نقش وموقف زنان
درمسايل اجتماعي – سياسي افغانستان
درطول تاريخ پرفرازونشيب افغانستان، زنان نقش مهم وبه سزائي را ايفاء نموده ويك زندگي پرازدرد ومشقتي را سپري نموده اند. اما تاريخ مذكر افغانستان هيچگاهي ازرشادت ها وجانفشاني هاي زنان اين خطه يادي ننموده وهمه افتخارات مبارزاتي وبخصوص مبارزات ضد اشغال وتجاوزرابنام مرد ها ختم نموده است. درتاريخ مذكرافغانستان فقط اززناني نام گرفته شده است كه خود باني ستم برزنان بوده اند. براي اينكه مطالب را به خواننده بهتربتوانيم تفهيم نمايیم، اوراقي ازتاريخ كشورراگشوده ونقش زنان رادراين ادوارپرفرازونشيب تاريخ افغانستان بازگومي نمایيم.
عصرتيموريان هرات، بخصوص دوره شاهرخ ميرزا و سلطان حسين بایقراء دوره رشد وشگوفائي تمدن ومدنيت دراين سرزمين محسوب مي شود. همسرشاهرخ اولين شاه مقتدرتيموري گوهرشاد بيگم نقش واقتداربيش ازحد درحكومت داشت. دراين زمان اومساجد ومدارسي رادرشهرهرات ومشهد ساخت وبراي تدريس،اعاشه واباطه، استادان متبحرزمان را استخدام نمود. ولي هيچگاه كوچكترين گامي نتوانست درراه آزادي زنان بردارد. اوهمچومردان ستمگردرصف مستبدين وستمگران قرارگرفت،ودرجهت فريب وتحجرفكري باهمه ستمگران همگام گرديد.
گرچه اين دوره برچنگيزيان وديگرقدرتمندان چه درخراسان وچه درديگركشورهاي جهان ارجحيت يافته بود. اما درطي مراحل تحصيلي آزادي مباحثه وانتقاد واظهارعقيده معدود گرديده بود، فقط كتب معيني تدريس مي گرديد وگفتارمشايخ مذهبي كه بكلام قدما متكي بود پيشواي عمل قرارگرفته بود. اين كلام بجاي منطق واستدلال نشسته بود وبه تمام معني ازتعليم وباسواد شدن زنان جلوگيري بعمل مي آمد. جلال الدين دراني دانشمند معروف آن دوره دركتاب معروف خود بنام" اخلاق جلالي" درباره زنان مي نويسد:"شوهرخودش رادرنظرزن مهيب نمايد تاازاطاعت اوامرونواهي اوتهاون نكند... اگربه صحبت زن گرفتارشود ازاومخفي نمايد... دراموركلي بازن خود مشوره نكند. وبراسرارومال خود اورا آگاه ننمايد وازاوپوشيده دارد... زن راازنظريه اجانب واستماع حكايات مردان منع كند. زن فرزند داروزن بيوه وزن متمول رانكاح ننمايد" به نقل ازافغانستان درمسيرتاريخ – ميرغلام محمد غبار – چاپ كابل صفحه277.
نقل فوق به خوبي بيانگرآنست كه دوره تيموريان داراي چه رشد وشگوفائي بوده است. درجه پيشرفت يك كشورازروي آزادي زنان سنجيده مي شود،نه ازروي اعمارمساجد وسركها... .
بافروپاشي دوره تيموريان درسال 912هجري وحملات عبدالله خان ازبك به اين سرزمين. افغانستان مورد تجاوزوتاخت تازبيش ازحد قرارگرفت، بيشترين فشارتجاوزات برروي زنان اين خطه بود. دراين دوره ودوره هاي بعدي زنان بيش ازحد تحت فشارمردان قرارداشت. حتي حق دخالت دراموركشورداراي به زنان داده نشد. تازمان ظهوراحمد شاه ابدالي. دراين زمان خانم معصومه عصمتي درصفحه سوم كتاب" موقف ونقش زنان افغان ازاواخرقرن 18 واوايل قرن19" درباره توجه به حقوق زنان مي نويسد:" احمد شاه بابا به زنان كاردان حق دخالت درامورمملكتي راداد، القابي تعيين كرد ومخصوصادرامورمربوط زنان وارسي ازحقوق زنان حق صدورفرامين رانيزتفويض كرد. به اين منظور،زنانيكه موظف بكارمي ساخت مهري نيزبراي شان اعطا مي كرد تا فرامين آنها اعتبارووزن بيشتري كسب نمايد. كه اين سنت نيكوهم چودردوره سلطنت پادشاهان واميران خلف احمد شاه دراني ومابعد سدوزائي يعني دوره محمد زائي ها نيزتكرارگرديد وانتقال يافت"اين نكته رانبايد فراموش كرد كه توجه احمد شاه به زناني بود كه مربوط به خانواده هاي اشراف وعيان بود. زيرااحمد شاه فقط درس شهامت وشجاعت راازمادرش(زرغونه انا) آموخته بود. بدين ملحوظ به زنان دربار، اشراف وعيان اجازه تحصيل ودخالت دراموردولت داري داده شد. اين زنان درامورات اجتماعي – سياسي دخيل بودند. ونظراتي به اراكين بلند پايه ارئه ميدادند. تحصيل فقط وفقط مربوط زنان درباربود وبقيه زنان كشورازاين نعمت محروم بوده وزيرستم مردان قرارداشتند. اين زنان نيزبه نوبه خود نتوانستند گره اي ازمشكل زنان رابازنمايند.
يك واقعيت رانبايد انكارنمود تازمانيكه مالكيت خصوصي وستم طبقاتي وجود داشته باشد. حقوق واقعي زنان ميسرنخواهد شد. زنان براي بدست آوردن اين حق واقعي شان بايد كه به مبارزه اصولي وهمه جانبه بپردازند ومتشكل شوند، زيرابدون تشكل انقلابي زنان ومبارزه پيگيري وجدي شان عليه ستم طبقاتي وستم مرد برزن امكان ريشه كن نمودن اين ستم موجود نيست. دراينجاگوشه اي ازرشادت ها وجان نثاري هاي زنان افغانستان درجنگ هاي ملي ومبارزات شان عليه سيستم غيرعادلانه مرد سالاري رابازگو مي نمائيم.
درجريان تجاوزات سبعانه امپرياليزم انگليس برافغانستان مردم سلحشور و آزاديخواه اين كشور اعم از زن ومرد مربوط به هرمليت،قوم،مذهب وطايفه دوشادوش يك ديگرعليه تجاوزات بيشرمانه امپرياليزم انگليس صف آرائي نموده وبه مبارزات جدي وخونين پرداختند. نقش والاي زنان مبارزافغانستان عليه اين تجاوزكه دشمن را به زانو درآورد فراموش ناشدني است. زنان حماسه هاي پرافتخاري درجنگ هاي ملي وميهني كشور دوشادوش مردان آفريدند. زنان علاوه براينكه وظيفه رساندن آب، غذا و مهمات را در جبهات جنگ به عهده داشتند، دست به شمشيربرده عليه تجاوزگران و سفاكان انگليس جنگيدند، شهيد شدند ومجروح گرديدند ومردان را با اشعارحماسي خويش تشويق به نبرد مي نمودند. اين مطلع شعري كه توسط زنان درميدانهاي جنگ زمزمه مي شد:
گرنداني غيرت افغاني ام چون به ميدان آمدي ميداني ام.
اين شعاربه مردان وزنان جرات وشهامت بيشتري ميداد تاعليه اشغالگران برزمند وصفوف شان را تار و مار نمايند. چنانچه حماسه ميوند كه درجولاي 1880 عليه اشغالگران درولسوالي ميوند ولايت قندهاربوقوع پيوست،ضربه سخني براشغالگران وارد نمود.دراين جنگ سپاه دوازه هزارنفري ازهرات به سركردگي ايوب خان به سمت قندهاردرحركت شد كه دربين راه ازطرف مردم چه سواره وچه پياده استقبال گرديد در20جولاي درنزديك ميدان ميوند رسيد،مردم آزاديخواه افغانستان درمقابل ارتش تادندان مسلح انگليس قرارگرفتند. تاشش روزسلحشوران افغانستاني بصورت پراگنده باقشون اشغالگرجنگيدند دراين جنگ زنان دليرافغانستاني نيزشركت داشتند ودرروزهفتم بيرق دار ارتش افغانستان كشته مي شود، يأس و نا اميدي وشكست به لشكررونما مي گردد. دراين اثنا شيرزن قهرمان افغان (ملالي) بيرق را بردوش بلند مي كند ونعره مستانه مي كشد ومي گويد:" كه په ميوند كي شهيد نشوي – خداي ژولاليه بي ننگي ته دي ساتينه" با اين نعره مستانه لشكرمتزلزل دوباره روحيه گرفته و از هر سو سيل آسا برقشون مسلح اشغالگر حمله ور مي شوند و تمام قشون انگليس را از دم تيغ گذرانيده ومتلاشي نمودند فقط ازتمام قشون تا دندان مسلح 25 نفر آن هم به رهنمائي شيرعلي خان كه ازحاميان او بودند با لباس مبدل افغاني توانستند خود رابه قندهاررسانده وخبرنابودي قشون را به جنرالان انگليسي برسانند. اما تاريخ نويسان در هرجا از سردار ايوب خان بنام "فاتح ميوند" ياد مي كنند نه ازملالي. اينراخوب ميدانند كه اگرملالي نبود، فتح ميوند ونابودي قشون دشمن نيزوجود نداشت زنان دليردردشت هاي سوزان ميوند، بولدك، قندهار،غزني،كابل،شمالي... مربوط به هرقوم ومليتي كه بودند ازخود رشادت ودليري نشان داده و بعد ازهرپيروزي علاوه براينكه غير از ستم چيزي نصيب شان نشد،بلكه تمام پيروزي ورشادت ها به پاي مردان ثبت گرديد. طبقه حاكمه كه حامي سيستم مردسالاري است عمدا نامي ازفداكاري ونقش ايشان نگرفته ونمي گيرد.بعد ازاحرازاستقلال افغانستان درسال 1919 ميلادي بردگي خانگي ملغي شد وتعدادي ازكنيزان آزاد شده نيزبكارتحصيل مشغول شدند وتاحدودي توجه به زنان صورت گرفت مكاتب دخترانه به فعاليت آغازنمود، تحصيلات ابتدائي اجباري شد،مكاتب مستورات وتدبيرمنزل براي زنان گشوده شد وتعدادي ازمحصلين افغاني براي كسب تحصيل به تركيه رفتند.اما شاه امان الله كه به نيروي توده ها اتكاء و باورنداشت ومعتقد به اطلاعات روبنائي بود، نتوانست كه مشكل اساسي زنان را حل نمايد. انگليس ها با توطئه گري وهمياري ملاهاي خود فروخته،عليه امان الله درهرگوشه وكناركشوربه تبليغ وترويج پرداخت وعكس هاي نيمه عريان ازخانم وديگرزنان افغاني را پخش نمود. ملاهاي دست پروده انگليس تكفيرامان الله راصادرنموده وبه كمك انگليس ها بچه سقاوو رابه تخت سلطنت رساندند. بچه سقاوو با مشوره ملاها لست مفصلي راارائه نمود ودلايل تكفيرامان الله رابرشمرد كه همه مربوط زنان بود:"... نكاح دختران صغيره راملغي نمود، مكاتب زنان تاسيس كرد، برقع رابرانداخت، متعلمات رابه خارج فرستاد..."(صفحه827 افغانستان درمسيرتاريخ) به اين ترتيب نهضت زنان كه درحال نطفوي بود باقهرواستبداد سقوي سركوب گرديد وزنان قهرا درچهارديوارخانه محصورگرديده وزنانيكه برقع نمي پوشيدند دوباره مجبوربه پوشيدن برقع گشتند. اين دوره ترورواختناق بيرحمانه برزنان دردوره نادرخون آشام وبرادرش هاشم خان نيزادامه يافت. بعد ازجنگ دوم جهاني ورشد نهضت روشنفكري دركشورنهضت زنان نيزتوانست كه تاحدودي رشد نمايد وخواسته هاي تعليمي وتربيتي آنها ازطرف دولت پذيرفته شود. مكاتب دخترانه بارشد بطي بازگشائي شود. دردهه چهل شمسي نهضت زنان به رشد چشمگيري دست يافت.
"حزب دموكراتيك خلق افغانستان" كه درسال 1343 باشعارهاي كاذبانه "دموكراسي"،"آزادي"،"تساوي حقوق زن ومرد" وبادفاع كاذبانه ازكارگران ودهقانان پابه ميدان مبارزاتي نهاده بود. درهفت ثور1357 بايك كودتاي روسي قدرت دولتي راقبضه نمود."سازمان دموكراتيك زنان" اين حزب بعد ازبه قدرت رسيدن شان درسال اول(1357) رشد نمود، امااين زنان نيزمانند زنان دوره تيموريان واحمدشاه بابا به زنان ستمگري تبديل شده ودركنارجنايتكاران ايستادند نه اين حزب ونه هم"سازمان دموكراتيك زنان" شان هيچكدام نتوانست كوچكترين گره اي ازمشكلات زنان راحل نمايد. نهضت زنان كه دردهه چهل شمسي رشد نموده بود، دراين دوره به شكل بي رحمانه وفجيعي سركوب گرديد. زنان مانند مردان مورد تعقيب وپيگرد هاي "قانوني" قرارگرفتند. دستگيرشدند و به شديدتر وجه شكنجه گرديده وحتي مورد تجاوزجنسي نیز قرارگرفتند. بعد ازاشغال افغانستان توسط روسها درسوم حوت 1358 مردمان سلحشوروآزاديخواه دركابل به اين تجاوزنه گفتند وراه پيمائي جانانه اي براه انداختند كه ازطرف اشغالگران ورژيم دست نشانده كارمل به شديد ترين وجه سركوب گرديد. درحدود سه هزارنفركشته وبيش ازده هزارنفردستگيرشدند. اين روزبنام جمعه سياه معروف گرديده است. يك هفته بعد ازاين درگيري متعلمات ومحصلات كابل بنابه تحريك استادان شان راه پيمائي وسيعي راه انداختند وخواهان خروج قواي اشغالگران وآزادي محبوسين سياسي شدند. اين تظاهرات با بيرحمي كامل ازطرف رژيم دست نشانده ( كه خود راحامي زنان معرفي مي نمود) واربابان سوسیال امپرياليستي اش سركوب گرديد كه ناهيد با دوتن ديگر از زنان جوان به قتل مي رسد وهزاران دختردستگيرمي گردد.بعدا ديگرزنان مورد پيگرد قرارمي گيرند كه بناچارخانه وكاشانه خويش ترك نموده وبه كشورهاي همسايه پناهنده مي شوند. از يكسو ترور و اختناق توأم با سركوب قهري زنان ازطرف"حزب دموكراتيك خلق افغانستان" وعملكرد وحشيانه مليشه هاي ميهن فروش عليه زنان و ازسوي ديگرتحميل رهبري بر جنگ مقاومت ضد روسي ازطرف جهادي ها وباداران امپرياليستي ومرتجعين منطقه زنان ازصحنه اجتماعي به اندرون خانه كشيده شد وحتي درنقاطي كه زيرفرماندهي مجاهدين بود، مكاتب كاملا مسدود گرديد. زنان بطورقطع دراندرون خانه به چادربرقع محصورگرديدند. بعد ازانتقال مسالمت آميزدولت مزدورروس به جهادي ها وضعيت زنان وخيم گرديد،درتمام دفاترمكاتيب ارسال گرديد كه حضورزن درتمامي دفاتر منع قرارداده شد وتحصيل زن نيزممنوع گرديد، چون جنگهاي ارتجاعي داخلي بين احزاب ارتجاعي مجال آنرا نداد تا ايده هاي مرتدشان جامه عمل بپوشد. تحصيل وكاراجتماعي زنان بطوركاملا بطي به پيش ميرفت. با آمدن طالبان قيودات دوره سقوي دوباره احياء گرديد. علاوه براينكه زنان محصوربه چهارديوارخانه و چادر برقع ماندند، دربين بازارشلاق خوردند مورد آزار و اذيت قرارگرفتند، اما با آنهم زنان مبارز از پاي در نيامدند. سال 1375 درحدود چهارصد زن درهرات كه همه شان چادر نمازبسر داشتند درچوك گلها تجمع نموده وباشعارهاي يا مرگ يا آزادي بطرف ولايت روان شدند كه درمقابل قونسلگري ايران موترهاي آب پاش روي زنان آب ريخت وبعدا شلاق بدستان طالب سررسيد وبه سركوب زنان پرداخت مورد حمله وحشيانه قراردادند كه عده زخمي ويكعده دستگيرگرديدند وتظاهرات سركوب گرديد به همين طريق در قندهار زنان نيزتظاهرات نمودند كه باسركوب قهري مواجه گرديدند.
امپرياليستهاي اشغالگرامريكائي ومتحدين شان شعارآزادي زنان افغانستان ازستمگري طالبي را به مثابه يكي ازشعارهاي مهم روكش تهاجم شان نموده واين كشور را اشغال نمودند. امروزاشغالگران و رژيم دست نشانده يكعده اززنان رابه چوكي هاي بلند دولتي بالاكشيده وبراي يكعده از زنان تحصيل كرده زمينه معاشات دالري درموسسات دولتي وغيردولتي آماده ساخته است. طرح مسئله زنان با چنين شيوه عوامفريبانه ازطرف اشغالگران به مثابه گروگاني براي توجيه اشغالگري وخيانت ملي است.زناني که برچوكي هاي بلند دولتي بالاكشيده شده اند مانند زنان دوره تيموريان ودوره احمد شاه بابا خود مجري ستم برزنان بوده ودركنارستمكارترين وجنايتكارترين نيروهاي میهن فروش ايستاده اند. مثال برجسته آن رئيس امورزنان كنر كه بدستش عروس خود رابقتل ميرساند. اين طرح وتوطئه امپرياليستها نه تنها زنجير ستم را از دست و پاي زنان سست نكرده، بلكه بمراتب محكمترنموده وحتي وضعيت زنان را نسبت به دوره "امارت اسلامي"طالبان بدترنموده وروزي نيست كه زنان مورد تجاوزجنسي قرارنگيرند وروزي نيست كه ازقتل زنان،گوش وبيني بريدن شان وحتي قطع انگشتان دست وپاي شان نشنويم. امروزامپرياليستهاي اشغالگرورژيم پوشالي ستم برزن را قانوني ساخته و بطورمرتب از سيستم مرد سالاري حمايت وپشتيباني مي نمايد. زنان كه نصف نفوس جامعه را تشكيل ميدهند. همان طوريكه درگذشته در برابر نفوذ وگسترش سلطه اشغالگران دوشادوش مردان مي جنگيدند، اكنون نيزبايد همت به خرج داده متشكل شده ودوشادوش مردان انقلابي همنوابادسته هشت مارچ زنان افغانستان براي بيرون راندن اشغالگران وسرنگوني رژيم دست نشانده همت به خرج داده وتن به مبارزه بي امان دهند. زيرابدون تشكل سياسي زنان وپيوند آن با تشكيلات انقلابي مردان وسرنگوني كل سيستم اقتصادي – اجتماعي جامعه برابري زنان بامردان غيرممكن است.
|