ابتذال در ادبیات

منصور

محمود دولت آبادی، زمانی حرف خیلی به جا و مناسب گفته بود که  به خوبی  بیانگر  وضعیت فرهنگی زمانه و محیط کنونی ماست: " ابتذال دارد خفه ام می کند ، اگر به آدم مبتذل از ابتذال حرف بزنی او نیز با تو همراهی خواهد کرد." امروزه آدم های مبتذل نه تنها بر ضد ابتذال با تو همراهی می کنند ، بلکه خود نیز آنرا  مذمت می کنند و چه مزویرانه علیه آن بد گوئی می کنند که تو گويی این افراد یکی از مخالفین سرسخت ابتذال و بیهوده گوئی ست. بلی! این افراد مبتذل خود از ابتذال حرف می زنند. برای دیدن و شنیدن این اراجیف و ابتذالات، کافیست روزنامه های پایتخت و سایر ولایات را ورق بزنید و هفته نامه ها و سایر مجلات را بخوانید، به رادیوها گوش دهید و تلویزیون ها را بیبنید. اگر کتاب هاي شعر و داستان که در این چند سال در فضای دموکراسی  امریکائی  به زيرچاپ می روند، بخوانید، آنگاه به راستی خواهید دید که امروزه ابتذال پراگنی و یاوه  سرایی ها تا چه سرحد رو به  گسترش است. سقوط وحشتناک ادبیات نوشتاری و روزنامه به دست این  به اصطلاح نويسنده گان و شاعران بی سواد  و خود فروخته ، ادبیات کشور را  به ابتذال کشانیده است. امروزه هر کس و ناکس قلم به دست گرفته و هر اراجیف و ابتذال که دل شان بخواهد می پراکنند و تا هر حد که بتوانند، اذهان توده های مردم را با این کلمات مبتذل تخدیر و مسموم می نمایند زيرا زمینه و امکاناتش را نیز دارند.
 این نويسنده گان حقیر و جیره خوار، برای خوش خدمتی به متجاوزين امپرياليست و خائنين ملي  از هیچگونه  یاوه سرایی مذایقه نمی کنند. اینها ستون های پنجم اشغالگران در کشور هستند. اشغالگران بدون موجودیت آنها نمی توانند فرهنگ بردگی و از خود بیگانگی را در میان مردم ما ترویج نمایند، غرور ملي و روحیه رزمندگي شان را مورد ضربت قرار دهند و روحیه سلطه پذیری را بر آنها تحمیل نمایند.
 این قلم به دستان اجير از طریق نوشتن مقالات  در روزنامه ها و صحبت در رادیوها و تلویزیون ها، به نشر و پخش سیستماتیک نظرات تسلیم طلبانه و ضد ملی می پردازند تا روحیه مقاومت و خود باوری را در مردم کشور و به خصوص نسل جوان، از بین ببرند.  بلی! این هم نوع و شکلي از ادبیات است. اما کدام ادبیات؟  ادبیات ارتجاعی و برده منش که در خدمت اشغاگران امپریالیست و نوکران آنها قرار دارد. وظیفهء این ادبیات ایجاد روحیهء بردگی و جیره خواری است. این ادبیات جز یاس و نا امیدی چیز دیگری را برای مردم نمی تواند بدهد. این ادبیات در خدمت قدرتمندان و ثروتمندان چپاولگر  قرار دارد و به آنها خدمت می کند. به همین دلیل است که ادبیات نیز، به عنوان شکلي از روبنای سیاسی یک جامعه، نمی تواند در خدمت سیاست و  ایدئولوژی قرار نگیرد  و به آن خدمت نکند.
 نویسنده گان زیادی بودند و هستند که قلم شان در خدمت توجیه استعمار و استثمار انسان از انسان قرار داشت و از نظام های ظالمانه و اسثمارگرانه دفاع می نمودند.  و امروزه نيز هزاران نويسنده و شاعر هستند که تلاش دارند جنایت و بربريت نظام جهان خوار امپرياليستي حاکم را توجیه نمایند.
اما در مقابل آن ، ادبیاتي نیز وجود دارد که به توده های مردم خدمت می کند و این ادبیات رسالت و مسئولیتش ایجاد تحرک و بیداری در میان مردم است. این ادبیات، روحیه و ایمان سرشار از فداکاری و خود گذری در میان مردم ایجاد می کند، روحیه آزاد اندیشی و آزادمنشی را گسترش می دهد، به زندگی گرما و حرارت می بخشد و توان و تحرک را در میان توده ها ایجاد می نماید. این ادبیات علیه هر گونه نابرابری می ایستد و آنرا افشاء می نماید. بر ضد هر گونه زور گوئی  قیام می کند.

"جنبش انقلابی جوانان افغانستان" در نظر دارد سلسله مقالاتي در زمینهء ادبیات و ادبای انقلابی جهان، منطقه و کشور برای درک هر چه بهتر ادبیات و نقش عظیم آن در جامعه و به خصوص جوانان، به دست نشر  بسپارد، تا جوانان کشور به نويسنده گان مبارز و انقلابی جهان و كشور آشنا شوند و تاثیر ارزشمند و بالنده آن  را در جنبش انقلابی و بیداری خلق های جهان درک نمایند.