نقش زنان درانقلاب آزاديبخش ملي
فهم روشن ازنقش زنان درجامعه، پايه علمي تحليل مسئله آزادي زنان راتشكيل مي دهد.روشن است كه يك فهم دقيق ازمسئله زنان ، همراه بافهم مسئله شركت زنان درمبارزه ملي، قدم اوليه وضروري درجهت آزادي زنان مي باشد وظايف اصلي سازمان هاي زنان وسايرسازمان ها،شامل اين هااست،تشريح حقوق طبيعي اوليه زنان براي همه زنان كه چگونه آنها مي توانند براي اين حقوق بجنگند، وزنان چه نقش اصلي راميتوانند درتجديد ساختمان اجتماع بازي كنند داراي اهميت فراوان است، اهميت مسئله زنان درسالهاي 1841 و1879 درجنگهاي انگليس وافغان روشن ترشده چنانچه درسال 1841 زمانيكه قيام هاي مردمي عليه انگليس شروع ميشود زنان مسئول رسانيدن آب ونان به اردوي ملي بودند چنانچه درهمين جنگ محمد اكرم خان كشته ميشود، زنش اسب شوهرراسوارشده وپرچم مبارزه رابلند نموده ودرمقابل انگليسهاقرارگرفت درگيرودارجنگ كپتان مكنيزي فرارنموده درحين فراربازني روبروشد كه بچه دربغل داشت،زماني كه زن اوراديد بچه رازمين گذاشت وجلوش راگرفت،كاپتان خواست كه زن رامورد حمله شمشيرقراردهد ولي خودش مورد اصابت گلوله قرارگرفت ودرسال 1879 مردم تحت رهبري غلام حيدرچرخي وملامشك عالم دست به قيام زدند دراين جنگ زنان قهرمان افغانستان وظيفه رساندن آب ونان رابه مبارزان بعهده داشتند چنانچه 400 تن اززنان كابل درين جنگ سهيم بودند كه ازجمله 83 نفرآنان درجنگ كوه آسمائي شهيد شدند، درين ترديدي نيست كه زنان افغانستان درطول تاريخ عليه استعماروارتجاع نقش خود راايفا نمودند چنانچه درجنگ ميوند ميتوان ازملالي ودرثورسال 1359 ازتظاهرات زنان كابل عليه رژيم دست نشانده روس ياد آورشد كه ازجمله شهداي آن زمان ميتوان ازناهيد نام برد. وبه تعقيب آن در13 ثور1359 درتظاهرات پوهنتون كابل عليه رژيم دست نشانده، زنان درصف اول قرارداشتند درحين تاخت وتازپوليس سواربراسبها زنان صفوف خود رافشرده ترساخته وپوليس بابيرحمي تمام بصف تظاهركننده ها حمله نمود كه درين جريان يكعده زيادي ازآنان مجروح گرديده وعده ديگردستگيروبابيرحمي وشقاوت شكنجه شدند يكعده درزيرفشارجان خود راازدست داده وعده ئي محكوم به حبس گرديدند.به همين ترتيب ميتوان ازتظاهرات 21قوس سال 1375 زنان هرات وبه تعقيب آن تظاهرات زنان قندهارعليه قصاوت وبي رحمي طالبان ياد آورشد. درروز21 قوس 400 نفراززنان هرات عليه سيستم مرد سالاري وقيودات بيش ازحد طالبان تظاهرات نمودند وازچوك گلها بطرف ولايت درحركت بودند كه درنزديك سفارت ايران طالبان شلاق بدست رسيد، موترهاي آب پاش صفوف زنان رابرهم زد وطالبان بابيرحمي وقصاوت برزنان حمله ورشدند، عده اي اززنان مجروح گرديده وعده اي دستگيروروانه زندان شدند. اين تظاهرات باخشونت كامل درهم شكسته شد.
اما بعد ازهمه اين جانفشاني ها هيچ چيزنصيب زنان نگرديد مگراينكه دوباره پدرسالاري ايشان رادربندخانه وخانداري كشانيد. تنها درزمان امان الله يكعده ازدختران افغانستاني غرض تحصيل عازم تركيه شدند ودرسال 1922 جريده ارشاد النسوان هفته ، درهشت صفحه ازطرف زنان كابل بامعلومات آفاقي ،ادبي وتدبيرمنزل ومتفرقات نشرشد. بعد ازدوره امان الله ديگرتوجهي به نقش زنان درافغانستان نشده وخاصتا بعد ازبقدرت رسيدن باند اخوان درسال 1371 هيچ گونه توجهي به نقش زنان كشورنشده وزنان رازيادتر باشلاق " حجاب" كوبيدند، مرزمشخص بين زن ومرد كشيده و طوري وانمود ساختند كه اگرمرد زن راببيند غرق فساد ميگردد، دراينجاست كه عقايد زن زيرپاگرديده واورا ام الفساد معرفي نمودند وبه همين سبب بود كه توصيه نمودند كه كارزن درخانه وپرورش اطفال است وزن نبايد دركاراجتماعي شركت كند، اين موضوع توسط باند خائن طالبان كاملا جامه عمل پوشيد. بعد ازتجاوز مستقيم امپرياليستها به رهبري امپرياليزم امريكا درافغانستان گرچه مكاتب زنانه بازشد وبه زنان اجازه داده شد تابه كارهاي اجتماعي به پردازند(اگركاري پيداشود) اما درحقيقت زنجيرمردسالاري به دست وپاي زنان محكم ترگرديده درمدت هشت سالي كه ازعمررژيم مزدورمي گذرد، روزي نيست كه شاهد قتل وياتجاوزبه زنان ودختران جوان نباشيم، اما هيچگاهي مجرمين اين قضايا محاكمه نگرديده وبرائت حاصل نموده اند. ودراكثرقضايا زن ويادخترجوان قرباني شده محكوم شناخته شده وروانه زندان گرديده است.حامي اين ستم به زنان امپرياليستهاي اشغالگررژيم پوشالي است. وتازمانيكه اين نيروها برمسند قدرت تكيه زده باشند اين ستم ادامه دارد.
مابخوبي آگاهيم كه مبارزه زنان براي آزادي شان نمي تواند ازطريق دشمني بامردان بدست آيد، بلكه بايد ازطريق مخالفت باعقايدي كه زنان رازندانيان خانه هاي شان مي كند كسب شود. اين عقايد درافغانستان ، متعلق به طبقه حاكمه بوده وبرزنان ومردان متشركا تحميل شده است مابراي ازبين بردن اين عقايد دراذهان زنان ومردان وعقايدي كه به سيستم قبيله اي حكومت است جدا مبارزه مي كنيم.
براي ازبين بردن موانع آزادي زنان بايد رژيم هاي دست نشانده وباند هاي ارتجاعي راسرنگون ساخت، يادآوري اين نكته نيزضروري است كه آزادي زنان چيزي نيست كه مردان آنرابزنان اعطانمايند، بلكه چيزي است كه ازطريق مبارزه سازماندهي شده دايمي به وسيله زنان درسطوح اقتصادي، اجتماعي وسياسي بدست مي آيد، آزادي زنان نه به وسيله درصد زنان كارگر، ونه به وسيله تعداد زنان تحصيل گرده يافارغ التحصيلان دانشگاه ها بلكه ازادي زنان حاصل سهم موثرزنان درسطوح مختلف توليدي، اجتماعي وسياسي حاصل ميشود.
آزادي زنان بايك مبارزه توده اي برعليه يك اقتصاد هسته اي خانگي، كه زنان رازنداني مي كند شروع ميشود. بايد كه آموزش روح ميهن پرستي زنان رابالابرد ونقش آنها رادرصفوف انقلاب جدي گرفت وبايد كه براي آگاه نمودن زنان بسيج آنان وآشناكردن شان به مسئله آزادي آنها وكمك به درك اين مطلب كه جزازطريق آزاد نمودن همه جامعه ازاستعماروعمال آن درمنطقه نمي تواند كسب شود،جدامبارزه نمود.
كينه ايكه امروز زنان افغانستان نسبت به سيستم پدرسالاري دارند بايد به جرقه هاتبديل شود كه پايه انقلاب ملي دموكراتيك رابسازد، تابنيان عقايد عقبگرااخوان ودلالان ارتجاع وسيستم اقتصادي ارتجاعي وابسته به امپرياليزم راواژگون نمايد.
زنان افغانستان بايد كه يك هدف عالي رادنبال كنند وآن عبارت باشد ازپيروزي كامل بردشمن وتمام نيروي خود رابراي نجات ورهائي زحمتكشان ازچنگال ظلم وستم وواژگون نمودن نيروهاي ارتجاعي وابسته به امپرياليزم، فيوداليسم وامپرياليسم بكاربرده وآنرا تاسرحد انقلاب اجتماعي به پيش برند، زيراهيچ وقت ارتجاع به زنها اجازه نمي دهد كه بسود خود درراه احقاق حقوق خود استفاده كنند وهميشه ازسيطره كامل مرد برخانواده دفاع نموده ومي نمايند، اين سيطره آن چنان محرز ومسلم است كه نه به زن اجازه ميدهد تاخواست حقوق مساوي بدست آورد ومردان هم حاضرنيستند كه بزنها حقوقي بدهند زنان بايد كه علت اين تيره روزي خويش رادرك نموده ، براي دگرگون نمودن آن جدامبارزه كنند. مالكيت خصوصي ، همانگونه كه روابط اقتصاد سياسي رادرجامعه بزرگتردگرگون ساخت،روابط بين زن ومرد رانيزدرخانواده تغييرداد. زمانيكه خانواده پدرسالاري پابه ميدان مي گذارد، زنان اولين خدمتگارخانگي مي گردد وشركت آن دركاراجتماعي ممنوع ميشود وفقط زمانيكه صنعت بزرگ پابه عرصه وجود مي گذارد درهاي توليد رابروي زنان( آنهم زنان پرولتر) دوباره بازمي كند به محض انكه توليد براي مبادله ، توليد براي مصرف راتحت الشعاع قراردارد ماهيت خانواده اهميت كارزنان درخانواده ونتيجتا موقعيت آنها رادرجامعه دگرگون ساخت.زنان ديگربراي شوهروفرزندان شان كارمي كردند نه براي كل جامعه ، مالكيت خصوصي، مالك راحاكم خانه ساخت كارزنان وسايروابستگان فاقد مالكيت، براي مراقبت وازدياد اموال رئيس خانواده انجام مي پذيرفت كه اكنون برقابت توليدي ومبادله اي باسايرروسا خانواده هاي ديگراشتغال داشت. كارزنان بخش ضرور، اما ازنظراجتماعي بخش پست تر، ازتوليد مازاد قابل مبادله راتشكيل داده وميدهد، زنان عضوبالغ جامعه بودند به پرستارهمسرودخترتبديل شدند.
جامعه طبقاتي متمايل به اجتماعي كردن كارمردان وخانگي كردن كارزنان است همين نكته پايه هاي مادي وسازماني لازم راجهت دريغ كردن فرد بالغ زن را، فراهم آورد وبه طبقات حاكم امكان داده تازنان راپرستارمردان بشمارآورند.
پايه بردگي زن علل اقتصادي واجتماعي دارد وزيردست بودن ازروزي بوجود آمده است كه مالكيت خصوصي وسايل توليد به ميان آمده اين پيشامد ازيكسو، زنانرا وابسته به شوهروپدركرد وازسوي ديگرصحه بر بردگي اجتماعي اوگذاشت. زن برده ،دهقان قابل خريد وفروش وبعدا پرولترشد درمورد تساوي حقوق زن ومرد درحين ازدواج هم وضح بهترازاين نيست نابرابري طرفين درمقابل قانون – كه ميراث شرايط اجتماعي گذشته است – نه علت، بلكه مملول سركوب اقتصادي زنان است مرد به عنوان مشتري وخريدار وزن به عنوان شي قابل خريد وفروش تلقي ميگردد وبه همين خاطراست كه فقط مرد مي تواند ازدواج رافسخ نموده وزن اش رارها نمايد حق بيوفائي درزناشوئي متعلق به مرداست، وحداقل توسط رسم عنعنه تقديس شده است.
درجامعه مازن به عنوان ميراث وملك خصوصي است، اگرمردي فوت نمايد ازاوپسري نماند زن دخترومالش بطورارث به اقاربش ميرسد.
يك بارديگرمتذكرميشويم كه بايد تمام اين رسم ورواج هاي نادرست كه مالكيت خصوصي پايه واساس آن است منهدم گردد تازن درابعاد اقتصادي واجتماعي برابربامرد گردد.
طوريكه قبلاهم ياد آورشديم كه هيچ حقي داده نشده ونمي شود مگراينكه گرفته شود زنان نمي توانند كه خود رابا برابري ظاهري خشنود نمايند، زنان بايد كه وظيفه اساسي خود رابراي مبارزه برابري اقتصادي واجتماعي بامرد قراردهند. زنان بايد كه درراه بدست آوردن احقاق حقوق خويش مبارزه خستگي ناپذيرنمايند، صفوف خويش رامستحكم وفشرده ساخته ودوشادوش مردان حركت كنند ، مردان وزنان بايد كه براي يك مبارزه بزرگ ، براي ساختن اجتماع نوتربيت شوند.
اين رسالت بزرگ وظيفه نيروهاي انقلابي است كه براي زنان مانند مردان ووظيفه بدهند وازآنها ادامه كاررابخواهند، آنها رانتقاد كنند وبه ايشان اجازه انتقاد دهند تااينكه اين مظلوم ترين مظلومان درحقيقت نيرومندترين موجود درجهان وخاصتا درافغانستان به " ارتفاعات جووهم باعماق درياها" دست يابند. |