هفته محو خشونت علیه زنان
یا
هفته حمایت از خشونت علیه زنان
رژیم دست نشانده و ارتجاعی حامد کرزی هفته اول قوس 1386 را بنام " هفته محو خشونت علیه زنان " اعلان نموده است. از زمان تجاوز امپریالیستها به افغانستان و نشاندن حامد کرزی به کرسی دست نشاندگی تا کنون وعده های سرخرمن برای توده ها وبخصوص زنان داده اند . یکی از وعده های اشغالگران امپریالیست و رژیم دست نشانده " تامین حقوق و آزادی زنان " است که بطور مرتب از طریق رسانه های فرمایشی مورد تبلیغ وترویج کاذبانه قرار می گیرد. متاسفانه یکتعداد تسلیم طلبان قبلا مربوط به جنبش ملی – دمکراتیک نیز به این ساز می رقصند وبه مبلغین امپریالیستها در افغانستان تبدیل گردیده اند.
با حرکت ازاین واقعیت که قدرت های امپریالیستی آزادی خلقها را در نظر ندارند، باید گفت که هر نوع تبلیغی که مبنی بر همکاری با امپریالیزم باشد ، چیزی نیست جز به کجراه کشانیدن مبارزات خلق ها و آشتی دادن این مبارزات با امپریالیزم و قدرت های امپریالیستی. اصلاحات ناچیزی که توسط امپریالیستها بعمل آمده آنقدر سطحی و کم دامنه است که زنجیرهای ستم را که بر دست ها و پاهای زنان پیچیده حتی نمیتواند سست تر نماید چه رسد به اینکه آنرا پاره کند . امروز بخش عمده رژیم دست نشانده را زن ستیزان قهاری تشکیل میدهند که از اعلام مواضع شان علیه زنان خجالت نمی کشند. آن عده از گردانندگان رژیم که خود را طرفدار حقوق و آزادی زنان قلمداد مینمایند در واقع فریبکارانی اند که از برادران دیگر شان در زن ستیزی کم وکسری ندارند.
مسئله اساسی این است که دموکراسی دارای خصلت طبقاتی است ، در جامعه ایکه به طبقات تقسیم شده باشد ، دموکراسی نمیتواند درخدمت همه ای افراد جامعه قرار داشته باشد بلکه دموکراسی خصلت طبقاتی را دارا خواهد بود . دموکراسی در خدمت طبقه حاکمه بوده و بر بقیه دیکتاتوری اعمال میکند . دولتی را بدون خصلت طبقاتی نمیتوان یافت ، دولتی که ابزاری دردست یک طبقه برای سرکوب طبقه ای دیگر نباشد وجود ندارد . دردنیایی که با تقسیمات عمیق طبقاتی ونابرابری عمیق اجتماعی رقم میخورد ، صحبت از دموکراسی بدون ماهیت طبقاتی بی معنا و بد تر از بی معنا است . تا زمانی که جامعه به طبقات تقسیم شده است ، دموکراسی برای همه نمیتواند وجود داشته باشد . این یا آن طبقه حکم خواهد راند و آن نوع از دموکراسی را حمایت وتقویت خواهد کرد که به منافع واهدافش خدمت کند . سوال اینست : کدام طبقه حکومت خواهد کرد ؟ وآیا حاکمیت نظام دموکراسی این طبقه به تداوم تقسیمات طبقاتی و مناسبات استثمار وستم ونا برابری مربوط به آن خدمت خواهد کرد ویا در خدمت نابودی واقعی همه اینها خواهد بود.
تجاوز امپریالیستها به رهبری امپریالیزم امریکا بر افغانستان وعراق نه بخاطر " تآمین دموکراسی " و " آزادی زنان " است بلکه بخاطر برقراری امپراطوری شان دراین منطقه است . آنها میخواهند نظمی را در منطقه برقرار سازند که منافع ایالات متحده را به بهترین صورتش تامین نماید.
این نظام ازحکومت قانون صحبت میکند ، درحالیکه خودش بزرگترین ناقض قانون بوده و تمام معاهدات بین المللی را نقض میکند . برای امپریالیست این مهم نیست که چه کسی دموکرات است و چه کسی ناقض حقوق بشر، چه کسی مستبد یا تروریست است و چه کسی قدیس، بلکه مهم
اینست که چه کسی به منافع نظام جهانی امپریالیستی خدمت میکند و چه کسی ضرر میرساند.
هر حرکتی که در جهت خلاف منافع جهانی امپریالیست ها ، بدون شک از نظر آنها یک حرکت ضد دموکراتیک و ضد حقوق بشری وانمود میگردد. به همین لحاظ هم هست که امپریالیستها در هر جا بر ددمنش ترین افراد متکی می شوند و و از ارتجاعی ترین نیروها حمایت به عمل می اورند.
امپریالیستها برای پیشبرد اهداف اقتصادی وسیاسی خویش نیاز به نوکران بومی و سر سپرده دارند. نوکران بومی امپریالیستها درافغانستان کنونی هارترین و وحشی ترین افرادیست که در خدمت اشغالگران درآمده اند که به هیچ اصولی جز منافع خود واربابان خویش پای بندی ندارند.
برمیگردیم به " آزادی زنان " و " هفته محوخشونت علیه زنان " . روز دوشنبه 5 قوس 1386 ساعت 2 بعد از ظهر در برنامه بانو که از طریق تلویزیون طلوع پخش گردید . خانم کریمه سالک مهمان برنامه بود. بعد از طرح سئوالات و طفره رفتن های خانم سالک وقتیکه از وی سئوال شد که شما چه راهی را برای محو خشونت در افغانستان پیشنهاد میکنید ؟ خانم سالک به نمایندگی از وزارت امور زنان و ریاست های مربوط آن گفت : " بهترین راه برای بیرون رفت از این معضل این است که دست به تبلیغات زده واز طریق رادیو ، تلویزیون ، مطبوعات، ورکشاپ ها ، سیمینار ها و از طریق ملا امامان مساجد سطح آگاهی مردان را بالاببریم تا به حقوق خود وزنان پی ببرند و دست از خشونت بردارند " . یکی از مصیبت ها درافغانستان اینست که یکعده از زنانی که زیر چتر حمایتی امریکا خزیده اند خود حامی ستم بر زنان اند . آنها نه تنها تا کنون هیچ حمایتی از زنان نکرده اند بلکه همیشه ایشان را ترغیب نموده اند که با خانواده فئودالی و مقررات آن سازگار باشند. آنها حل معضل زنان را در اصلاح شدن شخصی مردان، آنهم طبق ارزش های کنونی می بینند ، نه در ایجاد یک نظام اجتماعی عادلانه.
تغییر ریشه ای وضعیت زنان ورهائی آن ها از ستم جنسی نه تنها درکشورهای عقب مانده بلکه در کشورهای پیشرفته امپریالیستی نیز در گروانقلاب است . بدون تغییرات اساسی ومنهدم نمودن کل ساختارکهن و فرسوده کنونی جامعه هیچگاه زنان از قید اسارت رها نخواهند گردید.
امروز در افغانستان بنیاد گرایان مذهبی با تکیه بر عقب مانده ترین ایده های سنتی و فئودالی و به زور تفنگ وقانون ، ابتدائی ترین حقوق را از زنان سلب کرده اند. همین وحشیگری ها شرایطی را بوجود میآورد که زنان را به میدان مبارزه کشیده و خشمی را درآنان ایجاد مینماید که نیروی قدرتمندی در مبارزه با بنیاد گرایان مذهبی واربابان امپریالیستی شان میباشد. این امر موجب میگردد که زنان دوشادوش مردان در جهت تحقق انقلاب دموکراتیک نوین و بیرون راندن اشغالگران درمبارزات شرکت نمایند .
در رابطه به اینکه خانم سالک یکی از راههای حل معضل زنان را تبلیغ ملاامامان مساجد میداند بیجا نیست که خطابه ملاامام مسجد جامع وزیر اکبر خان را که روز جمعه از طریق تلویزیون طلوع درمورد زنان پخش گردید یاد آوری کنیم . ملا امام مسجد جامع وزیر اکبر خان گفت : " زن باید آرایش را به غیر از محارم به دیگران ظاهر نسازد ، دست و روی که ظاهر است باید که به نامحرم جلوه گر نشود وزنان باید که در روی خود آرایش را نمایان نکنند واگرمیخواهند که روی خود را آرایش نمایند باید که حجاب اسلامی را رعایت نمایند یعنی روی خود را بپوشانند. در صورتیکه از روی لخت فتنه برخیزد ، لختی روی ممنوع است." فساد اخلاقی فقط مربوط به زنان است ، اما در ارتباط با مردان وآرایش شان چیزی صحبت نمیشود. چرا مردان را در پستوهای خانه جمع نمیکنند وحجاب را برای شان تبلیغ نمی نمایند، درحالیکه اکثرا فساد ، رذالت ، اوباشی ، قتل و فحاشی در افغانستان کنونی مربوط مردان است.
زنان با صدای بلند فریاد بر می دارند که :
" اگر ما انسانیم چرا مجاز نیستیم روابط اجتماعی برقرار کنیم ؟ اگر ما انسانی چرا اجازه شرکت درسیاست را نداشته باشیم ؟ ما در پستو ها جمع می شویم ونمیتوانیم پای مان را از در بیرون بگذاریم . مردان بیشرم واوباش ما را بازیچه می انگارند. مارا به فحشا سوق میدهند وآزادی عشق ورزیدن را از ما میگیرند ! " بکارت " فقط برای زنان است ! تعداد زیادی معبد برای زنان عفیف ساخته اند، اما معابد مخصوص مردان عفیف کجا است ؟ ! برخی از ما ها را درمدارس زنانه راه داده اند اما آنجا نیز مردان بیشرم و اوباش به ما آموزش میدهند . تمام روز کلاس بحث " همسر پاکدامن ومادر خوب " است. درواقع بما یاد میدهند که در فحشای مادام العمر تخصص پیدا کنیم. آنها از سرکشی ما می ترسند. چه فلاکتی! خدای آزادی تو کجائی؟ به یاری ما بشتاب! ما بیدار شده ایم! زنان باید متحد شوند وهمه این ارواح شیطانی را که به ما تجاوز میکنند وآزادی جسمی وروحی ما را نابود میکنند ، از صحنه گیتی پاک کنند . "
خانم سالک! تبلیغات تلویزیونی و ورکشاپ های شما آنقدر اثرات خود را گذاشته است که جنایتکاران مسلح و مقتدر در دستگاه حاکمه شما با تمام بی شرمی و بی حیائی در محبس پل چرخی به زنان زندانی تجاوز جنسی نموده و باردار شان ساخته اند .
این گند وکثافت کاری رژیم تان را علیرغم نمایش " هفته محو خشونت علیه زنان " حتی رسانه های وابسته به رژیم هم نتوانست چشم پوشی نمایند و از روی ناچاری افشا نمودند ، اما بزودی سروصدای شان خاموش گشت. این گند وکثافت کاری نه اولین کار این رژیم است ونه آخرین آن . شما در هر ولایت ریاست امورزنان دارید. در هر یک از این ریاست ها یک شلتر (Shelter ) برای زنانیکه از خانه شوهر یا پدر بنا بدلایلی فرار میکنند ساخته شده است. زنانیکه توسط شما و ریاست های امور زنان تان به شلتر ها سوق داده شده اند به چه نتایجی دسشت یافته اند جز کشانده شدن به فحشای اجباری؟ تمام شلترهای تان به فاحشه خانه های رسمی جنایتکاران قلدر منش دولتی تبدیل گردیده اند. هر یک از این قلدر منشان با پرروئی با موتر های آخرین سیستم به شلتر ها می آیند و هرزنی را که مورد پسند شان باشد با خود می برد و بعد از تجاوز جنسی او را دوباره به آنجا بر میگرداند. این است نمونه محو خشونت علیه زنان توسط رژیم پوشالی.
دختری که ازخانه شوهرش فرار نموده و به وزارت امور زنان پناهنده شده، سرنوشتش را از طریق تلویزیون طلوع چنین بیان نمود : " هفت سال داشتم که با مرد نود ساله ای بدل گردیدم. اکنون هفده سال دارم دیگر نمیتوانم درآن خانه زندگی کنم لذا به وزارت امورزنان پناهنده شدم". خانم سیما سمر رئیس " کمیسیون مستقل حقوق بشر " خشونت علیه زنان را محکوم نموده وگفت که " خشونت امسال نسبت به سالهای دیگر کاهش یافته است ، امسال بیش از 550 مورد خشونت علیه زنان اتفاق افتاده است . "
حال باید از خانم سیما وخانم کریمه سالک پرسید که با این زن جوان چه میخواهید بکنید . او را به شلتر روان میکنید و یا به خانه شوهرش ؟ حتما زن را به شلتر روان میکنند . هرگاه آن زن بد بخت وضعیت و شرایط شلتر را بداند یقینا که خانه شوهر پیر ضعیف ونحیفش را ترجیح خواهد داد.
حال قضیه 550 مورد خشونت خانم سیما سمر را درطول نه ماه سال جاری پی میگیریم. در صورتیکه در ظرف 9 ماه تعداد خشونت ها ( لت وکوب ، فحش ، دشنام ، خود سوزی ، فرارازخانه ، قتل ...) 550 مورد باشد میتوان گفت که در افغانستان زنان به حقوق خویش دست یافته اند، درحالیکه رادیو کلید ساعت 6 شام 9 ثور 1386 گزارش داد که : " از اول حمل الی سی حمل 1386 مجموع کل خشونت ها در هرات 200 مورد خشونت فامیلی بوده است " درحالیکه این گزارش هم صحیح نیست ، زیرا فقط این ها گزارشاتی است که در ارگان های دولتی ثبت گردیده اند. اکثریت خشونت ها و حتی قتلهای ناموسی در اطراف و دهات اصلا به دولت نمی رسد ، درحالیکه روزانه هزاران زن دردهات مورد لت وکوب قرار میگیرند ولی هیچکدام ازاین خشونت ها بدولت نمی رسد .
اما دروغ بی سرو دم خانم سیما سمر را ببینید ، در صورتیکه در یک ولایت در ظرف یکماه دوصد مورد خشونت اتفاق افتاده باشد دراین ولایت در ظرف 9 ماه حد اقل 1800 مورد خشونت علیه زنان اتفاق افتاده ، درحالیکه کسیکه سنگ دفاع از حقوق زن و حقوق بشر را به سینه میزند کل خشونت ها را درافغانستان 550 مورد می گوید . زهی بی شرمی. مرگ بر دروغگویان ! به پیش بسوی مبارزه علیه ستمگران واستثمار گران و اربابان اشغالگر شان! به پیش به سوی محو امکان ستم واستثمار!
امروز کمیسیون " مستقل حقوق بشر" و وزارت امورزنان از معیارهایی حمایت میکنند که جامعه سنتی عقب مانده فئودالی در برابر زنان به اجرا می گزارد . درتجلیل از هشتم مارچ امسال شعار کمیسیون به اصطلاح مستقل حقوق بشر افغانستان که دیوار های شهر را مزین ساخته بود، به زنان نوید میداد که : " جایگاه مناسب زن در خانواده نمودی از خانواده سالم است و خانواده سالم تضمینی است برای جامعه سالم . " این بدان معنی است که زنان باید بپذیرند که مردان رئیس فامیل اند و" حامی و نگهبان ناموس داری " زنان ودختران خود. براین مبنا خانواده سالم خانواده ای است که این قیودات و معیارها را عملی نموده و درچوکات آن حرکت کند. کمسیونی که از چنین دیدگاه های ارتجاعی بدفاع برخیزد آیا میتواند از حقوق زنان دفاع نماید؟ جواب کاملا منفی است .
حرکات کمیسیون به اصطلاح مستقل حقوق بشر و وزارت امورزنان رژیم پوشالی پرده فریبی است برای پوشاندن تجاوزات و خیانت های ملی و همچنین تجاوز به حقوق زنان . درحالیکه عامل اصلی چنین خیانت ها وقتل ها رژیم فاسد کرزی است که با مهر سکوت بر لب و یا سوق دادن قضیه به مجراهای " ناموس داری " فئودالی، مجرمین وقاتلین را برائت میدهد . رژیم پوشالی کرزی برای اینکه پرده فریبی بر روی اشغالگری اربابانش و خیانت ملی خودش کشیده باشد ، در لفظ آزادی زنان و دفاع از حقوق شان را علم میکند، اما عملا در جهت اسارت زنان گام برمیدارد و ازمعیارهای سنتی عقب مانده فئودالی دفاع مینماید . چنانچه درظرف چند سالی که ازعمر رژیم دست نشانده میگذرد ، ما شاهد بوده ایم که هر فیصله ایکه جرگه های قومی نموده رژیم پوشالی علاوه بر آنکه با فیصله های مذکورمخالفتی نکرده است بلکه آن فیصله ها را تآئید نیز نموده است. رژیم کرزی همه روزه مردم را دعوت میکند تا جرگه های قومی را جورنموده وقضایا را از طریق جرگه ها حل وفصل نمایند. هرقدر که این جرگه های قومی رشد نماید به همان اندازه رسوم وعنعنات فئودالی بیشتر بر جامعه مستولی گردیده و زنان را وادار میسازد تا ازاین رسم وعنعنات فرتوت فئودالی پیروی نمایند وحرکات شان را طبق این معیار ها عیار سازند .
این حرکات آگاهانه درجهت مهار نمودن مبارزات آزادیبخش توده ها و بخصوص زنان مبارز است و رژیم پوشالی میخواهد که از این طریق مبارزات نصف نفوس جامعه را تحت کنترول خویش درآورد. در واقع رژیم میخواهد روحیه مبارزه و شورشگری را درنهاد زنان سرکوب نماید و یک نیروی قدرتمند در راه انقلاب را عاطل و باطل نگه دارد. ما باید آگاهانه و جرئتمندانه و با تقبل فداکاری علیه این توطئه های ارتجاعی زن ستیز مبارزه کنیم. |