با تاسف اطلاع يافتيم كه چندي قبل، استاد يوسف مومند، يكي از سابقه داران جنبش انقلابي كشور، پس از يك مريضي و علالت طولاني، در ديار آوارگي در گذشته است. دسته هشت مارچ زنان افغانستان خود را در غم و اندوه ناشي از فقدان اين مبارز مهربان و مصمم، كه عليرغم فشار چندين ساله مريضي مزمن، سنگر مبارزاتي انقلابي را ترك نگفت و تا آخرين لحظه حيات در اين سنگر باقي ماند، شريك مي داند و به پيشگاه تمامي اعضاي خانواده، رفقا، دوستان و شاگردان ايشان، تسليت عرض مي نمايد.
آنچه در ذيل مي آيد، متن سخنراني يكي از همسنگران استاد در گذشته، در مراسم تشييع جنازه شان در ديار آوارگي است.
بياد استاد يوسف
بزرگمرد ديگری از تبار رزمندگان آزاده و پرفروغ جريان شعلهء جاويد رهروان خود را برای هميشه
ترک نمود. او درسراسر دوران پربار مبارزاتی اش تا آخرين رمق وجودی اش از مبارزه برضد ستم طبقاتی و ملی باز نايستاد و با قامتی استوار و سر بلند خط مبارزاتی اش را پيش می برد و در عرصه های تئوری وعمل از هيچگونه سعی وتلاش فرو گزاری نکرد .
استاد یوسف مومند تحصیلات ابتدائی را در مکتب قادر قندهاری در دند قندهار بپایان رساند و برای ادامۀ تحصیلات شامل لیسه احمد شاه در شهر قندهار و بعدأ شامل فاکولته ساینس پوهنتون کابل شد و در رشته ریاضی و فزیک موفق به اخذ دیپلوم گردید. ایام تحصیل استاد یوسف مومند مصادف است با دوران دیموکراسی کذائی تاجدار ملوکانه، در این مقطع زمان جریانات مختلف سیاسی پا به عرصه مبارزه گذاشتند, سازمان جوانان مترقی ايجاد و در سال 1347 جريدهء شعلۀ جاوید را به نشر سپرد. بعد از نشر چند شمارۀ شعلۀ جاوید طیف وسیع از روشنفکران ، کارگران واقشار مختلف مردم زحمتکش در کابل و ولایات کشور پیرو اندیشه های مترقی و انقلابی شعلۀ جاوید گردیدند. یوسف مومند در این زمان محصل فاکولته ساينس پوهنتون کابل بود و بزودی یکی از فعالان این جریان انقلابی گردید و با اعتقاد به علم مترقی وارد عرصه مبارزه گردیده و تا آخر عمر به آن پابند ماند .
استاد یوسف بعد از ختم تحصیل به قندهار باز گشت و در لیسه های میرویس، مشرقی و دارالمعلمین قندهار به تدریس ریاضی و فزیک پرداخت. او نه تنها یک آموزگار مجرب بود بلکه مربی یک نسل از روشنفکران قندهار و ولایات همجوار بود. در قندهار، زابل ، ارزگان ،هلمند، نیمروز و ولایت فراه کسی نیست که نام به خون خفته گان جریان شعلۀ جاوید چون زنده یاد علی یاور، عصمت قندهاری و استاد یوسف قندهاری را نشناسد .
کودتای باند های خلق و پرچم در سال 1357 دریای از خون را در کشور به جریان انداخت ، قندهار هم مستثنی نبود. جانیان خلقی و پرچمی هزاران مخالف رژیم دست نشانده کرملین نشینان را نابود کردند. این جانیان با شناخت قبلی که از فعالان جریان شعلۀ جاوید داشتند عدهء زيادی از آنها را بقتل رساندند و استاد یوسف را به ولسوالی سپین بولدک بحیث معلم مکتب ابتدائی مقرر کردند. این زمانیست که استاد یوسف درک کرد که حیات او هم مانند هزاران نفر دیگر در خطر است و بلادرنگ روانه پاکستان شد. او همراه با فامیل اش در سال 1980 پاکستان را به صوب المان ترک کرد. استاد یوسف باورود به شهر فرانکفورت عضو اتحادیه شهر فرانکفورت که واحد شهری اتحادیۀ عمومی محصلین و افغان های خارج کشور(گوافس) بود، شد. اتحادیه عمومی یک تشکل ملی ودموکراتیک بود که از وفاق وهمکاری گروه های متعدد سیاسی به وجود آمده بود تا با مشارکت سیاسی علیه دولت اشغالگر سوسیال امپریالیستی شوروی، مداخلات امپریالیسم جهانی به سرکردگی امپریالیسم امریکا و دولت های مرتجع منطقه در افغانستان مبارزه کند. استاد یوسف از طریق اتحادیه عمومی وارد مبارزات سیاسی اش در خارج کشور شده و به مبارزاتش ادامه می داد .
رفیق یوسف در تشکيل سازمان ملی دموکراتيک آوارگان افغانی سهم بسزائی داشت. به تاریخ 13 اپریل 1985 به نمایندگی از رفقای اتحادیه فرانکفورت در یک جلسۀ برای ایجاد یک تشکل ملی و دموکراتیک در شهر ایسن اشتراک می ورزد. او مبارزه برای ایجاد یک تشکل ملی ودموکراتیک سرتاسری را که در آن انحصار سیاسی و سازمانی وترور شخصیت وجود نداشته باشد و شاخص عمده آن مبارزۀ ضد سوسیال امپریالیستی،امپریالیستی وضد احزاب اسلامی باشد، از الویت های کاری خود میدانست. نتیجه این مشارکت جمعی آن شد که به تاریخ 26 می 1985 نمایندگان اتحادیه شهر مونشن، کمیته تعاونی شهر هامبورگ، اتحادیه افغان های شهر ایسن، اتحادیه شهر کارلسروحه، هانور، فرانکفورت و شخصیت های مبارز دیگر از شهر های مختلف المان گرد هم جمع شده و سازمان ملی و دموکراتیک "آوارگان" افغانی را تشکیل دادند. استاد یوسف چون با مردم خود تعهد کرده بود ،هیچگاه در ارادۀ مبارزاتی او خللی وارد نشد و از زمان تأسیس سازمان "آوارگان" تا آنکه مرگ او را ناجوانمردانه از ما گرفت در سنگر مردم باقی ماند
نام خپلواکی بالای نشریۀ سازمان آواره گان نیز به پیشنهاد یوسف مومند گذاشته شد. او در نوشتار مقالات نشریۀ خپلواکی سهم بسزائی داشت
بعد از تهاجم نظامی امپرياليزم جهانی برهبری امريکا به افغانستان در 7 اکتبر 2001 استاد يوسف در تشکيل جبههء متحد ضد امپرياليزم و ارتجاع افغانستان و نامگزاری نشريه 7 اکتبر، مبتکر وپيشقدم بود
.استاد یوسف دیگر در بین ما نیست ولی اندیشه های او رهنمای عمل هزاران روشنفکر افغانستان خواهد بود
ماغم و رنج خود را به نيروي مبارزاتی تبديل نموده و در جهت تحقق آرمان های والای رفيق عزيز و ارجمند خود ، تلاش می ورزيم
بدينوسيله از طرف خود و ديگر همرزمان استاد برای فاميل عزيز و ديگر وابستگان، عرض تسليت می داريم
یادش گرامی و راه اش پر رهرو باد
|