اختلافات ملیتی در درون دانشگاه ها آگاهانه دامن زده می شوند

خسرو

 

افغانستان کنونی یک کشور مستعمره و نیمه فیودال است که تحت اشغال امپریالیست ها به رهبری امپریالیزم امریکا قرار دارد. بعد از اشغال افغانستان توسط امپریالیست ها،بعلاوه شكل گيري و تشديد تضاد عمده كنوني جامعه يعني تضاد خلق هاي مليت هاي مختلف كشور با امپرياليست هاي تجاوزگر به  سردمداري امپریالیزم خون آشام ايالات متحده امريكا و رژيم دست نشانده ، به يكي از تضاد هاي اجتماعي يعني تضاد بين مليت هاي ساكن در كشور از طرف خائنين ملي و امپرياليست هاي تجاوزگر دامن زده ميشود، که ما شاهد تشديد اين تضاد در تمامي عرصه های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی کشور هستیم. اشغالگران و دولت دست نشانده تلاش دارند به اين اختلافات دامن زده و ملیت ها را به جان هم بيندازند، تا آتش نفاق و دشمنی را میان آنها شعله ور ساخته و مانع وحدت و همبستگی خلق هاي ملیت ها و اقوام ساکن در کشور عليه نيرو هاي اشغالگرامپرياليستي و و دولت مزدور شوند. 
رژیم دست نشانده با همکاری اربابانشان آگاهانه در تلاش اند، تا از وحدت توده ها به خصوص از وحدت جوانان و به طور اخص از وحدت جوانان در نهاد های آموزشی  جلوگیری کنند و به بهانه های مختلف و ترفند های حیله گرانه مانع  اتحاد جوانان دانشجو در دانشگاه ها و شاگردان مكاتب شوند.
دلیل آن کاملا واضح و روشن است. اشغالگران و دولت دست نشانده، دشمنان قسم خورده مردم این کشور هستند؛ آنها در طول عمر دهشت افگنانه و تجاوزگرانه شان بر مردم ستم کرده، کشور را به حالت مستعمراتي در آورده، هویت انسانی ، استقلال وآزادی میهن را از مردمان آن سلب نموده اند. آنها خون مردم را ريختانده، قریه ها و مناطق زیادي را به آتش کشیده، توده ها را  آواره و بي خانمان ساخته، اطفال معصوم شان را يتيم و بي سرپرست ساخته، به آنها جفا كرده، آنها را فریب داده و آنها را تحميق نموده اند. به همین علت این دشمنان مردم از وحدت توده ها در هراس هستند و به هر وسیله ممکن، مانع آن می شوند. وحدت توده های مردم نابودی و پایان قدرت دشمنان مردم یعنی پایان سلطه اشغالگران امپرياليست  و حاكميت دولت دست نشانده را در پی خواهد داشت.
 بنا بر اين رژیم دست نشانده و مزدور بصورت سیستماتیک و پلان شده در میان توده ها و به خصوص جوانان، بذر نفاق و دشمنی می کارد و مهمترین خصیصه کلیه قدرت های ضد مردمی در طول تاریخ، همین تفرقه افگنی در میان مردم بوده است. آنها از این وسیله برای دوام و بقاء زندگی نکبتبارشان استفاده می کنند. رژیم دست نشانده از همان روزيكه توسط باداران  امپرياليستي شان به حاكميت  رسيد، مانند هر حکومت ضد مردمی دیگر از ایجاد نفاق و دشمنی در میان مردم اباء نورزیده است.
رژیم در درون ادارات و مؤسسات تحصیلات عالی این کار را از طریق انتخاب و حمایت از افراد متعصب و شئونیست پیش برده و به نفاق و تضاد در بين محصلين دامن می زند. موجودیت چنین افراد و اشخاص متعصب و متحجر نه تنها سبب تفرقه و تعصب کورکورانه در میان محصلین می شود، بلکه زمینه هر گونه رشد علمی را نیز از بین می برد و برعکس، عقده، کینه ، نفرت و تحجر را تقویت می کند.
رژیم آگاهانه نمی گذارد سطح تحصیلی در دانشگاه ها رونق یافته و رشد نماید، زیرا وضعیت بهتر تدريس و آموزش زمینه رشد شعور اجتماعی و بینش علمی و دانش سیاسی را در دانشگاه ها مساعد می سازد . آگاهی سیاسی در بين محصلين و دانشجویان زمينه سالم اتحاد و احساس مسئولیت را ايجاد می کند. رژیم خوب می داند که اتحاد آگاهانه و مسئولانه محصلین خواب راحت را از چشم این خائنين ملي و باداران شان خواهد ربود. محصلین آگاه و روشن بین  نمیتوانند جنایات هولناکي را كه از طرف دشمنان تجاوزگر امپرياليستي و دشمنان داخلي عليه كشور و خلق ستمديدهء كشور صورت ميگيرد، تحمل نمايند. آنها نمی توانند به خیال راحت سرگرم درس و مشق شان باشند و هیچ گونه احساس مسئولیت در قبال سرنوشت کشور و مردمان به خاک و خون افتاده شان را نداشته باشند.
رژیم مذبوحانه تلاش میکند ، مانع کشیده شدن پای محصلین به دایره سیاست شود، تا  نسل جوان تحصیل کرده کشور را بی اعتنا و غیر مسئول بار آورد. رژیم برای این کار از وسیله های غیر انسانی و ضد علمی کار می گیرد كه از آن جمله، تشديد تضاد و نفاق ملیتی در میان محصلین،  پایین نگهداشتن سطح کیفیت درسی دانشگاه و حمایت از متود های كهنه و فرسوده را می توان نام برد.
اگر ظاهر قضیه را نگاه کنیم، دیده می شود که در چند سال گذشته تعداد بیشتري از فرزندان مردم وارد دانشگاه ها شده اند، در حالیکه از نظر ماهيت و کیفیت درسی وضعيت دانشگاه ها خیلی رقت بارتر و بدتر از شرایط سی سال قبل است. دانشگاه هاي کشور نه تنها اينكه هیچ گونه معیار دانشگاهی امروزی کشورهای پیشرفته را ندارند ، بلکه با دانشگاه های کشورهای همسایه نیز قابل مقایسه نمی باشند.
اگر پرسیده شود که چرا چنین است ؟ چرا با تمام هیاهوی که برای اعمار و بازسازی کشور به راه انداخته شده است، و معارف و تحصیلات عالي در متن این بازسای قرار دارد، پس چرا باز هم دانشگاه هاي کشور در چنين وضعيت اسفبار قرار دارند؟ چرا وضعیت بهبود نمی یابد؟ چرا سطح دانش نسبت به سال های چهل و پنجاه تنزل نموده  است ؟ چرا با وجود اختصاص بودجه هنگفت برای رشد و ارتقاء تحصیلات عالی کماکان وضعیت همان است که بود و حتي  بدتر هم می شود؟ چرا ؟!
جواب تمام این چراها و خیلی چراهای دیگر را فقط در یک جمله می توان خلاصه کرد. رژیم مزدور و باداران امپرياليستي آنها هرگز و ابدا در فکر بهبودی وضعیت زندگی این مردم و  رشد علم و فرهنگ در این مملکت نیستند و نمی توانند باشند. آنها فقط و فقط در فکر منافع شان ، بقاء و دوام حکومت دست نشانده شان هستند و بس. رشد ذهني و فكري فرزندان این کشور به مفهوم رشد کشور در کل شمرده می شود و رشد سایر عرصه های کشور را در پی دارد. پس این دشمنان مردم کی می خواهند مردم آگاه و دانا باشند، زیرا مردم آگاه قطعا تواناست و مردم توانا و دانا نمی توانند اشغال را بپذیرند و به اسارت گردن نهند.
به همین دلیل است که رژیم دست نشانده نه تنها هیچگونه توجه درجهت بهبودی وضعیت علمی دانشگاه ها نمی کند ، بلکه  تلاش دارد تا حدي كه مقدور است زمينه رشد، پيشرفت و شگوفائی علمی و فرهنگی دانشگاه هاي کشور را محدود نموده و آگاهانه نسبت به مسئله بی اعتنايی کند. درین خصوص به اختلافات  گوناگون  در میان محصلین نيز دامن می زند. 
"جنبش انقلابی جوانان افغانستان" قویا باورمند است كه نسل جوان، بطور اخص جوانان دانشگاهی و تحصیل کرده كشور ديگر فريب شخصيت هاي فاسد و تفرقه افگن را نخواهد خورد و بیشتر از این خود را به راه حل هاي پیش پا افتاده و مبتذل مصروف نخواهند كرد بلكه در جستجوي راه حل هاي اصولي و علمي تلاش خواهند كرد. حل معضله نابرابري هاي مليتي نه از طريق تفرقه افگني و دامن زدن به تعصبات كور بلكه با شيوهء علمي و در خدمت حل تضاد عمده يعني تضاد ميان خلق هاي مليت هاي ساكن كشور و امپریالیزم تجاوزگر، ميسر است.
ما باور داريم كه جوانان با احساس و ميهن پرست، غرور و جسارت را در مقابل دشمنان ميهن شان از دست نخواهند داد.  مسئولیت شان را  در قبال وجايب ميهني و مردمان کشور فراموش نخواهند كرد. در غير آن خلق كشور نه تنها از اسارت و بردگي و از وضعیت فلاکت بار کنونی نجات نخواهند يافت، بلکه زنجیر اسارت و بردگی همچنان آویزه گردن خلق کشور خواهد بود. اما قطعا  باور داريم  كه این خفت و خواری نمی تواند با روحیه سلحشور جوانان و مردم آزادمنش این مرز و بوم سازگار باشد. ما جدا جوانان کشور و به خصوص جوانان دانشگاهی و تحصیل کرده کشور را به ترک و دوری  از این حالت اسفبار(روحیه برده منشي و تسليم طلبي) فرا می خوانیم.
 درس و تحصیل یگانه مسئولیت جوانان نیست. جوانان مسئولیت و رسالت مهمتری  به عهده دارند. آنها باید به اندازه هر فرد این وطن و بیشتر از آن نسبت به مسائل مهم کشور، احساس مسئولیت داشته باشند. امروز استقلال و آزادی این كشور مهمترین مسئله ملی و مردمی است که می تواند فرزندان دلسوز ، فداکار ، مسئول و بالاخره فرزندان حقیقی این آب و خاک را از فرزندان بی اعتناء ، غیر مسئول و ناخلفش، تفکیک كند. نسل جوان باید بداند که آنها فقط به وسيله ثمره عرق و دست رنج  این مردم فقير و بیچاره، قادر به درس خواندن و کسب علم و دانش گردیده اند.

" جنبش انقلابی جوانان افغانستان" به عنوان  تشکیلات سیاسی جوانان، مصرانه و مصممانه تلاش دارد كه اقشار وسيع و گسترده جوانان كشور بخصوص جوانان دانشگاهي را برمبناي آگاهي سياسي به منظور مبارزه قاطع و پيگير عليه اشغالگران و مزدوران داخلي شان و اخراج آنها از كشور بسيج و سازماندهي نمايد. بسيج و سازماندهي  توده ها ضرورت به آگاهي سياسي دارد. اين وجیبه عظيم يعني بردن آگاهي سياسي در بين توده هاي مردم به دوش روشنفكران ميهن پرست قرار دارد. بايد به منظور مبارزه قاطع و پیگیر علیه اشغالگران و نوکران داخلی شان و اخراج آنها از کشور به تلاش و مبارزه پيگير و خستگي ناپذير ادامه داد . ما امیدواريم ، مردم به تمام حیله ها و نیرنگهاي امپریالیستی اشغالگران و نوکران خادم شان واقف گردند و توهمات را بدور بریزند و برای یک مبارزه قاطع و شجاعانه و رزمند ه آماده شوند.