انقلاب چیست و انقلابی کیست؟        توفان


رویدادهای تاریخی به ما نشان می‌دهد که مبارزات گوناگون ملی، مردمی و انقلابی برای آزادی انسان‌ها همیشه در ادواری تاریخ در گوشه و کناری جهان رخ داده است و تجربیات گرانبها و ارزشمندی را برای ما به ارمغان آورده است. این  مبارزات توسط اندیشه‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی خاص رهبری شود، اما اندیشه‌های مترقی و انقلابی می‌تواند جامعه را خوب‌تر متحول سازد. بدون چنین اندیشه مترقی و انقلابی ناممکن است زحمتکشان و مبازرین بتوانند مبارزه شان را تا به اخر ادامه دهند و به پیروزی برسانند. نیروی که داری چنین اندیشه مترقی و انقلابی باشد نیروی پیشاهنگ و رهبری کنند انقلاب در جامعه است.
نیروی پیشاهنگ و رهبری کننده‌ی انقلابی جامعه، با حمایت و همسنگری با توده‌های مردم می‌توانند، نیروی قهرآمیزی را برای براندازی نظام استثمارگرانه، ارتجاعی و ضدانسانی شکل دهند و دگرگونی‌های شگرفی را به وجود بیاوردند، که نمونه‌های درخشان از این‌گونه مبارزات انقلابی و مردمی را می‌توان در تاریخ ملل جهان مشاهده کرد.
شاید بارها پرسش‌هایی چون؛ انقلاب چیست؟ انقلابی کیست؟ فرد انقلابی دارای چه مسولیت ها و وظایف‌اند؟ راه های انقلابی شدن چیست؟ و... در ذهن هر فرد خلق شده باشند. ما در این مقاله تلاش می‌کنیم به این سوالات جواب دهیم.
انقلاب چیست؟
در مورد انقلاب تعاریف و تفسیرهای متفاوت فلسفی و جامعه‌شناختی ارایه شده است. دانشمندان و روشنفکران علوم  اجتماعی زیادی در این زمینه تعاریفی را ارایه نموده است. اما تعریف که مورد قبول ماست، این است که انقلاب عبارت اند از براندازی نظام حاکم و «تحول» جامعه از یک حالت به حالت دیگر توسط زحمتكشان و به  نفع زحمتکشان (کارگران و دهقانان) به وسیله‌ی مبارزه‌ی قهری را گویند. يا به عبارت دیگر می‌توان گفت: «انقلاب تغییرات و تحولات بنیادی و چرخشی عظیم تاریخی در یک جامعه است.»
اگر بطور عموم به انقلاب‌های جهان از جمله (انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789، انقلاب روسیه در سال 1917، انقلاب چین در سال 1949 وغیره) نظر اندازیم، در می‌یابیم که تحولات به‌صورت بنیادی در جامعه شکل گرفته‌
بودند، تغییراتی که سبب تمایز بنیادی جامعة قبل از انقلاب با بعد از انقلاب شده است.
هر انقلاب، پی آمد نابسامانی‌ها و ناهنجاریهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه است، که در یک حرکت توده‌ای برای بدست آوردن قدرت سیاسی و دگرگونی‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به صورت قهر توده‌ای بروز می‌کند.
يعني انقلاب زماني رخ مي دهد كه شرايط مادي، عيني و ذهني‌اي آن در جامعه به وجود آمده باشند.
قابل یاد آوری است که اگر نظام سیاسی به‌وسیله‌ی «طبقه‌ی ستمدیده» از بین نرود و فقط گروه سیاسی‌اي با عملیات نظامی جای گروه سياسي‌ای حاکم را بگیرد، بدان کودتا می‌گوییم، نه انقلاب. اگر تحولات در یک ساحه یا حوزه‌ی خاص (مانند سیاست) باشد، بدان جایگزینی سیاسی یا اصلاحات گویند، نه انقلاب.
طوری‌که گفتیم هرخیزش، هر شورش و هر جنگ را ما انقلاب گفته نمی‌توانیم؛ به این اساس کودتاهای هفت و هشت ثور در افغانستان را نمی‌توان انقلاب نامید. چون غیر از به قدرت رسیدن مشتی از افراد دیگر تغییراتی در نظام اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی رونما نگردید. به همین دلیل، بودکه نه تنها با  فاجعه هفت و هشت ثور مردمان این مرز و بوم از فقر و فلاکت خلاصی نیافت، بلکه بر شدت فقر فلاکت و آوارگی شان افزوده شد. نه تنها پیامدهای این کودتاها منجر به آزادی و استقلال کشور نشد بلکه بر زنجیرهای اسارت و سلطه استعمار بر کشور افزون گردید.
انقلابی کیست؟
خصوصيات عام یک انقلابی را درايت ، هوشياري، آگاهی، شجاعت، دقت، پشتكار، انضباط، توانائي و باورمندی و متعهد بودن بر می‌شمارند، اما مهمترین ویژه‌گی که یک انقلابی واقعی را از مدعین دورغین آن تفکیک می‌کند «آمیزش با توده‌ها و اتکا به توده‌ها و باور به ایدولوژی مردمی» است.
 جامعة بشری افراد و اشخاصی انقلابی زیادی را به خود دیده است که همواره به فکر رهایی بشر از قید و بنده‌گی، ظلم و ستبم بودند. آن‌ها در راه رهایی بشریت مبارزات جانانه را پیش بردند. آن‌ها رفتند، ولی ردی پای از خودشان برجای گذاشتند و برای نجات طبقه‌ی ستمدیده و زحمتکشان جهان راه حل‌های علمی و عملی ارایه کرده اند.
روشنفکران، فلیسوفان و سیاستمداران مآبي که همواره به فلسفه بافی، لغت‌پرانی، سخنرانی‌ها و کانفرانس‌ها می‌پردازند، را نمی‌توان انقلابی نامید به جز روشنفکران مترقی‌ای که در حقیقت پیشرو انقلاب در جهان بوده و است.
ویژه‌گیهای فرد انقلابی:
دارای آگاهی انقلابی است (درک و ایمان به تیوری انقلابی)؛
داشتن خصلت انقلابی (مشخصات لازم تدبیر و لیاقت سیاسی، پیکار جویی)؛
دارای تجربه انقلابی که در اثر پراتیک انقلابی و کنش های صادقانه مبارزه‌ی سیاسی شکل می‌گیرد؛
تیوری و نظریه‌هایش با پراتیک یا عملش مطابقت دارد؛
اهداف کلی‌اش را رهایی بشر از هر نوع ظلم و ستم تشکیل می‌دهد؛
به توده های ستمدیده‌ متکی است (مدافع حقوق کارگران و زحمتکشان است)؛
مدافع تساوی حقوق زن و مرد است؛
از وضعیت موجود ناراض و برای دگرگونی آن تلاش می‌کند.
به مجردی که این خصوصیات را می‌خوانیم، پرسشی در ذهن ما تداعی می‌شود که: آیا این خصوصیات فطرتاً در انسان‌هاست یا اکتسابیست؟
خصوصیات فوق امری اکتسابی است نه فطری، چون افرادی انقلابی‌ای جهان از بطن مادرش انقلابی زاده نشده‌اند، بلکه شرایط اجتماعی، تاریخی، سیاسی و اقتصادی جامعه و کشورش از او یک انقلابی و مبازر ساخته است. اگر وضعیت نابسامان و نابهنجار اجتماعی به اوجش رسیده و پیکره‌ی جامعه را ضربه پذیر ساخته و ستون فقرات شان را شکستانده باشند، دقیقاً افرادی از متن این پیکره‌ي آسیب دیده بر خواهند خواست و برای تحول و دگرگونی آن (جامعه) خواهند اندیشید و دست به  عملهای انقللابی خواهند زد. چنانچه بعضی از انقلابیون معتقدند که انقلاب فرزندانش را در می‌یابند. لذا این وضعیت نابهنجار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خودش انقلابیونی را متولدمیکند.
راه‌های انقلابی شدن، درک ضرورت و نیازمندیهای عینی جامعه و در تکاپوی برآمدن راه‌حل آن است. مطالعه مبارزات مردمی و انقلابی در گذشته‌ی تاریخی کشور ما و جهان درس‌های گرانبهایی است که به ما بصیرت و شناخت درست از راه کارهایانقلابی و بیرون رفت از شرایط کنونی فلاکت بار کشورمان به دست می‌دهد.
مطالعه‌ي رمان‌های انقلابی، سرگذشت اندیشمندان، فلیسوفان و انقلابیون جهان، مقالات علمی، سیاسی و اقتصادی  مي‌توانند انگیزه‌اي بيشتري جهت نیل به هدف والای انسانی (آزادی) دهند. مطالعة سیستماتیک و هدفمند و بکاربستن آن، انسان را از وضعیت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه شان آگاه می‌سازند، تا حدی که وی برای بیرون رفت از این بحران اندیشه کند و راهی را برگزیند که جوابگوی نیازمندی های عینی کشور ما و جهان باشند. وظایف یک انقلابی:
بزرگترین وظیفه‌ی انقلابیون معطوف کردن نیروی شان برای آغاز، پیروزی و تداوم انقلاب است.
 تغییردادن و دگرگون‌کردن زندگی‌ای خویش، جامعه و جهان را هدف خود قرار دهد.
موضع گیری و پایگاه اجتماعی‌اش را مشخص کرده و در موضعگیری‌هایش راسخ، پایدار و باورمند باشند.
 پیشاهنگ انقلاب بوده، برای آگاهی و شعور سیاسی دادن توده‌ها در درون توده‌ها پایگاه اجتماعی کسب کرده و آنها را در راه انقلاب دعوت کنند.
مطالعه مسلسل و جهت‌وار داشته و برای آگاهی‌دادن توده ها به نوشتن، گفتگو، بحث و مبارزه برای پیشبرد مقاومت مردمی-ملی و انقلابی، پرداخته و برای رسیدن به سیاست واحد، اراده و عمل واحد در تشکیلات مردمی-ملی و انقلابی تلاش نمایند.
پس فرد انقلابی، شخص تحول‌یافته و دگرگون شده ايست كه از بسیاری مناسبات و نظرات كهنه و فرسوده‌ی قبلی‌اش  بریده و مناسبات و انديشه هاي نويني را براي چگونه زيستن بر می‌گزيند. و در راه (آزادی و انقلاب) اتکا به توده‌های زحمت کش دارد.