موقف زن درجامعه داراي ارزش تعيين كننده است
براي اينكه نقش وموقف وجايگاه زن را درجامعه بشناسيم وبه اهميت وارزش آن پي ببريم لازمست بطوراجمال مراحل مختلف رشد اقتصادي واجتماعي انسان رامورد بررسي وارزيابي قراردهيم.
درزندگي انسانهاي اوليه ازملكيت خصوصي اثري نبود مردم اعم اززن ومرد درتهيه غذا وتهيه پوشاك براي خود واطفال سهم مشترك ومساويانه ميگرفتند وبعد ازجمع آوري غذا، آنرا بين خود بطورمساويانه تقسيم مي كردند. باپيدايش مالكيت خصوصي وپيدايش افزارتوليد بنيان جامعه دگرگون شد، اداب ،اخلاق ورسوم اجتماعي تغييركرد، ترويج فلاحت وزراعت، رونق صنايع محلي دستي، تهيه خوراك وپوشاك ازجمله حوايج اوليه شمرده ميشد. مردان به دامپروري وتامين امنيت پرداختند وزراعت، تربيت اطفال وتنظيم منزل برزنان واگذارگرديد باگذشت زمان زنان ازعرصه اي كارتوليد دورساخته شدند ودرمحوطه خانه محصورگرديدند، ودرنتيجه زنان آزادي راكه قبلا داشتند ازدست داده واسيرمردان شدند، اسارت زن توسط مرد بيشترگرديد ومردان شروع به تعهدد زوجات نمودند.
ورفتارمرد نسبت به زن روز بروز شديد ترگرديد.
همزنان بارشد بردگي درجامعه زن به برده خانگي مبدل گرديد وتا به حال اين اسارت بردوش زنان سنگيني مي كند.
ايجاد مذاهب واديان مختلف نيزمثل اينكه بخاطررفاه وآسايش مردان بوجود آمده باشد، بيشتر امتيازات رابمرد بخصوص مرد حاكم ومتنفذ داده وروز بروز زنجيرهاي اسارت طبقات ضعيف وبي چيزجامعه اعم اززن ومرد را بيشتروفشرده ترنموده وآنها راتحت فشارواستثمارگرفته است.
يونانيها زن را" موجودي پاك ناشدني وزاده شيطان دانسته اند واورا ازهركاري جزخدمتكاري وارضا غرايز جنسي مرد ممنوع مي دانستند."
يهوديها راعقيده برآن بود " كه شهادت وسوگند زن بي اعتباراست".
ظهوربردگي در عربستان همزمان باظهوردين اسلام پابه عرصه وجود گذاشت بيشتردرخدمت مرد حاكم قرارگرفت وزنان رادرچهارديوارخانه محصورنمود وتازمانيكه اين سيستم برقرارباشد برابري زن بامرد امكان پذيرنيست، زيرا آزادي زنان چيزي نيست كه مردان آنرابه آنها اعطا نمايند، بلكه چيزي است كه ازطريق مبارزه سياسي دائمي بوسيله زنان درسطوح اقتصادي – اجتماعي وسياسي بدست مي آيد.
ازديد انقلاب آزادي زنان بايك مبارزه توده اي عليه يك اقتصاد هسته اي خانگي ،كه زنان رازنداني مي كند شروع ميشود وبراي دانستن ودرك دقيق چگونگي مبارزه وپيكارعليه اسارت وبه زنجيركشيدنش بايد درقدم اول زنان صاحب خود آگاهي گردند، اگاهي سياسي نقش قاطع ومحكمي درپيشبرد امورمبارزاتي دارد. بدون خود آگاهي زن اشتباقي به شركت درمبارزه توده اي براي زدودن استثمارورهائي انسان ازقيد وبند هاي اسارت باركه توسط احكام ودولت ها وضع گرديده نخواهد داشت.
" وظيفه ماتبديل سياست به مقوله ايست كه هرزن زحمتكش بتواند درآن سهمي داشته باشد."
مهمترين چيزوبااهميت ترين مسئله براي زنان ميهن مااين است كه با شناخت دقيق وهمه جانبه گذشته تاريخي وسياسي كشوروچگونگي زندگي زن درادوار مختلف تاريخ پي برده وماهيت احزاب وگروه هاي موجوده وشرايط ايجاد آنها بطوردقيق وهمه جانبه مطالعه نموده وازشرايط خاص سياسي – اقتصادي واجتماعي جامعه خويش وجهاني كه زندگي ميكند آگاهي حاصل نمايند ويامطالعه كتب وآثاررهنمودي سطح آگاهي خود رابالا ببرند وبدين ترتيب خواهند توانست به مبارزات انقلابي غرض تغيير جامعه معتقد گردند آن وقت است كه خواهند توانست درانقلاب دموكراتيك نوين سهم فعال گيرند.
زنان بايد باشركت دركليه جنبه هاي زندگي وفعاليت هاي اجتماعي تشويق شوند فقط به اين ترتيب است كه آنان زندگي محدود خانوادگي ومحدوديتهاي فكري خود رابدورخواهند ريخت.
"بدون اشتراك زنان هيچ جنبش توده اي واقعي نمي تواند وجود داشته باشد..."
بايد زنا ن براي شركت درمبارزه عليه ستم طبقاتي كه برآنها تحميل گرديده آماده شوند وقادرگردند كه به جنبش وسيع زنان دامن زنند.
زنان بايد درخانه يادرمنطقه اي خود اين جنبش رابسوي كه به پايان ستم طبقاتي ميرسد،درجهت يك مبارزه موثرهدايت كند.
" فهم روشن ازنقش زنان درجامعه، پايه علمي تحليلي مسئله آزادي زنان راتشكيل ميدهد.هيچ جنبشي بيش ازجنبش زنان كارگركه درقلب جامعه سرمايه داري رشد مي كند، قادربه فهم اين نقش نيست."
امروز دركشورهاي غربي واقصا نقاط جهان نسبت به زن به چشم يك شي مي نگرند هرچند درادارات دولتي وموسسات توليدي زنان شركت دارند ولي گردانندگان واقعي جوامع ستمگراند، كه به شديد ترين وجه ممكن مردان وزنان رااستثمارميكنند.
كشوراشغال شده افغانستان كه ازجمله عقب نگهداشته ترين كشورهاي جهان محسوب ميشود وهرج ومرج سياسي درسراسرمملكت وجود دارد ونسبت به زنان برخورد ظالمانه وخصمانه ميگردد. چنانچه درظرف هشت سالي كه ازعمررژيم دست نشانده مي گذرد ماشاهد قطع انگشتان زنان، بريدن گوش وبيني،قتل، تجاوزات جنسي،سوختاندن زنان بيشماري بوده وهستيم. رژيم پوشالي نيزحامي اين ستمگري بوده وهيچ يك ازاين مجرمين رابه محاكمه كشانيده نشده اند. درمناطق كه طالبان حكومت دارند، زنان حق تحصيل ندارند، حق بيرون شدن ازمنزل نيزازآنها گرفته شده وبه شديد ترين وجه ممكن باآنها برخورد وتصادم صورت مي گيرد.همانطوريكه طالبان حق زندگي سياسي زنان راسلب نموده، رژيم پوشالي ومزدورحامد كرزي نيزباكمال پرروئي مي كوشد كه زنان راازكارسياسي كناربكشد. زيراامپرياليستها ومرتجعين به خوبي آگاه اندكه هيچ نيروي قدرت وتوانائي مهاركردن جنبش وطغيان زنان راندارد، درصورتيكه به آگاهي سياسي رسيده باشند.بادرك اين مطلب كوشااست تاكه زنان رابااصلاحات ظاهري وعوامفريبانه وكشاندن چند زن به مقامات بالائي آنها راراضي نگهداشته وازكارسياسي كناربكشد.
زنان درمبارزات وانقلابات ملي وآزاديبخش نقش ارزنده وتعيين كننده اي رادارند." بدون شركت زنان درانقلاب هيچ انقلابي به پيروزي نمي رسد". زنان مبارزوانقلابي دراين شرايط بس حساس ودشواركشوركه ازهرطرف نيروهاي ارتجاعي آنها رامحاصره نموده اند بايد باپشت كارجدي اين مسئوليت خطيرراپذيراگرديده،و براي بالابردن اگاهي وبسيج زنان كوشاباشند تابتوانند دوشادوش مردان انقلابي بردژهاي دشمن هجوم برده ومنفرد شان سازند وبراي نجات خويش وبشريت جامعه رادگرگون سازند.
|