امارت اسلامی طالبان خشن ترین شیوۀ مرد سالاری را بر جامعه اعمال نمود، دروازهای مکاتب را به روی زنان و دختران بست، آنها را از رفتن به حمام و کار در امور دولتی و غیر دولتی منع نمود. طالبان متکی بر تفسیر خود شان از شریعت اسلامی زنان را در چهار دیواری خانه ها محبوس نمودند.
هنگامی که امپریالیزم امریکا یکجا با متحدان امپریالیستی دیگرش افغانستان را مورد تجاوز مستقیم خویش قرار دادند، یکی از شعار های کاذبانه و ریاکارانه شان دموکراسی و آزادی زنان بود. گرچه در همان زمان نیروهای انقلابی بخوبی درک نموده بودند که پشت این شعار ها منافع غارتگرانۀ چه کسانی نهفته است و چهرۀ خائنانۀ امپریالیست ها و رژیم مزدور و دست نشاندۀ شان را با شعار های کاذبانۀ شان افشا نمودند، اما یک عده تسلیم طلب و خائن به مردم این تجاوز را به فال نیک گرفته و برای امپریالیست ها خیر مقدم گفتند. آنها حزب های راجستر شدۀ خویش را زیر چتر حمایتی امپریالیستها ساختند، انتخابات مضحکۀ آمیز ریاست جمهوری و پارلمانی را نمودی از دموکراسی وانمود کرده و در آنها سهیم گردیدند و با فرستادن افراد شان به پارلمان پوشالی به تقویت رژیم دست نشانده یاری رساندند. آنها به این خواب و خیال این بودند که امپریالیست ها چوکی های جنایتکاران جنگی را گرفته و جایشان را به آنها خواهند داد.
اما از زمان تجاوز و اشغال افغانستان تا کنون علاوه بر اینکه وضعیت زنان اساسا بهتر نشده ، بلکه از جهات معینی بدتر هم شده است. گرچه دروازه های مکاتب باز شده است و زنان حق دارند که وارد کاری شوند ( در صورتیکه کاری برای شان پیدا شود). اما بر عکس قتل، سوختاندن، خود سوزی، تجاوز و نبود امنیت برای زنان به اوج خود رسیده است. روزی نیست که از طریق تلویزیون ها و یا دیگر رسانه ها نشنویم که زنی به قتل رسیده و یا بالای او تجاوز شده است.
یک تعداد از زنانی که فریب شعار های کاذبانۀ امپریالیستهاو رژیم پوشالی را خورده و فکر می نمایند که شاید از حق شان پشتیبانی صورت گیرد، دست به مقاومت می زنند، به ازدواج های اجباری تن نمی دهند و به شکلی از اشکال از خانۀ خویش فرار نموده و به رژیم پوشالی پناه می برند. وزارت امور زنان رژیم برای چنین زنانی شلتر هایی ساخته است تا گویا آنها پناهگاهی داشته باشند . شلتر ها در تمامی ولایات به فاحشه خانه های رسمی جنایتکاران و قلدران دولتی مبدل شده اند. اما زنانی که ماهیت شلتر ها را درک نموده اند خود سوزی را نسبت به رفتن در شلتر ها ترجیح می دهند. البته تنها شلتر ها نیستند که به منبع فحشا بدل شده اند، بلکه زنان زندانی نیز احساس آرامش ندارند و مورد تجاوز افسران پولیس قرار می گیرند. چندی قبل گند این رسوایی از زندان پلچرخی برخاست. موضوع آنچنان رسوایی بر انگیز بود که حتی باعث سر و صدای یک زن پارلمان نشین بدخشانی گردید.
عده ای از زنان که نتوانسته اند فرار کنند و یا بعد از فرار توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده اند، به فامیل های شان تسلیم داده شده و توسط جرگه های قومی به اعدام محکوم شده اند. شمار این تعداد زنان خیلی زیاد است. مردانی که زنان خویش را به شکلی از اشکال به قتل می رسانند فورا به آن مهر ناموسداری زده و از تعقیب و پیگرد
معاف می شوند.
در برج جدی امسال یک
صاحبمنصب پولیس زنش را سوختاند. این موضوع از طریق تلویزیون طلوع به نماش گزاشته شد. اما دوسیۀ این قتل مانند دوسیه های دیگر بسته ماند. این اولین جنایت پولیس نبود بلکه چند مرتبه در سمت شمال کشور نیز زنان مورد تجاوز جنسی پولیس قرار گرفته اند که با عکس العمل شدید مردم مواجه گردیده اند. قوماندان امنیۀ بغلان شبانه یک دختر را از خانه اش ربود و با زور به نکاحش در آورد. صدای اعتراض مردم و خانوادۀ دختر را کسی نشنید . علاوه بر اینکه این صدای اعتراض شنیده نشد محکمۀ رژیم فامیل دختر را وادار به رضائیت نمود و قوماندان دوباره به چوکی اش برگشت. تجاوزات جنسی به حدی رسیده که زنان هیچ احساس امنیت نمی کنند. حتی در اپارتمان ها زنان در روز از تنها بودن به وحشت می افتند .
این جنایت آنچنان گسترش یافته که نه تنها دامن زنان بلکه دامن جوانان و پسران خورد سال را نیز گرفته است. رادیو آزادی روز شنبه 4 حوت گزارش داد که سه پولیس بالای یک جوان و یک پسر خورد سال تجاوز جنسی نموده اند. اما از محل حادثه و نحوۀ بازداشت سه
پولیس گزارش نداد .
امپریالیست ها و رژیم پوشالی با مهر سکوت بر لب در حقیقت از این جنایات حمایت نموده و پشت سر جنایتکاران ایستاده است. همین امر جنایتکاران را جرئت بیشتری بخشیده و باعث شده است که آنها بیشتر از پیش به جنایات شان ادامه دهند.
ستم بر زنان در اشکال گوناگون خشونت آمیز و به اصطلاح غیر خشونت آمیز خود، امری نیست که خود بخود از جامعه رخت بر بندد. از میان بردن ستم بر زنان و تامین برابری حقوق میان زنان و مردان در ابعاد مختلف مستلزم پیشبرد مبارزات عمیق، وسیع و طولانی تمامی زنان و مردان آزادیخواه علیه این ستم و کلیت نظام استثمارگرانه و ستمگرانۀ حاکم است که محور عمدۀ کنونی آن مبارزه و مقاومت علیه نیروهای اشغالگر و رژیم دست نشانده است. پس بیائید عقده ها را به عقیده تبدیل نموده ، همه با هم متحد شده و دوشادوش مردان آزادیخواه در مبارزه و مقاومت ملی مردمی و انقلابی برای بیرون راندن نیروهای اشغالگر و سر نگونی
رژیم دست نشانده سهیم گردیم.
به پیش در راه بر پایی مقاومت ملی مردمی و انقلابی !
خشم زنان را به منزلۀ نیروی توانمندی در امر انقلاب رها کنیم!