هشت مارچ را در هر روز سال زنده کنید !

یکبار دیگر درفش پیروزمند و خونچکان هشتم مارچ، در وزش توفان آسای عصیان زنان، چون بال گشودن عقاب برای شکار، بر فراز حیات پوسیدۀ مرد سالاری به مثابۀ جزئی از کل نظام غارتگر حاکم بر جهان، به پرواز در آمده است و چرخ میزند. پرواز مغرور و سر افراز ، شرنگ شرنگ پاره شدن زنجیر از دست و پای زنان ستم سوز و بپا خاسته، آهنگ امید و رهایی را در گوش خفتگان در بند می خواند و جرقه های خروش انقلاب را برای خلقها روشن می سازد. امروز دلمه های خون میلیونها قربانی گمنام، از زخم های پیکر تاریخ بیرون می جهد تا انبار های گندیدۀ خس و خاشاک را از مسیر حرکتش روبیده و با کوبیدن بر دیوارهای شب، فرا رسیدن لحظه های مرگ خفاشان تاریکی را جار زند و ستمدیدگان را سوار بر موج خشم و شورش به سوی ستیغ صخره های رهایی و آزادی رهنمون سازد. ما این روز را به منظور یاد دهانی از شهادت مظلومانۀ زن در طول وسعت تاریخ و بزرگداشت از پیکار مداوم آنان برای دست یافتن به حقوق انسانی شان تا سقوط نظام مرگبار و شبناک حاکمیت انسانخوار حاکم بر جهان و بخصوص افغانستان، تجلیل می کنیم. ما در لحظه های غرور پرور و پر شور این روز که طنین ترنم زیبای گسستن زنجیرهای اسارت زنان از سراسر جهان گوشهای ما را می نوازد، پیمان دفاع از حقوق نیم پیکر جامعۀ انسانی و جامعۀ افغانستانی را به عنوان محور مبارزات انقلابی مان با اشک شوق امضا می کنیم.
اگر زن بردۀ خانگی بوده  و شکنجه و توهین و حتا کشتن او نه تنها هیچ سوالی در پی ندارد بلکه بیان غرور و غیرت مردانه مردان است. اگر چهار دیواری خانه برای زن زندان ابد، شکنجه گاه، عزاخانه و راز دار اسرار ها، عقده ها، درد ها، ناله ها  و آه حسرتبار و غریبانه است. اگر اشک ها و گریه های محرومانۀ یک زن، مکر، نیرنگ و شیطنت وی تلقی میشود. اگر راه رفتن زن در معابر عمومی زمینۀ تمسخر و توهین نسبت به زنان برای بی باوران به انسانیت می گردد. اگر حرف گفتن از تعلیم زن گناه کبیره به حساب می آید . اگر ارزش دختر در نزد پدر با درجه قیمت او در بازار سیاه وزن میشود. اگر هر روز زنان و دختران برای فرار از محنت و ادبار زندگی به آغوش شعله های گرم آتش پناه می برند و یا گردن شانرا راحت تر از خفه شدن توسط شوهر، پدر یا برادر، به حلقۀ دار می سپارند. اگر هنوز زنان و دختران غنیمت جنگی احزاب ارتجاعی حاکم بر کشور به شمار می روند و در طی سالها جنگ ارتجاعی داخلی، گمنام ترین و بی نام و نشان ترین قربانیان و اسیران هستند. اگر هنوز شلاق چرمی میر غضبان جهالت و تاریکی، پشت و پهلوی دختران و زنان را به جرم بیرون شدن از خانه کبود می سازد. اگر ..... اگر....
آری همۀ این جزا ها و کیفرها، پیش از آنکه یک دختر قدم به دنیا بگزارد، در بستر ضد انسانی و فرهنگ مسلط تعیین شده است و همان روزیکه وی قدم به این دنیا می گزارد یک زندانی دیگر در صف میلیونها زندانی دیگر افزوده میگردد. این کودک که تا هنوز نمی داند از کجا به کجا آمده، محنت، مظلومیت، شکنجه و توهین انتظارش را می کشد، زیرا این نظام و این فرهنگ زن را انسان نمی انگارد بلکه کالای قابل خرید و فروش و برده خانگی میداند که با صفات عفریته، شریک شیطان و مایه پلیدی و فساد توصیف می گردد.
ای زن! ای نیمی از پیکرۀ جامعه انسانی! میدانیم که بر تو چه گذشته است و چه میگذرد! هیچ فراموش نکرده ایم  و نمی کنیم و از همین رو است که می گوییم: مرگ بر این چنین نظام و باور و فرهنگ که انسان را اینگونه به بند می کشد. از همین رو است که فریاد می کشیم: ای اندیشه های آگاه، ای چشمان بینا، ای وجدان هاییکه نمرده اید، ای صداهاییکه خفه نشده اید! بر علیه این تبعیض، بر علیه این توهین به انسانیت، بخروشید و زمین و زمان را به هم زنید! بر خیزید و سر به عصیان بگزارید! اگر اسارت را بپذیرید، نا انسانها، انسانیت انسان را همچنان در بند نگه خواهند داشت.
از همین رو است که تجلیل از هشتم مارچ برای ما آهنگ شیرین و شور انگیز  دارد. پس ای دختر درد مند وطن! ای زن آگاه و رزمنده! تویی حنجرۀ فریاد، صدای رسا و زبان گویای میلیونها زن خاموش و قربانی شدۀ گمنام افغانستانی! سکوت بشکن، بر خیز و فریاد برآر، تف به ریش این باور و این فرهنگ
بینداز !


هر روز را هشت مارچ بساز و هشت مارچ را در هر روز سال زنده کن !