آتش زدن و بستن مکاتب دخترانه یک اقدام ارتجاعی جاهلانه و به نفع اشغالگران و رژیم پوشالی است

یکی از اقدامات  جاهلانه و زن ستیزانه طالبان در زمان امارت شان ، بستن مکاتب دخترانه و مسدود کردن دروازه های دانشگاه ها به روی دختران بود . اینک که آنها دیگر در قدرت نیستند ، باز هم سعی به عمل می اورند که مکاتب دخترانه را مسدود نگه دارند . در مناطقی که آنها نفوذ و نیروی نظامی کافی دارند ، با توسل به تهدید و ارعاب اهالی و مخصوصا دختران مکتبی و معلمان مکاتب دخترانه برای مسدود نگه داشتن دروازه های مکاتب دخترانه تلاش می کنند . این تلاش آنها باعث گردیده است که در ساحات وسیعی از مناطق پشتون نشین کشور ، مکاتب دخترانه کماکان مسدود باقی بمانند . در مناطق دیگری که طالبان نفوذ و نیروی نظامی کافی ندارند ، مکاتب دخترانه را به اتش می کشند تا دختران نتوانند به درس و تحصیل شان ادامه دهند .
واقعیت این است که امروز اشغالگران و دست نشاندگان شان تلاش دارند که از مسئله زنان به عنوان یک حربه سیاسی در جهت مشروع جلوه دادن شان استفاده سوء نمایند . آنها تلاش دارند که زنان و دختران افغانستانی را در راه امیال شوم اشغالگرانه امپریالیستی و ارتجاعی وطنفروشانه شان استعمال نمایند . آنها فرهنگ انقیاد و مزدور منشی را در میان زنان تبلیغ و ترویج می کنند .
با این اقدامات اشغالگران و خائنین ملی دست نشانده شان باید به شدت مبارزه نمود . اما این مبارزه از طریق بیسواد و جاهل نگه داشتن زنان و دختران ممکن و میسر نمی گردد . باید زنان و دختران این وطن آگاهی داده شوند تا حس وطنخواهی و آزادی طلبی در آنها بیدار شود و بتوانند نقش شان را در مبارزه علیه اشغالگران و بخاطر استقلال و آزادی ملی بازی نمایند . باید حقوق انسانی زنان به رسمیت شناخته شده و تامین گردد . آنها فقط به این ترتیب می توانند واقعا به سوی مقاومت علیه اشغالگران جلب شده و نقش شان را بخوبی و شایستگی ایفا نمایند . در غیر آن هر نوع اقدام دیگری که مبتنی بر بی حقوقی زنان و دور نگه داشتن شان از تحصیل و علم و دانش باشد ، نه تنها در مجموع ضد انسانی و خلاف کرامت بشری است ، بلکه بصورت مشخص به نفع اشغالگران و دست نشاندگان شان تمام می شود . زنان بیسواد و فاقد آگاهی و دانش بردگان خانگی اند و نمی توانند نقش اجتماعی بازی نمایند . کوشش برای تداوم بخشیدن به این حالت زنان و دختران این وطن به مفهوم این است که نصف نفوس افغانستان از بازی کردن نقش اجتماعی در مبارزه و مقاومت علیه اشغالگران و دست نشاندگان شان باز داشته شوند . حتی از آن بد تر اشغالگران و خائنین
ملی فرصت یابند که عطش زنان و دختران برای تحصیل علم و دانش را مورد سوء استفاده قرار داده و آنها به سوی خود جلب نمایند .
یقینا نا درست خواهد بود اگر بگوئیم که مکاتب دخترانه در افغانستان ، برای تبلیغ و ترویج فرهنگ انقیاد و مزدور منشی توسط اشغالگران و مزدوران شان مورد سوء استفاده قرار نمی گیرند . اما راه مبارزه با این سوء استفاده ، بردن آگاهی استقلال طالبانه ، آزادیخواهانه ، حق طلبانه و انقلابی در میان زنان است و نه بیسواد و جاهل نگه داشتن آنها .
واقعیت دیگر این است که طالبان طبق تفکر ارتجاعی جاهلانه خود شان ، نفس تحصیل علم و دانش توسط دختران و زنان را یک کار نادرست می دانند و سعی می کنند جلو آن را سد کنند . این امر به اشغالگران و رژیم پوشالی فرصت می دهد که به روی هر نوع مخالفت و مقاومت علیه خود شان مهر جهالت و ضد ترقی بزنند . در واقع انها بصورت مداوم کوشش می کنند که مخالفت ها و مقاومت علیه خود شان را منحصرا به طالبان و حامیان القاعده ئی شان محدود نشان دهند . آنها به این صورت می خواهند نشان دهند که نقش آنها در افغانستان نه اشغالگری و خیانت ملی ، بلکه آوردن ترقی ، آبادی و دموکراسی است و مخالفین آنها یک مشت عناصر جاهل و دشمن علم و دانش اند . این امر مقاومت علیه اشغالگران امپریالیست و رژیم دست نشانده آنها را در مجموع زیان می رساند .
یقینا توقع و درخواست از طالبان برای دست برداشتن از حرکت های جاهلانه ، منجمله بسته نگه داشتن و آتش زدن مکاتب دخترانه ، یک کار بیهوده و بی نتیجه است . آنها مطابق به ذهنیت و خط سیاسی ارتجاعی و زن ستیزانه شان این کار ها را ادامه خواهند داد . پس ما وظیفه داریم که ضمن مبارزه و مقاومت علیه اشغالگران و دست نشاندگان شان ، مبارزه علیه جهالت طالبی را نیز با قاطعیت پیش ببریم و بطور روز افزون شگوفا سازیم .
برای زنان مبارز و آزاده ، رزمیدن علیه جهالت طالبی یک امر مطلقا انصراف ناپذیر و
غیر قابل تعطیل است . فراموش نباید کرد که رژیم دست نشانده و طالبان نقطه نظر و مواضع مشترک اساسی و زیادی در زن ستیزی ومرد سالاری دارند . باز هم فراموش نباید کرد که زن ستیزی طالبانی روزی در واقع مورد حمایت امپریالیست های امریکائی بود و امروز نیز زن ستیزی رژیم مزدور روز بروز بیشتر و چر رنگ تر می شود .