سوگواری از قربانیان عاشورای کابل باید
به مقاومت ضد اشغالگران تبدیل
گردد


کشته و زخمی شدن چند صد نفر در بم گذاری روز عاشورا  در کابل که سابقه تاریخی ندارد تعداد زیادی از خانواده های کابل و ولایات دیگر را به سوگ نشاند. کرزی سفر خارجی اش را لغو کرد و برای خانواده های سوگوار اشک تمساح ریخت. رئیس امنیت ملی رژیم دست نشانده، طالبان را مورد حمله  لفظی قرار داد و آنها  را در قضیه دخیل اعلام کرد. ولی طالبان نه تنها دست داشتن در این بم گذاری را رد کردند، بلکه این حمله را به شدت نکوهش نیز نمودند. یک روز پس از این رویداد خونبار، مسئولیت آن را لشگر جنگوی که  یکی از گروپ های وهابی منشعب از سپاه صحابه پاکستان است، به دوش گرفت.
یقینا بنا به شاریدگی های رژیم پوشالی نه تنها لشگر جنگوی بلکه هر گروپ دیگر نیز می تواند دست به این گونه اعمال بزند. ولی این امر مسلم است که بدون رابطه مستقیم میان این گونه گروپ ها و همنوایان افغانستانی شان، به ویژه منسوبین نیروهای به اصطلاح امنیتی رژیم، اجرای این گونه اعمال سازمان یافته، آنهم در قلب شهر کابل، ناممکن است. بنابرین با توجه به مخالفت تعدادی از اعضای شورای علمای اهل تشیع افغانستان با امضای پیمان استراتژیک میان دولت امریکا و رژیم پوشالی و استقرار دراز مدت پایگاه های نظامی استراتژیک امریکا در افغانستان، باید گفت که توطئه خونین روز عاشورا در کابل بازی ای از سوی امپریالیست های اشغالگر امریکایی و دست نشاندگان شان بوده و هدف آن جلوگیری از گسترش مخالفت با استقرار دراز مدت پایگاه های نظامی امریکایی در افغانستان است. گسترش این مخالفت می تواند برای امریکایی ها خیلی ناگوار تمام شود. آنها نمی خواهند تجربه عراق در افغانستان تکرار شود. در عراق بنا به مخالفت مقتدا صدر با مستقر شدن طولانی نیروهای امریکایی در عراق، امریکایی ها مجبور شدند پایگاه های استراتژیک دراز مدت شان را در کویت برقرار کنند. اما این کار در منطقه ما غیر عملی است، چرا که هیچ یک از کشور های همسایه افغانستان ( پاکستان، ایران و کشور های آسیای میانه )  شرایطی مثل شرایط کویت ندارد.
در عین حال باید توجه داشت که بهره برداری های سیاسی از مراسم عاشورا توسط آخوند های مرتجع شیعه و عمال جمهوری اسلامی ایران، تحریکات و تعصبات مذهبی را در کشور دامن می زند و زمینه برخورد های مذهبی در کشور را به وجود می آورد. البته توده های شیعه مذهب که در طول تاریخ افغانستان مورد ستم و تحقیر و توهین مذهبی قرار گرفته اند، به آسانی مورد سوء استفاده آخوند های منفعت جو قرار می گیرند و به تصور اینکه آزادی در خود آزاری مذهبی همان آزادی مذهبی است توسط آنان به سوی اجرای مراسم و نمایشات خیابانی مذهبی کشانده می شوند. یقینا بعد از حادثه عاشورای امسال و با سوء استفاده از آن، احزاب سیاسی مرتجع شیعه و وابسته به رژیم دست نشانده، سعی خواهند کرد بار دیگر کساد بازاری سیاسی شان را رونق دهند. این کاری است که باید مورد مخالفت قرار بگیرد و این آگاهی به توده های تحت ستم مذهبی در افغانستان داده شود که راه نابودی این ستم و تامین آزادی مذهبی، برقراری یک نظام سکولار غیر مذهبی در کشور است.   
امضای پیمان استراتژیک میان اشغالگران امریکایی و رژیم پوشالی و برقراری پایگاه های نظامی استراتژیک دراز مدت امریکایی در افغانستان در تخالف صریح با استقلال و آزادی کشور و مردمان کشور ما قرار داشته و هدف اساسی آن حفظ حالت مستعمراتی افغانستان است. مسئولیت و رسالت تمامی هموطنان میهندوست اعم از مذهبی و غیر مذهبی و پیروان ادیان و مذاهب مختلف است که با امضای این پیمان قاطعانه مخالفت نمایند و اجازه ندهند که کشور ما به مستعمره دایمی امپریالیست های اشغالگر امریکایی مبدل گردد.
جنبش انقلابی جوانان افغانستان مخالفت عده ای از اعضای شورای علمای شیعه افغانستان علیه امضای پیمان استراتژیک میان اشغالگران امریکایی و رژیم پوشالی را استقبال می نماید. ولی مخالفت صرف نمی تواند مداوای درد فعلی کشور و مردمان کشور باشد. این مخالفت باید به صورت قاطعانه دنبال گردد و به بخشی از مقاومت علیه اشغالگران و رژیم دست نشانده مبدل شود. توده های کشور، از جمله توده های تحت ستم اهل تشیع در افغانستان، باید بدانند که موجودیت نیروهای امریکایی و مستعمره بودن افغانستان نمی تواند آنان را به آزادی، از جمله آزادی مذهبی، برساند، زیرا آزادی، منجمله آزادی مذهبی، مستلزم استقلال و آزادی کل کشور است.


مرگ بر اشغالگران امپریالیست!
مرگ بر رژِیم دست نشانده!
به پیش در راه برپایی و پیشبرد مقاومت ملی مردمی و انقلابی علیه اشغالگران و خاینین ملی!

جنبش انقلابی جوانان افغانستان
22 قوس 1390