آزادی حقیقی زنان افغانستانی
در گرو
کسب استقلال و آزادی و پیروزی انقلاب است 

در شرایط کنونی افغانستان امپریالیست های امریکایی ومتحدین شان تلاش دارند تا خود را مدافع  " آزادی زنان " در مقابل شوونیزم غلیظ طالبانی معرفی نمایند تا از این طریق بتوانند مبارزات زنان را از مسیر اصلی اش منحر ف نمو ده  و نظام پو سیده  پوشالی را از گزند مبارزات آزادیبخش توده ها محافظت نمایند. امپریالیستها بخوبی در ک نموده اند که جنبش زنان  بخش مهمی از مبارزات توده های زیر استثمار و ستم در نابود ی جامعه کهن و ایجاد جامعه نوین میباشد.
 در کشورهای تحت اشغال مانند افغانستان،  مبارزه زنان نقش مهمی در مقاومت علیه اشغالگران و خائنین ملی و نهایتا پیروزی انقلاب دموکراتیک نوین ایفا میکند. در چنین کشورهایی جنبش زنان نه تنها قیود مرد سالارانه و پدرسالارانه را زیر ضربت قرار میدهد ، بلکه در قدم اول توجۀ این جنبش به گسستن زنجیر های تجاوز و اشغال و ستم امپریالیستی بوده واشکال گوناگون ستم بر زن را بدون قید وشرط و ملاحظه افشا مینماید. چنانچه از ابتدای قدرتگیری رژیم پوشالی، زنان دسته هشت مارچ این رسالت تاریخی خود را انجام داده و چهره دو رویانۀ امپریالیستهای اشغالگر و رژیم پوشالی را افشا نموده است.
در مدت شش سالی که از اشغال افغانستان توسط امپریالیست های امریکایی و متحدین شان و رویکار آوردن رژیم پوشالی توسط آنها میگذرد، روز بروز طشت رسوایی اشغالگران و رژیم پوشالی بیشتر از پیش بصدا در آمده و چهره خائنانه و زن ستیزانه شان افشا میشود. جرایم جنایی در افغانستان رو به افزایش بوده و بخصوص خشونت علیه زنان  آنهم به بد ترین شیوه های غیر انسانی آن از لت وکوب گرفته تا قتل، تجاوز، سوختاندن، تراشیدن سر، قطع انگشتان با تبر، قطع گوش و بینی و ... در حال
گسترش است.
بتاریخ 13 حوت 1386،  تلویزیون  طلوع جسد زن جوانی بنام انیسه را نشان داد که از طرف شوهرش با پطرول سوختانده شده بود. 
پدر انیسه چریان را چنین توضیح داد :
« شوهر دخترم بنام انور صاحب منصب پولیس است که قبلا دو زن داشت و از آنها چند پسر ودختر دارد. دخترم چندین مرتبه از طرف انور و پسرش بنام سرور لت وکوب شده،  حتی کلک هایش شکسته و طفلش سقط گردیده است. حتی یکمرتبه دستش شکسته و یکمرتبه دختر انور انیسه را لت و کوب نموده که پیشانی اش شکسته بود.  چند مرتبه تا حال ما در وزارت داخله از وی شکایت نموده ایم. دروزارت داخله از او خط گرفته شده که دیگر با انیسه خشونت نکند. چند سند از وی موجود است. دخترم قصدا از طرف انور سوختانده شده، تیل و پطرول سرش انداخته او را  آتش زده است.»
غلام صدیق مسئول کشف جرایم گفت:
« طبق اطلاعی که ما بدست آوردیم سه سال قبل انیسه به ازدواج انور صاحب منصب پولیس در آمده بود. درین مدت چندین مرتبه لت وکوب شده و طفلش ضایع شده است. ما از انور نام ضمانت گرفتیم و اینها اسناد گرفتن ضمانت انور میباشد.»
او بعدا چند سند را نشان داد که نشان شصت تعداد افرادی در آنها موجود بود.
مسئول دفتر کشف جرایم ادامه داد:
« در رابطه با سوختاندن این زن به اساس اظهارات زن سوخته شده پسر و دختر شوهرش نیز به این قضیه دست داشته اند.»
نجیب الله کارشناس نیز حرف مسئول دفتر جرایم را قبول داشت و گفت : 
« مریض با لکنت زبان با من سخن گفت. وی از طرف پسر اندر و دختر اندرش همیشه لت وکوب میشده و برایم گفت که در قضیه سوختاندنش به بشمول شوهرش پنج نفر دخیل بوده اند. او واضحا بیان نمود که مرا با تیل و پطرول سوختانده اند. ما تمام دوسیه ها را به مراجع مربوطه سپرده ایم. شوهر زن کاملا منکر بود و میگفت که خودش خود را سوختانده است.»  روز شنبه 13 دلو یکنفر خواهرش را  در ولسوالی گذره به قتل رساند. 
 به تاریخ 14 دلو 1386 دختر دوازده ساله ای در شهر شبرغان مورد تجاوز افراد اردوی رژیم پوشالی قرار گرفت.
پسری مادرش را بعلت گرفتن شوهر دوم با فیر مرمی در ولایت بغلان به قتل رساند. این عمل به تاریخ 16 دلو اتفاق افتاده و به روز چهارشنبه 17 دلو زن وفات مینماید. در حالیکه شوهر اول زن چند سال قبل وفات نموده است. 
به روز دوشنبه تلویزیون طلوع گزارش داد که:
« یک زن در قریه نوک ولسوالی انجیل هرات یکماه قبل توسط همسرش با آب جوش  سوختانده  شده و انگشتان پایش با تبر قطع گردیده است. بعد از یکماه پدرش آنرا به شفاخانه انتقال داده است.»
سبعیت ها و جنایات تجاوزکارانۀ رژیم  دست نشانده و پولیس واردوی پوشالی آن به حدی رسیده که علاوه بر بر زنان دامنگیر پسران جوان واطفال خورد سال نیز گردیده است. چنانچه بتاریخ 4 حوت 1386 رادیوی آزادی بدون آنکه از محل حادثه نام ببرد گزارش داد که:
« سه  پولیس بالای یک جوان و یک پسر خورد سال تجاوز جنسی نموده اند.»
طشت رسوایی مدافعان دروغین
آزادی زن بحدی بصدا درآمده است که رسانه های ارتجاعی نیز نمیتوانند آنرا بیان نکنند. بسا اوقات از روی ناچاری حتی از طرف زنان پارلمان نشین رژیم پوشالی نیز بعضی حقایق بیرون داده میشود. چنانچه تجاوز به زنان محبوس در زندان پلچرخی از طرف یکی از زنان سرکاری افشا شد.
بتاریخ 15 دلو، شکریه بارکزی یکی از زنان پارلمان نشین، در گفتگو با تلویزیون طلوع، درحالیکه میخواست طوری وانمود نماید که زنان تا حدی به آزادی دست یافته اند گفت:
« هنوز زنان از مرد سالاری در رنج اند. چنانچه گوش و بینی زنان توسط مردان بریده شده و توسط آب جوش، تیل وپطرول سوختانه میشوند.»
این گفته بصورت مرموز اشاره ای به انیسه که توسط شوهرش با تیل و  پطرول  سوختانده شد و نازیه در ولایت زابل که شوهرش سرش را تراشیده و بعدا گوش و بینی او را قطع کرده است، میباشد.
دستگیر هدایت رئیس کمیسیون دفتر ساحوی کمیسیون " مستقل حقوق بشر گفت که:
« خودسوزی ها به اثر خشونت
های فامیلی به وجود میآید. این بدین معناست که زنان از آزادی انسانی برخوردار نیستند. تعداد قضایایی که تا کنون به ما راجع گردیده 2168 مورد میباشد.»
این دوسیه ها مانند هزاران دوسیه دیگر از طرف رژیم پوشالی بسته  شده وهیچوقت باز نخواهد شد. زیرا رژیم  پوشالی حامی سیستم مرد سالاری در افغانستان است و تا کنون تمام جنایتکاران قتل های ناموسی یا از طرف دولت برائت داده شده  و یا اینکه با تخفیف مجازات  روبرو گشته است.
بدون مبارزه با اشغالگران امپریالیست و رژیم دست نشاندۀ آنها و کلیت نظام  استثمارگرانه و ستمگرانۀ حاکم، زنان به آزادی نمیرسند.
امروز در افغانستان، اشغالگران حاکم و رژیم دست نشانده،  راه حل های ضد ملی و ستمگرانۀ خود را  برای حل مسئله ستم بر زن جلو میگزارند. اینها آزادی زنان را در گرو تجاوز و اشغالگری امپریالیستی و حاکمیت خائنین ملی می دانند و به این ترتیب مسئلۀ زنان را مسخ می کنند و از آن یک مسئلۀ خائنانۀ ملی می سازند. این راه حل در رابطه با مسئلۀ زنان به ریفورمیزم امپریالیستی و ارتجاعی ای انجامیده است که صرفا اصلاحات نمایشی و جزئی در داخل نظام ستمگرانۀ حاکم به وجود می آورد.
زنان پارلمان نشین و سائر زنان مربوط به رژیم دست نشانده مثل خانم سیما سمر رئیس "  کمیسیون مستقل حقوق بشر " افغانستان، هر زمانیکه راجع به مسئلۀ زنان حزف می زنند معمولا دروغ پردازی می کنند و تلاش دارند وخامت وضعیت زنان افغانستان را کم و کمتر نشان دهند. 
چنانچه یکماه قبل خانم سیما سمر در یکی از مصاحبه های تلویزیونی اش گفت که:
« امسال وضعیت زنان نسبت به سال گذشته بهتر گردیده و ما فقط  500 واقعه خشونت علیه زنان داریم.»
اما غلام دستگیر هدایت که در
رابطه با سوختاندن انیسه توسط شوهرش حرف میزد گفت که:
« ما تا حال 2168 مورد خشونت را ثبت نموده ایم.»
یعنی 1668 مورد خشونت بیشتر از آنچه سیما سمر ادعایش را داشته است. این قضیه کاملا این را میرساند که خانم سیما سمر با وجود زن بودنش یکی از اعمال کنندگان ستم بر زنان افغانستان است.
زنان رزمنده مسئولیت دارند که مبارزه علیه این سیاست را به مثابۀ وظیفۀ عمدۀ مبارزاتی خود پیش ببرند و در جریان آن چهره های نمایشی زنانۀ این سیاست را نیز افشا و رسوا کنند.
از جانب دیگر طالبان همچنان به سیاست های زن ستیزانۀ به شدت ارتجاعی و ستمگرانۀ دورۀ امارت اسلامی شان ادامه می دهند. این سیاست به شدت به نفع اشغالگران امپریالیست و رژیم دست نشانده تمام می شود و زمینه های مساعدی برای سیاست های اغواگرانۀ آنها در رابطه به مسئلۀ زنان به وجود می آورد. این سیاست ارتجاعی و ستمگرانه نه تنها زنان افغانستان یعنی نصف نفوس کشور را از سهمگیری در مقاومت علیه اشغالگران .و رژیم دست نشانده باز می دارد، بلکه آنها را به طرف امپریالیست های اشغالگر و رژیم پوشالی می کشاند. مبارزه علیه این سیاست همچنانکه یکی از وظایف بزرگ مبارزاتی در راستای تامین تساوی حقوق میان زنان و مردان است، در شرایط کنونی افغانستان، یک وظیفۀ مبارزاتی ملی علیه یک
سیاست خائنانۀ ضد ملی نیز هست.
ذهنیتی که همه بدبختی های جامعه، منجمله ستم بر زنان را، ناشی از شرکت جنگ سالاران در رژیم دست نشانده میداند و شکوه اش این است که اشغالگران آنها را تصفیه و محاکمه نمی نماید، یک ذهنیت تسلیم طلیانه است. این ذهنیت ستم بر زنان را در ذات نظام استثمارگرانه و ستمگرانۀ حاکم که عمدتا توسط اشغالگران و رژیم دست نشاندۀ شان نمایندگی می گردد، نمی بیند، بلکه صرفا به جناح جنگ سالاران در رژیم پوشالی وابسته می سازد و این ذهنیت کاذب را دامن می زند که اگر این جناح از رژیم تصفیه گردد، دنیا گل و گلزار می شود.
دارندگان این ذهنیت پشت دروازۀ سالون جلسۀ خائنین ملی در بن به انتظار می نشینند تا به آن راه یابند؛ به لویه جرگه بازی های اشغالگران و رژیم تن می دهند تا علیه اشغالگران و کلیت رژیم دست نشاندۀ آنها چیزی نگویند؛ در تصویب قانون اساسی ضد ملی و ارتجاعی سهم می گیرند؛ در انتخابات نمایشی ریاست جمهوری رژیم پوشالی شرکت می کنند و برای " انتخاب " سردمدار رژیم کارزار انتخاباتی راه می اندازند؛ با تلاش فراوان و از طریق شرکت در انتخابات پارلمانی رژیم و آرایش این مضحکۀ امپریالیستی، ضد ملی و ارتجاعی، سعی می نمایند که به پارلمان پوشالی راه یابند و حتی آن موقعیکه از این طویله رانده می شوند، همچنان آن را خانۀ ملت می خوانند و با برپایی تظاهرات و جلسات اعتراضی خواهان برگشت " نمایندۀ مردم " به این طویله می شوند. آنها به سختی مشتاق اند که امپریالیست های اشغالگر جنگ سالاران را از رژیم تصفیه نمایند و آنها را چانس دهند که بجای تصفیه شدگان به کار گماشته شوند و به خدمت گرفته شوند. 
ما زنان دسته هشت مارچ
بخوبی آگاهیم که ستم بر زن در نظام استثمارگرانه و ستمگرانۀ حاکم، که عمدتا توسط اشغالگران و رژیم دست نشاندۀ شان نمایندگی می گردد، ریشه دارد. تا زمانیکه این ریشه کنده نشود، ستم بر زن صرفا اصلاحات جزئی می پذیرد و شکلش تغییر می نماید، ولی کماکان ادامه می یابد.
ما کاملا واقفیم که در شرایط کنونی رهائی از ستم عمدتا در گرو بیرون راندن نیروهای اشغالگر امپریالیستی و سرنگونی رژیم دست نشانده است که در عین حال مبارزه علیه زن ستیزی بیرون از رژیم پوشالی را نیز به مثابۀ وظیفۀ بزرگ مبارزاتی در پهلوی خود دارد. به این ترتیب است که مبارزه علیه ستم بر زن با مبارزه علیه کلیت نظام استثمارگرانه و ستمگرانۀ حاکم در پیوند قرار می گیرد و به مثابۀ بخشی از مبارزۀ اساسی برای انقلاب نقش برجستۀ خود را ایفا می نماید.

**********

تو ای همرزم و همزنجیر و همسنگر
سر از دامان پندار سیاه خویشتن بردار
مگر از دشنۀ خونریز دژخیمان
مگر زین روسپی خویان بد گوهر
هراسی در نهانگاه روان خویشتن داری؟
مگر مینای روحت از شرنگ ترس لبریز است؟
گناه است اینکه می گویی
افق تار است و شب تار است و ره تار است و ناهموار
تو ای همرزم و همزنجیر و همسنگر نمی دانی؟
که جاویدان نباشد این سیاهی وین فسونکاری
بر آید آفتاب سرخ از خاور
تو تنها نیستی در سنگر پیکار
تو تنها نیستی رزم آزما با دیو مردم خوار
که از هر گوشۀ گیتی
که از هر کارگاه و روستا و شهر
نوای کارزار و بانگ رستاخیز می آید
تو هم برخیز و با رزمندگی پیکار خونین را پذیرا شو
به سوی مرگ هستی ساز و دشمن سوز پویا شو.