چرا زنان افغانستان
نتوانسته اند جایگاه انسانی خود را به دست آورند؟
خانم عذرا " محسنی" عضو شورای رهبری حزب حرکت اسلامی افغانستان در صفحه دوم هفته نامه مردم – سال نهم – شماره (294) – به روز یکشنبه 16 حوت 1388 مصاحبه نموده است، این مصاحبه که از طرف "ع. سحر" صورت گرفته زیر عنوان : " زنان افغانستان نتوانسته اند جایگاه انسانی خود را به دست آورند." به چاپ رسیده است.
در قدم این مصاحبه از لحاظ املائی ، انشائی و جمله بندی غلطی های فاحشی دارد، بطور مثال وقتیکه هفته نامه مردم از خانم " محسنی" سوال میکند که :" ریاست امور زنان چه زمانی در حزب حرکت تاسیس شد؟ " خانم " محسنی" د رجواب میگوید:" در سال 2002 که من در حزب آمدم ریاست امور زنان د رحزب بود ، من درست به یاد ندارم که پیش از من هم بوده ریاست در حزب بوده یا نه است ". به املاء ، انشاء و جمله بندی بالا خوب دقت نمائید. جمله بیانگر آنست که خانم " محسنی " اصلا سواد کافی ندارد و تهیه کننده مصاحبه هم یا سواد کافی ندارد و یا به مسائل سطحی برخورد نموده و بی دقت میباشد. ورنه میتواند املاء ، انشاء و جمله بندی های مقالات و مصاحبه های " اعضای شورای رهبری " (!) حزب شان را تصحیح کند. حزبی که " شورای رهبری " آن آنقدر بیسواد باشد ، وای به حال کسانیکه دنبال چنین حزبی میروند.
یکی از افتخارات خانم عذرا " محسنی" خود فروشی ، انقیاد طلبی، و برده وار زندگی کردن است. او مفتخر است که " ریاست امور زنان " حزب حرکت اسلامی افغانستان را یک موسسه امریکایی تحت حمایت قرارداده و از لحاظ مالی ایشان را کمک میکند. وقتیکه هفته نامه مردم سوال میکند که " ریاست امور زنان تا بحال برای زنان چه کارهایی انجام داده است؟" خانم " محسنی " با افتخار میگوید:" ما در مجموع گفته میتوانیم که کارهای ما بیشتر برای حزب بوده است و کوشش کردیم که خانم ها را در حزب جذب نماییم و به عنوان اولین کاری که من برای حزب کردم این بود که در " ان دی ان " راجستر کردم. " ان دی ان " یک موسسه امریکایی است با احزاب خیلی همکاری می نماید ، دیگر کارهای ما برای زنان این بود که بیست کورس و هشت انجمن را ثبت کردیم. ثبت این ها برای این بود که حزب بودجه ای ندارد و ما در اینجا شبکه ای را ایجاد کردیم که این انجمن ها برای همدیگر کاری را انجام داده بتواند، مثلا : یک انجمن آموزش فعال خیاطی است ، با دیگر انجمن هایی که با کمبود استاد و امکانات مواجه است ، همکاری کند و همین طور کاردیگری که ما توانستیم برای زنان انجام دهیم این بود که آنها را با نهادهای دیگر مانند وزارت امور زنان و موسسه های خارجی که برای زنان کار میکنند معرفی کردیم." هرگاه از غلطی های فاحش املائی ، انشائی و جمله بندیهای نقل بگذریم ، با جرات میتوان گفت که حزب حرکت اسلامی افغانستان مانند دیگر احزاب ارتجاعی یک حزب خود فروخته ومیهن فروش است و همیشه چشمش به طرف بادارانش بوده تا برایشان التفات نموده و بودجه در دسترس شان قرار دهد. یقینا که اشغالگران امپریالیست برای رسیدن به اهداف شوم شان چنین احزابی را با تمام معنی حمایت می نمایند. چنانچه مشاهده میشود که آقای " محسنی" در بهترین موقعیت شهر کابل " حوزه علمیه" میسازد که میلیاردها دالر هزینه دارد این هزینه را امپریالیستهای امریکایی برای تحمیق و اغوای توده ها در دسترس آقای " محسنی " قرار داده اند، همانطوریکه هزینه " مدرسه علمیه" مولوی خداداد را در شهر هرات پرداخت نموده است. کمک به " ریاست امور زنان " حزب حرکت اسلامی و " بیست کورس و هشت انجمن " این حزب نیز طبق گفته خانم " محسنی " از طرف موسسه امریکایی " ان – دی – ان " پرداخت میشود.
امپریالیستهای اشغالگر همانطوری که یک عده از جنایتکارترین افراد و احزاب ارتجاعی را در بغل گرفته به همان طریق میخواهد برای اغفال زنان یکتعداد زنان مرتجع وابسته به خود را پرورش داده ، تا اشغال و تجاوزگری امپریالیستها را " آزادی زنان " جلوه گر سازند.
عملکرد ارتجاعی خانم " محسنی" مورد قبول زنان آزادیخواه افغانستان واقع نگردیده و به هیچ عنوان حاضر همکاری به ایشان نگردیده اند به جزء یک عده معدود از زنان انقیاد طلب و تسلیم شده به اشغالگران.
زمانیکه هفته نامه " مردم " از خانم " محسنی" درباره فعالیتها و ثبت راجستر نمودن " انجمن ها و ریاست امور زنان " حزبش را جویا میشود و سوال میکند که " استقبال زنان ازین کارهای شما چگونه بوده است؟ " خانم " محسنی" با نا امیدی جواب میدهد:" عملا زیاد همکاری نکردند! " به نظر خانم " محسنی " عدم همکاری زنان با این حزب مشکل اساسی شان میباشد. به همین علت " خانم ها جایگاه انسانی خود را پیدا نکرده اند." خانم محسنی معتقد است زنان وقتی میتوانند " جایگاه انسانی خویش را به دست آوردند" که با ایشان همکاری نمایند. اما از نظر زنان آزادیخواه همکاری با این حزب و احزاب ارتجاعی ومیهن فروش دیگر همکاری با اشغالگران بوده و خیانت ملی محسوب میشود.
از نظر خانم " محسنی" و دیگر زنان همقماش آن آزادی زنان در نبود استقلال کشور وآزادی ملی به دست می آید.
نبود استقلال کشور و آزادی ملی به معنی پایمال شدن هویت کشوری و ملی مستقل تمام زنان و مردان کشور میباشد.
در چنین شرایطی که اشغالگران امپریالیست زنان معینی را به وزارت ، ولایت و ریاست ... رسانده و زمینه معاشات دالری برایشان مهیا ساخته است ، چنین زنانی تن به بردگی و انقیاد ملی داده و از این " حقوق و آزادی" خرسند اند. نه تنها خرسند میباشند بلکه برای سلامتی و دوام قدرت اربابان شان نیز دعا میکنند وبه همین لحاظ در پی جلب و جذب زنان بر آمده اند. آنها میخواهند امپریالیستهای امریکایی را فرشته نجات معرفی کنند. برای رد این افسانه های دروغین به بررسی حقوق زنان از نظر اوباما می پردازیم.
بارک اوباما رئیس جمهوری امریکا در سخنرانی که در دانشگاه قاهره داشت ارتجاعی ترین سنت ها را تقدیس نمود . او گفت : " حکومت امریکا ، به محاکم رجوع کرده است تا ازحقوق زنان و دخترانی که میخواهند حجاب را را رعایت کنند ، دفاع کند و کسانی را که این حقوق را تلف می نمایند مجازات کند. " این دیگر یک افسانه دروغین بیش نیست . آنچه را که شئونیزم مرد سالار اسلامی بالای زنان تحمیل نموده است، نمیتوان به عنوان حقوق زنان مسلمان تلقی نمود. " رعایت حجاب به مثابه حق زنان و دختران ، یک افسانه دروغین است. رعایت آنچه را که شئونیزم مردسالار اسلامی بالای زنان و دختران مسلمان تحمیل کرده است، نمیتوان حقی از حقوق زنان مسلمان دانست. دراین رابطه ، حق آنها با مبارزه علیه این تحمیل وعدم رعایت آن معین و مشخص میگردد. قدر مسلم است که برخوردهای سفید پوستان شئونیست با زنان چادر پوش مسلمان مبتنی بر مخالفت آنها با حجاب اجباری نیست، بلکه مبتنی بر تحقیر و توهین آنها به عنوان غیر سفید پوست و یا غیرعیسوی یعنی مبتنی بر نژاد پرستی و برتری طلبی دینی است. این نژادپرستی و برتری طلبی دینی ، جلوه های متنوع و گوناگونی دارد و صرفا در رابطه با حجاب زنان مسلمان تبارز مینماید. اما ترجمه عملی آنچه اوباما میگوید عبارت است از تثبیت " حق" تحمیل حجاب توسط مردان مسلمان بالای زنان و دختران خانواده هایشان و " اومانیزم" امپریالیستی که هدفش حفظ وحدت است از نظام استثمارگرانه حاکم برجهان است. با طیب خاطر این تحمیل را می پذیرد تا گویا همزیستی جهانی برهم نخورد. "
امروز به وضوح دیده میشود که شئونیزم مردسالار توسط خود زنان تحکیم و تقویت میگردد، یکی از وظایف اصلی زنان مربوط به رژیم پوشالی نیز تحکیم و تقویت شئونیزم مردسالار است.
برای اینکه زنان بتوانند " جایگاه انسانی خود را به دست آورند " بطور قاطع باید که آگاهی سیاسی زنان بالا رود، یعنی اولا باید که صاحب خود آگاهی شوند و ثانیا مهارت کسب کنند. آگاهی سیاسی نقش قاطعی در برخورد با رژیم پوشالی و عناصر میهن فروش بازی میکند. بدون خود آگاهی ، زن اشتیاقی به پرواز در آسمان بلند نخواهد داشت وپایبند محیط به اصطلاح گرم و کوچک خانواده شده و به زندگی مادی و آسایش تسلیم میگردد وتاثیر نظام حقوقی وسایر جنبه های ایدئولوژی که بوسیله رژیم پوشالی واشغالگران در جامعه افغانستان تحمیل میگردد، آن است که تفاوت های بین زن ومرد را از لحاظ تولیدی به تفاوت های ارزشی آنها تبدیل میسازد، از طریق کار مردان فرد بالغ اجتماع و زنان پرستار خانگی به حساب می آیند.
طرح وتصویب " قانون احوالات تشخیصیه اهل تشیع" که از طرف آقای محسنی به شدت تایید کردید و مورد حمایت رژیم پوشالی و مرتجعین قرار گرفت بیانگر آن است که زنان فرد درجه دوم و پرستار زنان محسوب میشوند.
بدون بیرون راندن نیروهای اشغالگر و سرنگونی رژیم پوشالی و تحکیم دیکتاتوری دموکراتیک خلق امکان رسیدن زنان به آزادی میسر نیست. برای اینکه " زنان بتوانند جایگاه انسانی خود را به دست آورند" باید شکل هایی از مبارزه ایجاد شود که قادر به بسیج کردن زنان باشد. قابلیت و ابتکار خلاقانه زنان را بیدار کند. آنها را به یکدیگر نزدیک سازد ، انزوای خانگی آنان را از بین برده ، بر اعتماد آنان نسبت به قابلیت هوش ، استقلال و قدرت شان بیافزاید.
زنان به مبارزه خود یاد خواهند گرفت که چه کسانی متحد طبقاتی آنان هستند و چه کسانی دشمنان شان ، آنها روابط متقابل ستم کشیدگی جنسی شان و استثمار طبقاتی را درک خواهند کرد و نیز لزوم روشهای پرولتاریایی مبارزه را که تمام اشکال سازشکاری طبقاتی یکسره رد میکند نیز فرا میگیرند.
د رخاتمه با جرات میتوان گفت که رژیم پوشالی واشغالگران امپریالیست نه حامی منافع ملی اند و نه گامی به سوی آزادی زنان بر میدارند، بلکه با اشاعه سیاستهای ارتجاعی خویش و تلاش برای تقویت جریانات همدست و وابسته بخود ( مانند حزب حرکت اسلامی و خانم محسنی ) میخواهند به منافع ملی کشور ضربه وارد کنند. باید که این واقعیت را هرچه بیشتر آشکار نماییم که رژیم پوشالی و جریانات و احزاب همدست آن یک هدف را دنبال میکنند و آن عبارت از قبول سلطه امپریالیستی ،ستم واستثمار بیش از حد طبقاتی و به قیمومیت درآوردن زنان افغانستان میباشد.
برای بیرون رفت ازین معضل باید که به تسلط اشغالگران امپریالیست و رژیم مزدورش خاتمه بخشید و برای رسیدن به این هدف والا باید که از هیچگونه فداکاری دریغ نورزید.
|