مبارزه علیه سرکوب و فریبکاری
زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست
بندگی گر شرط باشد زندگی در کار نیست
با حقارت گر ببارد بر سرت باران در
آسمان را گو برو بارندگی در کار نیست
فرا رسیدن هشت مارچ روز جهانی زن را به تمامی زنان ستمدیده و مردان آزادیخواه تبریک می گویم.
همانطوری که می دانیم زنان نیمی از پیکر یک جامعه را تشکیل می دهند و جامعه فقط و فقط با حضور فعال زنان می تواند پیشرفت نماید. بدون حضور فعال زنان، تغییر و تحول مثبت در جامعه ناممکن است. اما مهم این است که حضور زنان در یک جامعه، یک حضور نمایشی و سمبولیک نباشد. زنان باید حضور واقعی در عرصه اقتصادی، صحنه سیاسی، فعالیت های اجتماعی، فرهنگی و دیگر ساحات حضور واقعی داشته باشند. مسئله زنان نباید ابزار دست جنایتکاران و مردم فریبان و کسانی که دست شان به خون هزاران انسان بی گناه و عدالتخواه آغشته است قرار گیرد. زنان نباید به مثابه مهره هایی برای پیشبرد اهداف امپریالیست ها و خائنین ملی بکار گرفته شوند.
تاریخ گواهی می دهد که استعمار در راه رسیدن به اهداف خود در کشور های فقیری همچون افغانستان، چه در گذشته و چه امروز، نیاز به عروسک های آراسته شده بومی دارد . برای امریکا و متحدینش سیاست عبارت است از اینکه کی در کجا و چطور آنچه را که آنها می خواهند بدست آورند و منافع شان را تامین کنند. امپریالیست ها برای رسیدن به اهداف و دستیابی به منافع شان، ارتجاعی ترین و زن ستیز ترین احزاب بنیادگرا را به وجود آورده و پرورش داده اند. ادعاهایی که آنها بخاطر تامین حقوق زنان به عمل می اورند،ادعاهای پوچ و فریبنده است.
یکی از بهانه های امپریالیست های اشغالگر امریکایی و متحدین شان در تجاوز به افغانستان و اشغال این کشور، نجات زنان افغانستان از ستم و استبداد رژیم طالبان بود. آنها هنوز هم این ادعا را تکرار می کنند. اما ما فراموش نمی کنیم که خود امپریالیست ها در به وجود آوردن و پرورش طالبان و سایر گروه های بنیاد گرای زن ستیز دست داشته و دارند. ستم و استبدادی که طالبان بر مردمان افغانستان، منجمله زنان این کشور، تحمیل کردند، در زمان موجودیت امارت اسلامی آنها مورد حمایت های مستقیم و غیر مستقیم همین ناجیان دروغین امروزی زنان افغانستان قرار داشت.
در زمان امارت اسلامی طالبان منافع آنان ایجاب می کرد که حمایت از آن رژیم مستبد و ستمگر و در واقع حمایت از ستم خشن طالبی بر زنان را در پیش بگیرند. اما امروز نفع شان را در این می بینند که نجات زنان افغانستان از استبداد و ستم طالبی را شعار خود قرار دهند و در مورد حقوق زنان به لاف و گزاف بپردازند. آنان بدینوسیله میخواهند مسئله زنان را همانند پرده فریب دیگری، همانند دموکراسی خواهی، ترقی خواهی و صلح طلبی دروغین بر روی تجاوز و اشغالگری و حاکمیت پوشالی رژیم دست نشانده بکشند و چهره حقیقی استعمار و خیانت ملی را بپوشانند.
آنان بر اساس ماهیت نظام استثمارگرانه و ستم گرانه شان و بخاطر تامین منافع غارتگرانه شان، کشور های دنیا را یکی پس از دیگری به آتش می کشند. آنگاه دور دنیا راه افتاده و در مورد دموکراسی و حقوق زنان سخنرانی می کنند. هر کسی قوه اندیشیدن مستقل داشته باشد به این دموکراسی بازی و حق خواهی آنان می خندد.
ما نباید فراموشَ کنیم که امریکا و دیگر کشور های امپریالیستی همان کارهایی را انجام می دهند
که به نفع شان باشد. چنانچه منافع شان از طریق حمایت از استبداد تامین شود، مستبد پرور می شوند و چنانچه منافع شان را در دموکراسی خواهی ببینند، دموکراسی بازی های فریبکارانه براه می اندازند. چنانچه منافع شان را در سرکوب خشن حقوق زنان ببینند از امارت اسلامی طالبان حمایت می کنند و چنانچه شعار های کاذبانه تامین حقوق زنان را به نفع خود ببینند، از رژِیم کرزی برنامه های نمایشی آن در مورد زنان حمایت می نمایند.
جنبش مبارزاتی زنان نه تنها وظیفه دارد که علیه سرکوب خشن حقوق زنان مبارزه همه جانبه را پیش ببرد، بلکه در عین حال وظیفه دارد که مبارزه علیه برنامه ها ی فریبکارانه در مورد مسئله زنان را نیز پیش ببرد.
عزیزم!
پاک کن ز چهره اشک را
ز جا برخیز.
تو در من زنده یی
من در تو
ما هرگز نمی میریم.
من و تو با هزاران دیگر
این راه را دنبال می کنیم.
از آن ماست پیروزی
از آن ماست فردا
با همه شادی و بهروزی.
عزیزم!
کار دنیا رو به آبادی است
و هر لاله ایکه از خون شهیدان می روید امروز
نوید روز آزادی است.
|