زنان جوان  قربانی  قتلهای ناموسی

هرگاه زنان جوان از یک ازدواج اجباری فرار کنند  ویا اینکه پسر بچه ای  را دوست داشته باشند  وبخواهند او را برای  همسر آینده  خویش  انتخاب  نمایند ویا با پسری که دوست دارند  بگریزند  متهم به بی آبروئی خانواده شده  وقتل شان الزامی است  . پدر ویا برادر  با قتل زن جوان "   آبروی  "   خانواده را  دوباره اعاده می کنند .
در شرایطی که  رژیم پوشالی  همراه بنیاد گرایان  مذهبی برای زنان  قانون می تراشد تا ایشان را به برده جنسی مردان  تبدیل نماید  به سادگی قابل فهم است  که در چنین شرایط مطیعانه  ای زنان حق تصمیم گیری  شخصی بر پایه احساسات  خود را نیز  ندارند وبه  همین خاطر هم هست  که اغلب عشق  های  پنهانی صورت می گیرد  ، زیرا اگر عشق  عشاق بر ملا شود  ، آنها در معرض خطر مجازات ورسوائی   عمومی قرار می گیرند  . ازین مثال ها درافغانستان  زیاد داریم . این جو نا مساعد  وتعصبات   مزخرف زنان  را از تمامی حقوق انسانی وبخصوص  حق تعیین سرنوشت  ( ازدواج ) محروم نموده  ودرخدمت  طبقات فاسد  استثمار گر درآورده  است ، واگر حرکتی دراین  راه از زنان جوان  سر زند مجازاتش مرگ است .
گزارش رسیده  از هرات حاکی از آنست  که یک دختر جوان  ویک پسر جوان  یکدیگر را دوست  داشتند  ودختر خواهان  ازدواج  با پسر بود ، حینیکه پدر دختر از جریان واقعه خبر می شود . یکروز دختر و پسر را می طلبد و هر دوی شان را بقتل میرساند. این واقعه از طریق مردم به پولیس اطلاع داده می شود ، پولیس فورا می رسد . اما پدر دختر مهر ناموس داری را بر قتل زده و می گوید که " دخترم فاسد الاخلاق بود و آبروی خانواده ما را برده بدین مناسبت من او را بقتل رساندم " پولیس از تعقیب و دستگیری پدر دختر منصرف شده بر میگیرد ، حتی قتل بچه جوان نیز در ضمن قتل دختر ماست مالی میگردد.
رژیم پوشالی که حامی سیستم منحوس مردسالاری است هیچگاه قضیه را تعقیب ننموده و حتی اعتراضات فامیل پسر جوان را نیز کسی نشنید. نه دوسیه ای در کار شد و نه هم تعقیب و تحقیقی.
گزارش دیگر از ولایت هرات بیانگر آنست که عبدلاحد ولد ارباب شیر احمد مسکونه فعلی محل ارباب زاده های باغچه مستوفی و مسکونه اصلی کمونه و بنیاد در شب 24 / 3 / 1388  همراه همسرش پریسا در بستر خوابش به شکل مرموزی توسط تفنگچه بقتل میرسد. در همان شب پدر عبدالاحد یعنی ارباب شیر احمد هردو جسد را به پتو پیچیده از خانه بیرون نموده و توسط موتر به کمونه و بنیاد می فرستد . ضمن اطلاع پولیس و امنیت ملی فورا به محل واقعه آمده فقط توانستند که از داخل خانه لکه های خون را عکس برداری کنند. پدرعبدالاحد به پولیس اجازه تحقیق را نمیدهد. پولیس و امنیت ملی هر دو از محل واقعه بدون اینکه کسی را دستگیر نمایند بر می گردند. روز بعد از طرف امنیت ملی به کمیسیون حقوق بشر تلفن می شود و می گوید که " عجب حقوق بشري که در نزدیکی اش قتل صورت گرفته هیچگونه تحقیقی از طرف شما به عمل نیامده است " از طرف کمیسیون حقوق بشر با تمسخر چنین پاسخ داده می شود : " بلی با تمام این همه نیروی مسلح باید که ما تحقیق به عمل می آوردیم . آقا شما که همه نیروهای مسلح را در اختیار دارید بدون کوچکترین عکس العمل و تحقیقی از منطقه برگشته اید ، از ما چه توقع دارید "
گزارش ديگر ازولايت  هرات حاكي ازآنست  كه ظرف  يكماه  گذشته  چهاردختر متعملين مكاتب  مختلف توسط بچه هاي موتور سوار به ضرب  چاقوزخمي گرديده اند . اما رژيم پوشالي و"  كميسيون مستقل حقوق بشر "  كه ازجريان واقعه به خوبي آگاه  است هيچ تحقيقي دراين  زمينه  بعمل  نياورده و حتي  دولت دست  نشانده  در صدد  تعقيب  و پيگيري جنايت  كاران نبوده ونيست . واين مطلب  راكاملا مسكوت گذاشته وحتي  درروزنامه و رسانه هاي گروهي از انعكاس  آن جلوگيري بعمل آمد د راخيرماه سرطان كه تعداد زخمي ها به دها تن رسيد رژيم مزدورناچاربه بيان اين مطلب ازطريق تلويزيون گرديد.
سه  مطلب فوق به خوبی بیانگر آنست که رژیم پوشالی حامی قتل های ناموسی است ، و اصلا نمیخواهد که در این باره کوچکترین تحقیقی را حتی در مورد قتل های مرموز بوجود آورد. امروز در افغانستان بسیاری از زنان جوان قربانی قتل های ناموسی اند. اکثریت عظیم زنان قربانی خشونت های خانوادگی می شوند. در بیشتر موارد اجراکنندگان این خشونت ها اعضای خانواده ، مانند پدر ، برادر و یا شوهر می باشد. زنان حق هیچ انتخابی مگر قبول اجباری را ندارند. آنها مکلف اند با مردانی که دوست ندارند ازدواج کنند، سرکشی از خواست پدر و یا برادر سبب مجازات دختران می گردد. تعداد زیادی از دختران جوان که دست به مقاومت می زنند و بالاخره دست به خود سوزی میزنند و یا اینکه از طرف پدر ، برادر و یا شوهر سوختانده می شوند . این خودکشی ها کاملا تابع محیط است. آیا آن دختر جوان از روز ازل میخواست که در سن جوانی خود کشی کند ؟ نه ! اینطور نیست . بر عکس او می خواست زنده بماند ، تشکیل خانواده داده و یکجا با همسر و فرزندانش زندگی را سپری کند ، تصمیم نهائی به مرگ اجباری را محیط اجتماعی به وی تحمیل نمود.
چرا زنان با این شیوه می جنگند ؟وقتیکه زنان خود را در بن بست می بینند و هیچ امیدی برای حمایت شان از طرف جامعه و طبقه حاکمه وجود ندارد . لذا دست به چنین اعمال می زنند . دستگاه حاکمه هیچگاه خشونت علیه زنان را جدی نمیگیرد و آنرا بدوش فامیل می گذارد تا حل و فصل نماید. این راه حل بیشتر با کشتن زنان همراه بود ه و یا اینکه ایشان را وادار به تسلیم نموده که تا عمري د رگوشه خانه محبوس باشند. اگر احیانا موارد مراجعه به محاکمه " عدلی " گردد این زن است که گناهکار شمرده شده و راهی زندان می گردد. در حقیقت هیچ قانونی در افغانستان وجود ندارد که خشونت علیه زنان را از طرف خانواده جرم به حساب آورد. و قانونی که امروز بنام " قانون احوالات شخصيه اهل تشیيع " تصويب  وتوشيح  شده است ،  زنان را به برده جنسی مردان تبدیل نموده است و این قانون اجازه هرگونه دخل و تصرف مردان بر زنان را می دهد. این قانون عمق ایدئولوژی زن ستیزانه جمهوری اسلامی را بنمایش گذاشته است.
روابط عقب مانده نیمه فئودالی و استعماری ستم بر زنان  طاقت فرسا نموده است . علیرغم و عده های دروغین امپریالیست های اشغالگر امریکایی و متحدین شان مبنی بر رهائی زنان ، ایشان نه خواهان رهایی زنان و نه قادر به رهائی زنان می باشند ، زیرا منافع آنها در برقراری مناسباتی است که چنین ستمی را اعمال می کند . امپریالیست های اشغالگر به رهبری امپریالیزم امریکا امروز به جنایتکار ترین اشخاص اعم از فئودالان و سرمایه داران کمپرادور و باند مافیای مواد مخدر متکي گردیده و حمایت شان می کند . به این دلیل هیچ قانونی برای حمایت زنان در مقابل خشونت خانوادگی بوجود نیامده و نخواهد آمد . بلکه بر عکس قانونی تصویب و توشیح می شود که بیشتر زنان به اندرون خانه کشیده برده ، مطیع و شئی برای لذت بردن مردان تبدیل نماید.
در مدت 8 سالی که از عمر رژیم دست نشانده می گذرد بخوبی دیده می شود که خشونت و قتل های ناموس در افغانستان رو به افزایش است و رژیم دست نشانده می خواهد که این خشونت ها و قتل ها را به شکل قانونی در آورد . تا دیگر زنان اجازه هیچگونه تعرضی را نداشته باشند. و از این طریق روحیه مبارزه و طغیانگری شان را علیه بی عدالتی های اجتماعی و زن ستیزی بکشند.
برای بر هم زدن این روابط باید که زنان به شرکت در کلیه جنبه های زندگی و فعالیت های اجتماعی تشویق شوند. این رسالت بزرگ تاریخی امروز بدوش نیروهای انقلابی است . تا زنان را در این جهت تشویق نمایند و فقط به این ترتیب است که زنان زندگی محدود خانوادگی و محدودیت های فکری خود را بدور ریخته و فقط به این وسیله است که یک پایه واقعی انقلابی برای ازدواج ها و روابط بین دو جنس بوجود آمده می تواند.