جامعه طبقاتي وموقعيت اجتماعي زن
اززمانيكه مالكيت خصوصي عرض اندام نمود وجامعه بدو طبقه ستمگروستمكش منقسم گرديد درچنين جوامعي زنان ازدوستم رنج مي برند يكي ستم طبقاتي وديگري ستم مرد برزن، جامعه طبقاتي مردانرابكارتوليدي وزنان رابكارخانگي كشاند.
تجزيه دوگانه خانواده وجامعه، درجوامع طبقاتي بشديد ترين وجهي بيداد ميكند مسئوليت ارزش مصرفي خصوصي رابعهده زنان وتوليد ارزشهاي مبادله اي رابرعهده مردان گذشته است ودراين زمان كه زنان براي مصرف ومردان براي مبادله توليد مي كنند اين تفاوت توليد مسئوليت سنگيني رامتوجه زنان ساخته كه هم بايد ازاموال خصوصي مرد مراقبت كنند وهم نسل آينده كارگران را پرورش دهند. دراين زمان كارمزد بگير(كاراجتماعي) باراضافي بردوش زنانست، كشاندن زنان بكاراجتماعي درجامعه سرمايه داري به هيچوجه ازمسئوليت كارهاي خانگي آنها نمي كاهد. زماني اين تفاوت توليد ازميان ميرود كه برابري بين زن ومرد درجامعه حكمفرما ميگردد كه كارزنان وكارمردان از يكنوع باشد واينكارعبارت ارزش مصرف اجتماعي است نه براي فردمنفرد، وازاين طريق است كه خانواده وجامعه دردوقلمرو اقتصادي مجزاباقي نمي ماند" آنچه امروز كارخصوصي خانگي است بايد تبديل بكارعمومي شود تازنان بتوانند بطوركامل به بلوغ اجتماعي برسند." آنجااست كه تمايزميان افكاروعقايد پنادارگرابان وپيروان فلسفه علمي بوضوح اشكارمي گردد.
ازديدگاه باند خائن اخوان وروحانيون خود فروخته ورژيم پوشالي زن ومرد نمي توانند درمسائل اجتماعي ازحقوق مساوي برخوردارباشند وبنظرآنها ازابتداي پيدايش زن، وظيفه زن درآشپزخانه وتولد اطفال وپرورش آنها براي تربيت نسل آينده كارگران بوده ومرد بايد دركارهاي بيرون يعني كارتوليدي سهيم گردد وازبابت حقوق هيچگاه نمي توانند زن ومرد باهم مساوي باشند چنانچه روي همين افكاروعقايد منحط شانست كه روز بروز وظيفه زنها رامحدود به چهارديوارخانه ميكند وآنها راازكارهاي اجتماعي منع وخانه نشين مي نمايند.
ازديد گاه بنيادگرايان مذهبي اصلا زن حق ندارد كه ازخانه بدون اجازه شوهرش بيرون برود واگربدون اجازه كاري انجام دهد بايد كه تهديد وبسرحد كتك كاري سرزنش شود، زمانيكه ازدستورات مرد كاملا پيروي كرد، درآن زمانست كه مورد الطاف مرد قرارمي گيرد، زن فقط بايد درچهارديوارخانه محبوس باشد.
رژيم پوشالي گرچه به ظاهرازحقوق زنان دفاع مي نمايد، طوريكه عملانيزتثبيت نمود كه مهرتائيد بربردگي زنان زده است." قانون احوالات شخيصيه اهل تشيع" تثبيت كننده اين مدعااست اززمانيكه مرد، زنرا پديده تحقيرنگريست وبعنوان وسيله جنسي قلمدادش كرد، همين مسئله باعث گرديد كه اورا ازچشم ديگران مخفي نگهدارد، ومستبدان هميشه درشهرهاي كوچك وبزرگ بدنبال زنان بودند كه هم ازآنها كاربكشند وهم بعنوان وسيله جنسي ازآنها استفاده كنند تاقبل ازسال 1919 م درافغانستان تمام پادشاهان ومستبدان، حرمسراهاي شان اززنان بربود وهرزمانيكه ميل وخواهش شان بود آنها رابعنوان وسيله جنسي مورد استفاده قرارميدادند، وشاهان بخاطرحفظ موقعيت خويش هردفعه هزاران دخترجوان وخوش صورت رابعنوان هديه بدربارخلفاي بغداد روان مي نمودند واكثريت حرمسراها تاحدود ده الي دوازه هزارزن محبوس داشت،زمانيكه اعراب ازطرف غرب افغانستان تاختند وزنان را درجمله اسيران جنگي به كنيزي گرفتند، بدربارخلفاوامراي بزرگ عرب وسبدند، به طورمثال درمصرعباسيان، اززنان ملل مختلفه دردرباروخانه هاي امرانقدرزياد بود كه عبدالله بن طاهرفوشنجي چهارصد دوشيزه نوجوان رابدربارخليفه بغداد ازخراسان فرستاده درحاليكه اوچهارهزارزن ديگرهم داشت. والرشيد خليفه دو هزارزن داشت وازين زنها برخي چنان بودند كه قيمت شان! تايك مليون دينارميرسيد ازروي اسناد رسمي احصائيه عايدات مالي دربارخلافت حدود 232 هه مطابق 846م كه تدوين گرديده، درقسمت درآمد مالي سرزمين هاي مشرقي خلافت عباسي ضبط گرديده كه ازكابل دوهزاركنيز، غزي بقيمت ششصد هزاردرهم بدربارخلافت فرستاده شد.
درعصرحاضرهم باند خائن وبنيادگرايان مذهبي دست كمي ازمستبدان آن دوره ندارند حتي درطول مدت جهاد خويش بخاطراينكه اعراب درجبهه بمانند هزاران دختروزن خوشرو رابه باداران عربي خويش هديه به دادند ويكعده زيادي راهم بالاي شان فروختند كه بعد ازمدت معاشقه بازي اعراب خائن زنان رادوباره به پاكستان برگردانند وبدون سرنوشت رها ساختند. اين نمونه ازدستاورد هاي باند هاي خائن بنيادگرايان مذهبي واعراب جنايت پيشه است كه تحت شعاراسلام درجبهات ميامدند وزنان اين مرزوبوم رابعنوان كنيزواسيرباخود مبردند. باند خائن " خلق" وپرچم هم دست كمي ازباند اخوان نداشتند گرچه آنها دختران وزنان هديه ندادند ونفروختند، اما شبها زنان رادردفاتر روسها بخاطرمعاشقه بازي روان مي نمودند، ودست مليشه هاي جنايتكاررابازگذاشته بودند. اين جنايتكاران هرزن ودختري راكه به نظرشان مي آيد يابازور ازپدرش مي گرفتند ويااينكه بازور باموترها سوارنموده باخود مي بردند. رژيم دست نشانده روسهاعلاوه براينكه عليه اين جنايت مبارزه نكرد، بلكه بخاطرتطميع مليشه هاي جنايتكاران حامي اين عمل شنيع شان بود.
" ظهوروهابيگري درافغانستان يك پديده نونيست، ولي ازسال 1984به بعد سيل روزافزون اعراب داوطلب به داخل افغانستان سرازيرشد، درحاليكه عربستان وديگركشورهاي عربي درخليج فارس مبالغ انگفتي رابراي ساختن صدها مدرسه مذهبي جهت تعليم طلبه هاي افغاني درپاكستان اختصاص داده بودند. هزينه تحصيلي طلبه هارانيزعربستان مي پرداخت، اين طرحها وقتي جامه عمل بخود پوشيد كه فقدان امكانات وتسهيلات آموزشي درافغانستان بيداد مي كرد."
( مجموعه مقالات دومين سيمنارافغانستان مقاله اليورواصفحه 333)
" حتي مبارزان متعصب ( هدف باند اخوان است) نه فقط به يك پيروزي مهم دست مي يافتند، بلكه سعي داشتند محبوبيت مجاهدين رادرنزد عامه مردم بالا ببرند وباكافرپنداشتن نيروهاي دولتي، زنان آنها رابعنوان برده وغيره مي فروختند" (همان كتاب ص 334)
درقسمت تاريخچه اخوان ونقش امپرياليسم درتشكيل سازمان اخوان درشماره بعدي نبردزن مفصلا صحبت خواهيم نمود. دراينجا نقش خائنانه امپرياليسم وكشورهاي خائن عربي وابسته بآن كاملا مشخص ميشود كه ازابتداي كودتاي 7 ثوربه اين طرف علاوه برتشكيل احزاب جهادي بفكرتشكيل نيروهاي كاملا متعهد وعقبگرادرافغانستان بوده اند تاازاين طريق بتوانند كه منافع خويش رادرافغانستان حفظ نمايند پولهاي زيادي رادرمدارس ديني خرج نمودند وطلبه هاي امروزي همان دست پرورده هاي ديروزي كشورهاي ارتجاعي اعراب باحمايت امپرياليستها است.
اين باند هاي خائن همه مرتد، پست وبي وجدان اند وبايد كه تمامي نيروهاي ملي وانقلابي آنهارا درصفوف دشمنان توده زحمتكش افغانستان جاي بدهند، تا محو كامل نيروهاي ستمگربه مبارزه خويش ادامه داده تاكه روابط اقتصادي سالم درجامعه حمكرواگردد، زيراكه روابط اقتصادي ناسالم حاكم درجامعه است كه زن رافرمانبردارمرد وبه ملك خصوصي اوتبديل نموده است وقانون طبقه حاكمه درجوامع طبقاتي به ضررآنان است وبدين ترتيب همه چيزوبالاخاصه حجاب بزنان تحميل ميشود، كه اين خود ناشي ازبردگي زن براي مرد است كه برگرده زن تحميل ميگردد، رژيم پوشالي هم متكي بردوره پدرسالاري مي باشدوبرستم مرد برزن مهرتائيد مي گذارد وزنان راهرچه بيشتربه پشت ديوارهاي بلند حجاب روان مي نمايد ازديدگاه ايشان جاي زن درخانه است وزن ازنظراقتصادي بايد متكي به مرد باشد اين خود يك نوع تحقيروتوهين وحتي تجاوزبمقام انساني نيمي ازافراد يك كشورميباشد، يك نكته اينجا قابل يادآوري است كه ازنقطه نظرطبقه حاكمه وباند اخوان حجاب فقط اين است كه زنان بايد كاملا خود رااز بيگانگان بپوشانند وازخانه بيرون نيايند،معني تحت الفظي حجاب عبارت از پرده وياحايل مي باشد چنانچه باند اخوان فروخته طالبان دراطلاعيكه روزسه شنبه 30 سرطان 1375 خويش درروزنامه اتفاق اسلام نوشتند كه " بتمام اهالي محترم ولايت هرات ابلاغ ميگردد تاسنت گذاشتن ريش رامراعات نموده، موهاي سررااصلاح نمايند وظيفه اناث هنگام رفت وآمد درشهرصد فيصد حجاب اسلامي رارعايت نمايند" درغيرآن بامتخلفين مطابق بامريه محترم امرالمومنين رعبرتحريك اسلامي طلباي كرام برخورد شرعي صورت مي گيرد." دراينجا سوال پيش مي يايد كه آياكسي زن لخت ويانيمه عريان دربازارها ديده است كه چنين اعلاميه ها صادرمي گردد؟ خير
دراين اعلاميه فقط تحقيروتوهين به مقام زن ونديده گرفتن افكاروعقايد زنان است درحاليكه زنان ازشرافت وكرامت انساني بالائي برخوردارهستند، عفت وزندگي كاملاشرافتمندانه رادرنظردارند ومطابق به اصول وموازين انساني حركت مي كنندهدف ازصدورچنين اعلاميه ها جداكردن زنان ازمردان وكشاندن زنان بطوركامل دركارآشپزي وتولد اطفال مي باشد.
هدف اصلي اين باند ازحجاب صد درصد اسلامي پوشاندن كامل زنان ازمردان است اين بنظرايشان نبايد كه اصلامردان زنان راببينند. اهداف عمده شان اين بود كه به مرورزمان زنان راكاملا خانه نشين وازكارهاي اجتماعي كناربكشند وروزبروز محدوديت زن راتحت عنوان حجاب زيادتركنند ازنظرايشان زن املفساد ويك عامل گناه درجامعه است بدين خاطراست كه تاكيد صد درصد حجاب اسلامي(نديدن مرد زن را) دارند، زيراكه هرگاه مرد زن راببيند درفساد غوطه ورميشود،آنها بخاطرحفظ موقعيت خود وباداران خويش مي خواهند كه زنان را ازكاراجتماعي كناربكشند، رژيم پوشالي ظاهرا ازحقوق زنان دفاع مي نمايد، اما درعملا باتائيد " قانون احوالات شخيصه اهل تشيع" ادامه دهنده راه طالبانيزم مي باشد. رژيم پوشالي درك نيزمي كوشد كه زنان راازكارسياسي واجتماعي كناربكشد.هرگاه زنان دركاراجتماعي شركت كنند، علت همه اي بد بختي هاي خويش را درك نموده وبه مبارزه روي مي آورند دراين زمان است كه منافع طبقه حاكمه زيرضربه قراربگيرد وهرآن ولحظه به سمت نابودي كشيده مشود، زيراكه زنان براي رشد جامعه نقش موثري داشته ودارند. براي اينكه زنان بتوانند درانقلاب شركت نمايند بايد كه معرفت سياسي آنها بالارود وبه مبارزه طبقاتي روي آورند، بدون شركت بخشي اعظيمي اززنان، انقلابي كه حامي منافع توده زحمتكش باشد نمي تواند وجود داشته باشد.
درشرايط كنوني رژيم پوشالي وروحانيون كه حامي منافع امپرياليزم وفئوداليزم مي باشند، نسل جوان بخصوص زنان راازسياست منع مي نمايند واعلان نموده اند كه زنان هيچ گونه حقي ندارند كه درسياست دخالت كنند وروز به روزهم محدود، فعاليت زنان راتنگ ترنموده تااينكه كاملاآنها راخانه نشين نمايند.
رسالت تاريخي انقلابيون است كه عليه امپرياليستها اشغالگروتمامي نيروهاي عقبگرا وستمگرجامعه مبارزه جدي نموده ودربالارفتن آگاهي سياسي تمامي نيروهاي ملي ودموكرات وبالخاصه زنان كه ستمكش ترين ستمكش شان اند جديت تمام به خرج دهند وپيوند عميقي وانقلابي خويش راباتوده ها مستحكم نمايند وفقط ازطريق بيرون راندن نيروهاي اشغالگروانقلاب ملي دموكراتيك ( دموكراسي نوين) وانقلاب اجتماعي است كه ميتوان به تمام ستم طبقاتي وخاصتا ستم مرد برزن پايان داد.
|