محفل نمايشي تجليل از روز جهاني محو خشونت عليه زنان
روز سه شنبه سوم قوس 1388 را رژيم دست نشانده به عنوان روز جهاني "محوخشونت عليه زنان" در كابل تجليل نمود. در اين محفل تمامي زنان صاحب مقام در رژيم كه از بركت سر اشغالگران به جاه و منزلتي رسيده اند اشتراك نموده بودند. در حقيقت گردانندگان اصلي اين محفل همين زنان مقامدار در رژيم و در رأس شان سيما سمر بودند.
سخنرانان محفل علاوه بر اينكه بطور عام صحبت هايي در مورد تساوي حقوق زنان با مردان نموده و خواهان تساوي حقوق زنان با مردان شدند، بطور خاص خشونت عليه زنان را به باد انتقاد گرفته و نگراني شان را درينمورد ابراز نمودند! رئيس " كمسيون مستقل حقوق بشر" نگراني خويش را نسبت به خشونت عليه زنان اين گونه بيان نمود:
« برخي از افراد زورمند و ارگانهاي دولتي مسبب خشونت و تجاوز عليه زنان مي باشند... ارگانهاي دولتي كه مجري قانون اند، خود عامل خشونت و تجاوزعليه زنان اند... زناني كه به مركز اصلاح و تربيت برده مي شوند مورد تجاوز قرارميگيرند. »
( اخبار تلويزيون طلوع روز سه شنبه سوم قوس 1388 ساعت شش شام )
خانم سيما سمر بعضي از ارگانهاي دولتي و افراد زورمند را مسبب اصلي خشونت و تجاوز عليه زنان مي داند نه كل اين نظام منحوس مرد سالارانه و قدرت هاي گرداننده آن يعني اشغالگران و رژيم دست نشانده شان را. در حاليكه ستم، خشونت و تجاوز مرد سالارانه منشأ بيولوژيكي جنسي و نژادي ندارد و خصيصه ذاتي يك فرد و گروه نيز نمي باشد، بلكه ريشه در شيوه توليد جامعه داشته و عميقا با استثمار طبقاتي مرتبط است. تا زمانيكه شيوه توليد و بافت طبقاتي استثمارگرانه در جامعه وجود داشته باشد، ستم بر زنان وجود خواهد داشت و خشونت عليه آنان نيز ريشه نخواهد شد.
زنان تسليم طلبي مثل سيما سمر كه به مقامات بالائي رژيم دست نشانده بالا كشيده شده اند، براي آرايش دادن رژيم پوشالي وانمود مي سازند كه جنايت زاده خصلت هاي ذاتي " بعضي از ارگان ها و افراد زورمند" است. آنها مي خواهند توده زنان ستمديده به بيراهه رفته و فكر نمايند كه رژيم پوشالي و اربابان اشغالگرش در جنايت عليه آنها نقش و سهم ندارند. خانم سيما سمرمي گويد:
« ارگانهايي كه مجري قانون اند، خود عامل خشونت و تجاوز عليه زنان اند. »
بدون شك در جوامع طبقاتي ستم بر زنان يكي از اركان قدرت ساختار اقتصادي – اجتماعي استثمارگرانه و ستمگرانه بطور كل و قدرت دولتي بطور خاص است. ستم بر زن منشأ مادي و طبقاتي دارد. زن اولين قرباني استثماراست و بيداد گري طبقاتي با ستم مرد بر زن پيوند عميقي دارد. اما خانم سيما سمر به موضوع مورد بحث از اين ديدگاه نمي نگرد، بلكه او معتقد است كه:
« عدم پياده كردن قانون باعث اين امر گرديده است »
خانم سيما سمر به ادامه صحبتش گفت:
« اين مسئوليت ارگان هاي دولتي است تا با پياده نمودن قانون از حقوق شهروندان دفاع نمايند. زنان نيز از جمله شهروندان بوده و بايد كه از حقوق شان دفاع شود. » خانم سيما سمر از كدام قانون صحبت مي نمايد، از قانون اساسي كذايي رژيم دست نشانده و يا " قانون احوالات شخصيه اهل تشيع"؟ در حاليكه هيچ يك از قوانين مطروحه در افغانستان زنان را به مثابه شهروندان متساوي الحقوق با مردان به رسميت نمي شناسد. دفاع از حقوق زنان زماني صورت خواهد گرفت كه زنان حقي داشته و آزادي خويش را بدست آورده باشند. در حاليكه اشغالگران و رژيم پوشالي حقوق انساني و شهروندي مساوي با مردان را از زنان سلب نموده و آنها را افراد درجه دوم و تابع مردان مي شمارند و به مردان اجازه مي دهند تا با ايشان مثل برده رفتار كنند.
از زمان تجاوز امپرياليست ها به رهبري امپرياليزم امريكا گر چه مكاتب دخترانه باز گرديده و يكعده از زنان تحصيل كرده به مقامات بلند دولتي بالا كشيده شده اند، اما وضعيت عمومي زنان روز به روز به وخامت گرائيده و هر سال وضعيت زنان از سال گذشته بدتر مي شود. زنان در زير چتر حمايتي امپرياليست ها از حق شهروندي مساوي با مردان برخوردار نيستند و وسيله اي براي لذت بردن و كامجوئي مردان تلقي مي شوند. چنانچه با طرح، تصويب و توشيح " قانون احوالات شخصيه اهل تشيع" تمام قوانين منسوخ شده و از اعتبار افتاده، بخاطر هر چه بيشتر مطيع ساختن زنان، دوباره احيا گرديده اند.
تصويب اينچنين قوانين دولتي در زير چتر حمايتي اشغالگران به خوبي چهره زشت و پليد زن ستيزانه آنها و دست نشاندگان شان را به نمايش گذاشته است. در قانون اساسي كذائي ساخته و پرداخته اشغالگران و رژيم پوشالي، زنان به عنوان شهروندان متساوي الحقوق با مردان قبول نگرديده اند. بر مبناي همين پايه قانوني در قانون اساسي رژيم است كه ملاهاي بنيادگراي مذهبي " قانون احوالات شخصيه اهل تشيع " را به ميان آورده و بطور صريح و آشكار زنان را به مثابه بردگان جنسي مطيع مردان در نظر گرفته اند و در عين حال به مردان اجازه داده اند كه به ازدواج هاي گروهي روي آورند.
اينچنين قوانيني يكي از عوامل ترويج فساد و فحشا در جامعه بوده، زنان را روز به روز بيشتر از آزادي محروم ساخته و به بازيچه اي براي مردان تبديل مي نمايد. رژيم پوشالي و نيروهاي اشغالگر ترويج فحشا و فساد را در افغانستان سرلوحه كار خويش قرارداده اند. در چنين جوي است كه مردان حق مي يابند كه با زنان به منزله بردگان جنسي رفتار كنند.
خانم سيما سمر در قسمت ديگر سخنانش گفت:
« زنانيكه به مركز اصلاح و تربيت برده مي شوند مورد تجاوز قرار مي گيرند. »
ما درسال گذشته جنايات و فسادي را كه در " مراكز اصلاح و تربيت " و همچنين شلترهاي زير اداره رياست امور زنان رژيم در ولايات وجود دارند بطور دقيق و همه جانبه افشا نموديم. اما خانم سيما سمر گويا امسال اطلاع حاصل كرده كه در" مراكز اصلاح و تربيت " به زنان تجاوز مي شود. در واقعيت امر خانم سيما سمر و هم قماشانش از همان ابتداي تائسيس اين نهاد ها دقيقا ميدانسته اند كه درانها چه جناياتي در حق زنان مي شود، ولي لب به سخن نمي گشودند. اما امروز جنايت در اين ارگانها به حدي گسترش يافته كه هيچ يك از اراكين بلند پايه دولتي نمي تواند از آن چشم پوشي نموده و در مورد آن اظهار نظر ننمايد.
اشغالگران امپرياليست به رهبري امپرياليزم امريكا بعد از اينكه افغانستان را به اشغال خويش در آوردند و رژيم مورد نظر خويش را ساختند، سر و صدا هاي زيادي در مورد " دفاع از حقوق زنان"، " دفاع از حقوق اطفال " و" حقوق بشر" راه انداخته و براي فريب توده هاي زحمتكش و بخصوص زنان كمسيون هاي كذائي خويش را به وجود آوردند كه از جمله مي توان " كمسيون مستقل حقوق بشر"، " كمسيون دفاع از حقوق اطفال "، " وزارت امور زنان" و رياست هاي مربوط به آن و " شوراي زنان " را بر شمرد. از زمان ايجاد اين كمسيون ها و شوراها هيچگاه از حقوق زنان، اطفال و شهروندان دفاع نگرديده، بلكه اين كمسيون ها بيشتر خدمت گذار اراكين بلند پايه دولتي و زورمندان مسلح بوده اند. اين كمسيون ها به كمك محاكم عدلي و قضائي، اكثريت مجرمين و متجاوزين به حقوق زنان و اطفال را زير 18 سال قلمداد نموده و از آنان به دفاع برخاسته اند و نه از زنان و اطفالي كه مورد تجاوز قرار گرفته اند. تمام نهادهاي سياسي، حقوقي و اجتماعي مربوط به رژيم پوشالي در خدمت جنايتكاران و زورمندان بوده وهستند. خانم سيما سمر به خوبي ميداند كه « پناهگاه هاي مربوط به وزارت امور زنان رژيم كه تقريبا در تمامي ولايات كشور به وجود آمده اند، براي زنان گرفتار مصائب، نه مكان هاي مصئون و امن، بلكه مكان هاي استفاده جويانه جنسي مقامات رژيم از آنها هستند. زن و دختري كه يكبار به اين " پناهگاه" ها وارد گردد، بر بادي اش كامل و آينده اش كاملا تيره و تار ميگردد. »
( از بيانيه دسته هشت مارچ زنان افغانستان)
خانم سيما سمر كه در رأس كمسيون به اصطلاح مستقل حقوق بشر قرار دارد، يكجا با گردانندگان نهادهاي ديگري كه زير بال و پر اشغالگران مشغول فعاليت اند، وظيفه دارند تا اين ستمگري را طوري جلوه گر سازند كه اشغالگران و رژيم پوشالي را برائت دهند و فقط عده معدودي از دست اندركاران رژيم ( آنهم بدون ذكر نام) را مسئول ستمگري قلمداد نمايند. هدف اشغالگران امپرياليست از بالا كشيدن زناني مثل سمر به مقامات بلند دولتي اين است كه تا از طريق ايشان به جنايات ضد بشري و زن ستيزانه شان سر پوش گذاشته و نشان دهند كه آزادي زنان در نبود استقلال ملي و آزادي ملي امكان پذيراست. زنان تسليم شده به آرايش و پيرايش اشغالگران و رژيم پوشالي پرداخته و مي كوشند تا زمينه پذيرش آنها توسط زنان را مساعد سازند. طرح و تطبيق اينچنين توطئه هاي عوامفريبانه از طرف اشغالگران و نوكران گوش به فرمان شان بايد با جديت تمام به عنوان وطنفروشي، خيانت ملي و خيانت به حقوق اساسي زنان فاش و رسوا گردد.
تلويزيون طلوع حين گزارش از محفل نمايشي تجليل از روز جهاني " محوخشونت عليه زنان" مادر و پسري را از ولايت سرپل نشان ميداد كه زار زارگريه مي كردند. مادرمي گفت:
« اين بزرگترين ظلمي است كه بر ما شده، اين دفعه سوم است كه بر دخترم تجاوز مي شود و به هر جا كه ميروم، هيچكس به در خواست ما اعتنا نمي كند. »
برادر دختر كه گريه مي نمود گفت:
« دفعه اول كه به خواهرم تجاوزشد به هرشعبه دولتي كه رفتم كسي نشنيد، به دفعه دوم كه تجاوز صورت گرفت مجبور شدم كابل آمده نزد كرزي رفتم و درخواست دادم تا غوررسي ام را بنمايد، او برايم گفت كه ديگر اين كار
صورت نميگيرد و به عريضه ات بالاي ارگانهاي دولتي ولايت مربوط مينويسم تا از اين كار جلوگيري نمايند. »
او در حاليكه عريضه و درخواستش را نشان ميداد گفت:
« چرا كرزي به دروغ مرا تسلي داد، اگر غور رسي حال ما را نمي كند پس ما را از افغانستان بيرون كند. »
اينچنين وضعيتي بيانگر اين مدعا است كه رژيم پوشالي حامي ستمگري و خشونت سبعانه بر زنان است. حتي رژيم هاي مرتجع معمولي در صورتيكه علنا چنين ظلم هايي صورت بگيرد و طرف مظلوم شاكي شود، حكم باز داشت متجاوز را صادر ميكند. اما آقاي كرزي دستور مي دهد كه ديگر اين كار صورت نگيرد؟! هر گاه اعضاي فاميل اين دختر قرباني شده بيش از حد پافشاري نمايند، ممكن است جان شان به خطرافتد و يا دخترقرباني شده روانه زندان گردد.
رژيم پوشالي نه تنها از ستمگري مردان بر زنان حمايت مي نمايد بلكه زنان را به بهانه هاي مختلف مورد تحقير و توهين قرار داده و در برابر مردان مجرم مي شمارد و زنداني مي نمايد. زنان در زندانهاي رژيم پوشالي در وضعيت بسيار بدي بسر مي برند و حتي از طرف مسئولين زندان مورد تجاوزات جنسي قرار مي گيرند.
روزسه شنبه 26 عقرب 1388 تلويزيون طلوع در اخبار ساعت 8:30 صبح خود گزارش داد كه در ظرف پنج روز 9 واقعه خود سوزي زنان در شفاخانه هرات ثبت گرديده است؛ در حاليكه در طي اين مدت، 12 واقعه خود سوزي زنان در شفاخانه حوزه وي ولايت هرات ثبت و راجستر گرديده است.
موضعگيري رئيسه امور زنان ولايت هرات در مورد اين خود سوزي ها، ماهيت زن ستيزانه رياست هاي امور زنان رژيم در ولايات و وزارت امور زنان رژيم در مركز را خيلي واضح و روشن نشان مي دهد. وي درينمورد چنين گفت:
« اين خود سوزي ها سطح عقبماني فرهنگي زنان را ميرساند. زنانيكه از نگاه فرهنگي در سطح پائين قرار دارند دست به خود سوزي ميزنند. »
رئيسه محترمه امور زنان ولايت هرات حتي حاضر نبود بپذيرد كه اين خود سوزي ها به اثر فشار هاي خانوادگي است. در حاليكه تمام اين 12 واقعه خود سوزي نبوده و چند واقعه آن سوختاندن زنان توسط شوهران شان بوده است. طبق گزارش گزارشگرما از شفاخانه هرات، زني كه از مرگ نجات يافته و نخواست نامش فاش شود گفت:
« زمانيكه جنجال بين من و شوهرم صورت گرفت، او از خانه بيرون رفت، بعدا مرا صدا زد، وقتي كه رفتم ناگهان گيلن تيل را رويم ريخت و آتش زد. بعد مرا داخل توالت انداخت. بعد از چند دقيقه سروصدا راه انداخت و خواهان كمك از همسايه ها گرديد. آن زمان حالم خراب بود و من نفهميدم كه چه شد. »
رژيم پوشالي تا كنون مرداني را كه زنان شان را به آتش كشيده اند تحت تعقيب و پيگرد قانوني قرار نداده است. اين امر باعث آن گرديده كه مردان بيشتري از اين نحوه شكنجه عليه زنان كار بگيرند. زناني كه به مقامات بالاي دولتي بالا كشيده شده اند، در ستمي كه بر زنان از طرف رژيم پوشالي تحميل ميگردد شريك اند.
امروز لت و كوب، بريدن گوش و بيني، قطع انگشتان دست و پا، سوختاندن و قتل زنان به يك امرعادي در افغانستان تبديل گرديده است و روز به روز وضعيت زنان بدتر مي شود. حتي به جرأت مي توان گفت كه وضعيت زنان در موارد مشخصي نسبت به دوران امارت طالبان بدترگرديده است. در بيانيه دسته هشت مارچ زنان افغانستان به صراحت بيان گرديده است:
« نمي توان ادعا نمود كه تفنگ به دستان طالب از دست درازي به زنان و تجاوز بر آنها، كاملا بري بوده اند. اما دست درازي ها و تجاوزات منسوبين نيروهاي امنيتي رژيم و نورچشمي هاي مقامات بلند پايه آن، به حدي رسوا و بي شرمانه گسترش يافته است كه نه تنها با دوره امارت اسلامي طالبان به هيچوجه قابل مقايسه نيست، بلكه در تاريخ افغانستان كمتر مثل و مانندي دارد. اختطاف دختران جوان و حتي خورد سال و تجاوز بر آنها، به يك امر روزمره تبديل شده و كمتر روزي را مي توان سراغ نمود كه اين قبيل حوادث به وقوع نپيوندد. اختطافگران و متجاوزين اكثرا گرفتار و محاكمه نمي گردند و آنهائي هم كه گرفتار مي شوند، در بدل رشوه توسط مقامات قضائي رژيم برائت حاصل مي كنند و يا در صورت مجازات توسط مقامات قضائي، مقامات بلند پايه رژيم، منجمله شخص كرزي، آنها را از زندان رها مي سازند. »
سياست هاي امپرياليست هاي اشغالگر و دولت دست نشانده در مورد زنان افغانستان يك سياست نمايشي و يدون محتوا است. گر چه حق تلقي، بيعدالتي، اسارت و كشتن زنان در سيستم مرد سالاري افغانستان ريشه ديرينه دارد و از گذشته معمول بوده است، اما امروز نه تنها اشكال كهن فئودالي اين ستم ها حفظ و در مواردي تقويت مي گردد، بلكه اشكال مختلف ستم امپرياليستي نيز بر آن علاوه گرديده و زنان را بيشتر از پيش تحت فشار و شكنجه قرار مي دهد.
راهي براي خروج از اين ستمگري وجود ندارد، مگر اينكه زنان مبارز و انقلابي صفوف خويش را فشرده ساخته و جنبش مبارزاتي شان را در پيوند فشرده با جنبش هاي مبارزاتي زنان ساير كشورهاي جهان و بخصوص زنان منطقه به پيش برند و متقابلا يكديگر را حمايت و تقويت نمايند. در شرايط كنوني افغانستان لازم است كه جنبش مبارزاتي زنان قاطعانه به مثابه بخشي از مقاومت ملي مردمي و انقلابي در مقابل اشغالگران و رژيم دست نشانده شان در نظر گرفته شده و به پيش هدايت گردد.
|