آیا قتل های ناموسی  پایان پذیر است ؟

رژیم پوشالی حامد کرزی واربابان امپریالیستی اش بطور مرتب از " حقوق برابر "  زن ومرد " و " آزادی  " زنان  صحبت می کنند  ودر تمامی سخنرانی  های شان  آنقدر قواره حق بجانب  را می گیرند و جدی حرف می زنند که گویی  با تمام معنی  حامی "  آزادی "  زنان اند .
در هر پرس وپالی  که از طریق تلویزیون  با اراکین بلند پایه  دولتی واربابان  اشغالگر شان  شده است همه بحث از  "  آزادی "  زنان داشته اند ،  هر وقت  که از ایشان سوال شده که اوضاع امروزی  با چند سال گذشته  بهتر است یا بد تر ؟  فورا یکی از جمله پاسخ ها برای بهتری اوضاع  واحوال افغانستان  همین مسآله  " آزادی "  زنان ودفاع از حقوق شان  را می آورند  و با استناد به قانون اساسی  ساخته وپرداخته  امپریالیست ها می گویند  که رژیم جمهوری اسلامی با تمام توان  از حقوق زنان  دفاع می نماید  . اما عملا  در جهت مخالف   آن یعنی سرکوب  زنان وتحکیم   سیستم مرد سالارانه  گام بر می دارد  . هر روزیکه از عمر نکبت بار رژیم پوشالی  می گذرد ،  وضعیت زنان  بد تر وبدتر شده می رود ،  امروز نه تنها که زنان نتوانسته  اند کو چکترین  حقی از خواسته های  بر حق شان  را بدست آورند بلکه  حقوق انسانی  خویش را نیز از دست داده اند  . روزی نیست که در افغانستان  خبر تکان دهنده  تجاوز بر زنان ودختران جوان   ودختران خورد سن  شنیده نشود . نه تنها این عمل شنیع اتفاق می افتد  که سوختاندن زنان  ،  قطع انگشتان  ، بریدن گوش  وبینی وقتل آنها  به یک جریان عادی تبدیل گردیده است .
در گذشته  نه چندان دور نیز گاه وبیگاه  قتل زنان  اتفاق می افتاد اما بزرگترین  خشونت علیه زنان  ، لت وکوب زنان  ، زندانی کردن آنها  در خانه بود . امروز لت وکوب زنان چنان تحت  شعاع جنایات  فوق الذکر  قرار گرفته که گویی لت وکوب  حادثه ای ویا کدام ستمی بر زنان نیست . این عمل مردان ( لت وکوب ) علیه زنان موضوعی است  که امروز دیگر قابل  تعقیب وپرس  وجو نیست  وحتی قابل مکث نیست ،  زیرا  کاملا تحت شعاع جنایات  بی حد ومرز جنایتکاران  در دستگاه حاکمه  قدرت دولتی را به کف دارند ویا به نحوی از انحا به ایشان مربوط است  ، قرار گرفته است .
رژیم پوشالی  با تمام ساز وبرگش در خدمت سیستم مرد سالاری بوده  واز آن حفاظت  وحمایت می نماید .  در هر اتفاقی  از جنایات فوق که  برای زنان  افتاده است ، یا مردان  از طریق محکمه  تبرئه شده  ویا اینکه  مدت کوتاهی که بزندان بودند  اکتفا شده  و از زندان آزاد  گردیدند . آنهای که  از طرف محکمه  به مدت چند سال  حبس محکوم  شدند . شخص کرزی  پا در میان گذاشته  به حکم وامضای خود امر رهائی  شان را  داده وآنها را  آزاد ساخته است  . چنانچه  چند روز قبل  4 نفر که به یک دختر  تجاوز جنسی نموده  بودند واز طرف محکمه  ثلاثه  محکوم  به حبس شده بودند به حکم حامد کرزی آزاد شدند .  این دومین حكم حامد کرزی براي رهايي تجاوز گران  به کرامت انسانی زنان است .  به این علت  امروز هیچ  مردی از تجاوز به زنان ویا قتل شان  هراسی به دل راه نمی دهد . چنانچه  یوم پنجشنبه   یک نفر خانم 25  ساله خود را به ضرب چاقو به قتل میر ساند  . این قتل در ناحیه  دهم شهر هرات  اتفاق می افتد  ضربات چاقو   آنقدر زیاد  وعمیق بود که جسد زن  قابل شناخت  نبود . پولیس برای فرو نشاندن خشم  فامیل  زن گفت که قاتل دستگیر شده و قضیه تحت تعقیب است  وبزودی محاکمه  خواهد شد . علت  قتل را کسی  بازگو نکرد .
یقینا که  مرد در جریان تحقیق  حتما مهر ناموس داری را به آن می زند  وزن را متهم  به فحشا خواهد نمود . اگر خودش  به این فکر نباشد  ، مستنطقین  برای او یاد  می دهند  که چگونه  می تواند خود را  تبرئه کند  تا آزاد شود.
درطول مدت  8 سا لي كه از عمر ننگین  رژیم دست نشانده ميگذرد هر قتلی  که اتفاق  افتاده فورا  مهر ناموس داری  بر آن کوفته شده وآن مرد  آزاد گردیده است .  این بار هم  به همان شکل سابق  باز هم مرد  آزاد می شود .
ریاست " کمیسیون  مستقل حقوق بشر "  در هرات مثل  گذشته ها این عمل شنیع را  محکوم نمود  وگفت از اول  سال جاری  تا حال  65 واقعه خود سوزی و ده مورد تجاوز جنسی در هرات  اتفاق افتاده است . این ریاست به اصطلاح حقوق بشر یک حقیقت را کتمان نموده  و آن اینکه  گفت که  65 مورد خود سوزی  اتفاق افتاده  ، از سوختاندن  زنان توسط مردان  حرفی بزبان نیاورد  . درحالیکه  اکثریت   این " خود سوزی " ها سوختاندن  زنان از جانب  مردان بوده است .
تمام نهاد های  سیاسی – حقوقی -  اجتماعی مربوط  به رژیم پوشالی  در خدمت سیستم مرد سالاری بوده وهست واینک چند مورد  را که توسط برنامه  بانو از طریق  تلویزیون طلوع  همه روزه  به ساعت 2  بعد از ظهر  پخش  می شود  به بر رسی می گیرم تا بخوبی   نشان داده شود  که سراپای رژیم  منحوس در خدمت  مرد سالاری است.
در برنامه بانو روز سه شنبه   ساعت 2 بعد از ظهر سه زن شکایت  از زندگی  خود داشته  واز مجری برنامه  خواهان رهنمائی  شدند . مرحبا از شهر مزار مشکلاتش را چنین  بیان نمود : "  پدرم  دو زن دارد  همراه من ومادرم  رویه بد دارد .  حرفهای خیلی زشت  می زند .  مادرم خانم  اولش می باشد . پدرم پسر هایش   را زیاد دوست  دارد ، اما  دختر هایش  را دوست ندارد .  البته پسر ها  از خانم دومش می باشند .
موضوع دیگر اینکه من  یک بچه را دوست دارم  می خواهم  با او ازدواج کنم  . اودو مرتبه  نزد مادرم  آمده ، مادرم  وفامیل بچه  نیز رضائیت دارند . فقط  پدرم همراه خانم دومش  رضائیت ندارند  نمی دانم چه کنم  مرا رهنمائی کنید . "
مجری برنامه  در جوابش گفت : "  در هر خانواده  که پدر محبتش را بین  اولاد ها  تقسیم می کند  یقینا که محبتش کم می شود بدین مناسبت  صدای اعتراض بلند می شود . اینکه  بچه ها را بیشتر  دوست دارد باید  که شما با پدر خود با محبت رفتار کنید  وبا او صحبت  نمائید  تا اورا مطابق  ایده خود تغییر دهید .  در ارتباط  با دوست داشتن  پسر باید بگویم  که درجامعه  ما اکثر فامیل ها هیچگاه  حاضر نیستند  که دخترش  پسری را دوست  داشته باشد  در جامعه سنتی  ما  این عمل  باعث بد عفتی  دختر می شود . چنانچه  دختری که نمی خواهم  نامش را بگیرم  بچه ای را دوست  داشت باهم عروسی کردند  اما تا حال  سر کوفت  می خورد و می گویند  که معشوقه .  او با این نام معروف  شده است .  بدین لحاظ  پدر به سرنوشت  اولاد خود بهتر می تواند فکر کند .
شما باید همراه  مادر خود با پدر صحبت کنید  اورا آماده سازید  ، من یقین دارم  که اگر این  ازدواج به نفع شما باشد  حتما پدر شما  باالاخره  بعد از جر وبحث  های زیاد  و محبت شما حاضر وآماده  به ازدواج  شما می شود."
دختر جوان مشکلش  را با برنامه  در میان گذاشت وگفت "  من یک بچه را دوست دارم  فعلا بچه  به ایران است  مادر وپدرم  رضائیت ندارند  فامیل بچه  به خواستگاری  ام آمدند ،  اما پدرم   خواستگاری را رد کرد . "
مجری سوال نمود : " آیا بچه  با شما قومی دارد ؟ " دختر در جواب گفت : "  بلی  بچه ازقومی پدرم می باشد " در
جواب  دختر زنی که مجری برنامه  بود گفت  : "  چون پسر قوم پدر شما است ، پدر شما  اورا دقیق می شناسد به احتمال قوی  که پسر یا قاچاقچی ویا معتاد ویا اینکه  کدام فعل بد دیگری  دارد . بدین لحاظ شما باید با پدر خود همنوا شوید . "
زن سومی  شکایتش را چنین  بیان نمود : "  شوهرم  دو زن دارد ،  من زن اولش می باشم  او مرا لت وکوب  می کند وازخانه بیرون  می کند ،  من دارای چند پسر  ودختر می باشم  . شما مرا رهنمائی کنید که چه کنم ؟ "
مجری مرد  جواب داد : "  اولین ظلم بود که مرد با آنکه  خانم واولاد داشت  زن دوم گرفت .  اما دراین حال چه باید کرد ، همانطوریکه  مرد اگر یک  کلمه می گوید  شما هم د رجوابش کلمه بگوئید . حتمی زندگی به تلخي می گراید . برای اینکه بتوانید  زندگی شیرین  داشته باشید  شما باید مدتی تحمل کنید . هرگاه  شوهر شما  به شما چیزی می گوید  ویا کاری خلاف میل شما انجام می دهد  شما حرکتی نشان ندهید که سبب تحریک  وی گردد . زمانیکه اعصابش خراب می شود  شما همراه دختر خود ، خود را مصروف  کارهای  خانه بسازید . بالاخره  بعد از مدتی  او احساس می کند  که عمل زشتی که انجام می دهد  وشما رویه نیک  می کنید بالاخره  سر عقل آمده  وبا شما حتما  رویه نیک می کند . "
احسن به این رهنمائی !!  آقای داکتر  ( کسی که مجری برنامه بانو
است )  آنطور قیافه  ای به خود می گیرد  ودر ابتدا آنقدر  از تساوی حقوق زن ومرد صحبت  می کند ، هرکس  فکر می کند که دو آتشه  از حقوق زنان دفاع  خواهد نمود ، اما وقتیکه می خواهد  زنان را برای حل  مشکلات شان راهنمائی کند گند صحبتش  در  می آید و چهره  منحوس زن  ستیزش   به نمایش گذاشته  می شود .
آقای داکتر علاوه  بر اینکه زنان را  به شورش وطغیان  علیه مرد سالاری  دعوت نمی کند ، از آنها می خواهد که هیچگونه  مبارزه ای علیه  مرد سالاری  نکنند ، بلکه باید  که همیش مطیع  وفرمانبردار بود ودر هرکار نیک  وبد شوهرش  بلی گو باشد ،  زیرا اگر بخواهد حرفی بزند  " زندگی شیرین  به تلخی می گراید "  این طرز راهنمائی همان راهنمائی  سیستم کثیف  مرد سالاری  فیودالی است  که می خواهد زن با شرم وحیا باشد . از نظر این سیستم کثیف  زن با شرم وحیا زنی است  که اگر روز چندین بار از طرف شوهر لت و کوب شود لب به سخن نگشاید ،  اگر زنی از حقش دفاع  کرد و زمان لت وکوب سر وصدا راه انداخت  این زن " بی شرم وحیا "  است و " آبروی"  شوهرش را برده است  . .
چنانچه  به زنانی توصیه  می کند که هر گاه  شوهر شما حرفی زد ، شما آنرا نادیده بیگیرید . واگر اعصابش خراب شد شما "  همراه دختر خود به آشپزخانه  خود را مصروف سازید "  باشد که هر چه خواست  بگوید .  ومرتبا توصیه  می کند که شما متحمل وبردوبار باشید . هر گاه شما  فشار را تحمل کنید شوهرت به سر عقل  آمده  بالاخره  با شما به رویه نیک رفتار  می کند . مثل اینکه آقای داکتر  از آمریکا آمده است  وبا خصوصیات این جامعه آشنائی ندارد .  درحالیکه آقای داکتر به خوبی می داند  که اکثریت زنان  در طول عمر خانه داری اش  رنج ، درد وفشار های بیش از حد پدر ، برادر وشوهر را تحمل نموده  علاوه بر اینکه  زندگی  اش بهتر نشده  بلکه بدتر هم گردیده است .
درارتباط با دوست داشتن  دختر کدام پسر را آقای داکتر می فرماید !! اگر شما با کدام  پسر دوستی کنید ، چون جامعه  ما سنتی است باعث " بد عفتی "  شما می گردد . طبق مثالی که آورد تا مانع دختر از دوستی   با پسری که دوست دارد  شود گفت  همیش مردم شما را  به چشم بد کاره  دیده وبنام  " معشوقه "  صدا می کنند  وبه دختران  توصیه می کند  که دراین زمینه شما فقط باید  پدرت را همراه خود داشته باشید  درغیر اینصورت  شما خود حق ندارید که کسی را به عنوان شوهر انتخاب کنید ، بلکه  در" جامعه سنتی "  فقط پدر حق  انتخاب شوهر  به دخترش  را دارد وبس  در غیر اینصورت  شما همان " معشوقه "  بد کاره  خوهید بود .
بدتر ازهمه اینست  که یک عده از زنان  خود در خدمت سیستم  مرد سالاری کمر بسته اند  بجای اینکه  زنان را به مبارزه  علیه سیستم مرد سالاری دعوت کنند  از آنها می خواهند  که با این سیستم  باید گردن نهند .  چنانچه برنامه  بانو دو مجری دارد  که یکی مرد  ودیگری زن . تمام سوال ها  را مرد جواب می دهد وزن یاد داشت مشکلات را  می گیرد . حینیکه دختر گفت  که من یک پسر را دوست دارم  مادر وپدرم  رضائیت ندارند  . مجری مرد  سوال کرد که آیا بچه از قومی شما است ودختر جواب مثبت داد   خانم  مجری  فورا  در پاسخ گفت : " چون قوم شما است  پدرت  اورادقیق می شناسد  یا پسر معتاد و قاچاقچی است  ویا کدام فعل بد دیگری دارد . شما باید حرف پدر را بشنوید  " این خود  بزرگترین ظلمی است  که از طرف یک زن  به دیگر زنان می شود  .از خانم مجری می پرسیم در صورتیکه  پسر قوم ایشان است  فقط پدر اورا می شناسد  آیا دختر هیچ شناختی با او ندارد  ؟ درحالیکه  همانطوریکه  پدر قومش  را می شناسد دختر هم می شناسد  به یقین کامل می توان گفت  که اگر پسر کدام  فعل بد داشته باشد  دختر هم اورا قبول نمی کند  ، علت عدم رضائیت  پدر در جای دیگری است . ممکن پسر فقیر باشد ونتواند پولی که پدر  به عنوان مهریه  می خواهد  ، آماده کند . چنانچه  دختر هم گفته  که بچه فعلا به ایران است . یقینا که همین طور است  . اکثریت  پدر ها بخاطر  گرفتن مهریه  گزاف  خواست دختران شان را نادیده می گیرند   نمی خواهند  که به خواست آنها رفتار کنند  به جرات می توان گفت  که پدر این  دختر نیز ازجمله  همان پدر ها است  که  می خواهد  دخترش را بفروشد .
ستم بر زن  وقتل های ناموسی  در جمهوری اسلامی افغانستان  شب سیاه  وبی پایانی را  می پیماید  . این شب سیاه پایان  نخواهد داشت  اگر  زنان به مبارزه  علیه این سیستم  کثیف  بر نخیزند  ومتحد نشوند . ودوشادوش مردان  مبارز وانقلابی  حرکت نکنند .
زنان مبارز وانقلابی وستم دیده افغانستان ! اگر  می خواهید که به این  ستم وقتل های ناموسی پایان دهید  باید خشم تان  را در راه انقلاب  رها سازید . باید شجاعانه  به مبارزه بر خواسته  ومتحدا  با همرزمان  تان ( مردان انقلابی)  یکجا ومتحدا به صفوف  این   ناکسان یورش برید  تا باشد که  این شب سیاه را به سپیده دم صبح تبدیل نمائید در غیر اینصورت  همان آش است وهمان کاسه