ایجاد تحولات انقلابی در نیپال حق مسلم مردم آن کشور است

قرار است روز 22 حمل 1387 ( 10 اپریل 2008 ) در نیپال انتخابات مجلس موسسان صورت گیرد. مجلس موسسان وظیفه دارد نظام سیاسی آیندۀ نیپال را تعیین نماید و قانون اساسی جدید برای آن کشور به وجود بیاورد.
نیپال قبلا یک کشور شاهی مطلقۀ هندو بود. مردم نیپال در سال 1991 علیه این نظام دست به مبارزه زدند. اوج این مبارزات برپایی یک تظاهرات توده یی یک میلیون نفری در شهر کتمندو پایتخت آن کشور بود. شاه ناچار شد در مقابل این حرکت توده یی وسیع تا حدی عقب نشینی نماید. در نتیجه، نظام شاهی مطلقه به نظام " شاهی مشروطه " تبدیل گردید. در چوکات این نظام، احزاب سیاسی حق فعالیت قانونی بدست آوردند، پارلمان انتخابی به وجود آمد، اختیارات مطلقۀ شاه از لحاظ قانونی از میان رفت و صلاحیت های وی کم و بیش محدود گردید و در قانون اساسی نیپال تعدیلات و اصلاحاتی به عمل آمد. اما نیپال کماکان یک کشور شاهی هندو باقی ماند، سلطۀ مطلقۀ شاه بر کشور در اساس و از لحاظ عملی کماکان به همان گونۀ سابق ادامه یافت و پارلمان، انتخابات و احزاب پارلمانی نقش بیشتر از آلۀ دست شاه و اردوی شاهی بدست نیاوردند.
نظام " شاهی مشروطه " خواست ها و آرزو های مردم نیپال را بر آورده ساخته نتوانست. این نظام، که در اساس با نظام سابق فرقی نداشت، توانست صرفا چند سال بصورت بی غل و غش بر نیپال حاکمیت داشته باشد. خواست ها و آرزوهای بر آورده نا شدۀ مردم نیپال در اواخر سال 1996 ، بصورت خشمگینانه و طغیانی، در قالب جنگ انقلابی توده یی سر بلند کرد و ده سال ادامه یافت. در طول این ده سال در حدود هشتاد فیصد تمام مناطق روستایی نیپال از دست ارتجاع آزاد شد و توده های رزمنده در این مناطق به دستاورد های انقلابی بزرگی نائل آمدند و چهرۀ این مناطق را از لحاظ اجتماعی وسیعا تغییر دادند.
نظام تاریخا مسلط بر نیپال، چه در قالب شاهی مطلقه و چه در قالب " شاهی مشروطه "، یک نظام نیمه فئودالی – نیمه مستعمراتی بوده است. در این نظام همه دار و ندار کشور به شاه و خاندان شاهی و یک مشت فیودال و سرمایه دار دلال تعلق داشته است. کشور از استقلال و آزادی واقعی برخوردار نبوده و تحت سلطۀ اقتصادی و سیاسی امپریالیزم و قدرت ارتجاعی منطقه یی هند قرار داشته است. استثمار شدید دهقانان، کارگران و بخش های دیگر توده های مردم، خصیصۀ ذاتی این نظام بوده است. در این نظام، ملیت ها و مناطق تحت ستم از سلطۀ ملیت حاکم شدیدا در رنج بوده اند و زنان نیز شدیدا تحت ستم شوونیزم مرد سالار فئودالی قرار داشته اند. علاوتا همانند خود هند، در نیپال نیز به مثابۀ یک کشور هندو و مربوط به شبه قارۀ هند، نظام کاستی وجود داشته است. پائین ترین بخش اهالی در نظام کاستی " دالیت ها " هستند که از لحاظ مذهبی " نجس " و غیر قابل تماس محسوب میشوند.
حاکمیت تاریخی این نظام استثمارگرانه، ستمگرانه و ضد مردمی بر نیپال باعث گردیده است که مردم این کشور در فقر و عقبماندگی شدید بسر برند. نیپال یکی از عقبمانده ترین کشور های جهان و مردم نیپال یکی از فقیر ترین مردمان دنیا هستند.
جنگ انقلابی توده یی در طی ده سال پیشروی مداوم خود در نیپال، در مناطق وسیعی از این کشور ضربات کاری ای براستثمار فئودالی، سلطۀ امپریالیزم، ستم ملی، ستم جنسی و تقسیم بندی های کاستی وارد آورد. در این مناطق قدرت انقلابی توده یی شکل گرفت و توده ها حاکم بر سرنوشت خود گشته و دارای قدرت سیاسی و نظامی شدند.
این تغییرات رادیکال و انقلابی بطور مطلق در مناطق آزاد شدۀ نیپال محدود نمانده و اوضاع سیاسی کل کشور را تحت تاثیر قرار داد. فرا تر از آن، پیشروی های انقلابی مداوم توده های نیپالی، در دنیایی که تحت سلطۀ امپریالیزم و ارتجاع قرار دارد، امید و آرزوی دستیابی به یک دنیای متفاوت از دنیای استثمار و ستم کنونی را در دل توده های پیشرو سراسر جهان بیشتر از پیش بارور ساخت و نیروی مبارزاتی آنان را افزایش داد.
عکس العملی که ارتجاع فئودالی سلطنتی، در مقابل این تغییرات و تحولات انقلابی مثبت، نشان داد، این بود که پارلمان را منحل نموده و با ممنوع قرار دادن فعالیت های احزاب سیاسی و معلق ساختن قانون اساسی، در کشور حالت اضطرار اعلام نمود. به عبارت دیگر، سلطنت فئودالی به شرایط قبل از سال 1991 بر گشت نموده وقانونا حالت مطلقه بخود گرفت و حتی همان دستاورد ناچیز مبارزات مردم را نیز دزد.
در شرایطی که سراپای جامعۀ نیپال را نفرت و انزجار علیه سلطنت فئودالی در بر گرفته بود، انقلابیون نیپالی ، مطابق به یک توافقنامۀ رسمی با احزاب پارلمانی، تاکتیک توافق با احزاب پارلمانی منحل شده و مبارزات توده یی غیر جنگی را در پیش گرفتند. مادامی که این مبارزات بصورت روز افزونی گسترش یافت، شاه با پشت گرمی امپریالیست های امریکایی، توسعه طلبان هندی و صهیونیست های اسرائیلی پارلمان و حکومت قبلی را دوباره بر
حال نمود تا وحدت میان سلطنت فئودالی و احزاب پارلمانی را مجددا بر قرار نماید.
از جانب دیگر، انقلابیون نیپالی که به تاکتیک مبارزات صلح آمیز شان کماکان ادامه دادند، برقراری آتش بس در
جنگ را پذیرفتند و بر مبنای پابندی به تواقفنامۀ قبلی و یکسلسله توافقات دیگر، همکاری شان با احزاب پارلمانی را ادامه دادند. بر اساس همین توافقات، بجای پارلمان و حکومت قبلی، یک پارلمان و حکومت موقت جدید، با شرکت انقلابیون نیپالی در آن ها به وجود آمدند و پارلمان جدید روی یک قانون اساسی موقت توافق نمود. تمامی این اقدامات بخاطری رویدست گرفته شدند تا راه برای انتخابات مجلس موسسان هموار گردد.
در اثر مداخلات امپریالیست های امریکایی و توسعه طلبان هندی و اقدامات فرصت طلبانۀ نیروهای ارتجاعی نیپالی، تا حال چند مرتبه انتخابات مجلس موسسان و اقدام قاطع برای الغای سلطنت فئودالی در این کشور،  به تعویق افتاده است. انقلابیون در اعتراض علیه این حرکت ها از حکومت موقت خارج شدند، ولی در پارلمان موقت باقی مانده و به تاکتیک پیشبرد مبارزات صلح آمیز شان ادامه داده اند.
حرکت سیاسی جاری در نیپال آخرین مراحل خود را از سر می گذراند. طوریکه انقلابیون نیپالی اعلام کرده اند وضعیت سیاسی موجود، بعد از اپریل دیگر نمی تواند قابل دوام باشد. اکنون وقت آن است که در عمل روشن شود چه کسانی بر سیاست نیپال تسلط می یابند؟ انقلابیون یا مرتجعین؟
طبق گفتۀ انقلابیون نیپالی، جامعۀ نیپال تقریبا بصورت واضحی به دو قطب انقلابی و ارتجاعی تقسیم شده است. قطب انقلابی در شرایط فعلی خواستش را بر قراری جمهوری دموکراتیک فیدرالی در کشور قرار داده است. قطب ارتجاعی در اصل همان قطب سلطنت فیودالی و سائر نیروی های مورد حمایت امپریالیست های امریکایی و توسعه طلبان هندی است، که بصورت مشخص حزب کنگرۀ نیپال را،  که واضحا مورد حمایت هند است، نیز در بر می گیرد. ظاهرا هیچ نیرویی در حکومت و پارلمان موقت و در میان احزاب پارلمانی، طرفدار ابقای سلطنت در نیپال نیستند، اما هیچیک از نیروهای ارتجاعی جمهوریت دموکراتیک فیدرالی را نمی پذیرند.
این امکان وجود دارد که در آخرین لحظات، اردوی شاهی نیپال دست به کودتا بزند و جریان برگزاری انتخابات مجلس موسسان را قطع نماید. در چنین صورتی جنگ در نیپال از سر گرفته خواهد شد. از آنجائیکه اردوی شاهی نیپال در موقعیتی قرار ندارد که بتواند " مستقلانه " دست به کودتا بزند، وقوع کودتای ارتجاعی به احتمال بسیار زیاد توام با مداخلات نظامی مستقیم خارجی، به ویژه توسط توسعه طلبان هندی و حمایت امپریالیست های امریکایی، خواهد بود. در چنین حالتی جنگ در نیپال از یک جنگ داخلی به یک جنگ تجاوزکارانه و اشغالگرانۀ خارجی از یکطرف و مقاومت علیه تجاوز و اشغال خارجی از طرف دیگر،  مبدل خواهد شد.
توطئه ها و دسایس ارتجاعی و امپریالیستی ممکن است اشکال دیگری بخود بگیرند. مثلا ممکن است وسیعا در انتخابات مجلس موسسان به نفع نیروهای ارتجاعی تقلب صورت بگیرد و یا بصورت تقلبکارانه ای نتایج انتخابات به نفع مرتجعین اعلام گردد. چنانچه انتخابات مجلس موسسان برگزار گردد و نتایج این انتخابات نیز به نفع بر قراری جمهوری دموکراتیک فیدرالی باشد، بازهم تا زمان انحلال اردوی ارتجاعی سلطنتی و ایجاد اردوی جمهوری دموکراتیک فیدرال، احتمال وقوع کودتای ارتجاعی کماکان وجود خواهد داشت. این امکان نیز وجود دارد که بنیاد گرایان هندو در جنوب نیپال، با پشت گرمی توسعه طلبان هندی، راه تجزیه طلبی را در پیش بگیرند تا دشت های ترایی را از نیپال تجزیه نموده و به ایالت بیهارهند وصل نمایند. سر انجام این احتمال با قوت بسیار بیشتری وجود دارد که جمهوری دموکراتیک فیدرالی آینده در نیپال، توسط امپریالیست ها و توسعه طلبان هندی شدیدا تحت فشار های گوناگون سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی قرار بگیرد، تا به رهنوردی در راه انقلاب ادامه ندهد و راه سازش و تبانی با امپریالیزم و ارتجاع را در پیش بگیرد.
در چنین مقطع حساسی از تاریخ نیپال، " دستۀ هشت مارچ زنان افغانستان " و " جنبش انقلابی جوانان افغانستان" وظیفۀ خود می دانند که از مبارزات خستگی ناپذیر توده های نیپالی، به ویژه زنان مبارز و جوانان انقلابی، اعلام حمایت نمایند. ما وظیفۀ خود می دانیم که دسایس و توطئه های ارتجاع داخلی نیپال و نقشه های مداخله گرانه، تجزیه طلبانه و تجاوزکارانۀ امپریالیستی و ارتجاعی خارجی، به ویژه توسط امپریالیست های امریکایی و توسعه طلبان هندی در قبال نیپال و مردم نیپال،  را افشا نمائیم و علیه آنها مبارزه کنیم.
ایجاد تحولات انقلابی در نیپال، حق مسلم و مسئولیت تخطی ناپذیر مردم نیپال است. ما از این حق مسلم مردم نیپال قاطعانه دفاع می کنیم و در اجرا و پیشبرد این مسئولیت تخطی ناپذیر شانه به شانۀ آنها مبارزه می نمائیم. پیشبرد این مبارزه برای ما، بخش مهمی از جنبۀ بین المللی مبارزات انقلابی در افغانستان است و در شرایط فعلی بخش مهمی از جنبۀ بین المللی مقاومت و مبارزه علیه اشغالگران امپریالیست و رژیم دست نشاندۀ آنها محسوب می گردد.
زنده باد مبارزات انقلابی مردم نیپال! زنده باد جنبش انقلابی زنان نیپال!

زنده باد جنبش انقلابی جوانان نیپال!    
دستان مداخله گرانه و تجاوزکارانۀ امپریالیست های امریکایی و توسعه طلبان هندی از نیپال کوتاه!
" دستۀ هشت مارچ زنان افغانستان"              " جنبش انقلابی جوانان افغانستان"
22 حمل 1387 ( 10 اپریل 2008 )