به مناسبت روز جهاني محو خشونت عليه زنان
روز 25 نوامبر مطابق به 4 قوس روز جهاني محو خشونت عليه زنان است و زنان مبارز در سراسر جهان اين روز را با ياد و خاطره زنان مبارزي كه توانستند با جانفشاني و فداكاري بر ضد خشونت عليه زنان بايستند، از اين روز تجليل به عمل مي آورند. اما تجليل از چنين روزي توسط دول و محافل امپرياليستي و ارتجاعي حيله گرانه و نيرنگ بازانه است. آنها بايد اين روز را بنام روز جهاني خشونت عليه زنان برگزار نمايند، زيرا تا زمانيكه نظام امپرياليستي در جهان وجود داشته باشد و تا زماني كه نظام هاي ارتجاعي حامي منافع كمپرادوران و فئودالان در كشور هاي تحت سلطه امپرياليزم وجود داشته باشند، نمي توان در جهان از محو خشونت عليه زنان صحبت نمود.
امروز خشونت عليه زنان در پيشرفته ترين كشورهاي جهان وجود دارد. در امريكا زنان توسط مردان بقتل ميرسند و يا اينكه مورد تجاوز جنسي به شكل فردي و گروهي قرار مي گيرند. مثال برجسته آن لوسي دخترامريكائي است كه توسط دوست پسرش به قتل رسيد و يا لزلي دختر 25 ساله ايكه در داكوتاي امريكا مورد تجاوز گروهي قرار گرفت. در فرانسه، آلمان و برتانيه سالانه صدها هزار زن مورد خشونت خانگي قرار گرفته و صدها هزار زن ديگر در تجارت سكس معامله مي شوند. هم اكنون در حدود دو مليون دختر 5 تا 15 ساله وارد بازارتجارت سكس هستند.
طبق آمار سازمان عفو بين الملل، نيمي از زنان تاجكستان مورد خشونت هاي جسمي، رواني و يا جنسي قرار ميگيرند و 2000 زن و دختر جوان در سال 2008 در زيمبابوي در مدت صرفا سه ماه مورد تجاوز جنسي قرار گرفته اند.
زنجير خشونتي كه امروز به دست و پاي زنان افغانستان پيچيده شده است، زنجيره جهاني خشونتي است كه مليونها زن را در جهان در كنار هم قرارداده است. اين زنجير، زنجيري است كه يك سرش با حلقه هاي خشونت دولتي و سر ديگرش با حلقه هاي خشونت خانگي جوش خورده است. در افغانستان علاوه بر تبعيضاتي كه توسط عرف وعنعنات عقب مانده مرد سالارانه بر زنان تحميل مي گردد، قوانين نافذه افغانستان نيز شرايط را بر زنان دشوار تر كرده و مشكلات بيشتري را براي آنها به ارمغان آورده و حتي بردگي جنسي آنها را قانوني ساخته است. چنانچه به جرائت مي توان گفت كه شرايط كنوني از جهات معيني نسبت به شرايط دوره طالبان براي زنان بدتر است. زيرا در شرايط كنوني روزي نيست كه موارد متعدد قتل هاي ناموسي و تجاوزات جنسي در افغانستان اتفاق نيفتد.
علت اصلي قتل هاي ناموسي در اين نهفته است كه مطابق به طرز فكر غالب در جامعه، زن از يك سو موجود ضعيف، فاقد تفكر و شعور دانسته مي شود و از سوي ديگر ناموس مرد و ملكيت وي به حساب مي آيد. مطابق به اين طرز فكر، اگر مرد در مورد زنش بد گمان شد مي تواند او را لت و كوب نموده و حتي بقتل برساند. قوانين نافذه كشور نيز از اين عمل فجيع حمايت مي نمايد و به مردان جرئت بيشتري مي بخشد تا هر چه بيشتر به اين عمل شنيع و فجيع ادامه دهند.
اين گونه قتل ها كه در عريان ترين شكل خود بصورت خشونت خانوادگي تبلور مي يابد، ريشه در نظام طبقاتي مرد سالار دارد. در مدت هشت سالي كه از تجاوز اشغالگران امپرياليست بر افغانستان و عمر رژيم پوشالي درين كشور مي گذرد، بطور واضح و آشكار ديده مي شود كه قوانين دولتي نيز واضحا از مردان دفاع نموده و به خشونت عليه زنان مشروعيت مي بخشد.
اعمال ستم و خشونت عليه زنان در سطح جهان، مبارزه و مقاومت زنان را در ابعاد جهاني دامن مي زند. مقاومت و مبارزه زنان در جهان و بخصوص در منطقه بايد در پيوند فشرده اي با هم قرار گرفته و از يك ديگر الهام بگيرند و يكديگر را حمايت و تقويت نمايند.
مبارزات و مقاومت هاي زنان افغانستان عليه ستم ها و خشونت هاي نيمه فئودالي و امپرياليستي بخش مهمي از مبارزات و مقاومت هاي مردمي عليه نظام ارتجاعي حاكم و به ويژه مقاومت عليه اشغالگران و رژيم دست نشانده آنان است. دسته هشت مارچ زنان افغانستان يكبار ديگر تعهد قاطع خود را براي پيشبرد مبارزاتش در داخل اين چارچوب عمومي مبارزاتي اعلام مي نمايد.
دسته هشت مارچ زنان افغانستان
4 قوس 1388 ( 25 نوامبر 2009 )
|