ازدواج های اجباری دختران جوان را به کام مرگ می کشاند

گزارش داریم از قریهء عمرزائی ولایت لغمان دختر خانم که نفیسه نام دارد سکونت اصلی اش ولایت مذکور است و نظر به مشکلات اقتصادی که دامنگیر عده ئی از مردم فقیری ما شده است اینها هم ترک وطن می کند و عازم پشاور می شوند. در پشاور مدت زمانی را در خانه خاله همرا با فامیل شان می گذراند در این مدت زمان با پسر خاله اش دوست می شود. می خواهد با هم ازدواج کنند.
اما نظر به ضعف اقتصاد بچه نه میتواند از دختر خواستگاری کند. از دوستی دختر و پسر فامیل ها آگاه می شود. و فامیل دختر نفیسه را از پسر خاله اش دور میکند پس به افغانستان می آید و در قریه خود به زنده گی ادامه می دهد در اینجا پسر کاکای دختر که نام اش نصیر است به دختر خواستگار میشود. و دختر که پسر خاله اش را دوست دارد. به برادران و مادر خود می گوید که با پسر کاکایش ازدواج نمی کند برادران نفیسه وی را لت و کوب می کند و نفیسه را بدون رضایت نامزد می کند و از نامزدیش یکسال شش ماه می گذرد و نفیسه با نامزد خود روابط بسیار زشت دارد برادران و مادر نفیسه از این رویه دختر رنج می برند و مجبور می شوند به فامیل بچه پیشنهاد عروسی می کند آنها از این پیشنهاد خوش می شوند و فوراً خرچ و لباس عروسی را تهیه می کند. به خانه دختر می آورند نفیسه که خرچ و لباس عروسی را می بیند به گریه شده و به مادر خود می گوید که این عروسی را فسخ کند و اگر نه خود کشی خواهم کرد. مادرش میگوید حالا امکان ندارد.
نفیسه که از مادر جواب رد میشنود به تاریخ 15 سرطان 1388 توسط تیل و گاز خود را آتش می زند. یک وقت مادرش متوجه می شود که نفیسه در خانه نیست در جستجوی دختر می شود. درب اطاق را باز می کند. می بیند که دخترش سوخته اما زنده است نفیسه را فوراً به شفاخاه مرکزی لغمان می برد چون حالت نفیسه بسیار وخیم می باشد داکتران می گوید مریض را به شهر جلال آباد انتقال دهید. مریض را به جلال آباد برده در آنجا هم داکتران می گویند مریض باید به پشاور برده شود. نفیسه را بطرف پشاور روان می کند. همین که به پشاور میرسد در یک شفاخانه بستر می شود. بعد از 7 روز به تاریخ 22 سرطان در همان شفاخانه جان می دهد. عامل این گونه مشکلات که دامنگیر زنان شده است کی ها هستند؟
سرزمین ما که به نام آزادی زنان و نابودی تروریزم اشغال شده است به جز عوام فریبی ویک دروغ چیزي ديگري نیست. اگر واقعاً حقوق زن در این کشور برایش داده می شد چرا جلو ازدواج های اجبار گرفته نه میشود تا حال محکمه وجود ندارد که فریاد زن را بشنود. اگر است هم شکل نمایشی را دارد در حقیقت حامی مردان است.