجاي اينكه برای تقويت اموري كه مخالفش هستيد " خدمت " كنيد به مقاومت ملی و مبارزه انقلابی بپيونديد!
اما براي انقلاب بايد فعاليتهاي زيادي انجام داد ، بايد پشتكار وتلاش داشت ، بايد عزم راسخ و متين اختيار كرد ، كاري كه بطور عاجل انجامش طلب ميشود برپائي يك مقومت سراسري و دليرانه ملي ،مردمي و انقلابي در راستای مبارزه برای یک جهان فارغ از استثمار و ستم است. پس بياييد دست دردست هم داده مقاومت ملي ، مردمي وانقلابي عليه اشغالگران امپرياليست و رژيم دست نشانده را بر پاغ ساخته و سرتاسري سازيم!
جنبش انقلابي جوانان افغانستان
اول جنوري 2009 ( 11 جدي 1387 )
|