سلب کرامت انسانی از توده ها
توسط
رژیم پوشالی حامد کرزی
حاکمیت نظام تئوکراتیک اسلامی در همه اشکالش چه جهادی ، طالبی و یا امریکایی در ضدیت کامل با منافع و خواست های اساسی زحمتکشان قرار داشته ودارد. این حاکمیت به معنی سلب کامل حقوق دموکراتیک ، اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی، اجتماعی، کرامت انسانی وحتی حق حیات و تحمیل استثمار شدید و استبداد ارتجاعی خشن و سبعانه بر آنها بوده و هست. چنانچه ماده سی وششم قانون اساسی کذائی ساخته و پرداخته شان بیان میدارد که " اتباع افغانستان حق دارند برای تامین مقاصد جایز و صلح آمیز ، بدون حمل سلاح طبق قانون اجتماع و تظاهرات نمایند." اما بارها نه تنها همین ماده بلکه اکثریت موارد مندرج در قانون کذائی شان از طرف خودشان نقض گردیده است. چنانچه ما شاهد سرکوب خونین چندین مرتبه تظاهرات محصلین پوهنتون کابل ، مزار وتوده های مردم هستیم. زمانیکه قریه بخت آباد – عزیز آباد شیندند توسط قوای اشغالگر امریکایی بمباردمان شد و 162 نفر مردم بیگناه کشته شدند مردم شیندند بعد از ختم فاتحه داری اعلان تظاهرات و راهپیمائی مسالمت آمیز را در شهر هرات نمودند و مردم هرات پشتیبانی خویش را از آنها اعلام داشتنند . رژیم پوشالی با جرات تمام ازین تظاهرات جلوگیری به عمل آورد. یکایک موارد مندرج این قانون به استثنای مواردی که برای سرکوب توده ها طرح گردیده از طرف رژیم تئوکرات اسلامی حامد کرزی نقض میشود. درماده بیست وچهارم ذکر گردیده :" آزادی و کرامت انسانی از تعرض مصئون است. دولت به احترام و حمایت آزادی وکرامت انسانی مکلف میباشد." آیا واقعا در کشور اشغال شده افغانستان ،" آزادی وکرامت انسانی از تعرض مصئون" میباشد؟ آیا رژیم پوشالی ازادی وکرامت انسانی را حمایت و پشتیبانی مینماید؟ ابدا.
رژیم پوشالی و اربابان امپریالیستی شان به حمایت انسانها پشیزی اهمیت نمیدهند چه رسد به آزادی وکرامت انسانی . این موضوع را را با چشم دید خودم واضح تر بیان میدارم.
یکی از دوستانم همراه سه چرخه با یک موتورسایکل تصادف سطحی مینماید. طرف مقابل ازدعوی صرفنظر نموده و رضایت میدهد، دوستم که آدم فقیر است و پولی ندارد که به ترافیک بدهد، از ترافیک دوسیه وی را به حارنوالی ارسال میدارند ، به همین شکل دوسیه به محکمه میرود. چند روز قبل روز محکمه وی بود، چون محکمه " آزاد" بود من نیز رفتم تا محاکمه وی را از نزدیک مشاهده کنم. بین محکمه استیناف ایستاده بودم که چند نفر پولیس مسلح دست به ماشه داخل محکمه شده و درحال آماده باش قرار گرفتند. لحظه ای بعد موتر کاستر وارد محکمه شد. صاحب منصب با چند نفر پولیس مسلح دیگر از موتر پائین شدند و آماده باش ایستادند و بعدا پنج نفر پیاده شده ، پاهایشان زولانه بود علاوه برآن در کمر هریک شان زنجیری ، قفل شده بود . زنجیر کمر نفر اول به کمر نفر دومی الی پنجمی وصل بود. این پنج نفر مانند قطار شتر در حالیکه صحیح راه رفته نمیتوانستند در حرکت بودند ، قطار دوم به همین ترتیب از پشت سرشان پیاده شد. با دیدن وضعیت این افراد با خودم گفتم شاید اینها مربوط به سازمان القاعده باشند و یا اینکه از جمله جنایتکارانی که یا اعدامی اند و یا اینکه از بیست سال حبس شان کمتر نخواهد بود. درهمین فکر بودم که قطار سومی پیاده شد ودیدم که دوستم نیز از جمله همین افراد است. اخرین گروپ شان نیز به همین شکل قطار حیوانی از مموتر پیاده گردید.
لحظه ای بعد محکمه شروع گردید. من نیز درآنجا حضور داشتم ، متهمین یکایک به محکمه خواسته میشد . هرکدام که به محکمه نزد قاضی می آمدند فقط زنجیر کمرشان باز بود اما پاهایشان زولانه داشت . سه نفر اولی که حاضر شدند ، هر سه تن شان همان جرمی را که دوستم داشت مرتکب شده بودند، نفر چهارمی دوستم بود که بعد از آن از محکمه بیرون رفتم و منتظر حکم محکمه بودم، بالاترین جزائی که محکه ابتدائی به این " مجرمین" ابلاغ نمود شش ماه بود که هیچکدام شان این جرم را قبول نداشتند و استیناف طلب شدند. د رحالیکه د رماده بیست و پنجم قانون اساسی کذائی حکم میکند: " متهم تا وقتیکه به حکم قطعی محکه با صلاحیت محکو علیه قرار نگیرد بیگناه شناخته میشود." د رحالیکه هیچکدام متهمین به " حکم قطعی محکمه با صلاحیت" رژیم پوشالی محکوم شناخته نشده و نظر به حکم ماده بیست و پنجم بیگناه اند، اما با افراد بیگناه مانند حیوان رفتار میشود. شعار " آزادی وکرامت انسانی از تعرض مصئون است" در مورد زحمتکشان یک شعار پوچ و میان تهی و اغواگرانه است. قانون اساسی فقط " آزادی و کرامت انسانی " را برای جنایتکاران در نظر گرفته است. نه توده های زحمتکش ، چنانچه بارها از تلویزیون مشاهده نمودیم که اختطاف گران و آنهایی که به زنان و دختران جوان تجاوز نموده اند وقتیکه با ایشان مصاحبه تلویزیونی مینمایند. چهره وی را به نمایش نمیگذارد و محکمه او را برائت میدهد. اما قربانی علاوه براینکه مصاحبه تلویزیونی وی دقیق است در محکمه مجرم شناخته میشود.
رژیم پوشالی که عوامفریبانه شعار " آزادی " زنان را بلند نموده برای اغواگری و فریب زنان " قانون منع خشونت علیه زنان " را تفویض نموده است. ماده بیست و دوم آن به صراحت اعلام میدارد :" هرگاه زنی به قتل میرسد از طرف فامیل زن رضائیت داده میشود قاتل، مجرم نبوده ، دوسیه اش بسته میشود." این حالت را با یک حادثه ترافیکی سطحی مقایسه کنید. میتوانید بدانید که زنان در رژیم چه مقام و موقفی دارند. در قتل زن طرف مقابل مجرم شناخته نمیشود و برائت حاصل میکند اما با یک حادثه ترافیکی سطحی در جائیکه رضائیت مضروب گرفته شده و دولت ادعای حق الله نموده و فرد محکوم شناخته شده و زولانه میشود. اما با قتل زن موضوع حق الله اصلا در میان نیست اگر زنی شوهرش را به قتل رساند چنین برخورد صورت میگیرد؟ خیر.
اینک به موضوع دیگری که از طریق برنامه " امروز و امشب " روز یکشنبه 22 حمل 1389 ساعت 6 و 30 بعداز ظهر از تلویزیون طلوع پخش گردید میپردازم.
این برنامه طفل نوزادی را که در شفاخانه اندراگاندی د رکابل بستری بود نشان میداد. طفل حین تولد قلبش بیرون از صدر یعنی روی سینه اش قرار داشت. یکی از داکتران گفت که : " این طفل بیست و پنجمین طفلی است که هک با سوء شکلی بدنیا آمده که از جمله 22 نفرشان مرده و فقط 3 نفرشان زنده مانده اند."یکی دیگری از داکتران گفت :" تحقیقتاتی که ما انجام دادیم ، به این نتیجه رسیدیم که این حالت به اثر تشعشع اشعه های مواد کیمیاوی است که نیروهای خارجی خارجی و داخلی بخاطر امنیت و حفظ جان خویش از آن استفاده میکنند . این ضربه متوجه کسانی هست که یا نزدیک پایگاه های خارجی ها سکونت دارند و یا در محله سکونت شان ازین اشعه ها و مواد کار گرفته شده است. همانطوری که تانک ها از هر منطقه ای که میگذرند به اثر اشعه ای که استفاده میکنند تمام مبایل ها و تلویزیون های در ساحه اشعه قرار میگیرند از کار می افتند. به همان اندازه روی انسانها و بخصوص زنان حامله اثر میگذارند. علاوه اینکه اطفال با سوء شکل ویا کدام مشکل دیگری به دنیا آیند حیات مادران را نیز مورد تهدید قرار میدهند."
این موضوع شاهد زنده دیگری است که امپریالیستهای اشغالگر و رژیم دست نشانده آن هیچگاهی پروای جان توده های زحمتکش را نداشته چه رسد به " آزادی و کرامت انسانی" شان.
رژیم دست نشانده به خوبی میداند که چنین افرادی هیچ جرمی را مرتکب نشده و طرف دعوی هم وجود ندارد . ارعاب و تهدید رژیم پوشالی به اصطلاح مردم " زهر چشم " نشان دادن به توده هاست تا از اعتراضات بعدی توده ها جلوگیری به عمل آورد به همین خاطراست که محاکمه طولانی میشود تا اینکه افراد و اشخاص ماه ها بدون جرم و گناه و بدون طرف دعوی در زندان مانده مورد تحقیر واهانت قرار گیرند تا از انرژی و پوتانسیل انقلابی و ملی شان جلوگیری به عمل اید. روزهای دوشنبه روز پایوازی و ملاقاتی زندانیان است. روز دوشنبه 23 حمل 1389 به دروازه محبس رفتم تا بدیدن دوستم روم.دربین صف از یک نفر پرسیدم که پایوازی تا چه زمانی دوام دارد ، گفت تا ساعت 3 بعد ازظهر. بعدا پرسیدم که اگر کسی بخواهد زودتر بیرون شود اجازه داده میشود؟ گفت خیر. بعدا موضوع را از پولیس دم دروازه پرسان نمودم گفت : تا ساعت 3 بعد از ظهر هیچ کس اجازه بیرون شدن را ندارد. پایوازی از ساعت 9 صبح شروع میشود و تا ساعت 3 بعد از ظهر دوام می یابد، در ظرف 6 ساعت تمام ، کسانیکه به پایوازی میروند به طور موقتی زندانی اند، من این موضوع را از صاحب منصب پولیس پرسان کردم که شما مردم را موقتی زندانی میکنید یا اجازه ملاقات میدهید؟ درجواب گفت: " این قانون ماست، اختیار با شماست" این وضعیتی است که رژیم پوشالی میخواهد به مردم تفهیم نماید که دست از پا خطا نکنند وهمیش مطیع و فرمانبردار باشند. ورنه هیچ معنی ندرد که پایواز را حسب دلخواه 6 ساعت به داخل زندان نگهداشت. بعد ازینکه پایوازی تمام میشود مردمیکه میخواهند از زندان بیرون شوند ، پولیس آنها را دریک محوطه بزرگ در بین آفتاب جمع میکند . وقتی که تمامی پایوازها جمع شدند بعدا شروع به شمارش زندانیان میکند. این عمل 1 الی 2 ساعت را در برمیگیرد و مردم در بین آفتاب سوزان منتظر نشسته اند. بعدا برایشان اجازه خروج داده میشود. این عملکرد در حالی صورت میگیرد که دست هر نفری که داخل زندان میشود سه مهر و سه امضاء میشود. هیچ زندانی را امکان فرار درچنین روزی نیست. زندانی موقت مردم در ظرف 7 الی 8 ساعت فقط ترساندن مردم از رژیم پوشالی است.
امپریالیستهای اشغالگر و رژیم جمهوری اسلامی دست نشانده از " آزادی و کرامت انسانی " کسانی حمایت میکنند که اصلا دارای کرامت انسانی نبوده و نیستند و از جمله جنایتکاران و میهن فروشان اند.
توده های زحمتکش !
تا زمانیکه اشغالگران را از خاک این میهن بیرون نرانید و خاینین ملی و دست نشاندگان شان را از مسند قدرت بزیر نکشید وحاکمیت انقلابی خویش را بر پا ندارید، یقینا که هیچ چیزی را به دست نخواهید آورد، همیش مورد تحقیر ، اهانت و سرکوب قرار گرفته و کرامت انسانی تان پایمال شده و میشود. برای اینکه از آزادی و کرامت انسانی خویش دفاع نمایید باید که متحد شده تحت رهبری نیروهای انقلابی ( کارگران آگاه) برای بیرون راندن اشغالگران و سرنگونی حاکمیت پوشالی و استقرار رژیم مردمی خویش به پا خیزید.
|