افغانستان کشوری است که میزان انتحار یا خود کشی در آن بسیار بالا است. عوامل گوناگون ایدئولوژیک – سیاسی، عقده های عمیق و شدید، حس انتقامگیری فوق العاده، مایوسیت ها و بیزاری های شدید از زندگی و غیره باعث می گردند که درین کشور افراد دست به انتحار بزنند.
انتحار معمولا بر دو نوع است:
1 – انتحار تهاجمی که معمولا حملۀ انتحاری گفته می شود.
2 - انتحار غیر تهاجمی و فردی
تفاوت میان این دو نوع انتحار بسیار زیاد است. درینجا به چند تفاوت مهم میان آنها اشاره میگردد:
اولین تفاوت : انتحار نوع اول در اکثریت قریب به اتفاق موارد توسط مردان و پسران صورت می گیرد، در حالیکه انتحار نوع دوم معمولا توسط دختران و زنان عملی می گردد.
دومین تفاوت : به انتحار کنندگان نوع اول معمولا بهشت برین در آخرت وعده داده می شود، در حالیکه انتحار کنندگان نوع دوم بیشتر بخاطر رهایی از دوزخ روی زمین به این عمل دست می زنند.
سومین تفاوت : انتحار نوع اول در اصل بخاطر از بین بردن دیگران صورت میگیرد . به همین خاطر است که به آن حملۀ انتحاری گفته می شود. اما انتحار نوع دوم عملی است که صرفا بخاطر از بین بردن زندگی خود فرد انتحار کننده عملی می گردد و کس دیگری را هدف قرار نمی دهد.
چهارمین تفاوت : انتحار نوع اول از طرف ملایان مخالف رژیم کرزی و مخالف اشغال افغانستان قویا تبلیغ و ترویج میگردد و عملیات استشهادی یا عملیات شهادت طلبانه گفته می شود. اما ملایان طرفدار رژیم کرزی و طرفدار اشغالگران علیه این نوع انتحار به مثابۀ یک عمل حرام و ضد اسلامی به شدت تبلیغ می نمایند و از اینطریق سعی می کنند جلو آن را بگیرند. این تبلیغات موافق و مخالف یک سر و صدای همیشگی است و شدیدا در سطح کل جامعه و حتی جهان انعکاس می یابد.
اما برای انتحار نوع دوم ظاهرا هیچ کسی تبلیغ و ترویج نمی نماید، در حالیکه مناسبات اجتماعی حاکم زمینه ساز عملی پیدایش و گسترش آن است. ظاهرا همۀ مردان، بخصوص ملایان، مخالف این نوع انتحار هستند، اما در عمل باعث ایجاد و گسترش آن می گردند. در اکثریت قریب به اتفاق موارد روی آن خاک انداخته می شود و سعی به عمل می آید که از انظار پنهان بماند. به همین جهت است که علیرغم گسترده بودن و چند برابر بودن آن نسبت به انتحار نوع اول، کمتر اهمیت داده میشود و کمتر در مورد آن گفتگو صورت می گیرد.
پنجمین تفاوت: انتحار نوع اول یک عمل خشونت آمیز علیه دیگران و در عین حال علیه خود بخاطر تعمیل و تحمیل یکسلسله خواست های ایدئولوژیک و سیاسی بر دیگران و بر جامعه است. اما انتحار نوع دوم در صدد تعمیل و تحمیل هیچگونه خواستی بر دیگران و بر جامعه نیست و هدف آن راحت شدن خود فرد از درد و رنج غیر قابل تحمل است.
به این ترتیب انتحار یا خود کشی زنان و دختران اساسا نمی تواند نقشی برای از میان بردن علل و عواملی که باعث پیدایش و گسترش ستم بر آنان می گردد بازی نماید. این عمل یک کار عبث و بیفائده است و به هیچ چیز دیگری جز نابودی حیات خود آنها منتهی نمیگردد. این عمل از لحاظ انسانی مطلقا "حرام" است.
ما باید عقده ها، کینه ها و نفرت هایی را که باعث پیدایش و گسترش انتحار در میان زنان و دختران می گردد، از طریق افشاگری در مورد ستم بر زنان و تبلیغ و ترویج در مورد ضرورت مبارزه علیه ستم بر زنان و سازماندهی زنان و دختران در مبارزه علیه ستم بر آنان و تمامی اشکال دیگر ستم و استثمار، به یک نیروی مبارزاتی وسیع توده یی مبدل کنیم. چنانچه این نیروی مبارزاتی بخوبی و در حد لزوم آزاد گردد قادر است ضربات مرگباری بر ریشه های ستم و استثمار وارد نماید و به مثابۀ یک نیروی قدرتمند در راه ایجاد جهان فارغ از استثمار و ستم عمل نماید.
خشم زنان را به مثابۀ نیروی قدرتمندی در راه انقلاب رها کنیم!