در سیاست دخالت نکنید؟!!!
از زمان اشغال افغانستان و به کرسی نشاندن حامد کرزی توسط اشغالگران، سرلوحه همه شعارهای رژیم دست نشانده برای متعلمین و محصلین اینست که: درسیاست دخالت نکنید! شخص کرزی در تمام محافل روشنفکری حتی زمانیکه به پوهنتون و یا مکاتب میرود روی این نکته پافشاری دارد که: « عزیزانم تا میتوانید درس بخوانید و بازهم درس بخوانید، درسیاست دخالت نکنید، زیرا سیاست خوب کاری نیست." محصلین و متعلمین تا زمانی نزد شاه شجاع سوم عزیز هستند که سیاست نکنند. اما زمانیکه روی خواست های برحق شان بپاخیزند، آنزمان علاوه بر آنکه عزیز نیستند، تخریب کار و ضد " منافع ملی " قلمداد شده و روانه محبس میگردند.
هشتم جوزای سال 1385 بیانگر این مدعا است. زمانیکه موترامریکائی بیش از سی موترافغانها را خراب نمود و بیش از صد نفر از هموطنان ما را کشته و زخمی ساخت، مردم برای دفاع از خود به تظاهرات پرداختند و خواهان محاکمه امریکائی ها شدند.آقای کرزی که آن زمان در ایران بود،از همانجاعکس العمل نشان داده تظار کنندگان را مخرب و شورشی خوانده و از نیروهای امنیتی رژیم خواستار آن شد تا جلوشان را بگیرند و " نگذارند که امنیت عامه " رابه خطرمواجه سازند.
در طول تاریخ افغانستان هر گاه توده ها و یا گروه های سیاسی بخاطراحقاق حقوق خویش علیه بیداد گری و ظلم و ستم ایستاده اند، فورا سرپنجه " امنیت عامه" ازآستین طبقه حاکمه بیرون شده، گریبان مبارزین را گرفته و آنها را روانه شکنجه گاه ها نموده است. به همین طریق هر زمانیکه منافع طبقاتی مرتجعین به خطر مواجه شود، ازاین سلاح استفاده نموده و جلو هر گونه جنبش را بخاطر حفظ مواضع ستمگرانه خویش سد می نمایند.
امروز درافغانستان اشغالگران و رژیم پوشالی همیشه داد از" امنیت عامه " و " کرامت بشری" میزنند، در حالیکه خود شان همه روزه درامنیت عامه اخلال نموده و کرامت بشری توده ها را پایمال می کنند. آنها امنیت و کرامت را فقط برای خود می خواهند، نه برای توده های ستمدیده افغانستان.
ما با کمال شهامت این اتهامات رژیم پوشالی و اشغالگران را که گویا دفاع از حقوق توده های ستمدیده امنیت عامه را به خطرمواجه می سازد رد نموده و با جرات می گوییم که این تجاوز اشغالگران و حاکمیت رژیم پوشالی است که حقوق مردم افغانستان را پایمال نموده و موجبات اخلال امنیت را فراهم نموده است. تا زمانیکه این عوامل طرد نگردند، تامین امنیت درافغانستان غیر ممکن است.
اگر از آقای کرزی سوال شود که شما سیاست نمی کنید؟ حتما میگوید که نه!! زیرا وی همیشه در بیاناتش محصلین را از سیاست منع می کند و می گوید که: « سیاست کار خوب نیست. » او برای گول زدن روشنفکران می گوید که به همین خاطر دست به تشکیل کدام حزب سیاسی نزده است.
بلی! کرزی حزب سیاسی نساخته است، زیرا رهبری و گردانندگی اش در دست نیروی مقتدری چون سازمان جاسوسی امریکا می باشد. کسی که چنین سازمان مقتدری داشته باشد، دیگر نیازی به حزب سیاسی ندارد. باید پرسید که اگر کرزی سیاست نمی کند، این همه ارتش، پولیس و زندان های مخوف همراه با نیروهای اشغالگر برای چیست؟
یکی از خصوصیات رژیم های ارتجاعی این است که همیشه میکوشد توده های زحمتکش و بخصوص روشنفکران را ازسیاست دور نگهدارند، زیرا اشتراک روشنفکران در سیاست، عظیم ترین خطر برای رژیم های ارتجاعی و بخصوص رژیم های دست نشانده میباشد. بدین ملحوظ با حیله و نیرنگ و با وسایل گوناگون سعی می ورزند تا جلوهر گونه فعالیت های سیاسی آنها رابگیرند. هرگاه روی نطق ها و سخنرانی های منسوبین قوای سه گانه ( قوای مجریه، قوه مقننه و قوای قضائیه ) رژِم پوشالی دقت شود بخوبی فهمیده می شود که تمام سعی و تلاش آنها برای آنست تا توده های مردم و بخصوص روشنفکران را از دخالت و شرکت در سیاست دور نگه دارند.
رژیم دست نشانده به تمام دانشکده ها مکتوب ارسال نموده و اعلام کرده است که محصلین حق ندارند هیچگاه درسیاست دخالت نمایند. هرگاه رئیس پوهنتون بداند که کدام محصلی علاقه به امور سیاسی پیدا نموده و در داخل صنف بحث و گفتگوی سیاسی راه انداخته است، حق دارد که محصل را اخراج نماید و او را از تحصیل محروم کند. امروز در افغانستان، فعالیت سیاسی بیرون از چوکات رژیم دست نشانده بزرگترین جرم محسوب می گردد. رژیم دست نشانده همیشه در برابر فعالیتهای سیاسی موانع ایجاد می کند و به توده ها از طریق تلویزیون ها توصیه می کند که سیاست کار مردم نیست، یعنی کار کسانیست که بر کرسی های دولتی تکیه زده اند.
تاریخ بیانگرآنست که بسا وقت ها اگر کسی در کدام امر سیاسی مخالف حاکمیت ارتجاعی، اشتراک نموده، نه تنها خودش بلکه اعضای فامیلش مورد تهدید قرار گرفته و حتی در بعضی موارد تمامی اعضای فامیلش را نابود کرده اند. مثال بر جسته آن عبدالخالق است. وقتیکه عبدالخالق نادرغدار را کشت، نه تنها خودش بلکه تمام فامیل و حتی تمام اقوامش را اعدام نمودند. طبقه حاکمه بخاطر حفظ منافع خود و اربابانش به خود حق میدهد که از هیچ جنایتی فرو گذارنکند، اما به توده ها اجازه نمیدهد که از حقوق مشروع خود دفاع نمایند. حرکات شان را خلاف قانون و منافع ملی قلمداد نموده و آنها را به محاکمه می کشاند.
علت این امر روشن است. وقتیکه توده ها و بخصوص روشنفکران، بر مبنای منافع خود شان، در امورسیاسی شرکت جویند، مچ دست مرتجعین گرفته شده و در هر جا و هر محفل چهره خائنانه شان افشا میگردد. واضع است که این امر با ماهیت طبقاتی- سیاسی طبقات ارتجاعی خوانائی نداشته و در تعارض قرار میگیرد. لذا مرتجعین عکس العمل نشان می دهند و تا جائیکه امکان دارد از طریق مسالمت آمیز ( از راه قانون قلابی اش) از رشد آن جلوگیری می نمایند و زمانیکه از این شیوه نتوانستند مانع حرکات توده ها شوند، آن زمان از شیوه قهری ( پولیس- ارتش و زندان ) استفاده مینمایند. این امر در طول تاریخ افغانستان و بخصوص از دوره هفتم شورا به این طرف به خوبی اثبات گردیده که هرگاه انقلابیون، کارگران و یا توده ها و دهقانان بنا به خواست های مشروع سیاسی و صنفی شان حرکاتی انجام داده اند، طبقات ارتجاعی کوشیده اند که آنها را از راه شان منصرف سازند و اگر از این طریق به هدف شان نرسیده اند، به کشتن، تبعید نمودن و زندانی ساختن مبارزین و زحمتکشان دست زده اند.
این شیوه به شدید ترین وجه از طرف رژیم دست نشانده حامد کرزی بالای مردم اعمال می شود. چناچه رئیس اتحادیه کارگران افغانستان گفت:
« از سال گذشته بدین سو هجده پروژه به سکتور خصوصی واگذارشده و هجده هزار کارگر به جمع بیکاران افزوده شده است. » (اخبارتلویزیون طلوع ساعت شش شام روزپنج شنبه 12ثور1387) اما کارگران بیکارشده هیچگاه نتوانسته اند که روی خواست های شان پافشاری نمایند. آنها به خوبی میدانند که در صورت دست زدن به حرکت های اعتراضی، سرکوب قهری رژیم دست نشانده درکمین است. گرچه این کارگران برای یکمرتبه صدای اعتراض شانرا بلند کردند اما نتوانستند اعتراض شان بطور جدی پیگیری نمایند.
امروز کارگران بدون اینکه کدام مصئونیت داشته باشند، دسته، دسته از کار اخراج می شوند و جای شانرا کارگران خارجی اشغال می کند. رژیم پوشالی هیچ توجهی بحال توده ها ندارد. همه ساله هزاران نفر از فارغان صنوف دوازدهم از تحصیل باز می مانند و هزاران لیسانسه بیکار می شوند. تمامی این بدبختی ها معلول سیاست اقتصادی- سیاسی رژیم دست نشانده است.
از زمانیکه افغانستان توسط امپریالیستها به رهبری امپریالیزم امریکا اشغال گردیده و رژیم دست نشانده را روی کارآورده اند و آهنگ بازسازی افغانستان را می نوازند، یکی از قرار داد های شان با رژیم دست نشانده این بود که پنجاه فیصد کارگران باید از کشور های خارجی باشد. امروز هر کمپنی ای که در افغانستان کار می کند، نه پنحاه فیصد، بلکه هفتاد فیصد کارگران را از کشور خود به افغانستان می آورد. علت اینکه روز بروز خیل بیکاران افزود می گردد و مردم اجبارا به کشورهای همسایه، بطریق قاچاق و با مصارف هنگفت، روان می شوند، همین وابستگی و مستعمره بودن افغانستان به امپریالیستهااست.
امپریالیست ها، به دلایل گوناگون، منجمله به خاطر از بین بردن تورم و بحرانهای داخلی خو شان، سائر کشورها را مورد تجاوز وغارتگری قرار میدهند. روی این ملحوظ کارگران را از کشورهای خود و کشور های وابسته شان، به کشورمستعمره سرازیرمی کند و ماشین آلات و متخصصین شان را نیز به کار می اندازند. به این قسمت عمده پول هایی را که به عنوان " کمک " ارسال می کنند، به انواع و اشکال مختلف پس میگیرند. کشورهای مستعمره را زیر خط فقر می برند و در نتیجه درد، رنج، بیکاری و فقرمردم در چنین کشور ها دایما افزایش می یابد. امپریالیستهای اشغالگر تنها به این کار راضی نبوده و میکوشند که تا توده های مردم را به بهانه های ملیتی، قومی و مذهبی به جان همدیگربیندازند که ما از این نمونه ها در افغانستان بسیار داریم.
بدون مبارزه و دخالت در سیاست، بر مبنای منافع مردم، نجات یافتن از دست ستمگران امکان پذیرنیست. لذا جوانان با درک رسالت تاریخی شان نه تنها باید در مسایل سیاسی دخالت نمایند، بلکه باید سعی ورزند که متشکل شده و در پیوند با جنبش انقلابی جوانان تحت رهبری پیش آهنگ شان برای برپایی و پیشبرد مقاومت ملی، مردمی و انقلابی جدا تلاش نمایند، زیرابدون متشکل شدن و دست زدن به مبارزه و مقاومت برای بیرون راندن نیروهای اشغالگر خارجی و سرنگونی رژیم دست نشانده، بدست آوردن آزادی، استقلال و تامین رفاه مردم غیرممکن است.
جوانان عزیز!
متشکل شدن و دخالت فعال درسیاست نه تنهاحق شما است، بلکه یک امر ضروری و اجتناب ناپذیر برای رهائی تان از چنگال ستمگران و جنایتکاران است. پس هر چه زود و با تلاش فراوان متشکل شوید تا بتوانید فعالانه به مبارزه و مقاومت دست بزنید.
|