" جرگه ملی مشورتی صلح"
ترفند تازه ای برای ترویج خشونت های بیشتر
شاعر: 16 جوزای 1389
جرگه نام نهادی تحت عنوان فریبنده " جرگه ملی مشورتی صلح " که هدف آن صرفا اغواگری توده ها و جوانان کشور است ، از طرف رژیم پوشالی و به ابتکار عمل امپریالیست های اشغالگر به سردمداری امپریالیزم امریکا به تاریخ 12 جوزای 1389 در کابل دایر گردید.
این جرگه که تا عصر روز جمعه مورخ 14 جوزای 1389 ادامه یافت، با اشتراک 1400 عضو و 200 مهمان در خیمه لویی جرگه تدویر گردید و با مصرفی بالغ بر 160 میلیون دالر و با صدور قطعنامه 16 ماده ای در سه فصل به کار خود پایان داد.
نمایش فرینده نشست " مشورتی صلح " در کابل ، یکی از جمله هزاران ترفندی است که نیروهای مهاجم و اشغالگر به سردمداری امپریالیزم امریکا روی دست گرفتند تا اینکه ظاهرا نشان دهند که آنها یعنی اشغالگران و رژیم مزدور و دست نشانده اش از جمله صلح خواه ترین دولتمداران زمان خویش اند!
این جرگه به اصطلاح مشورتی صلح درحالی روی دست گرفته شد که نیروهای تازه نفس اشغالگران با تمام قواء به این سرزمین سرازیر شده و میشوند و یکجا با سایر نیروهای اردو و پولیس رژیم منحوط کرزی آمادگی سفرشان را به سایر نقاط افغانستان برای تحمیل نظام غارتگرانه ، ستمگرانه و استثمارگرانه شان ، میگیرند.
این جرگه به اصطلاح مشورتی صلح در حالی روی دست گرفته شد که همزمان با برگذاری آن در کابل ، عملیات نظامی نیروهای اشغالگر امپریالیستی در ولسوالی ژیری قندهار و دیگر ولسوالی های اطراف آن در شرف انجام بود.
این جرگه به اصطلاح مشورتی صلح درحالی روی دست گرفته شد که همزمان با برگذاری آن ، ناتو اعلام نمود که مبلغ یکصد میلیون دالر دیگر را جهت اعمار پایگاه های نظامی اش در سمت شمال افغانستان به مصرف خواهد رسانید.
این جرگه به اصطلاح مشورتی صلح در حالی روی دست گرفته شد که حتی نتوانست بخش های مهم، دار و دسته های شامل در حکومت خویش را درین جرگه نام نهاد صلح جمع آوری نماید. در جرگه ای که دار ودسته های قانونی خویش را جمع آوری کرده نمیتواند چگونه میتوان توقع داشت که مخالفین مسلح دولتی و سایر نیروها را درین خیمه جمع نماید؟ و یا اینکه چگونه میتوان توقع داشت که به خواست مخالفین خود لبیک گوید؟ عدم شرکت اشخاصی مانند : عبدالله عبدالله رقیب انتخاباتی کرزی ، محمد جواد ضحاک رئیس شورای ولایتی بامیان ، محمد محقق رئیس حزب وحدت اسلامی ، عبدالرشید دوستم از متحدان کرزی، عطامحمد نور والی بلخ، پیرسید احمد گیلانی از متحدان کرزی، فوزیه کوفی نماینده به اصطلاح مردم در بدخشان و شماری از اعضای پارلمان ، همچنان عدم شرکت مولوی عبدالسلام ضعیف و وکیل احمد متوکل از یک طرف و برخی دیگر از شخصیت های بلند پایه دولتی که از شرکت درین جرگه اجتناب نمودند از طرف دیگر ، پروسه این نمایش مضحکه آمیز " صلح" را که از ماهیت پوچ برخوردار بود به خوبی انعکاس داد.
نمایش مضحکه آمیز جرگه " ملی مشورتی صلح " در حالی برگذار گردید که هیچ حرفی از خواست مخالفین مسلح دولتی و همچنان هیچ کلامی به ارتباط بیرون رفتن نیروهای اشغالگر امپریالیستی از کشور بمیان نیامد.
نمایش مضحکه آمیز جرگه " ملی مشورتی صلح " درحالی برگذار گردید که حتی به زنان پارلمان نشین که در زیر چتر حمایتی اشغالگران خزیده و جمعی از رژیم مزدور کرزی را تشکیل میدهند اجازه سخنرانی داده نشد. اعتراضاتی که بعد از پایان این جرگه دامن خورد عبارت از حضور زنان درین جرگه و عدم اجازه سخنرانی به آنان بود که این موضوع حضور نمادین زنان را درین جرگه و حاکمیت شئونیزم غلیظ مردسالاری را از سوی دیگر بخوبی نمایان ساخت.
بصورت کل تدویر چنین جرگه ای صرفا برای اغواگری نسل جوان و توده های ستمدیده کشور روی دست گرفته میشود تا به زعم خود بتواند بر رژیمی که سراپا غرق در فساد و غرق در بحران است مشروعیتی تازه بخشد ، ولی نه تنها نمیتواند به چنین نظامی مشروعیت بخشد بلکه آنرا بیشتر از گذشته بحران زده خواهد کرد.
از طرفی پوشش کاذبانه " صلح" ، پرده ساتری بر جنایات جنگی نیروهای اشغالگر امپریالیستی از یک سو و اقدامات جنگی رو به افزایش آنها از سوی دیگر است. نیروهای اشغالگر امپریالیستی هم اکنون در حدود بیش از یکصدو پنجاه هزار نفر را به این سرزمین سرازیر کرده اند. موجودیت این نیروهای اشغالگر که در چوکات نظامی به این سرزمین گسیل شده اند ، برای غارتگری ، چپاول و سرکوب استوار گردیده است ، یعنی دریک کلام ، اقدامات جنگی رو به افزایش ! این نیروها برای پیشبرد جنگ در افغانستان حضور دارند نه برای " صلح " ! این نیروها برای گسترش جنگ درین سرزمین حضور به هم رسانده اند و بر تعدادشان هر روز اضافه میشود. خلاصه این تعداد نیرو برای اقدامات نظامی در چوکات جنگ فورمولیته شده اند نه برای " صلح " !
از طرفی هم این پوشش کاذبانه " صلح " و به راه اندازی چنین جرگه های نمایشی وفریبکارانه برای گسترش پایه های ارتجاعی حاکمیت پوشالی نیز هست. دولت دست نشانده کرزی امیدوار است که ازطریق خرچ و مصرف بالای چنین جرگه ها بتواند نیروهای تسلیم طلب و مرتجع بیشتری را به زیر چتر حمایتی خویش بکشاند. حرکت تسلیم طلبانه گلبدین حکمتیار خود نمایانگر چنین فضایی است. حرکت تسلیم طلبانه ای که گلبدین مرتکب شد باعث گردید تا اختلافات داخلی میان نیروهای ارتجاعی را تزئید بخشد، بدین ملحوظ بود که طالبان بر گروه های قسما تسلیم شده از حزب اسلامی گلبدین حکمتیار حمله نمودند و درگیری های مسلحانه میان شان انجام داده اند. اما با آنهم دولت آنقدر متزلزل و فروپاشیده میباشد که قادر به تعمیق روابط خود با گلبدین هم نیست، تا بعنوان مثال بتواند آنرا علم کند و بگوید که از مجموع مخالفین اش حداقل یکی را هم به پای جرگه " صلح " کشانیده است. گلبدین اهل معامله است اما چون دولت بحران زده کرزی حتی یکی از خواست های نماینده حزب اسلامی گلبدین را هم نتوانست اجراء نماید ، باعث شد تا گلبدین حکمتیار از اشتراک در جرگه نام نهاد " صلح " اباء ورزد.
موضوع دیگری که میتوان درنظر گرفت این است که اگر در یک کشور دولت حاکم، قدرت سیاسی را به قبضه دارد و اگر حقیقتا در یک کشور ، پارلمان و قضا وجود داشته باشد ، قوای مقننه ، مجریه و قضائیه به درستی موجود باشد و اردوی مسلح و پولیس و نیرو با توپ و تانک و زندان ... دراختیار داشته باشد ، بخاطر سرکوب نیروی ضد دولتی ، " یاغیگری " ، " اخلال امنیت " ، " تروریزم" و غیره، چه ضرورتی به تدویر جرگه، مشوره و یا نمایشات مضحکه آمیزی ازین قبیل است؟ یقینا که هیچ ! این بصورت کل و دریک کلام وظیفه اولی و اساسی دولت است تا در برابر چنین ناهنجاری های ضد دولتی که پایه های حکومتش را به لرزه انداخته و برای آن دولت هم از لحاظ داخلی و هم از لحاظ خارجی نا امنی هایی را بوجود آورده بدون تردید ، اقدامات اساسی را روی دست گیرد ! نه اینکه به تدویر جرگه های نمایشی بپردازد و داد از "صلحخواهی" بزند. مگر تا بحال در تاریخ جوامع کشورهای دیگر جهت مقابله با نا امنی و " تروریزم" ، دولت ها جرگه های پرهزینه و غیرمعمول و اضافی را دایر کرده اند؟ باز هم اگر درشرایط نبود مکانیزم دولتی ، برگذاری چنین جرگه ها روی دست گرفته شده باشد غیر از نهادهای مدنی و مراجع مسئول ، کدام نهاد و مراجع دیگری درآن دخیل بوده اند؟ و یا اینکه تمویل مالی چنین جرگه ها را آیا دیگران پرداخته اند ؟ یقینا که خیر ! فقط تحت چنین حاکمیتی میتواند تدویر چنین جرگه ها آنهم فقط برای فریب اذهان عموم و برای مشروعیت بخشیدن به دولت دست نشانده روی دست گرفته شود و آنهم تحت چنین نظامی که با داشتن قوای مسلح ، ارتش و نظام باز هم قادر به جمع آوری پاشیدگی هایش نمیباشد یعنی دریک کلام پوشالی است ونمیتوان توقع بالاتری غیر از خیانت به وطن و مردمان وطن و چاکرپیشگی به دربار امپریالیزم ، از آن داشت.
به صراحت میتوان گفت که جرگه نام نهاد " ملی مشورتی صلح" چیزی جزء ضیاع وقت ، فریب کاری دغلکارانه برای اذهان عموم ،معامله گری و سوء استفاده های مالی ، مشروعیت بخشیدن به اشغال کشور و نظام سرو دم بریده حاکم ، و دامن زدن هرچه بیشتر به فقر و فاقه و ناامنی و محرومیت توده های ستمدیده افغانستانی نبوده و نیست!
" جنبش انقلابی جوانان افغانستان" تدویر چنین جرگه ها را نیرنگ خائنین ملی و ترفند نیروهای اشغالگر امپریالیستی میداند و برای افشاء نمودن ماهیت رژیم و همچنان دامن زدن به مقاومت ملی ، مردمی وانقلابی در مقابل آنان، ازهیچگونه سعی و تلاشی دریغ نخواهد کرد.
بگذار اشغالگران امپریالیست و خائینین ملی دست نشانده شان چنین جرگه های نام نهاد تدویر نمایند. بگذار که اشغالگران و خائینین ملی شان دایما از " صلح " صحبت کنند. بگذار آنچه میخواهند جنایت و خیانت کنند ، اما تاریخ این مرز بوم ثابت نموده است که مردمان این کشور نهایتا شکست اشغالگران و خائینین ملی شان را شاهد بوده اند. به امید چنین روزی!
*************************************
برگذاري جرگه هاي فريبنده،
مشكل آفريني، در روند آموزش محصلين پوهنتون پولي تخنيك کابل است
شهاب:
بعد از سپري شدن امتحانات سمستر خزاني در پوهنتون پولي تخنيك كابل كه در نخستين روزهاي سال نو به پايان رسيد، پوهنتون الي مدت نا معلوم تعطيل شد. دليل اين تعطيلي، اتخاذ تدابير ايمني بخاطر برگزاري "جرگه ملي مشورتي صلح" بود. طي اين مدت به شدت براي برگزاري جرگه كار ميشد و در اين اواخر سگ هاي مخصوص را جهت بازرسي وسايط نقليه بكار گرفته بودند. همچنان، قسمت اعظم پوهنتون توسط سيم خار دار احاطه شده بود و به جزء ماموران مشخص، هيچ كس حق عبور و مرور در اين ساحه ها را نداشتند.
محصلين پوهنتون پولي تخنيك در عكس العمل به اين وضعيت و براي ابراز خشم در مقابل احتمال ضايع شدن كامل يك سمستر تحصيلي شان، به روز يكشنبه تاريخ 5 ثور، دست به اعتراض زدند. آنها با تجمع در مقابل دروازه ي پوهنتون، خواستار آغاز هر چه زودتر درسهاي شان شده و تقاضا كردند، تا لوحه "جرگه..." كه در اين اواخر بر سر دروازه پوهنتون نصب شده بود، با لوحه خود پوهنتون عوض شود. اين تظاهرات با آمدن رييس پوهنتون و انتخاب چند تن از نماينده هاي محصلين و رفتن شان به وزارت تحصيلات عالي، خاتمه يافت.
سر انجام، با به تعويق افتادن جرگه بر اساس دلايل سياسي مختلف، وزارت تحصيلات عالي فيصله كرد، تا دروس پوهنتون سر از روز شنبه مورخ 11 ثور شروع شود و تا اطلاع بعدي، ادامه يابد. بعد از آن محصلين در پوهنتون خود بيشتر شبيه به اسرا بودند، زيرا فقط حق داشتند در محوطه كوچك كه رژيم براي شان تعیين كرده بود، گشت و گذار نمايند. آنها هر روز در هنگام ورود به پوهنتون، تلاشي مي شدند و در صورت شكايت، مورد اهانت پوليس قرار ميگرفتند. محصلين مدت يك ماه را در چنين شرايطي سپري كردند. با نزديك شدن تاريخ 12 جوزا كه عبارت از تاريخ برگذاري "جرگه.." بود، تدابير امنيتي شديدتر شده و بالاخره پوهنتون يك بار ديگر به روز دو شنبه مورخ 10 جوزا براي مدت تقريباً يك هفته تعطيل شد. جالب است، چنانكه در فوق بيان گرديد، با وجود تمامي تدابير شديد امنيتي كه در داخل پوهنتون رويدست گرفته شده بود، باز هم ارگان هاي امنيتي در تامين امنيت جرگه، ناكام ماندند و فقط چند دقيقه بعد از شروع جرگه و در جريان سخنراني حامد كرزي، خيمه لوي جرگه، هدف حملات راكتي قرار گرفت. اما با وجود آن ، جرگه دوام يافت و اين بار گويا مزدوران قصد كرده بودند، تا براي حفظ حاكميت پوشالي شان استقامت كنند؛ هر چند اين استقامت نيز خيلي شكننده به نظر ميرسيد و به مشكل توانست حفظ شود. جرگه به تاريخ 14 جوزا با به خوانش گرفتن قطعنامه، پايان يافت.
يگانه فايده برگزاري جرگه براي پوهنتون، بازسازي بلاك هاي ليليه آن ميباشد. اين امر نشان ميدهد كه دولت دست نشانده حاضر است و توانايي آنرا دارد تا براي حصول اهداف اش كارهاي حد اقل را در مدت لازم انجام دهد، اما در صورتيكه كاری كه به منافعش ربط نداشته باشد مطرح گردد، حاضر به انجام آن نميباشد. محصلين پوهنتون پولي تخنيك كابل سالهاي زيادي را در ليليه هاي اين پوهنتون در حالت نا مناسبي سپري كرده اند و دايماً تقاضا نموده اند، تا وضعيت ليليه ها بهبود يابد. اين مشكل قبل از برگزاري جرگه آنقدر "بزرگ" بود كه دولت طي چندين سال حاكميتش نتوانست قادر به حل آن باشد، اما با فرا رسيدن جرگه، فقط در مدت يك ماه تمامي ليليه ها را بازسازي كرد!
برگزاري "جرگهء ملي مشورتي صلح" و تاثيرگذاري مخرب آن بر روند آموزش محصلين پوهنتون پولي تخنيك كابل نه اولين مورد ضياع وقت محصلين ميباشد و نه آخرين آن خواهد بود. موجوديت "خيمه لويه جرگه" در داخل پوهنتون پولي تخنيك كابل از ابتدا تا كنون همواره براي محصلين بسيار زيان آور بوده است. چنانچه حتي باعث ضايع شدن، كامل يك سمستر تحصيلي محصلين نيز گرديده است. در وضعيتی كه دولت دست نشانده ساحات زيادي را براي برگزاري چنين مجامع فرمايشي در اختيار دارد. چرا برگزاري اين به اصطلاح "جرگه ها و لويه جرگه ها" را در پوهنتون پولي تخنيك مي پسندد؟ دليل آن اينست كه آنها مصارف پولي را كه از اثر اقامت مرتجعين محلي در ساحات مجلل تر متوجه شان ميشود، با سرنوشت محصلين و وقت گرانبهاي شان در جهت كسب علم، مقايسه كرده و از دست دادن آن دومي را به سود خود مي بينند. آنها هيچگاهي به فكر ارتقاء سطح تحصيلي كشور نبوده و ضايع ساختن وقت محصلين و حتي بعضاً فسخ كردن كامل سمسترهاي تحصيلي شان، اثبات مناسب ادعاي ما ميباشد.
بر محصلين پوهنتون پولي تخنيك کابل لازم است تا هر چه بيشتر در جهت بيرون كردن "خيمهء لويه جرگه" بعنوان حلقه ای از حلقات فشار بر محصلين، تلاش كنند. در صورت سكوت محصلين، در رابطه به ضايع شدن مداوم و پي در پي وقت تحصيلي شان، دولت فرصت خواهد يافت تا فرهنگ اسارت و سكوت در برابر ظلم را بيشتر و عميقتر در ميان محصلين نهادينه كند. اين امر در آينده ها در نهايت به سود دولت دست نشانده و به ضرر كامل محصلين پوهنتون پولي تخنيك كابل، تمام خواهد شد و زمينه را براي ترويج چنين فرهنگي در ميان ساير محصلين، نيز مساعد خواهد ساخت.
****************************************
علیه انتخابات ضد ملی پارلمانی رژیم سکوت نخواهیم کرد!
جوانان مبارز وطن!
طوریکه اطلاع دارید، به تاریخ 27 سنبله 1389 قرار است تا انتخابات ضد ملی پارلمانی ( ولسی جرگه و مشرانو جرگه ) برگذار گردد و ثبت نام آنعده از نامزدانی که آگاهانه میخواهند درین خیانت ملی شریک وطن فروشی و تحکیم حالت اشغال کشور گردند از 31 حمل آغاز و با تاخیر دو روز به تاریخ 16 ثور 1389 به پایان رسیده است.
اکنون کمیسیون انتخابات رژیم در تلاش است تا از تعداد 2673 تن این نامزدان که گویا ، آنعده را که واجد شرایط اینگونه انتخابات نیستند دسته بندی نماید و زمینه کمپاین انتخابات را برای آنعده که گویا واجد شرایط انتخابات اند روی دست قرار دهد.
طبق گفته رئیس کمیسیون انتخابات رژیم سن قانونی که برای کاندیدان ولسی جرگه درنظر گرفته شده 25 سال و برای مشرانو جرگه 35 سال تعیین گردیده است.
" جنبش انقلابی جوانان افغانستان " علیه این خیانت ملی و انتخابات ضد ملی پارلمانی رژیم موضع خویش را صریحا اعلام میدارد و از تمامی هموطنان آزادیخواه کشور علی الخصوص جوانان رزمنده این دیار می طلبد تا در انتخابات ضد ملی پارلمانی رژیم شرکت ننمایند.
دولت دست نشانده ، بار دیگر میخواهد با روی کار آوردن فاسدترین افراد بعنوان نمایندگان " ملت" افغانستان برای تامین مقاصد امپریالیستی اشغالگران و برای مشروعیت بخشیدن به نظام پوشالی اش استفاده نماید.
معنی انتخابات دریک نظام اساسا مستعمراتی و دریک کشور نیمه فئودالی – مستعمره ، نمیتواند غیر از تحکیم موقف اشغالگران امپریالیستی و نمایندگان فئودال کمپرادور و بورژوا کمپرادور چیز دیگری باشد.
" جنبش انقلابی جوانان افغانستان" بر مبنای اهداف ملی – دموکراتیک اش ، با هرگونه توطئه علیه خلق کشور ، خواه در چهره انتخابات "ریاست جمهوری" باشد و یا چهره انتخابات " پارلمانی" ، موضع اتخاذ نموده و به مبارزه برمیخیزد.
" جنبش انقلابی جوانان افغانستان " از همکنون ، از تمامی جوانان مبارز کشور و سراسر اقشار ستمدیده افغانستانی ، عناصر ضد امپریالیزم و ارتجاع ، نیروهای انقلابی آگاه ، و گروه ها دموکرات ، جدا میطلبد تا علیه این خیانت ملی بپا خیزند و هویت دشمنان این سرزمین و خلق کشور را که در تائید مقاصد اشغالگرانه فعالیت دارند، افشاء نمایند.
به پیش در راه برپائی و پیشبرد مقاومت ملی ، مردمی وانقلابی علیه اشغالگران امپریالیستی و خائینین ملی دست نشانده شان
" جنبش انقلابی جوانان افغانستان "
5 جوزای 1389
**************************************
سوم جوزا را به بسیج تشکلاتی معلمین ارتقاء دهیم!
معلمین جوان کشور!
سوم جوزا را با تجلیل خشک و خالی و فرمالیته سنتی در هم بکوبید! بیایید این روز را به اعتراض همگانی قشر معلمین همراه و همنوا سازیم. بیایید تا از درد و رنج معلمین کشور و از 8 و نیم سال اسارت و بردگی مردمان کشور و لگد مال شدن استقلال سیاسی افغانستان سخن بگوییم!
8 و نیم سال از عمر نکبت بار رژیم پوشالی و اشغال افغانستان توسط امپریالیست ها به سرکردگی امپریالیزم لجام گسیخته امریکا میگذرد. در طول این مدت با تجلیل مراسم روز معلم در سطح ملی روبرو بوده ایم. اما حقیقتا چه تغییراتی در زندگانی معلمین افغانستانی ببارآمده و چه برخوردی با معلمین کشور صورت گرفته است؟
آنچه را که در طول این مدت ثابت شده است این بود که کرزی (شاه شجاع سوم) غیر از برده منشی و چاکرپیشکی به دربار امپریالیستها و خیانت به وطن و مردمان وطن ، ارمغان و دست آورد دیگری برای مردمان کشور منجمله معلمین افغانستانی ، نداشته است. دولت دست نشانده کرزی فکر میکند که با تجلیل خشک و خالی روز معلم در سطح ملی میتواند چهره کریه و پوشالی نظامش را بپوشاند و برآن مهر مشروعیت نظام ببخشد. فکر میکند که میتواند با تجلیل مراسم روز معلم ماهیت اشغالگری نیروهای متجاوز امپریالیستی به سردمداری امپریالیزم امریکا را بپوشاند. فکر میکند که با تجلیل مراسم روز معلم در سطح نمایشی و فریبکارانه آن میتواند از خواسته های صنفی و سیاسی معلمین کشور بری باشد.
اما کور خوانده است!
امروز ، سوم جوزاست ! روزی که معلمین در سراسر کشور ، به تجلیل روز معلم روبرو هستند. ولی تجلیل از روز معلم جزء غم واندوه برای معلمان کشور نمیتواند چیز دیگری به همراه داشته باشد. چرا؟ چون ، زمانیکه نام از معلم گرفته میشود ، تجسم انسانی پژمرده ، غمگین و مضطرب در اذهان عموم پدید می آید که در تار و پود دخل و خرچ زندگی خویش درمانده و پریشان است. این پژمرده گی ، افسردگی و اضطراب معلمین نیز راه حلی دارد که کلید حل آن نیز به دست خود معلمان است.
معلمین کشور میتوانند و باید از طریق طرح خواستهای صنفی و سیاسی خویش و دامن زدن آن در پیوند فشرده متعلمین مکاتب و انتقال آگاهی سیاسی به شاگردان مکاتب، این بن بست معضلات را باز نمایند. معلمان کشور باید شاگردان را آگاهی سیاسی دهند تا نسلی که مسئولیت فردای کشور بردوش او گذارده میشود یک نسل تسلیم طلب ، انقیاد پذیر و ستم پذیر نباشد ؛ بلکه به یک نسل مبارز، آزادیخواه و سربلند بدل گردد. اگر اینکار ها صورت نگیرد ، اگر پیوند ها حاصل نشود ، اگر تشکلات معلمین بسط وتوسعه نیابد و اگر معلمین در راه مطالبه حق خود ایستادگی نکنند ، طرح هرگونه خواست برحق معلمین در واقع حکم گدائی از رژیم مزدور کرزی است و این رژیم گدا صفت ذاتا نمیتواند طلب گدائی را لبیک گوید.
" جنبش انقلابی جوانان افغانستان " در روز تاریخی معلم ، از تمام معلمین جوان و آگاه کشور میطلبد تا برای بسیج فشرده جوانان برای برپائی و پیشبرد مقاومت ملی ، مردمی وانقلابی علیه نیروهای اشغالگر امپریالیستی و رژیم دست نشانده آنها ازهیچگونه سعی و مجاهدتی دریغ نورزند. تنها راه حل معضلات اجتماعی معلمان کشور در بیرون رفت از یوغ اسارت و بردگی است.
بريده باد دستي كه به معلم ستم ميكند !
جاويدان باد همبستگي معلمان سراسر افغانستان !
جنبش انقلابی جوانان افغانستان
سوم جوزای 1389
***********************************
ایمل آدرس های جنبش انقلابی جوانان افغانستان
jawanaan@gmail.com
ویب سایت جنبش انقلابی جوانان افغانستان
www.afghanistanrmy.org
|