سالروز تجاوز سوسیال امپریالیزم شوروی را تقبیح کنیم!
و مقاومت علیه اشغالگران کنونی وخائنین ملی شان را وسعت دهیم!


سی و دو سال پیش به تاریخ 6 جدی 1358 خورشیدی، ارتش متجاوز سوسیال امپریالیزم شوروی به بهانه " کمک انترناسیونالیستی" به خاک افغانستان هجوم آورد و این کشور را مورد تجاوز عریان قرار داد. تهاجم نظامی ارتش تزاران نوین که با قوای هوائی وزمینی  150000 نفری وارد خاک کشور شدند ، حرکتی بود که کشور ما را به مستعمره تمام عیار بلوک سوسیال امپریالیزم مبدل نمود و در عین حال این حرکت گامی بود در جهت نزدیک شدن تزاران نوین به آبهای گرم بحر هند و خلیج فارس که منافع بلوک امپریالیستی رقیب سوسیال امپریالیزم شوروی و نیروهای وابسته اش را در منطقه مورد ضربت جدی قرار داد.
تهاجم نظامی سوسیال امپریالیزم شوروی به خاک کشور در طی یک دهه جنگ اشغالگرانه منجر به کشته شدن بیش از دو میلیون از هموطنان ما و حدود یک ونیم میلیون معلول ، شش میلیون آواره  به کشورهای همجوار ( ایران ، پاکستان) ، نابودی مزارع تحت کشت، تخریب هزاران روستا، تخریب مکاتب و شفاخانه ها ، پل ها ، سرک ها ، بر هم زدن شیرازه زندگی خانواده ها، به یغما بردن مواد خام کشور ، دستگیری ، شکنجه و تیرباران هزاران روشنفکر وطن پرست و آزادیخواه گردید. جو اختناق ، قتل و کشتار بیرحمانه توده های مظلوم و بی دفاع این سرزمین بخاطری بود که مردم افغانستان را به انقیاد وتسلیم طلبی مجبور سازند ، ولی هر چه از زمان اشغال کشور گذشت، دامنه اعتراضات و قیام های خودجوش توده ها و مقاومت علیه اشغالگران و رژیم مزدورشان وسعت بیشتری به خود گرفت و در عین حال تحریکات و مبارزات سیاسی و نظامی نیروهای ارتجاع وابسته به امپریالیزم غرب ، ارتجاع منطقه ومبارزات پراکنده نیروهای انقلابی و ملی را نیز شامل شده بود. تسلط فرهنگ فئودالی بر جامعه، موجودیت ماسک دروغین دموکراسی کذائی رژیم وابسته به تزاران نوین، ادعاهای انقلابی گری سوسیال امپریالیزم شوروی، موجودیت رژیم های ارتجاعی در ایران و پاکستان و حمایت بی دریغ امپریالیستهای غربی و سردمداران مرتجع چین و ارتجاع عرب از آنان، آن عوامل مساعدی بودند که تسلط روز افزون نیروهای ارتجاعی وابسته به امپریالیزم غرب و ارتجاع منطقه را برمقاومت ضد سوسیال امپریالیستی در افغانستان باعث گردید. برعلاوه عدم مساعدت اوضاع در سطح بین المللی ، منطقه وکشور برای نیروهای انقلابی و ملی از یکسو و انحرافات و راه گمی های ایدئولوژیک – سیاسی انقلابیون کشور و به ویژه عدم موجودیت یک جنبش انقلابی پیشرو که قادر به رهبری انقلابی مبارزات و حرکت های خودجوش توده ها باشد از سوی دیگر باعث گردید که نیروهای انقلابی و ملی نتوانند نقش موثر، مستقل ، پیشرونده و رهبری کننده ای در مقاومت مردم بازی نمایند. این نیروها عمدتا به دنباله روی از مبارزات ومقاومت های خود بخودی توده های مردم پرداختند و حتی در قبال نیروهای ارتجاعی فئودال مواضع تسلیم طلبانه ای اتخاذ کردند. این امر اگر از یک جانب باعث ضربت خوردن پیهم و مداوم نیروهای متذکره گردید و نقش آنها را در مقاومت ضد سوسیال امپریالیستی از لحاظ سیاسی و نظامی روز به روز کاهش داد ، از جانب دیگر در پهلوی سایر عوامل مساعد، بحال نیروهای ارتجاعی وابسته به امپریالیزم غرب ، زمینه مساعد دیگری نیز بوجود آورد تا آنها بتوانند بطور روز افزونی مبارزات و مقاومت های خودجوش توده های مردم را تحت تسلط خود قرار دهند.
در هر حال مقاومتی که سوسیال امپریالیزم شوروی در افغانستان بدان مواجه شد ، فصل خونینی از مبارزات ملل و توده های تحت ستم علیه امپریالیزم جهانی را تشکیل داد. این مقاومت ها دو چیز را به خوبی نشان داد : اول اینکه شکست پذیری سوسیال امپریالیست ها وامپریالیست ها را علیرغم توانائی های مهیب نظامی و تسلیحاتی شان نشان داد و ثانیا ظرفیت جانبازی بی همتای مردمان کشور را در مقابله علیه یک ابرقدرت اشغالگر به نمایش گذاشت. مقاومت افغانستان یکجا با سایر عوامل بین المللی و عوامل داخلی " شوروی"  باعث گردید که سوسیال امپریالیست های شوروی در چوکات استراتژی عمومی گرباچوف ( پروستریکا و گلاسنوست) به تاریخ 26 دلو 1367  با تحمل 14000 کشته سربازان شان در طی یک دهه جنگ اشغالگرانه، در صدد عقب نشینی از کشور برآیند.
بعد از بیرون شدن اشغالگران سوسیال امپریالیست از کشور ، رژیم وابسته به روسها تحت رهبری داکتر نجیب الله نیز دوام نیاورد و در سال 1371 با سقوط مواجه گردید. پس از فروپاشی رژیم مزدور روسها جنگ خانمانسوزی میان احزاب جهادی آغاز گردید و احزاب جهادی از مسعود و ربانی و حکمتیار گرفته تا بنیادگرایان شیعه حزب وحدت و وابسته به جمهوری اسلامی ایران و تا جنگ سالارانی مثل اسماعیل خان و جنرال دوستم ، هریک قلمروهای ویژه ای برایشان در مناطق مختلف افغانستان به وجود آوردند. هریک از آنها از یک طرف به سرکوب خونین توده ها پرداختند و از طرف دیگر جنگ خانمانسوز داخلی را بخاطر داشتن دست بالا در حکومت ادامه دادند. این دوره ، دوره جنگسالاران جهادی فئودالی، دوره ترور و اختناق ، دزدی ، چور و چپاول اموال مردم و تجاوز گسترده به زنان و دختران جوان بود. قدرت های امپریالیستی و کشورهای ارتجاعی منطقه در صدد دامن زدن هرچه بیشتر چنین جنگی بودند و به این خاطر از دادن پول و سلاح به باندهای وابسته شان دریغ نورزیدند. این جنگ های داخلی نه تنها در دوره امارت اسلامی طالبان پایان نیافت بلکه تخریبات آن وسیع تر گردید.
امپریالیستهای امریکائی با تمسک به واقعه 11 سپتامبر 2001 ، کارزار جهانی تجاوزکارانه و اشغالگرانه شان را تحت نام "مبارزه علیه تروریزم " ، " آزادی زنان" و " تامین دموکراسی " ، براه انداختند و به خاطر راه اندازی این نقشه یک ائتلاف بین المللی امپریالیستی – ارتجاعی وسیع جهانی را بوجود آوردند و رژیم دست نشانده شان را بر مسند قدرت پوشالی نشاندند.
اینک که یکبار دیگر افغانستان مورد اشغال و تجاوز قرار گرفته و حدود ده سال است که قوای اشغالگر و رژیم دست نشانده بر آن فرمان میرانند، ضرورت آن وجود دارد که خاطره تلخ و دردناک تجاوز سوسیال امپریالیزم شوروی به افغانستان و اشغال این کشور در ششم جدی 1358 و پیامدهای گوناگون فاجعه بار آن، که از اذهان مردم زحمتکش کشور پاک نشدنی است، از نظر عبور داده و خاطره افتخار آمیز مقاومت حماسی و جانانه در مقابل اشغالگران سوسیال امپریالیست و مزدوران دست نشانده شان را بار دیگر در خدمت به برپائی و پیشبرد هرچه وسیعتر ، اصولی تر و قاطعانه تر علیه اشغالگران کنونی و رژیم دست نشانده آنها بیشتر از پیش بپرورانیم.
ما تمامی نیروهای ملی ، مترقی و انقلابی و تمامی اقشار و طبقات زحمتکش جامعه اعم از زن و مرد را به اتحاد عمل مبارزاتی و مقاومت همسو و مشترک در چوکات مقاومت وسیع ، قاطع و اصولی ملی ، مردمی وانقلابی علیه اشغالگران امپریالیستی و رژیم دست نشانده کنونی شان فرا میخوانیم و برین باوریم که فقط با برپائی و پیشبرد موفقیت آمیز چنین مبارزه و مقاومتی قادر خواهیم شد اشغالگران را از کشور بیرون برانیم ، رژیم دست نشانده را از میان برداریم و با ایجاد قدرت ملی ، مردمی و انقلابی در مسیر تامین خواست های اساسی توده های مردم ، به پیش گام برداریم.


به پیش در راه برپائی و پیشبرد مقاومت ملی ، مردمی وانقلابی
علیه اشغالگران امپریالیست و خائنین ملی !
زنده باد استقلال – زنده باد آزادی
" جنبش انقلابی جوانان افغانستان "
6 جدی 1390