فاجعهء بیکاری در افغانستان
مقاله ارسالی "هم آویز" هوادار جنبش انقلابی جوانان افغانستان
افغانستان کشوریست غرق در مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که نجات یافتن از این مشکلات تلاش خستگی ناپذیری و دولت مسئولیت پذیری می خواهد. اما نه دولت مسئول وجود دارد ونه هم تلاش اکثریت مردم فقیر براي تهيه وسايل معيشت به جایی میرسد. در حاليكه عده اي هم از قبل عرق و دسترنج دیگران در عيش و عشرت زنده گي می کنند.
علت عمده این مشکلات چیست ؟
علت این است که كشور تحت اشغال قدرت هاي امپرياليستي قرار دارد و دولت دست نشانده و ضد مردمی در آن حاکم است که هرگز در فكر رفع مشکلات مردم از جمله مشکلات اقتصادی آنها نیست. بناً احساسم مرا وا داشت تا یکی از عوامل مشکلات اقتصادی ، بيكاري و عدم اشتغال را که اکثریت مردم از آن سخت رنج می برند به برسی گرفته و علت آنرا برای مردم كشور بازگو کنم تا همه با هم یکجا شده راه حلی برای آن بیابیم .
بمنظور درك بهتر موضوع نخست باید دانست که کار چیست ؟ بیکاری چگونه تعریف میشود ؟ چند نوع بیکاری وجود دارد ؟ کدام نوع آن در افغانستان بیشتر است ؟ و دلیل آن چیست ؟
کار می تواند به عنوان وظایفی تعریف شود که متضمن صرف نيروي فکری و جسمی بوده و هدفشان تولید کالا و خدماتی است که نیازهای انسانی را بر آورده سازد. بیکاری عبارت از عدم موجوديت زمينه براي به مصرف رساندن نيروي جسمي و فكري در جهت تغییر طبيعت بمنظور رفع احتياجات روزمره جامعه انساني است. بيكاري را ميتوان بطور خلاصه درچهار شكل توضیح کرد:
1) بیکاری آشکار: نوعی از بیکاری است که جویای کار پس از تلاش زیاد جهت رسیدن به کار ناکام می ماند و از این راه هیچ درآمدی بدست نمی آورد.
2) بیکاری پنهان: نوعی از بیکاری است که فرد در ظاهر شغلی دارد، ولی درآمد آن نه در توسعه اقتصادی کشور کمک می کند و نه هزینه زندگی وی را تامین می کند.
3) بیکاری اختیاری: نوعی از بیکاری است که با وجود کار فردی، فرد بر اثر تنبلی و فرهنگ مصرف سر کار نمی رود. این گونه مردم در میان ثروت مندان و سرمایه داران که از خون مردم تغذيه ميکنند زیاد وجود دارد.
4) بیکاری غیر اختیاری: نوعی از بیکاری است که شرایط اقتصادی، اجتماعی و معلولیت .....بیکاری را بر فرد تحمیل می کند و تلاش فرد جهت رسیدن به شغل را ناکام می گرداند.
طوریکه دیده میشود هر چهار نوع بیکاری به شکل گسترده در افغانستان وجود دارد.
بیکاری آشکار در افغانستان به سرعت سیر صعودی خود را می پیماید، در هر چهار راهی صبح وقت بیکاران و يا كارگران روز مزد زیادی با لبان خشک منتظر یک موتر لوکس هستند، تا آنها را به کار ببرند اما تا عصر روز در انتظار می مانند و شب با دست خالي به خانه بر ميگردند. همچنان جوانان تحصیل کرده این کشور نیز در بیکاری به سر میبرند. آنها دفتر به دفتر، ارگان به ارگان در جستجوی کار هستند، اما هیچ کار و شغلي بدون رشوه، بخصوص در ادارات دولتي ممكن و ميسر نيست. چنانچه "دفتر جرایم و مواد مخدر سازمان ملل" می گوید: " در طول یک سال گذشته افغانها 2.5 میلیارد دالر جهت اجرای امور رشوه پرداخته اند." از گرفتن کار در شهرداری گرفته تا پست های مهم دولتی همه با پول ممکن است. افغانها نسبت به امنیت، از فساد اداری بیشتر نگران اند، چون برای هر کار دولتی آنها باید رشوه پرداخت کنند و یا از واسطه استفاده نمایند و کسانیکه این دو را ندارند، نه کاری دارند و نه روزگاری و به شدت فقر شان هر روز اضافه می شود. از طرف دیگر چون در راس حکومت چاکران امپریالیزم قرار دارند و یکی از خصیصه آنها استثمار و بهره كشي از مردم است بنا آنها مردم را در فقر نگهداشته و از خون مردم خود را سیرآب می کنند. در این کشور مردم عادی روز به روز فقیر تر شده و بر شدت بیکاری آنها افزوده می شود و تنها امپریالیستهاي تجاوزگر و مزدوران آنها هستند که با گذشت هر روز ثروتمند تر می شوند.
یک افغانستاني که مزدور کشورهای امپرياليستي است فقط به خاطر نشان دادن پاسپورت کشور امپریالیستی اش ماهانه 10 هزار دالر از حکومت غیر مردمی و دست نشانده کرزی معاش می گیرد، اما نيروي جوان كه تحصیلات عالی را در داخل کشور به پایان رسانده، به تمامی ادارت دولتی و خصوصی سر میزند ولی جواب رد میشنود.
سوالیکه همه مردم از این رژیم غیر مردمی و دست نشانده دارند این است که آیا وظیفه این رژیم چشم پوشی از فساد، فقر و بیکاری مردم است؟ بلی! از یک رژیم دست نشانده امپرپالیستی بیشتر از اين چه توقع می توان داشت. مار زهری هميش گنجشک بی دفاع را می بلعد. امپریالیستها و مزدوران آن همان مار های زهری اند که هر لحظه مردم فقیر افغانستان را نیش می زنند و خون آنها را ميمكند و از قبل همين مردم فقير و ستمكش،درعيش و عشرت زندگی نموده و قصرهای مجلل اعمار می کنند.
بیکاری پنهان نیز در افغانستان بسیار زیاد است بخصوص در طبقه دهاقین که سال تمام کار می کنند ولي هرگز نمی توانند حد اقل هزینه زندگي فامیل خود را تهيه كنند که علت عمده آن مناسبات مستعمراتي – نيمه فئودالي حاكم در جامعه می باشد.
بیکاری اختیاری نیز در افغانستان در طبقات حاكم فئودال - كمپرادور وجود دارد كه از قبل نيروي كار مردم زندگي انگلي دارند. بیکاری غیر اختیاری همچنان در اثر جنگ سه دهه اخیر و بودن فساد گسترده در دستگاه دولت ، بمباردمان نیروهای اشغالگر ، معلول شدن مردم در جنگ های گذشته و حملات غیر انسانی انتحاري و غیره مسائل رو به افزایش است.
با يك نگاه اجمالي بر گذشته نه ساله اشغال كشور توسط امپرياليست هاي غربي و موجوديت حاكميت دست نشانده، به خوبي ميتوان ديد كه فاجعه بيكاري در كشور با ميزان بي سابقه ای در حال افزايش است. توده هاي كشور حتي حاكميت رژيم سياه طالباني را با وجود صفات ضد مردمي آن، بخاطر موجوديت زمينه بيشتر كار در كشور، نسبت به رژيم دست نشانده كنوني توصيف می کنند. بنا بر اين، به روشني پيدا است كه فاجعه بيكاري مستولي بر زندگي زحمتكشان كشور ناشي از وضعيت مستعمراتي كشور می باشد. پس بر ماست تا براي تغيير اين وضعيت آگاهانه و با شجاعت و ثبات گام برداريم، چه در غير آن سخن گفتن از بيكاري و نتايج اسفبار آن براي توده هاي كشور، چيزي جز نمك پاشيدن روي زخم هاي آنان و نشان دادن تلخي هاي زندگي، نخواهد بود.
|