پرده پوشی جنایت با رشوه
گرچه آزار و اذیت زنان در افغانستان رکن اساسی سیستم مرد سالاری این جامعه است ، اما از زمان تجاوز نظامی امپریالیست ها به رهبری امریکا آمار خشونت از قبیل قتل ، تجاوز ، خود سوزی و سوزاندن زنان توسط مردان روز به روزافزایش یافته است . علت بلند رفتن این آمار حمایت جمهوری اسلامی افغانستان از این جنایات است . روزی نیست که این جنایات در نقاط مختلف کشور اتفاق نیفتد . اما مسبب اصلی این جنایات محاکمه نمی شود . چنانچه تا حال هیچ یک از مسببین این جنایات محاکمه نشده اند . به همین خاطر هم هست که مردان با جرئت بیشتری هر روزه دست به این جنایات زده و آمارش قوس صعودی خود را می پیماید که حتی نهاد ها و سازمان های ارتجاعی نمی توانند که از بالا رفتن این ارقام چشم پوشی کنند . چنانچه " کمسیون مستقل حقوق بشر " افغانستان در گزارش تازه اش اعلام نموده است که : " ظرف سال روان خورشیدی بیش از صد مورد خود سوزی در میان زنان ، تنها در حوزه جنوب غربی کشور ثبت گردیده است . این کمسیون پس از یک بررسی در شش ماه اخیر خاطر نشان میکند : ازدواج های اجباری ، اختلافات خانوادگی ، نگرش های مرد سالارانه و فقر ، از عوامل اصلی خود سوزی زنان بوده است . مسئولان مستقل حقوق بشر افغانستان گفته اند : این بررسی همچنان نشان داده که ظرف امسال حدود پنجاه نفر از زنان در این مناطق به قتل رسیده اند و در چهارده مورد دیگر نیز زنان دست به خود کشی زده اند ." ( اتفاق اسلام ، 20 حوت 1385 ، صفحه 4 )
پنجاه قتل و چهارده مورد خود کشی مجموعا 64 فقره جنایات مردان در ظرف یکسال در یک حوزه است . " کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان " ثبت گردیده که در هر ماه حدودا شش فقره جنایت می شود . اما کمسیون به اصطلاح حقوق بشر افغانستان در باره به محاکمه کشیدن این جنایتکاران لب به سخن نمی گشاید و نمیخواهد که حامیان این جنایات هولناک را به مردم معرفی کند .
آمار اصلی این جنایات بیش از این ها است . که در " کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان " ثبت گردیده است . یک نمونه آن را درینجا ذکر می کنیم .
به تاریخ 20 / 11 / 1385 زمانی که شب رضا فرزند بسم الله از خبازی اش به خانه می آید و خانمش به او چای می آورد مادر رضا از عروس خود به پسرش گله و شکایت می نماید . رضا از حرف های مادرش خشمگین شده بدون تامل و بررسی قضیه با پیاله چای به شدت به عقب گوش زنش می کوبد و بعد با مشت و لگد به جان او می افتد تا اینکه بی هوش و نقش بر زمین می شود و از دهنش خون می آید . آنزمان رضا آنرا نزد داکتر برده و داکتر مقداری دوا برایش تجویز می کند و بخانه بر می گردد . هنگامیگه صبح رضا از خواب بیدار می شود و می بیند
که زن جوانش دیگر زنده نیست فورا به موضوع کفن و دفن آن می پردازد . در این اسنا کسی به ماموران جنائی قوماندانی امنیه ولایت هرات اطلاع می دهد . ماموران جنائی به محل حادثه می آیند ، هنگامیکه آنها به محل حادثه می آیند جنازه را در حال انتقال به گورستان می یابند . ماموران خواهان انتقال جنازه به طب عدلی می شوند . قضیه با وساطت بعضی اشخاص متنفذ محلی و فرمانده سابقه جهادی قاری احمد ( مشهور به قاری یکدست ) که از اقوام قاتل می باشد و همچنین با پرداخت رشوه به ماموران جنائی حل و فصل میگردد و موضوع مانند سائر موضوعات جنائی ( قتل های ناموسی ) مسکوت گزاشته می شود . این واقعه در سرپل غور درواز ناحیه پنجم امنیتی ولایت هرات یعنی محل سکونت جنگ سالار جهادی قاری احمد اتفاق افتاده است .
این قضیه در شهر هرات افغانستان اتفاق افتاده است و در کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان ثبت نگردیده است . اما در قریه جات دور دست هرات حتی می توان گفت که نود در صد اینچین قضایا به ادارات دولتی و یا شفاخانه نمی روذ ، همانجا از طریق جرگه های قومی حل و فصل می شود .
گزارش رسیده دیگر از.ولسوالی کشک کهنه ولایت هرات حاکی از آن است که یک دختر و پسر جوان که یکدیگر را دوست دارند و می خواهند که با یکدیگر ازدواج کنند . چون مانع بر سر راه ازدواج شان وجود دارد ، هر دو به محکمه ولسوالی کشک کهنه میروند و از قاضی تقاضا می نمایند تا ایشان را نکاح کند اما قاضی محکمه نسبت به نبود ولی دختر معذرت می خواهد و میگوید که شرعا خواندن نگاح بدون ولی دختر جائز نیست . . هر دوی شان نزد آقای حقجو ولسوال کشک کهنه میروند و آقای حقجو که رشوت را خوب می شناسد و از اعضای برجسته حزب جمعیت اسلامی میباشد و در زمان جهاد رئیس دفتر جمعیت اسلامی در تهران بود ، با گرفتن رشوه از پسر چند نفر از آخوند های محلی را جمع نموده و هر دوی شان را با هم نکاح می کند و به ایشان می گوید که از منطقه بیرون شوند تا مورد آزار واذیت پدر دختر قرار نگیرند
دختر و پسر منطقه را ترک می کنند . پدر دختر کوچی است و از قومان امان الله گی می باشد از قضیه با خبر شده و فورا خود را به زیر کوه شیندند میرساند . از آنجا نامه ای عنوانی سید حسین انوری والی هرات می آورد . والی هرات به جستجوی دختر و پسر می شود و باالاخره آنها را پیدا نموده ، دختر و پسر مورد تهدید تا سرحد مرگ قرار می گیرد . باالاخره با پا در میانی آقای انوری والی هرات جرگه قومی از هر دو طرف ( پدر دختر و پدر پسر ) دایر می گردد ، جرگه قومی دو طرفه فیصله به عمل می آورد که پدر پسر باید دو دخترش را به نکاح دو برادر دختر در آورد . پدر بچه دو دخترش که یکی هشت سال و دیگری سه سال دارد بنکاح دو برادر دختر در می آورد قضیه بدین شکل حل می شود .
به وضوح دیده می شود علاوه بر اینکه رژیم دست نشانده بفکر جلوگیری از این جنایات هولناک نیست بلکه از آن کاملا پشتیبانی می نماید . چنانچه دو طفلی که فقط پدر و مادر شان را می شناسند اصلا همه چیز برای آنها نا مفهوم است جز اسباب وسایل بازی شان با وساطت والی هرات به نکاح در می آید . و خانم صبحرنگ با خوش خیالی و فریب مردم می گوید که : " ایجاد محاکمه قضائی به منظور رسیدگی به مشکلات خانوادگی در سطح ولسوالی ها ، ثبت رسمی ازدواج ها و سر انجام برخورد جدی محکمه ها با ناقضان حقوق زن از دیگر برنامه هایی است که باید عملی شود . " ( اتفاق اسلام یکشنبه 20 حوت 1385 ، صفحه 4 )
طوریکه به وضاحت دیده میشود زمانیکه در کشک کهنه دختر و پسر به محکمه حاضر می شوند و با میل خویش می خواهند که با هم ازدواج نمایند ، قاضی محکمه بدون حضور ولی دختر معذرت می خواهد و آنرا خلاف شرع قلمداد می کند . اما اختطاف دختر جوان از خانه اش در شهر بغلان توسط قوماندان امنیه و فرارش به کابل هیچگاه مسئله ولی مطرح نیست و نکاحش نیز خلاف شرع نمیباشد .
در جامعه مرد سالار افغانستان این زن است که در هر حادثه کوچک و یا بزرگ قربانی می شود . هر زمانی که بین دو قوم جنجال بروز می کند ، برای فرو نشاندن جنجال دختر قربانی است . هر قوم و طایفه به یکدیگر دختر میدهند یعنی دختر بدل می شود و در بعضی مواقع خانواده ای که آسیب دیده از طرف مقابلش در بدل آسیب دختر می گیرد و جنجال را به این شکل حل و فصل می کنند . در پشت این صحنه دست جمهوری اسلامی افغانستان برای حمایت جرگه قومی در کار است . گرچه برای اغفال و فریب توده ها اتفاق اسلام در شماره بیست حوت 1385 خود تحت عنوان برنامه ستره محکمه برای ثبت ازدواج ها می نویسد : " مسئولان ستره محکمه گفته اند که با اجرای طرح ثبت ازدواج ها موفق خواهند شد از ازدواج های اجباری و یا قبل از وقت و نیز بد ( بدل ) { دختر خون } دادن دختر ها جلوگیری کنند . " اینها حرف هائی است که برای فریب مردم بکار برده می شود و هیچگاه جامه عمل نخواهد پوشید . همانطوریکه فرمان شماره هفتم رژیم دست نشانده روسها روی کاغذ باقیماند و هیچپگاه جامه عمل نپوشید .
امروز تمامی مرتجعین از حقوق زن دم میزنند ، اما نه میتوانند و نه میخواهند که در آن راه گامی بردارند . حقوق زنان هیچگاه نمیتواند به شکل تحایفی از طرف امپریالیستها و مرتجعین به زنان اهدا گردد ، بلکه این حق میتواند از طریق مبارزات خستگی ناپذیر خود زنان بدست آید .
زنان افغانستان امروز دریافته اند که موقعیت امروزی شان در مقایسه سی سال قبل یعنی قبل از قدرتگیری مزدوران روسی بد تر شده حق و حقوق شان بطور غیر باوری پامال می شود . و این نکته را باید درک نمایند که امپریالیست های اشغالگر در افغانستان فقط به فکر منافع استعماری خود هستند و لاف و گزاف آنها در مورد آزادی زنان فریبی بیش نیست . زنان باید بدانند که اشغالگران امپریالیست که با تجاوز و اشغالگری شان وعده " رهائی " را به زنان پیشکش نمود و رژیم جمهوری اسلامی نیز وعده بهشت برین را برای زنان داد ، عملا ثابت ساختند که حامی قاتلین و خشونت علیه زنان بوده و تحایف شان برای زنان همین موقعیت بد و تحمل جنایات مردان است و بس . |