مرگ بر انتخابات پوشالي، قلابي و نمايشي
در يك نظام استثمارگرانه و ستمگرانه طبقاتي، ملي و جنسي، انتخابات غير از " حق " مردمان تحت استثمار و ستم براي " انتخاب " سركوبگران شان از ميان استثمارگران و ستمگران براي دوره هاي معين، معني و مفهوم ديگري نمي تواند داشته باشد. ولي در يك نظام مستعمراتي – نيمه فئودالي تحميل شده توسط متجاوزين امپرياليست و مبتني بر استثمار و ستم اشغالگرانه امپرياليستي و نيمه فئودالي، مثل نظام حاكم كنوني بر افغانستان، حتي همين " حق " نيز شكل يك نمايش ميان تهي، مسخره و تقلبي را بخود مي گيرد.
در " جمهوري اسلامي افغانستان " ظاهرا حق زنان براي شركت در انتخابات به رسميت شناخته شده است. اما اكثريت بسيار بزرگي از زنان كه فكر مي كنند انتخابات رژيم اصلا به آنها مربوط نيست، علاقه اي به شركت در آن ندارند. ولي حتي بخش مهمي از زنانيكه در انتخابات شركت مي كنند، نيز نقش مستقلانه اي ندارند و دنباله رو مردان خانواده شان هستند. علاوتا عده قابل توجه زنانيكه علاقمند شركت در انتخابات هستند، در اثر ممانعت اتوريته هاي مرد سالار خانوادگي، قومي، مليتي و سياسي حاكم بر جامعه، نمي توانند در انتخابات شركت نمايند. به اين ترتيب، شركت نمايشي بخش بسيار كوچكي از زنان در انتخابات، كه صرفا به درد آرايش" دموكراتيك " نظام ضد ملي استثمارگرانه و ستمگرانه حاكم مي خورد و تاثير مثبت اساسي روي وضعيت و حالت اكثريت قريب به اتفاق زنان ندارد، يكي از مشخصات مهم انتخابات هاي گوناگون رژيم دست نشانده
را تشكيل مي دهد.
طبـق احـصـائـيـه رسـمـي نـهـاـيي دولتي،
مجموع كساني كه در دور اول دومين انتخابات رياست جمهوري و شوراهاي ولايتي رژيم پوشالي شركت كردند، صرفا يك چهارم مجموع افراد واجد شرايط شركت در انتخابات را در بر گرفت و به اين ترتيب سه چهارم افراد واجد شرايط شركت در انتخابات، در آن سهم نگرفتند. طبق همين احصائيه، زنان صرفا يك پنجم مجموع افراد شركت كننده در انتخابات بوده اند و به عبارت ديگر 90 % زنان در انتخابات شركت نكرده اند. يقينا ميزان واقعي شركت زنان و مردان در انتخابات به مراتب كمتر از احصائيه هاي رسمي دولتي بوده است. بطور مثال بخش قابل توجهي از آراء اقليت كوچك زنان به اصطلاح شركت كننده در انتخابات، غيابا و توسط مردان خانواده شان به صندوق ها ريخته شده و در محاسبه نهايي رسمي دولتي گنجانده شده است.
آنچه كه باعث كشانده شدن انتخابات رياست جمهوري رژيم، به دور دوم گرديده، تثبيت يك چهارم مجموع آراء ريخته شده به صندوق ها در دور اول، به عنوان آراء تقلبي، توسط خود گردانندگان خارجي و داخلي اين نمايش انتخاباتي است. اما دور دوم اين انتخابات باز هم تحت رهبري و نظارت همان ارگان هاي قبلي سازمانده تقلبات در دور اول برگزار مي گردد و افراد شركت كننده در آن بايد به يكي از دو تقلبكار اصلي دور اول راي بدهند.
دسته هشت مارچ زنان افغانستان، با توجه به تمامي دلايل بر شمرده فوق، همانگونه كه دور اول اين انتخابات در 29 اسد را تحريم نمود، دور دوم آن در 16 عقرب را نيز تحريم مي نمايد و از تمام مردمان كشور و بطور خاص از زنان ميخواهد كه در آن شركت نكنند. ما جدا اميد واريم كه ميزان شركت مردم، اعم از زنان و مردان، در دور دوم اين انتخابات، به مراتب نسبت به دور اول آن كمتر باشد.
دسته هشت مارچ زنان افغانستان، خواهان شركت واقعي زنان و مردان كشور در تعيين سرنوشت كشور و تعيين ارگان هاي دولتي و تامين دموكراسي و حاكميت مردمي ضد امپرياليستي و ضد ارتجاعي است. دموكراسي دروغين، نمايشي و تقلبكاري را كه اشغالگران امپرياليست به زور قوت هاي اشغالگر و صرف ميليارد ها دالر بر افغانستان و مردمان افغانستان تحميل كرده اند، آنچنان رسوا و بي آبرو است كه فقط مي تواند در مقايسه خود با استبداد امارتي طالبي براي خود حيثيت دموكراتيك جستجو نمايد. اما تجربه هشت سال گذشته نشان داده است كه اين " دموكراسي " پوشالي و تا مغز استخوان فاسد، حتي در مقابله با طالبان، عرصه هاي مانورش پيوسته تنگ تر و تنگ تر مي گردد.
ما بايد در چوكات عمومي مقاومت ملي مردمي و انقلابي و در هماهنگي با سائر نيروهاي انقلابي و ملي -دموكرات، قاطعانه بديل دموكراسي مردمي را در مقابل دموكراسي پوشالي و فاسد رژيم دست نشانده، قرار دهيم؛ تا توده ها صرفا دموكراسي پوشالي و استبداد طالبي را نبينند و مقاومت طلبي هاي ضد اشغال و دموكراسي خواهي هاي ضد استبدادي شان در يك مسير درست و اصولي جريان يابد. زنان فقط و فقط در اينچنين مسير مبارزاتي اي مي توانند – و بايد – آرزوي هاي شان براي رهايي از ستم مرد سالاري را جستجو نمايند.
انتخابات نمايشي و قلابي نمي خواهيم! مقاومت ملي مردمي و انقلابي مي خواهيم!
دسته هشت مارچ زنان افغانستان
هشتم عقرب 138
|