نقش خائنانه اخوان درافغانستان

ازدهه چهل به اين طرف باند اخوان به عنوان يك جريان سياسي باپشتيباني وكمك C.I.A و I.S.I عرض اندام نمود، هدف عمده باند خائن شعاراسلام خدمت به امپرياليزم وارتجاع ودفاع ازفرهنگ پوسيده فئودالي وضربه زدن به جنبش انقلابي وآزاديبخش كشورمابود كه شدت وحدت عملكرد خائنانه باند اخوان دردهه 50بود،چنانچه ازعملكرد خائنانه شان درسوم جوزا1351 درداخل پوهنتون كابل ميتوان نام برد دولت آن وقت هم ازاين باند خائن وقاتل پشتيباني مي نمود. اعضاي رهبري باند اخوان كه درسال 1352 و53 به نزد باداران پاكستاني خود رفته بودند زمانيكه مناسبات رژيم داود باپاكستان برسرمسئله پشتونستان حاد شد رژيم ذولفقارعلي بوتو اجیران (باند اخوان) را مسلح وداخل افغانستان نمود كه درمنطقه پنجشير،سرخرود،لوگر دست به شورش زدند چون پايه دربين توده زحمتكش نداشتند رژيم داود آنها رابنام چوچه انگليس قلع وقمع نمود ودوباره به نزد باداران شان درپاكستان فرستاد تاسال 1357 هرقدركه دست وپازدند،نتوانستند كه دربين جامعه،روشنفكران،پايگاهي پيداكنند وهميشه دراقليت بودند، باكودتاي سياه 7ثور1357 واعمال خائنانه باند "خلق" وپرچم وحمايت مستقيم امپرياليزم غرب وكشورهاي ارتجاعي منطقه به نيروي نظامي وسياسي نيرومند تبديل شدند،ازعقايد مردم استفاده نموده چهره خائنانه خود راباشعاراسلام پوشاندند وتوسط يكعده اخند هاي خود فروخته دست به تحريكات زدند كه اين مرحله حاد شدن رقابت امپرياليزم وسوسيال امپرياليزم توسط اجیران شان (باند"خلق" واخوان) بود. توده زحمتكش كه خيلي ها درابعاد اقتصادي سياسي وفرهنگي عقب افتاده بودند باوعده ووعيد باند اخوان فريب آنها راخوردند به فكراينكه شايد بعد ازسقوط دولت ارتجاعي وابسته به روس بهشت برين رابراي شان به ارمغان آورند به دنبال اين جريان افتادند.
جنبش انقلابي كشورهم دراين زمان ازلحاظ سياسي كاملاضعيف وناتوان بود ونتوانست كه رهنمودي براي رهائي توده زحمتكش ارائه دهد، بطورمنظم وسيستماتيك اهداف اساسي جنگ مقاومت راازسال 1357 درافغانستان بوجود آمده به توده ها توضيح دهد ونقش خائنانه نيروهاي متخاصم جنگ ("حزب دموكراتيك خلق افغانستان" وباند اخوان) راافشانمايند به يكعده ازايشان به تسليم طلبي ملي وعده ديگربه تسليم طلبي طبقاتي افتادند. باند اخوان باحمايت امپرياليزم امريكا، ايران وپاكستان درابتدايكعده دزد، قاتل وجاني رامسلح وارد خاك افغانستان كردند، كه تاسال 1371 هزاران جنايت هردوگروه خود فروخته(دولت وابسته به روس وباند اخوان) مرتكب شدند.ازسال 1371 به اين طرف كه دولت ائتلافي بين رباني وپرچمي هاي سرشناس درافغانستان بوجود آمد،گروه هاي متخاصم دراين جنگ هركدام بنحوي از انحاء كوشيدند تامنافع باداران خويش رادرافغانستان تحكيم بخشند جنگ مقاومت عليه سوسيال امپرياليزم به جنگ هاي ارتجاعي داخلي به خاطرتحكيم منافع مرتجعين تبديل مي شود درابتدا دولت رباني- مسعود دريك ائتلاف باجنايتكاران پرچمي سوگند وفاداري ياد نموده كه دوستم نيزدراين ائتلاف شامل بود. درابتدابا گلبدين وارد جنگ شد وكابل رابه ويرانه مبدل نمودند،گلبدين جنگ راتحت اين شعارآغازمي كند"تازمانيكه"كمونيستها" ومليشي ها دركابل باشند ماازجنگ دست نخواهيم كشيد" فقط شرط صلح گلبدين بارباني بيرون راندن مليشي هاي دوستم وپرچمي هاازكابل است، اما رباني به تمام معني ازدوستم وپرچمي ها دفاع مي نمايد ومي گويد كه"ديگرمليشي و"كمونيستي" وجود ندارد همه اعضاي اردوي اسلامي اند" ازسوي ديگرجنگ بين باند "اتحاد اسلامي" سياف كه وابسته به باند وهابيت عربستان سعودي است و" وحدت اسلامي" كه وابسته دولت ارتجاعي ايران است بخاطرحفظ منافع ايران وعربستان سعودي آغازمي گردد كه دراين جنگ خيانت وجنايت اين باند هاي خود فروخته برهيچ يك ازمردم ستمكش افغانستان پوشيده نمانده،كشتاردسته جمعي مردم بيگناه به اشكال مختلف ، تجاوزبه نواميس مردم،غارت،دامن زدن به تعصبات لساني،منطقوي،قومي،مذهبي،جنسي ... ازجمله دستاورد جنگ خائنانه اين باند ها است چنانچه غرب كابل به ويرانه اي مبدل گرديد. درجنايت افشارنه تنها رباني- مسعود وپرچمي هاي جنايتكار، بلكه محسني،كاظمي، انوري... نيزشريك بودند زمانيكه زد وبند مخفيانه دوستم باگلبدين پيدامي كند ودست به حمله نظامي مشترك باگلبدين عليه دولت رباني ميزند،رباني فورااعلان"جهاد" عليه دوستم مي نمايد واوراملحدومليشي ميخواند، چطورميشود كه مسلمان پاك كه عضوبرجسته اردوي دولت اسلامي است يك شبه كافروجنايتكارمي گردد؟ اما درعوض گلبدين از"كمونيست" ومليشي به دفاع برمي خيزد وبااوپيمان دوستي مي بندد.
هرقدركه ازعمر باند اخوان سپري مي شود چهره خائنانه وعملكرد رياكارانه آن بيشتربه توده ها افشاء مي گردد. نيروي هاي انقلابي بايد كه رسالت تاريخي خويش را درك نموده هرچه سريعتر و وسيعتر دست به افشاء گري هاي سياسي بزنند وباتجزيه وتحليل جنگ خائنانه داخلي موقف طبقاتي نيروهاي كه درگيرجنگ بودند افشاء نمايند.ما بادرك رسالت تاريخي خويش وظيفه خود ميدانيم كه جداعليه تمامي باند هاي خود فروخته وايدئولوگهاي شان كه ميخواهند لباس قد سيت به تن آنها نمايند مبارزه بي امان نموده وچهره كثيف شان راهرچه بيشترافشانمائيم. زمانيكه جنگ ارتجاعي داخلي بين رباني وگلبدين درگرفت هركدام عليه ديگري جهاد اعلان نموده وبه افشاء گري چهره هاي يك ديگرپرداختند. رباني درمورد گلبدين چنين گفت:
"اززمانيكه خداوند برمابه فتح كابل منت گذاشته است، تاهنوزهرچه جنگي كه صورت گرفته حكمتيارمحرك اصلي آن بوده است. حكمتياربصورت راس جوجه دشمنان اسلام درآمده ... وماازينكه مسلمانان درطول سالهاي گذشته فريب اورا خورده بودند متاسفم... نظربه اينكه اين منافقان وكمونيستان(منظوروي گلبدين ودوستم وخلقي هااست وپرچمي هاچون باوي بودند مسلمان اند) خود ثابت كردند كه درسايه دولت اسلامي براي آنان اماني نيست لذا برضد آنان ازنوجهاد اعلان نموديم وجهاد راتانابودي كامل آنان وهمدستان شان به خواست خداوند متوقف نخواهيم ساخت... حتي وقتي حكمتياردرطلب رياست آشكارظاهرشد موافقه نموديم كه مسئوليت نخست وزيري به وي داده شود نه بخاطرآنكه اواهل اين منصب است بلكه بخاطراينكه ازشرش درامان باشيم ... من ازقبل اعلان كرده ام واكنون نيزاعلان مي نمايم كه حاضريم باحزب اسلامي صلح كنيم امانه با حكمتياركه باكمونيستان ودشمنان جهاد ائتلاف كرده است... بعد ازين ديگراوشايسته آن نيست كه باوي بعنوان مجاهد معامله كنيم وازاعضاي حزب اسلامي خواسته ايم كه رهبري جديدي انتخاب كنند چون اين آدم ديگرشايستگي آن راندارد كه رهبري گروه اسلام رابعهده داشته باشد. زيراكه خواسته هاي شخصي اش اورااززعامت مصالح بزرگ مسلمانان بازميدارد.درطول سالهاي جهاد به مسلمانان مي گفتم كه اوباجهاد بيگانه است ولي كسي نمي پذيرفت اكنون چهره اش نزد همگان برملاشده است... اكنون حكمتيارممثل حزب اسلامي نيست بلكه اوبه عنوان فرماندهي ازفرماندهان دوستم درآمده است... عده زيادي ازطرفداران حكمتياراوراترك كردند واكنون غيرازدزدان وقطاع الطريقان وبعضي ازفرماندهانيكه ازاوبيم دارند ديگركسي بااونمانده است... چگونه خواسته حكمتياروكمونيستها را بپذيريم وسرنوشت كشوررادراختيارآنان قراردهيم وقدرت سياسي رادوباره به آنان بازگردانيم."(مصاحبه برهان الدين رباني باخبرنگارمجله عربي زبان المجتمع – هفته نامه كابل 26 حمل 1373)
زمانيكه گلبدين دست به تحرك نظامي عليه رباني وباندش ميزند رباني مي گويد كه گلبدين درراس حربه دشمن اسلام درآمده است" امروزتمامي اين باند هاي خائن فقط ازكاربرد شعاراسلام يك چيزرامي خواهند وآن اينكه حريفان سياسي خويش رامورد كوبش قراردهند گرچه تمامي اين باندها خواهان جمهوري اسلامي اند اما هركدام مي خواهند كه تنها باباندش براريكه قدرت تكيه زده ومنافع كشوري كه اوراحمايت مي كند تامين نمايد بدين ملحوظ زمانيكه منافع باداران شان تقاضا مي نمايد باهم آشتي مي كنند وزماني روي منافع شان باهم درجنگ وستيزبرمي خيزند.دولت اسلامي كه درسال 1371 باشركت همه باند هاي اخوان ودولت وابسته روس به سركارآمد همه شان برادر يك ديگراند وخاصتا دوستم،جنرال نبي عظيمي،جنرال دلاور، جنرال بابه جان... مورد اعتماد صد درصد دولت اسلامي بود وآقاي گلبدين هم ازرهبران برجسته مسلمانان بشمارمي رفت زمانيكه اين ائتلاف بهم مي ريزد وائتلاف گلبدين- دوستم بوجود مي يايد فورا آقاي رباني اعلان جهاد عليه شان مي نمايد ومي گويد كه:" اين منافقان وكمونيستان رادرسايه دولت اسلامي اماني نيست... اعلان جهاد ازنومي نمائيم وجهاد راتا نابودي كامل آنان بخواست خداوند متوقف نخواهيم كرد." حال سوال پيش مي يايد كه چطورجهاد متوقف شد، منافق و"كمونيست" مسلمان،شايسته رهبري كشورگرديدند ودرزيرچترحمايتي اشغالگران امريكائي و"جبهه ملي" را با خلقي ،پرچمي ها  مي سازند. ودرزيرسايه اشغالگران تمام عناصرخائن اعم ازجهادي- خلقي،پرچمي- طالبان تسليم شده وشعله ائي هاي تسليم طلب لميده ودست يك ديگررابه گرمي مي فشارند وبه اين چاكري افتخاردارند.دراينجا يك چيزكاملا مشخص است كه اين باند هاي اجيرهيچ اراده ازخود ندارند وگوش به فرمان باداران شان بوده ودشمن منافع مصالح ملي كشوراند. تمام نظريات وعملكرد هاي شان برضد منافع ملي توده ها بوده وبخاطرحفظ منافع بيگانگان وحفظ موقعيت خود شان مي باشد. وقتيكه رباني اعلان مي كند كه" باحزب اسلامي حاضربه صلح هستيم نه با حكمتياركه باكمونيستان ودشمنان جهاد ائتلاف نموده است... بعد ازين ديگراوشايسته آن نيست كه باوي به عنوان مجاهد معامله كنيم" وازحزب اسلامي ميخواهد كه رهبري ديگري انتخاب نمايد بخاطراينكه گلبدين باجهاد بيگانه است ودرجمله فرماندهان دوستم درآمده است واعلان ميدارد كه غيرازدزدان وقطاع الطريقان كسي ديگري بااونيست اما زمانيكه فشارطالبان روي دولت وي زياد مي گردد رسما زيراين اعلان جهاد خود مي زند كه نه تنها بادزدان وقطاع الطريقان ائتلاف مي كند،بلكه بطورمكرر تاكيد مي ورزد كه دوستم هم ازين فرصت استفاده نموده وبه اين ائتلاف به پيوندد.
بتاريخ 14/3/1375 دريك كنفرانس خبري رباني درمقابل سوال خبرنگاربي بي سي درارتباط ائتلاف باگلبدين وديگرگروه ها چنين اظهار نظرمي كند:" جنگ راه حل نيست،موافقت نامه ايكه درماه گذشته باحزب اسلامي امضاء شد اولين گام درجهت برقراري صلح بود وخواست مااينست كه آقاي دوستم بااستفاده ازفرصت نيكووحسن نيت داده شده درپروسه صلح بين الافغاني به پيوندد." درنقل قول قبلي آقاي رباني تذكررفته بود كه:" چگونه خواسته حكمتياروكمونيستها رابه پذيريم وقدرت سياسي رادوباره به آنان بازگردانيم" حال چطورشد كه خواسته حكمتياروكمونيستها" پذيرفته شد وقدرت سياسي به آنان واگذارگرديد وآقاي رباني نزد دوستم التماس مي كند كه درائتلاف بااويكجاشود. حالا جاي دارد كه سخنان مسعود رادرباره گلبدين دراينجاذكركنيم:" اين رهزن كه كمك هاي سي ،آي،اي،ايران،عربستان صعودي،پاكستان رامي گيرد وازكشت مواد مخدرپول بدست مياورد،پولهاي جعلي مي سازد وازاجيران الجزايري درجنگ عليه مردم افغانستان استفاده مي كند... اكنون حكمتيارتروريزم بين المللي رابوجود آورده است."(مصاحبه مسعود باگزارشگر فيگارو – هفته نامه – كابل 19 سنبله 1373)
ازقول مسعود:" موصوف گفت استراتژي شوراي هماهنگي هميشه روي جنگ وسقوط نظام ازطريق جنگ استواراست وحكمتيارصاحب هميشه درسخنانش ازسقوط قريب الوقوع كابل ورژيم به پيروانش مژده ميدهد. ازهمين رو وقتي حكمتياربه مذاكره تن مي دهد هدف ازآن ختم جنگ وقضايا نيست،بلكه گرفتن امتيازات وكمائي فرصت براي جنگ ديگراست.
امادولت هميشه براي تامين صلح وارد مذاكره شده امتيازداده است وي افزود بيش ازين ماهيچ نوع امتيازي يك جانبه نخواهيم داد."(مصاحبه مسعود باجريده مجاهد24 جدي 1373)
بلي ، تمام حرفهاي آقاي مسعود را درباره حكمتيارقبول مي كنيم كه دزد،راهزن،تروريست بوده وكشت مواد مخدررادركشوررواج داده است.پس سوال پيش مي آيد كه چه كسي باچنين انسان قاتل كه هيچ اوصاف نيك ندارد ائتلاف مي نمايد؟ پاسخ اينست كه شخص ياگروهي كه مانند خودش باشد،جمعيت اسلامي تفاوتي باحزب اسلامي وياديگراحزاب اسلامي ندارد، همه احزاب اسلامي ازيك قماش اند ودشمنان سوگند خورده مردم زحمتكش افغانستان اند وبصورت كل درصف دشمنان طبقاتي توده زحمتكش قراردارند. ارتجاع هميشه بروي منافع شخصي خويش حساب مي كند، جداشدن وائتلاف نمودن برمبناي منافع ومصالح گروپي بوده نه منافع ومصالح ملي. تمامي اين جدائي هاي باند اخوان ويكجا شدن آنها نه تنها منافع خود رادربرداشته وخواست شخصي،گروپي خودشان مي باشد بلكه خواست ومنافع كشورهاي كه آنها رامورد حمايت قرارداده نيزمي باشند.
دراينجاروي سخنان گلبدين مكث مي كنيم، گلبدين درارتباط باپيشروي طالبان وعقب نشيني حزب اسلامي چنين مي گويد:" آيابراي مااين مفيد بود كه بخاطردفاع ازاداره كابل بجنگيم؟ اداره ئي كه بامادرگيراست و؟ مگرجنگ درلوگروچهارآسياب جنگ دفاع ازاداره كابل نبود؟ مابااين حركت خود كاري كرديم كه اين دوجبهه دربرابرهم قراربگيرند."(مصاحبه گلبدين باشهادت – شهادت25 حوت 1373)
زمانيكه امريكا وپاكستان ديدند كه ديگرازگلبدين كاري ساخته نيست طالبان راوارد جنگ افغانستان نمودند، درابتدا طالبان باحزب اسلامي گلبدين درگيري داشتند طوريكه كه ازنقل اول گلبدين پيدااست كه گوش بفرمان بوده ونقاطي رابراي طالبان واگذارمي كند وبه آنها بتوافق ميرسد كه بعد ازتخليه نقاط تحت تصرف حزب اسلامي مشتركا به كابل حمله ورشوند. چنانچه گلبدين مدعيست كه ما به توافق آنها اينكار را نموديم : " يك مدت طولاني به آنها مذاكرات داشتيم، به نحوصادقانه ومخلصانه درمذاكرات به آنها سهم گرفتيم درحاليكه طالبان باماجنگيده بود،ومابه آنها امتيازهاي زيادي داديم به اين اميد كه شايد ما وآنها به يك نتيجه برسيم وجنگ كابل راخاموش كنيم وواقعيت هم همان بود كه همان معاهده ماوآنها تكميل اعلان شده بود شايد تنها بااعلان جنگ كابل خاتمه يافته بود."(گلبدين- سخنراني پيش ازخطبه نمازجمعه درمهسترالعلم لغمان – شهادت24 جوزاي 1375) خائنين خود شان بالاخره به جرم خويش اعتراف مي نمايند زمانيكه باگروه وابسته طالبان كه برادرتني گلبدين اند بتوافق ميرسد كه رژيم وابسته كابل راساقط سازند وچوكی ها راتقسيم نمايند مناطق خويش را به آنها واگذارمي نمايد وازرژيم كابل نه تنها دفاع نمي كند،بلكه بخاطرسرنگوني اش تلاش مي ورزد وقتيكه طالبان نيرومند ميشوند با توافقاتي كه با گلبدين رسيده بودند عمل نمي كنند براي گلبدين چاره ئي نمي ماند جزاينكه ازبرادرديگرش (رباني) بدفاع برخيزد تااينكه چند روزي برمسند قدرت تكيه زنند. زمانيكه خبرنگاربي بي سي درتوافقات كه بين حزب اسلامي وجمعيت اسلامي بوجود آمده بود، ازگلبدين سوال مي كند اودرپاسخ مي گويد كه:" اصل مسئله تقسيم قدرت نيست، اصل مسئله حل بحران ونجات مردم مظلوم ماازين حالت درد ناك وخاتمه بحران است، مامي خواهيم محوري براي صلح درست كنيم محوري براي تفاهم بين همه جناح ها محوري براي خاتمه جنگ، اصل مسئله تقسيم قدرت وتوزيع وزارت خانه ها نيست" اگرتقسيم قدرت مطرح نيست پس چرازمانيكه پستي دركابينه به او داده نمي شود اوروابط خود رابادولت رباني قطع مي كند وچند وسيله نقليه "امدادگران" آلماني وفرانسوي راتوفيق مي كند. آقاي گلبدين ازيك طرف اميدواراست كه باتوافق باطالبان بايك اعلان كابل سقوط نمايد وپستهاي حساس دولتي به اوواگذارشود زمانيكه اميد اوبه ياس تبديل مي شود بارباني بتوافق ميرسد واين توافق رابيشرمانه" نجات مردم مظلوم" مي نامد،برهمه كس واضح است كه اين توافق بخاطرنجات شخص گلبدين وحزب قاتل اوبوده واشغال چند پست وزارتخانه هاوصدارت اين سوال پيش مي آيد كه اگر"نجات مردم مظلوم" وحل بحران مطرح است چرا زمانيكه پست صدارت برايش واگذار شد جنگ را آغاز نمود واين همه جنايت وخيانت توسط حزب اسلامي وديگراحزاب ارتجاعي جهادي بخاطرچه چيزبوجود آمد؟
جواب واضح وروشن است، بخاطرمنافع امپرياليزم وارتجاع منطقه و تكيه زدن بر اريكه قدرت تمامي نيروهاي ارتجاعي را نه با مردم مظلوم ارتباطي است ونه بامنافع اين توده مظلوم،بلكه تمام روابط شان باكشورهاي ارتجاعي استعمارگروحفظ منافع شان است وادامه اين جنگ هم به همين خاطراست.
ما مصمم هستيم به اينكه براي افشاء چهره خائنانه تمامي نيروهاي ارتجاعي بالخاصه باند هاي خائن وميهن فروش واربابان اشغالگرشان لحظه اي دريغ نخواهيم ورزيد ومبارزه جدي خويش راتاسرنگوني كامل باند هاي وابسته به امپرياليزم وبيرون راندن اشغالگران ادامه خواهيم داد. اين نكته رابايد متوجه شد كه مبارزه ما دراين نقطه متوقف نخواهد شد،بلكه تامحو كامل مالكيت خصوصي ورسيدن به جامعه اي كه درآن استثماروجود نداشته باشد پيگيري خواهيم كرد. اما تازمانيكه كارخانگي اجتماعي نگردد، زنان بطوركامل و مطلق با مردان برابرنشود به اين مبارزه ادامه مي ده
يم.