فریبکاری اشغالگران

میک کین سناتور امریکایی ، تقریباً دو هفته قبل ، پس از ملاقات با حامد کرزی صریحاً اعلام کرد که به نظر وی لازم است امریکا در افغانستان پایگاه نظامی دایمی داشته باشد. جاوید لودین سخنگوی کرزی از این نظر سناتور امریکایی استقبال به عمل آورد و تحقق آنرا برای افغانستان مفید اعلام کرد . اما بیان داشت که در این مورد باید حامد کرزی موافقه پارلمان آینده افغانستان را جلب نماید. قبل از این قوماندان نظامی نیروهای امریکایی در افغانستان و همچنان زلمی خلیل زاد سفیر امریکا و نماینده خاص بوش در افغانستان نیز در این مورد سخن گفته بودند. اما بیانات سناتور امریکایی و سخنگوی کرزی در مورد پایگاه نظامی دایمی امریکا در افغانستان صریح ترین بیاناتی است که تا حال مقامات امریکایی و رژیم دست نشانده مطرح کرده اند. قبل از انتخاب مجدد بوش به ریاست جمهوری امریکا ، مقامات امریکایی از باقی ماندن دایمی قوت های شان در افغانستان صریحاً سخن نمی گفتند. حامد کرزی قبل از انتخابات ریاست جمهوری امریکا در یک مصاحبه مطبوعاتی ادعا کرد که نیروهای خارجی از افغانستان رفتنی هستند. اما پس از انتخاب مجدد بوش هم مقامات رژیم دست نشانده کرزی، در اینمورد صراحت پیدا کرده اند.  سناتور میک کین در راس یک گروپ از سناتور های جمهوریخواه و دموکرات امریکایی به افغانستان سفر کرده بود. زن کلینتن رییس جمهور قبلی امریکا یکی از اعضای این هییت بود . او  در زمان ریاست جمهوری شوهرش علیه سیاست های زن سیتزانه طالبان سخنان سختی بر زبان می آورد. اینکه او به عنوان یک سناتور امریکایی در جستجوی راه های  به اصطلاح قانونی برای باقی ماندن دایمی نیروهای اشغالگر امریکایی در افغانستان است . کار خانم کلینتن به عنوان مشت نمونه خروار نشاندهنده امیال واقعی امپریالیست های امریکایی در مورد ادعاهای شان در رابطه با زنان  افغانستان و حقوق و آزادی آنان است . یکی از روکش های فریبنده برای تجاوزگران امریکایی این بود که آنها بخاطر رهایی زنان افغانستان از ستم  طالبان دست به جنگ زده اند. شکی نمی توان داشت که سیاست زن ستیزانه طالبان واقعاً فوق العاده و به شدت خشن بود. اما سیاست مذکور در واقع مورد حمایت امپریالیست های امریکایی قرار داشت. نباید فراموش کرد که طالبان توسط امریکایی ها و متحدین شان بوجود آمده بود و از طرف آنها پشتیبانی می شد. اگر تاریخ مصرف طالبان سپری نمی شد و اگر طالبان  کماکان برای امریکا مفید واقع می شدند، مسئله زنان نمی توانست باعهث مخالفت با رژیم طالبان گردد. یک نمونه زنده و موجود این وضعیت ، عربستان سعودی است. در این کشور تقریباً همان سیاست هایی در مورد زنان پیش برده می شود که رژیم طالبان پیش می برد. ولی دولت امریکا هیچگاهی از این بابت با سلطنت سعودی مشکلی نداشته است ، زیرا که این سلطنت دوست امریکا است و در خدمتش قرار دارد.
سیاست زن ستیزانه خشن طالبان را به مثابه بهانه ای برای تجاوز و لشکرکشی به
افغانستان مطرح کردن در حقیقت عجیب و مسخره بود. امپریالیست های امریکایی در واقع گفتند که بخاطر زدودن سیاست خشن گذشته شان در مورد زنان افغانستان بالای این کشور لشکر کشی نموده اند . بناً تقابل با سیاست های طالبان یک تقابل دورغین وفریبنده بود. اما آنچه که در حقیقت چهره دیگری از سیاست امپریالیست های امریکایی بود و در تقابل دروغین با سیاست های طالبان قرار داده شد، چه بود؟
اجرای یک سلسله  اقدامات نمایشی روبنایی در مورد زنان که بخش بسیار کوچکی از زنان شهری را در بر می گیرد . اما همینقدر اقدامات نمایش روبنایی و محدود  را نیز در خدمت دو هدف بزرگ و وسیع ارتجاعی و امپریالیستی قرار دادند:
اول: ستم بر زنان در جمهوری اسلامی افغانستان نهادینه شد.
دوم: مسئله زنان در خدمت به تجاوز و اشغال کشور قرار داده شد . نهادینه شدن ستم بر زنان در جمهوری اسلامی افغانستان به این معنا است که این ستم شکل قانونی یافت و دولت جمهوری اسلامی افغانستان حیثیت یک نهاد رسمی مدافع و نگهبان این ستم را بخود گرفت. قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان در حقیقت این ستم را فرموله کرده و شکل قانونی به آن داده است. اشغالگران امپریالیست طوری وانمود می کنند که اگر پای نیروهای آنها در میان نباشد ، بار دیگر سرکوب خشن طالبانی به سراغ زنان افغانستان خواهد آمد. این دروغی است بزرگ و فریبکاری ای است عیان و آفتابی . طالبان بدون حمایت آنان نمی توانستند رویکار بیایند و حالا هم بدون حمایت آنها رویکار آمده نمی توانند.
مسئله اساسی اسن است که تامین آزادی و حقوق زنان در گرو استقلال کشور و آزادی ملی مردمان آن و در گرو ایجاد نظام مبتنی بر عدالت اجتماعی است . پامال شدن استقلال کشور و آزادی ملی مردمان آن در ضدیت با امر تامین حقوق و آزادی زنان قرار دارد و نه درخدمت آن. حاکمیت نظام مبتنی بر ستم ملی امپریالیستی ، ستم طبقاتی و ستم ملی شوونیستی به مفهوم حاکمیت نظام مبتنی بر ستم جنسی است . اشکال گوناگون ستم در پیوند متقابل با هم قرار دارند و متقابلاً همدیگر را تقویت می نمایند. بدون سرنگونی ستم طبقاتی و ستم ملی ، سر نگونی ستم جنسی ممکن نیست. خدمت به ستم ملی امپریالیستی و ستم طبقاتی دقیقاً به مفهوم خدمت به ستم جنسی و شوونیزم م
رد سالار است.