تقبیح سالروز تجاوز سوسیال امپریالیزم شوروی به افغانستان
و
مقاومت علیه اشغالگران کنونی و خائینین ملی، وظیفه تخطی ناپذیر همه ماست
30 سال قبل از امروز، به تاریخ 27 دسامبر 1979 مطابق به 6 جدی 1358، نيروهاي نظامی دولت سوسیال امپریالیستي شوروی به افغانستان تجاوز نموده و كشور ما را اشغال نمودند. اين حرکت تجاوزگرانه و اشغالگرانه کشور ما را به یک مستعمره تمام عیار مبدل نموده و استقلال و آزادي ما را كاملا لگد مال كرد.
این حرکت در عين حال گام توسعه طلبانه اي بود بخاطر رسیدن سوسيال امپرياليست ها به آبهای گرم بحر هند و خلیج فارس و منافع بلوک امپریالیستی رقیب سوسیال امپریالیزم شوروی و نیروهای وابسته اش را در منطقه با خطر مواجه نمود. مبارزه ای که بعد از کودتای 7 ثور علیه رژیم مزدور خلق و پرچم براه افتاد و مقاومتي كه عليه نيروهاي متجاوز و اشغالگر سوسيال امپرياليستي سر بلند نمود، عمدتا یک مبارزه و مقاومت وسیع و گسترده خود جوش توده يي بود، كه از یکسو با تحریکات و مبارزات سیاسی و نظامی نیروهای ارتجاعی وابسته به امپریالیزم غرب و ارتجاع منطقه و از سوی دیگر با مبارزات نیروهای انقلابی و ملی کشور، گره خورده بود. اما تسلط فرهنگ فئودالی بر جامعه، موجودیت رژیم های ارتجاعی در ایران و پاکستان، حمایت مالی و نظامی گسترده امپریالیستهای غربی و سردمداران مرتجع چینی و ارتجاع عرب از نيروهاي ارتجاعي وعدم مساعدت اوضاع بین المللی، منطقه و کشور برای نیروهای انقلابی و ملی، که با انحرافات و راه گمی های ایدئولوژیک – سیاسی آنها توام بود، باعث گردید که نیروهای انقلابی و ملی نتوانند نقش موثر، مستقل، پیشرونده و رهبری کننده ای را درین مقاومت ایفاء نمایند. متاسفانه این نیروها نه تنها دنباله روی از مبارزات و مقاومت های خود بخودي توده ها را در پيش گرفتند، بلكه اکثریت شان در مقابل نیروهای مرتجع فئودالی مواضع تسلیم طلبانه اي اتخاذ كردند. این حرکت تسلیم طلبانه و انحرافی نیروهای انقلابی و ملی، به نوبه خود زمینه مساعد ديگري براي تسلط نیروهای ارتجاعی بر مبارزات و مقاومت های خودجوش توده ها فراهم نمود.
به هرحال، مقاومت علیه تجاوز و اشغالگري سوسیال امپریالیزم شوروی، بخشی از فصل خونین مبارزات ملل و خلقهای تحت ستم علیه امپریالیزم جهانی را تشکیل داد و ظرفیت جانبازی بی همتای مردمان کشور را در مقابل ابرقدرت سوسیال امپریالیستي، که تا دندان مسلح بود، بخوبی به نمایش گذاشت. سبعیت نظامی سوسیال امپریالیستها و مزدوران شان در طول یک دهه اشغال و مقاومت علیه آن ، در حدود دو میلیون کشته و معلول ، شش میلیون آواره و تخریب هزاران روستا و چندین شهر را برجای گذاشت. صد ها هزار نفر از جوانان كشور درين جنگ كشته شدند و صد ها هزار تن ديگر شان معلول گشتند. يكي از " فعاليت هاي نظامي " دايمي نيروهاي رژيم دست نشانده و مزدور، دستگيري جوانان و اعزام اجباري آنها به قطعات نظامي دولتي و جبهات جنگ بود، همچنانكه تن ندادن به اين سرباز گيري اجباري و فرار از قطعات نظامي و جبهات جنگي دولتي، يكي از اشكال گسترده مقاومت جوانان عليه اشغالگران و مزدوران شان بود. صفوف جنگ مقاومت ضد سوسيال امپرياليستي عمدتا از جوانان تشكيل شده بود. به همين جهت جانباختگان و معلولين جنگي را عمدا جوانان تشكيل دادند. يك نسل كامل از جوانان ما مجبور شدند زندگاني و آينده شان را در راه مقاومت عليه اشغالگران سوسيال امپرياليست و مزدوران شان قرباني نمايند.
مقاومت گسترده و جانبازانه علیه اشغالگران سوسیال امپریالیست و مزدوران شان در افغانستان، به مثابه عامل عمده، يكجا با سایرعوامل بین المللی و داخلی " شوروی"، باعث گردید تا سوسیال امپریالیستها وادار به عقب نشینی از افغانستان و ترک اين كشور شوند. بعد از منهدم شدن پيمان وارسا و فروپاشي شوروي سوسيال امپرياليستي، رژيم بازمانده از دوران اشغال نتوانست دوام بياورد و به سرعت فروپاشيد و بقاياي آن قدرت را به بنياد گرايان مرتجع تسليم نمودند. حاكميت نیروهای ارتجاعی اسلامی بر كشور نه تنها باعث به حدر رفتن تمامي قرباني هاي جنگ مقاومت ضد سوسيال امپرياليستي گرديد، بلكه يك خانه چنگي ارتجاعي ددمنشانه و ويرانگر چندين ساله را بر كشور و مردمان كشور تحميل نمود، خانه جنگي ارتجاعي ايكه زمینه ساز يك تجاوز ديگر امپرياليستي بر افغانستان گرديد.
با گذشت 12 سال از زمان خروج آخرين واحد هاي جنگي نيروهاي اشغالگر سوسيال امپرياليستي از افغانستان، بار ديگر به تاریخ 15 میزان 1380، اين كشور مورد تهاجم نظامی امپریالیست های اشغالگر به سردمداري امپرياليست هاي امريكايي قرارگرفت و به يك مستعمره تحت اشغال مبدل گرديد. اينك ضرور است تا خاطرات تلخ و المناک تجاوز سوسیال امپریالیست هاي شوروی به افغانستان و اشغال این کشور در ششم جدی 1358 و نتايج فاجعه بار آن از يكطرف و خاطرات حماسي و جانبازانه مقاومت عليه آن تجاوز و اشغالگري از طرف ديگر، که هيچكدام از اذهان توده های ستمدیده و زحمتکش کشور پاك شدني نيست، در خدمت به مبارزه و مقاومت عليه اشغالگران کنونی و رژیم دست نشانده آنها بیشتر ا ز پیش پرورانده شود. " جنبش انقلابی جوانان افغانستان" در عين تقبيح تجاوز و اشغالگري سابق سوسیال امپریالیستي و گرامي داشت ياد جانباختگان جنگ مقاومت ضد سوسيال امپرياليستي و با گرفتن الهام از افکار واندیشه های استقلال طلبانه و آزادیخواهانه ، یکبار دیگر تمامی توده های ستمدیده افغانستانی را به مبارزه و مقاومت ملی مردمی وانقلابی علیه اشغالگران امپریالیستی و خاینین ملی دست نشانده كنوني فرا می خواند. ما تمامی نیروها و شخصيت های آزاديخواه ملی، مترقی و انقلابی و تمامی اقشار و طبقات مردمی جامعه اعم از زن و مرد را به اتحاد عمل مبارزاتی و مقاومت همسو و مشترک در چوکات مقاومت ملی مردمی و انقلابی علیه اشغالگران و رژیم دست نشانده شان فرا میخوانیم. ما به ويژه آن بخش از جوانان فريب خورده كشور را كه اساسا همانند دوران اشغالگري سوسيال امپرياليستي، گوشت دم توپ جنگ اشغالگرانه و خائنانه ملي امپرياليست ها و خاينين ملي هستند، به كناره گيري از صفوف پوليس و اردوي وطنفروش رژيم فرا مي خوانيم. در افغانستان اشغال شده و تحت حاكميت پوشالي رژيم دست نشانده، فقر، بيكاري، بي آيندگي، فقدان امكانات ادامه تحصيل، آوارگي و بيخانماني گسترده جوانان همچنان ادامه مي يابد و روز بروز گسترده تر مي گردد و نجات از تمامي اين مصايب فقط و فقط با طي طريق در مسير مبارزه و مقاومت ملي مردمي و انقلابي ممكن و ميسر است.
به پیش در راه برپائی و پیشبرد مقاومت ملی ، مردمی و انقلابی علیه اشغالگران امپریالیست و رژیم پوشالی
جنبش انقلابی جوانان افغانستان
6 جدی 1388
تجاوز سوسیال امپریالیزم شوروی
به افغانستان را تقبیح نماییم
6 جدی یکی از روزهای المناك در تاریخ افغانستان است. درین روز نيروهاي نظامي دولت سوسیال امپریالیستي شوروی به کشور ما تهاجم نظامی نموده و آن را اشغال نمودند. این تهاجم و اشغالگري كه در نتيجه آن افغانستان به كشور مستعمره و فاقد استقلال و تماميت ارضي تبديل گرديد، سر آغاز فصل جديدي از بدبختی و سیاه روزی مردم افغانستان محسوب مي گردد.
نيروهاي اشغالگر سوسيال امپرياليستي و پوشالي هاي مزدور شان ميليون ها نفر از مردمان ما را بخاك و خون كشيده و آواره و بيخانمان كردند و هزاران شهر و روستاي وطن را به ويرانه مبدل نمودند. زنان يكي از قربانيان اصلي اين جنايتكاري هاي دد منشانه بودند. در جریان این جنايات وحشتناك، زنان به بردگی کشانده شدند و اشغالگران و رژیم مزدور حقوق آنان را به بی سابقه ترین شکل آن پایمال کردند. دستگاه حکومتی خصوصا دستگاه جاسوسی خاد، زنان را به فحشاء وامیداشت. اشغالگران و رژیم دست نشانده و مزدور خاين دست به گسترش فساد اخلاقی میزد. زنان در دوران اشغال سوسيال امپرياليست ها حیثیت بازیچه دست مردان را داشتند. اما مردم افغانستان عاشق استقلال و آزادی اند و هیچگاه تسلیم و مطيع متجاوزين و اشغالگران نمي شوند. مردمان ما كه میهن پرستی و مقاومت در مقابل متجاوزين و اشغالگران خارجي را در سرشت خویش دارند و آن را از نياكان شان به ارث برده اند، در مقابل سوسيال امپرياليست ها و مزدوران شان دست به مقاومت بینظیر زدند. اما رهبری این مقاومت، به دليل ضعف جریان انقلابی در كشور، به دست باندهای ارتجاعی اسلامی ساخته شده توسط امپریالیزم غرب افتاد و در نتیجه دستاورد هاي یک دهه مقاومت که بیانگر حماسه های خونین توده های غیور کشور ما بود برباد رفت. این باندهای خاين که ساخته شده دست اربابان امپرياليست و ارتجاعي خارجي شان بودند یکبار دیگر زمینه را برای اشغال دوباره كشور توسط قدرت هاي امپریالیستی به سرکردگی امپریالیزم امریکا مساعد ساختند و کشور ما یکبار دیگر به یک مستعمره تبدیل گردید.
این تجاوز شوم باعث گردید که مردمان آزادیخواه و استقلال پسند این مرز و بوم به غلامان و زندانیان در بند در داخل میهن شان تبدیل گردند. ما بايد با توجه و تكيه به رسالت تاریخی و میهن پرستي فداكارانه و جانبازانه، در راه تامين استقلال و آزادی این خطه و مردمان آن، از چنگال اشغالگران و خاينين ملي، از هیچ نوع فداكاري و جانبازی دریغ نورزیم، تا باشد که بار دیگر روزهای شوم و غم انگیزي چون شش جدی و 15 میزان تکرار نگردد. درین مبارزه و مقاومت هم باید زنان سهم بارزی داشته باشند و هم مردان. بدون سهمگيري بارز زنان در اين مبارزه و مقاومت، كه بايد توام با مبارزه عليه شوونيزم مرد سالار پيش برده شود، کشور و مردمان كشور نمي توانند از استعمار امپریالیستی نجات يابند.
خشم زنان را به مثابه نیروی قدرتمندی در راه انقلاب رها کنیم!
دسته هشت مارچ زنان افغانستان
6 جدی 1388
برای اخراج نیروهای اشغالگر از کشور
هرچه گسترده تر متشکل شویم
هموطنان غیور!
درشرایط حساس کنونی که امپریالیستهای امریکایی و متحدین بین الملی اش به تاریخ 11 قوس 1388 تصمیم خود را مبنی بر اعزام نزدیک به چهل هزار نیروی نظامی دیگرشان را به افغانستان رسما اعلام نموده اند، مبارزه برای برپائی و پیشبرد هرچه وسیعتر و گسترده تر مقاومت ملی ، مردمی وانقلابی علیه اشغالگران امپریالیست و خائینین ملی دست نشانده شان ، چه در ابتدای تجاوز و لشکرکشی و چه در زمان حاضر ، ضرورت عمده توده های این کشور را تشکیل میدهد.
جنگ تجاوزکارانه اشغالگران امپریالیستی که هشت سال پیش به بهانه مبارزه علیه " تروریزم" براه افتاد، فرصت خوبی را برای آنها مساعد ساخت تا اصطلاح " مبارزه با ترور" یا " تروریزم " را، جایگزین " خطر جنبش های انقلابی" سازند و از آن بمثابه ابزاری برای تامین مقاصد توسعه طلبانه شان و گسترش نفوذ و کنترول خود در سراسر جهان علی الخصوص خاورمیانه و آسیای مرکزی را بگونه لجام گسیخته ای استفاده نمایند.
در طی این هشت سال آنچه را که مردمان ستم دیده این دیار مشاهده کرده اند و با آن مواجه هستند، تحکیم هرچه بیشتر اشغال و روند افزایش نیروهای اشغالگرامپریالیستی بوده است.
با ورود نیروهای تازه نفس امریکایی و دولت های عضو ناتو، مجموع این نیروهای اشغالگر درکشور، خود را به تعداد نیروهای متجاوز سوسیال امپریالیزم شوروری در دهه هشتاد میلادی برابر می گردد.
درطول این مدت، امپریالیستهای اشغالگر نقشه های توسعه طلبانه شان را برین سرزمین اعمال نمودند. درین میان توده های ستمدیده افغانستانی دراثرحملات وحشیانه و دهشت انگیزشان حتی چندین برابر بیشتر از قربانیان واقعه یازدهم سپتامبر جان باختند، خون ریختند، به خاک خفتند، اشک ریختند، غم دیدند، ماتم گرفتند، ... که با درد و اندوه فراوان پایان این تراژیدی خونین در کشور نه تنها معلوم نیست، بلکه میرود تا عمق و گسترش بیشتری را به خود اختیار نماید.
امپریالیستهای اشغالگر امریکایی و متحدین بین المللی اش سال گذشته از " استراتیژی خروج" حرف زدند، اکنون با صدور فرمان اعزام نیروهای تازه نفس شان از " انتقال تدریجی" حرف میزنند. آنچه را تاریخ جهان ثابت ساخته است " انتقال تدریجی" به مفهوم خاتمه یافتن حالت مستعمراتی کشورها نبوده و نیست. چنانچه بیشتر کشورهای تحت مستعمره امپریالیستهای اشغالگر امریکایی همین حالت را به خود اختیار نموده و به عنوان پایگاه نظامی شان تحت کنترول و قیادت خود امپریالیستها قراردارد. " انتقال تدریجی" که گفته میشود 18 ماه آینده یعنی از اواسط 2011 کارشان آغاز میگردد و تا سال 2018 بطول خواهد انجامید، در صورت اجراء آن ، فقط میتواند سطح حضور نظامی اشغالگران را محدود نموده، اما مسئولیت ظاهری رسمی آنها صرفا حفظ این پایگاه ها و " مسئولیت امنیتی" بصورت ظاهری به قوای پوشالی (اردو و پولیس) که گفته شده تا حدود چهارصد هزارنفری افزایش خواهد یافت، سپرده خواهد شد. آنچه را باید بدان توجه نمود این است، که بعد از آن قوت های خارجی مستقر در پایگاه های نظامی شان در افغانستان برمبنای توافقنامه های استراتیژیک که با شاه شجاع سوم (کرزی) ادامه میدهند، هرلحظه خواهند توانست عملا تدارکات لوجستیکی و نظامی شان را در صورت احساس ضرورت یا تقویت کنند و یا مجددا قوت های نظامی دیگری به کشور وارد سازند و یا اهداف مورد نظرشان را با سلاح های دوربرد مورد حمله قرار دهند. " جنبش انقلابی جوانان افغانستان" قویا باورمند است که راه نجات کشور و مردمان کشور منجلمه جوانان ، راه اخراج قهری قوت های اشغالگر امپریالیستی از کشور و سرنگونی جبری دست نشاندگان شان، از طریق برپائی و پیشبرد مقاومت ملی ، مردمی و انقلابی سرتاسری همه جانبه است که میتواند به حالت مستعمراتی افغانستان خاتمه دهد. " جنبش انقلابی جوانان افغانستان" تمام جوانان افغانستانی را به خروج شجاعانه و رزمجویانه از زیر درفش اردو و پولیس پوشالی و همچنان ترک بی تفاوتی ها و فرارطلبی ها از مبارزه و مقاومت علیه اشغالگران و دست نشاندگان شان فرا می خواند . فقط با تامین استقلال و آزادی کشور و مردمان کشور و پیشروی مداوم در مسیر انقلاب ، فردای مان شگوفان و پر بار ، بری از سلطه امپریالیست ها و مرتجعین و سرشار از آزادی و بهروزی خواهد بود.
به پِيش بسوِي برپائِي جنبش وسِيع انقلابِي جوانان براِي برپائِي و پِيشبرد مقاومت ملِي مردمِي و انقلابِي علیه اشغالگران امپریالیست و خائینین ملی دست نشانده شان!
" جنبش انقلابی جوانان افغانستان "
30 قوس 1388
ایمل آدرس های جنبش انقلابی جوانان افغانستان
jawanaan@gmail.com
ویب سایت جنبش انقلابی جوانان افغانستان
www.afghanistanrmy.org
|

نبرد زن شماره 10 نسخه قابل چاپ

پیکار جوانان شماره ۱۲ نسخه قابل چاپ

|