دكانداران دين جنايات شان را مي پوشانند

فلم مستندي كه درشهرهرات توسط مبايل گرفته شده و دست به دست مي گردد به خوبي بيانگرجنايات دكانداران دين ميباشد. دراين فلم دو شيخ در مقابل شيخ مجيب الرحمن، خطيب مسجد جامع گازرگاه ديده مي شود. يك شيخ جوانی با قد بلند، ريش انبوه سياه و كالاي سفيد و ديگري كه يك پا ندارد، در داخل يك خانه كه ده ها نفر  ديگر نيزحضور دارند مورد بازجوئي قراردارند. كاسه ليسان شيوخ در شهرهرات به تبليغ و ترويج پرداخته بودند كه شيخ زناني كه حامله نشده اند را به "كرامات" باردارمي سازد. نظر به عقب ماندگي فرهنگي كه زاده سيستم منحوس اقتصادي است، زنان ومردان رجوع به شيوخ مي نمايند و مدتها اين روند ادامه دارد. طبق اطلاع دقيق و موثق همسايه ها و اطرافيان شيوخ اكثريت زنان جواني كه به ايشان مراجعه مي نمايند، با حيله و نيرنگ براي دعا خواني طولاني و به اصطلاح " خط شاندن" زنان را شب ها در خانه نگهداري مي نمايند وهركدام شانرا به همين ترتيب چندين روزمتواترميخواهند وشب نگه ميدارند. تا بالاخره يكعده از همسايها گزارش عملكرد شيوخ را به شيخ مجيب مي دهند، و از ايشان شاكي مي شوند، شيخ مجيب با حضور ده ها نفر در داخل يك خانه آنها را احضار ميكند و از آن درباره عملكرد  دعاخواني و نگهداري زنان از طرف شب پرسان مي كند. شيوخ موصوف به جرم خويش اعتراف نموده و يكي  از ايشان مي گويد كه "من يكهزار و چهارصد زن را حامله ساخته ام" وشيخ مجيب درمقابلش مي گويد كه " تو بد كردي" و با فحاشي هاي ركيك مي گويد " تو كافر شدي كلمه عرض كن" بعدا شيخ كلمه عرض ميكند به همين ترتيب گفتگو و خشونت شيخ مجيب باعث مي گردد كه شيخ درمقابل مردم توبه كند و درمقابل مردم مي گويد كه " اگر من درظرف يك هفته قرآن را نزد خطيب صاحب ياد نگرفتم مرا نبخشيد" با اين حرفها شيخ خود را نجات مي دهد. شيخ مجيب (خطيب مسجد جامع گازرگاه - هرات) نيزاين موضوع را درهمين جا خاتمه يافته اعلان مي كند. گرچه ظاهرا ادعاي شيخ ازحامله دار نمودن يكهزار و چهارصد  زن از طريق " دعاخواني" است، اماشيخ مجيب و تمام افراد حاضر در جلسه و حتي تمامي  كسانيكه فلم را ديدند به خوبي ميدانند كه نگهداري زنان ازطرف شب درخانه شيوخ و حامله شدن شان ازطريق تجاوزات جنسي شيوخ برزنان بوده است.
شيخ مجيب با اظهار توبه وعرض نمودن "كلمه" از سر تقصيرات شيوخ مي گذرد و ايشان را به حال خودشان رها مي كند. درحاليكه با "توبه" كردن از نظرشرعي "حق خدا" ادا مي شود، اما حق زنان قرباني شده چه؟ نه شيخ مجيب ونه ديگرشيخ ها و نه هم رژيم دست نشانده با چنين حقوقي وقعي نمي گذارند. اين عمل ناشايست را حق مسلم مردان ميداند شيوخ دوباره به دعا خواني، تعويزنويسي شروع مي كنند و خطيب مسجد جامع كه دربين مردم هرات جايگاه خاص دارد از سر تقصيرات شان مي گذرد. جالب است كه شيوخ دعا خوان و تعويز نويس قرآن را ياد ندارند و ايشان در فلم اعتراف نموده كه حاضراند قرآن را نزد خطيب بياموزند. ازسوي ديگرشيخ مجيب وقتي حكم مي كند كه تو كافر شدي، چرا حكم تكفيرشان را صادرننمود؟ چرا ايشان را به دولت معرفي نكرد؟ چرا دوباره اجازه داد تا بكارشان ادامه دهند؟ اين مسايل وقتي بين دوشيخ درمي گيرد كه يكي ميخواهد جاي ديگري را بگيرد، زمانيكه هركدام توانست ديگري را تنبيه وتسليم نمايد، آنگاه ازسرتقصيراتش می گذرد و قضيه جناياتش رامسكوت مي گذارد،شيخ مجيب نيز اين كار را نمود يقينا ازاين واقعه رژيم پوشالي نيزخبرشده است،اما با بي تفاوتي از كنارقضيه گذشته است.
درشماره نهم نبرد زن نقاب ازچهره پليد سه مولوي كه مرتكب چنين جناياتي شده بودند برداشتيم .يكي مولوي "غلام سخي" كه به خواهرزاده اش تجاوزنموده و بعدا او را اختطاف كرده و در ولايت نیمروز او را در بدل دو و نيم میليون تومان ايراني فروخته بود. دومي مولوي "محمد اعلم" ولد "محمد اعظم" مسكونه اسحاق سليمان كه به زن برادرش تجاوزمي نمايد وسومي خطيب ملا "غلام حضرت" كه درحريم مسجد به يك طفل هفت ساله تجاوزنموده وبا الفعل دستگيرمي شود. گرچه هر سه نفر از طرف پوليس دستگيرگرديدند، اما زمانيكه دوسيه ها به محكمه رسيد، هرسه نفرآزاد شدند. رژيم پوشالي و رسانه گروهي نيز اين جنايات هولناك را پرده پوشي نموده و هيچگاهي لب به سخن نگشودند. به همين ترتيب شيخ زاني  نيز برائت حاصل نمود، نه شيخ مجيب و نه هم رژيم پوشالي تعقیب اش كردند، علاوه براينكه دستگير نشد، برايش دوباره اجازه داده شد تا به مردم فريبي واغواگري دست زده و جناياتش را ادامه دهد. رژيم پوشالي به چنين جنايتكاراني كه درزير اباء  و قبادين متبارز گرديدند نيازمند مي باشد. تا با تبليغات زهرآگين مردم را بفريبند و رژيم پوشالي را مشروعيت بخشند. به همين لحاظ حامي اين قشرخائن بوده واز تمامي جنايات شان چشم پوشي مي كنند. شاعري مي گويد:

تو اي مظلوم ازمظلوم، چون خود ياد كن                گربه بيني ظالم ازظالم حمايت مي كند


موضوع ديگري كه ازطريق برنامه " امروز و امشب" فاش گرديد، قضيه  تجاوز يكتعداد "اربكي" هاي قندوز با اتفاق ملا امام مسجد به خانه يكي ازمقتديان ملا امام است. طبق ادعاي دو مرد و دو زني كه چادري بسرداشتند از طريق برنامه بنمايش گذاشته شد. ملا امام يكي ازاين زنان را همان روز درمسجد مي طلبد و مي گويد كه چادري خود را بالا كن، بعد از ديدن زن از او مي خواهد كه به وي نزديك شود اما زن اين مطلب را نمي پذيرد، ملا امام بالاي زن قهرشده وچند شلاق او را مي زند و رخصت مي كند. از طرف شب همراه چند نفر "اربكي" (همان مليشه هاي رژيم خلقي، پرچمي ها است كه دراين رژيم بنام – اربكي- ياد مي شود) به خانه شان حمله نموده وبه تجاوزات جنسي پرداخته اند طبق گفته اراكين دولتي ملا امام دستگيرگرديده وتحت بازجوئي است. يقينا كه اين دوسيه مانند هزاران دوسيه ديگرتجاوزات جنسي و قتل هاي "ناموسي"بسته خواهد ماند.
اشغالگران امپرياليست به منظوررفاه، آسايش واخلاق انساني به اين سرزمين پا نگذاشته و رژيم تحت حمايتش نيزبه هيچ اصول، قوانين واخلاق انساني پايبندي ندارد، بلكه بيشتر بدامن زدن فساد اخلاقي مي پردازد تا روحيه و غرور ملي مردمان اين مرز و بوم را در هم شكند. چنانچه هوتل هاي خارجي ها دركابل شاهد اين مدعا است كه به فاحشه خانه رسمي تبديل گرديده وحتي محابس زنانه و شلترهایی كه به اصطلاح درجهت رفاه وحمايت زنان توسط وزارت امورزنان در هر ولايت درست شده به فاحشه خانه هاي اراكين بلند پايه دولتي تبديل گرديده است. تا زمانيكه در مقابل اين همه جنايات ضد بشري نه نگوئيد و به مبارزه برنخيزيد، متشكل نشويد، نجات و رهائي شما از قيد اين اسارت وحشتناك امري محال است.
حمايت رژيم پوشالي از چنين جنايتكاراني به آنها جرأت بيشتري داده، تاهرچه عميقترغرق اين مرداب شده وبه خيانت دست زنند. امپرياليستهاي اشغالگر و رژيم پوشالي فساد اخلاقي را سرلوحه كارشان قرارداده اند. به همين علت است كه روز به روز دامنه اين فساد گسترده ترمي گردد. رهائي ازاين جنايات هولناك در گرو بيرون راندن اشغالگران وسرنگوني رژيم دست نشانده مي باشد.