ما می توانیم حقوق خود را بدست آوریم

تشریف آوری شما را در جلسه امروزی خیر مقدم می گویم و فرا رسیدن روز بین المللی زن یعنی روز هشت مارچ را به همه تان تبریک عرض می کنم.
به ادامه صحبت های سائر شرکت کنندگان این جلسه، من هم می خواهم برای چند دقیقه وقت شما را گرفته و گفته هایم را خدمت تان عرض نمایم.
ستم بر زن در تمامی جوامع بشری، از جمله در جامعه ما، ریشه های عمیق چند هزار ساله و عوامل وسیع اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دارد. از بین بردن کامل این ستم و به وجود آوردن مساوات کامل میان مردان و زنان، بدون سر نگونی و از میان بردن کامل نظام اجتماعی حاکم کنونی و به وجود آوردن و پرورش کامل یک نظام اجتماعی دیگر که بر اساس عدالت و تساوی استوار باشد و هیچگونه استثمار و ستم در آن وجود نداشته باشد، ممکن نمی باشد. بنابرین مسئله مبارزه در راه تامین کامل حقوق زنان باید اساسا مبارزه در راه همینگونه نظام اجتماعی باشد. طبعا این مبارزه باید یک مبارزه جهانی باشد و در تمامی جوامع بشری پیش برده شود. دسته هشت مارچ خود را بخشی از همین مبارزه جهانی می داند و مبارزاتش را بر همین اساس پیش می برد.
اما این مسئله به هیچوجه به معنای این نیست که ما تا زمان رسیدن به چنان جامعه ای هیچگونه کاری نمی توانیم در مورد از بین بردن ستم بر زنان و دختران انجام دهیم. اگر به دنیای امروزی نظر اندازیم، به خوبی می توانیم ببینیم که زنان مبارز و مردان طرفدار حقوق زنان توانسته اند با پیشبرد مبارزات عمیق و وسیع، بسیاری از حقوق زنان و دختران را که در قرون گذشته زیر پا می شدند، بدست آورند و از لحاظ قانونی هم تثبیت نمایند. ما هم می توانیم در صورتیکه بصورت استوار و محکم مبارزه نمائیم، در همین شرایط موجود اجتماعی دستاورد های زیادی در راه تامین حقوق زنان و دختران داشته باشیم.
در جامعه ما متاسفانه، هم اکنون بسیاری از حقوق زنان و دختران که نه تنها در سطح جهانی بلکه در خود جامعه ما نیز از لحاظ قانونی تثبیت شده اند، زیر پا می شوند. بد بختانه بسیاری از این حق تلفی ها توسط نزدیک ترین اقارب ما یعنی پدر، مادر، برادر، شوهر و غیره صورت می گیرد. من درینجا یک تعداد مسائلی را که زنان و دختران شرکت کننده در همین جلسه، بخصوص مادران عزیز ما، می توانند سر از همین امروز در نظر بگیرند و برای تطبیق عملی آنها بکوشند، بیان می نمایم.
دختران تان را حتما به مکتب شامل نمائید و برای شان اجازه دهید که تحصیل خود را ادامه دهند. یک دختر با سواد و تحصیل یافته هم در خانواده آینده خود و هم در جامعه می تواند نقش برجسته داشته باشد و همین امر موقعیت او را بهبود می بخشد.
سعی کنید میان پسران و دختران تان تبعیض قائل نشوید. نباید دختران تان، که همانند پسران تان فرزندان شما هستند، در اثر برخورد های تبعیض آمیز خود شما به این نتیجه برسند که اهمیت شان نسبت به پسران خانواده در نزد شما کمتر است.
زیاده روی زنان و دختران در مود و فیشن و زیور پرستی، نه تنها مصارف اضافی زیادی برای خانواده ها به وجود می آورد، بلکه در اساس خود یکی از عوامل ستم بر زنان بوده و شخصیت زنان و دختران را بصورت زشت آن تمثیل می نماید. همه زنان و دختران وظیفه دارند که علیه این زیاده روی، که در حقیقت یک مریضی روانی محسوب می گردد، مبارزه نمایند.
زنان و دختران می توانند بسیاری از رقابت ها و هم چشمی های ناسالم در محیط خانوادگی میان   
زنان و دختران را، که به نوبه خود باعث تشدید ستم بر زنان می گردد، از بین ببرند یا لا اقل شدیدا کم نمایند. رقابت میان خشو و عروس یکی از مثال های برجسته آن است. درین رقابت ها و هم چشمی های نا سالم معمولا پای مردان خانواده به میان می آید و حتی زنان خانواده مورد لت و کوب قرار می گیرند.
همه ما می توانیم در مقابل ازدواج های اجباری خود و اعضای خانواده خود مخالفت نموده و از چنین ازدواج هایی جلوگیری نمائیم. ما می توانیم در بیرون از خانواده خود نیز برای مخالفت علیه ازدواج های اجباری تبلیغ نمائیم. ما می توانیم از شوهر دادن دختران خانواده خود در سنین کودکی و یا سن کم جلوگیری نمائیم و مخالفت علیه این کار را در بیرون از خانواده خود تبلیغ نمائیم. ما می توانیم در درون خانواده خود رسوم بسیار زشت و ضد انسانی دختر فروشی، بدل و غیره  را از بین ببریم و برای از بین بردن آن ها در بیرون از خانواده خود تبلیغ نمائیم.
به همین ترتیب، کار زنان و دختران در بیرون از خانه، شرکت زنان و دختران در امور اجتماعی و سیاسی و غیره و غیره نیزمی توانند در نظر گرفته شوند.
در اخیر می خواهم روی موضوعی اشاره نمایم که متاسفانه بسیار زشت و ناپسند و تا حد زیادی هم عجیب است. یکتعداد از مردان  " روشنفکر " و تحصیل یافته ای وجود دارند که ممکن است در مورد حقوق زنان صحبت های زیادی نیز بلد باشند. اما متاسفانه از لحاظ عملی و در برخورد با زنان و دختران خانواده خود، آنقدر ارتجاعی و مرد سالارانه برخورد می نمایند که انسان فکر می نماید که ملا عمر مرجع تقلید شان باشد. مثلا زنان خود را برقع می پوشانند، دختران خود را به زور به شوهر می دهند، از کار کردن زنان و دختران شان در بیرون از خانه جلوگیری می کنند، به آنها حق شرکت در فعالیت های اجتماعی و سیاسی را نمی دهند و غیره و غیره. اینگونه مردان واقعا بد تر از مرد سالاران مرتجعی هستند که قول و فعل شان یکی است. مبارزه علیه اینگونه مرد سالاری و ستم بر زن نیز باید بخش مهمی از مبارزات حق طلبانه زنان را تشکیل د
هد.